
.:: جابر تواضعی،جام جم ::.
برای انجام این گفت و گو با محمد صالح علاء عصر یكی از همین روزهای آبان در خانه اش حوالی میدان سید خندان مهمانش می شوم و همان جور كه فكر می كنم خیلی طول نمی كشد تا با هم زلف گره بزنیم. با «دو قدم مانده به صبح» شروع می كنیم و بعد آن قدر جهان شخصی او بر حرفمان غلبه می كند كه به گمانم بر هر چیزی ارجحیت دارد. جهان شخصی ای كه گمانم آن قدر جذاب هست كه بی هیچ توضیحی با چند جمله به سبك اجرای خود او در این برنامه برویم سراغ اصل مطلب.
سلام عرض می كنم خدمت یكان یكان خوانندگان جان، خوانندگان پیشانی بلند، روی سپید و رستگار خودمون. خدا رو شكر می كنم كه باز هم با یه گفت و گوی دیگه در روزنامه محترم جام جم در خدمت شما هستم. مهمان مرغزار گفت و گوی این بار ما جناب آقای محمد صالح علاء هستند. نمایش نامه نویس، كارگردان، بازیگر، ترانه سرا، گوینده ... و مجری برنامه محترم «دو قدم مانده به صبح». دست به سینه روبهروی ایشان می نشینیم و حرف هایشان را می شنویم. باز كن دكان كه وقت عاشقی است.

کما 2 بالاخره منتشر شد
با تنظیم هایی از نیما وارسته و ملودی های حمید عسگری

• بنیامین می خواهد قرار مصاحبه را برای شنبه یا چهارشنبه بگذارد و من هم دارم کوتاه می آیم اما وحید مخالفت می کند و همه ما را نجات می دهد.
• مسئول هماهنگی وقتی می شنود که من از 1200 کیلومتری و وحید از 600 کیلومتری آمده ایم جنب و جوش خود را برای جوش دادن مصاحبه تنظیم شده اما فیکس نشده را !! زیاد می کند.
• محسن رجب پور از اتاق کارش بیرون می آید و از هماهنگی مصاحبه بنیامین می پرسد و ما هم نام شخص مورد نظر را می آوریم...اینجا همه از ما و مصاحبه مان بی خبرند!!
• قرار مصاحبه 2 ساعت به تاخیر می افتد و ما هم راضی از این تاخیر بیرون می رویم تا یک جوری این تاخیر را پر کنیم!
• با وحیدرضا صیرفیان جایی را برای نشستن پیدا می کنیم که هم موش گنده دارد و هم آب گل آلود...شبیه شمال است اما با بوی دی اکسید کربن و غیره!!آنقدر می نشینیم که دیگر ماشین ها برایمان بوق می زنند و عابر ها دست تکان می دهند!!! بچه محل می شویم!!!
• بدون هیچ حاشیه ای ! از محل دور می شویم و پاساژ گردی را شروع می کنیم.کاری که می گویند برای نرم شدن قلم پا بسیار مفید به فایده است.قبل ها باور نمی کردیم اما مثل اینکه همین طور است!! با زحمت فراوان یکی دو پک آلبوم 88 بنیامین گیر می آوریم که همراه با امضا سوغاتی ببریم...بالاخره این زمان به پایان می رسد و پا به سوی ترانه شرقی می گذاریم.
• 5 دقیقه پس از ورود ما به ترانه شرقی صدای زنگ به صدا در می آید و یک آقای قد بلند(از من قد بلندتر) با لباس معمولی وارد شرکت می شود...از دور چهره اش را نمی شناسیم...دور یعنی 5 متر!! نزدیک تر که میآید به جایش می آوریم....اصل کار است فقط موهایش را کوتاه کرده و همین باعث شد نشناسیمش!
• در حین مصاحبه وقتی بنیامین از موفق نبودن فیدبک های کار اول می گوید چهارچشمی به او خیره می شوم طوری که می گوید: چرا اینجوری به من نگاه می کنی؟!!!
• در حین مصاحبه پذیرایی هم می شویم ولی اینقدر غرق مصاحبه هستیم که اصلا متوجه نمی شویم کی رفت...کی اوومد!!! بنیامین به ما کیک و چای را تعارف می کند اما افکارمان آنقدر غرق تکه کاغذک های سوال هایمان هست که به کل فراموش می کنیم!!! ما هم که اهل خوردن چای سرد نیستیم ...
• بنیامین برای گفتن یک مثال از جایش بلند می شود...هول به دلمان می افتد که مبادا ای دل غافل که بنیامین از ما قهر کند و برود(آخر نمونه قبلی اش یعنی محمدرضا گلزار را در شب شیشه ای دیده بودیم!!) اول کپ می کنیم اما نه... بنیامین فقط برای یک مثال از جایش بلند شد.
• آخر مصاحبه وقتی از بنیامین عکس می گیریم اول راضی نیست که عکس هایش جایی نشان داده شود اما وقتی عکس ها را نشانش می دهیم راضی است که نشان داده شود(عکس را با دوربین دیجیتالی خانگی گرفتیم....به کسی نگویید!!!)

تقلید یا جذب مخاطب؟
.:: امید محمودزاده ابراهیمی::.
صدا و سیما باکس خبری ساعت 21 خود را متحول کرده اما خبری از تحول درونی نیست و این ظاهر است که تغییر کرده است.خیلی وقت پیش ها دوست داشتم بدانم که گرافیست های صدا و سیما چه کسانی هستند که این تیزر ها و لوگوهای گرافیکی را طراحی می کنند.مخصوصا چندین سال پیش، زمانی که شبکه سوم از این تیزر ها به وفور استفاده می کرد.از پخش تیزر قبل از پخش سریال ها بگیرید تا تبلیغ آرم شبکه سوم سیما. اما حالا چندان علاقه ای ندارم بدانم که آنها کیستند.از وقتی گرافیک جدید باکس خبری 21 را دیدم علاقه ام از بین رفت چون حدس می زنم این طراحان آن طراحان قدیمی نیستند.نمی دانم شما تا به حال چند شبکه خبری عربی دیده اید اما برای من که تقریبا تمام شبکه های خبری را از لحاظ ظاهر دیده ام؛ قابل قبول نیست که این طراحی جدید "ابداعی" است یا براساس یک فکر جدید است.درست است که ما باید برای بهتر کار کردن مخصوصا در کارهای تصویری بیشتر و بیشتر ببینیم اما این دیدن ها نباید سبب "تقلید صرف" ما از ایده یک شبکه دیگر باشد.طراحان جدید این باکس خبری حتی زحمت تغییر فونت آن را از عربی به فارسی نداده اند دیگر چه برسد به نحوه اجرا ...
شاید بهتر باشد طراحان گرافیکی بخش های خبری سیما فکری به حال ایده هایشان کنند.
نکته دیگر که در باکس خبری 21 به چشم می خورد تغییر لحن مجریان آن است.اینطور به نظر می رسد دبیر خبر ساعت 21 برای ارتباط بیشتر با مخاطب خود به جای آنکه صداقت خبری را در لحن و نوع اخبار ها بگنجاند تصمیم گرفته است که با ادبیاتی به دور از یک مجری خبری به بهبود ارتباط خود با مخاطب اقدام بورزد.
اگر شبکه خبری فارسی زبان مقیم لندن ارتباط خوبی با مخاطب خود برقرار می کند بسته به عوامل متعددی دارد و نه صرفا لحن یک مجری.همچنین در چنین شبکه های خبری، کارشناسان نظر خود را می گویند نه نظری که از قبل برای انها نوشته شده است.کاش اینقدر ظاهربین نباشیم و همه چیز را از سطح نگیریم.
خیلی ها می پرسند آنها چه دارند که ما نداریم...بهتر است بگوییم ما خود و خودمان را نداریم.دیدگاه ایدولوژیک در خبر می تواند ضربه محکمی به ارتباط مخاطب با رسانه بزند.ما غافلیم و آن را می دانیم اما لباس شیر برای مخاطب می پوشیم و صدای دیگری از ما شنیده می شود.
اینجا را هم بخوانید:
ساخت سریال های وطنی بر اساس سریال های موفق خارجی

گفتگوی رو در روی ما با بنیامین بهادری رو به کنسل شدن بود که با مساعدت مدیر هماهنگی شرکت ترانه شرقی و ذکر این نکته که مصاحبه کنندگان از چه راه دوری آمده اند! بالاخره با 2 ساعت تاخیر انجام شد.
طبقه آخر یک برج شیک در خیابان شاه نظری محل شرکت ترانه شرقی و مصاحبه ما با بنیامین بود.از نیمه مصاحبه محسن رجب پور مدیر عامل شرکت ترانه شرقی هم به جمع ما اضافه شد و پاسخ هایی را هم از او گرفتیم.بنیامین خیلی راحت و ساده جلوی ما نشست و از کارهایش و همکارانش هوشمندانه دفاع کرد و از آینده گفت...ما هم سعی کردیم سوالات تکراری از او نپرسیم...

دریافت به صورت فایل PDF - رایگان (۱۷ مگا بایت)
دریافت به صورت فایل فشرده ZIP- رایگان (۱۰.۶ مگا بایت)
ماهنامه ای كه شماره اول آن پیش روی شماست حاصل تلاش زیاد دوستان و همكاران عزیزی هست كه مطمئن هستم در ادامه راه نیز این ماهنامه را تنها نخواهند گذاشت .
ما از دو سال پیش با مجله بین المللی موسیقی ایرانیان در جامعه موسیقی ایران فعالیت رسانه ای خود را آغاز كردیم و حالا تصمیم گرفته ایم كنار اخبار و ... روزانه كه بر روی مجله موسیقی ایرانیان قرار می گیرد به صورت ماهنمامه نیز در خدمت دوستان باشیم .
مخاطب های ما شما عزیزان هستید ، شماهایی كه به موسیقی علاقه دارید .
از شماره اول تا شماره سوم مراحل آزمایشی انتشار این ماهنامه را سپری خواهیم كرد و احتمال هرگونه تغییر در بخش ها و ظاهر گرافیكی وجود دارد پس از شما مخاطب عزیز و همراهان دوست داشتنی خواهشمندیم صبور باشید و ما را در این سه شماره آزمایشی با نظرات خود یاری برسانید .
بزودی مصاحبه اختصاصی من و وحیدرضا صیرفیان با بنیامین بهادری را در مجله جوان ایرانی و این وبلاگ خواهید خواند
راهروی خالی قطار...کوپه بغل دعوا دارد
همراه کسی زنگ می خورد...همراه کسی حال ندارد
رینگ زنگ ها یکی یکی متفاوت؛
رو به رویی من به خواب زده است...تا خواب ما فاصله بیشتری ست
روزنامه ها اینجا مخاطب دارند...طیف وسیع
-6 واگن دیروز از خط خارج شد-
چه تیتر امیدوارانه ای !
کوپه چهار نفره را شش نفره سوار می شویم...اما فاصله بین مان زیادتر از فاصله تن هاست
از کلان شهر به شهرستان:
تو از چه فاصله دوری آمده ای...چه تنها و بی کس آمده ای
کاریکاتور تنهایی ات را نکش...تو تنها نیستی
قطار ایستگاه داشت...من در آن بودم
نه آنکه به قول قیصر به نرده های رفته اش تکیه داده باشم
عصر سرعت ...عصر تکیه دادن نیست
آن طرف شیشه تنهایی ست
سو سوی نوری باریک گاهی چشمانم را روشن می کند
سو سوی امیدی غریب مرا به کلان شهر می کشاند
می شنوی صدایم؟
آری همگی به گوش...
سوزنبان دیگر خط را جدا نمی کند...
خط ها یکی یکی ...با کلیک
با اشاره سوزنبان
با بوق بی هوای قطار
باز می شوند
راهروی قطار هنوز خالیست...
جای پای من اینجاست
کوپه ها بسته،چشمها سنگین
به امید صبح تازه
آرام می گیرم
اینجا همان ایستگاه است
اینجا ایستگاهی ست که نرده هایش را بی نوایان
برای سیر کردن شکم نسل آینده شان
با بی گناهی
می برند
کسی نمی داند چرا؟
کسی می داند چرا؟
کسی می داند چرا ما در کنج کوپه های تنگ و تاریک آرام گرفتیم؟
عقربه ها هنوز به هم نرسیده اند که مسافران قصد خواب می کنند...
چشمها خیره به تخت بالایی
...و تنها چراغ
آخرین پست ها