حمیده خیرآبادی ملقب به نادره، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران شامگاه دوشنبه 30 فروردین در 86 سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرآنلاین، مرحوم حمیده خیرآبادی سال 1303 در رشت به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد.
او فعالیت در تئاتر را از سال 1326 آغاز کرد و سال 1332 با بازی در فیلم «میهنپرست» به کارگردانی غلامحسین نقشینه وارد دنیای سینما شد.
مرحوم خیرآبادی در حدود شش دهه فعالیت سینمایی در بیش از 150 فیلم سینمایی نقشآفرینی کرد و سه بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شد.
از جمله مجموعههای تلویزیونی زندهیاد خیرآبادی میتوان به «پدرسالار»، «تلخ و شیرین»، «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده» اشاره کرد.
«الماس 33» داریوش مهرجویی، «دختر شاه پریان» شاپور قریب، «شب فرشتگان» فریدون گله، «حسن کچل» علی حاتمی، «رضا موتوری» مسعود کیمیایی، «اجارهنشینها» داریوش مهرجویی، «خانه ابری» اکبر خواجوی، «ریحانه» علیرضا رئیسیان، «مادر» علی حاتمی، «شب بیست و نهم» حمید رخشانی، «بچهها طلاق» تهمینه میلانی، «بانو» داریوش مهرجویی، «جیببرها به بهشت نمیروند» ابوالحسن داودی، «هنرپیشه» محسن مخملباف و «بازیگر» محمدعلی سجادی از فیلمهای اوست.
آخرین فیلم مرحوم خیرآبادی «سرود تولد» تولید سال 1383 بود. مراسم تدفین زندهیاد خیرآبادی صبح امروز سهشنبه به طور خصوصی در بهشت زهرا برگزار شد.
وبلاگ هنر هفتم این ضایعه را به جامعه هنری و خانواده محترم ایشان خصوصا سرکار خانم ثریا قاسمی تسلیت می گوید.

.:: محسن حدادی/خبرآنلاین ::.
بعد از اتفاقات و جریانات سیاسی سال 88 و انتقاد جدی اکثر فعالان منتسب به دو جناح اصلی کشور از عملکرد ضعیف و گاه یکسویه رسانه ملی و در پی آن ریزش مخاطبان و کاهش اعتماد عمومی و در مقابل افزایش رویکرد به شبکههای ماهوارهای و اینترنتی، نوروز 89 فرصتی استثنایی برای تلویزیون بود تا ضمن بازیافت مخاطبان میلیونی، اعتماد مردم را دوباره به خود احیا کند و از روی همین تفکر مدیریتی، متأسفانه ساختارشکنیها و تناقضها و سانسورهای جالب توجهی رخ داد که نه تنها هدف مدیران را تأمین نکرد بلکه باعث اعتراض اهالی هنر، نخبگان و حتی خانوادههای همیشه مشتری تلویزیون نیز شد.
همه چیز آزاد میشود
پخش برخی موزیکهای روز لسآنجلسی که خوانندگان زن و مرد آمریکایی یا ایرانی مقیم آمریکا روی آنها ترانه خواندهاند در شب و روزهای نوروز به طوری ساختارشکنی کرده بود که مردم کوچه وبازار با تعجب از پخش این آهنگها در میهمانیها یاد میکردند و به قول خود میگفتند: همه چیز آزاده شده است.
این در حالی اتفاق میافتاد که تیزرهای جشنواره موسیقی فجر در اسفند 89 ـ حدود یک ماه قبل ـ از هیچ یک از شبکههای سیما پخش نشد و علت آن هم مغایرت برخی اصول جشنواره با اصول رسانه ملی عنوان شد.
قیچی سانسور برای ایرانیها
فیلمهای ایرانی با سوژههای خاص که برای نخستین بار از تلویزیون پخش میشد در تبلیغات شب عید سیما تعجب بسیاری را برانگیخت که پس از پخش، این تعجب به تمسخر تبدیل شد چرا که سیما این فیلمها را بر اساس قوانین خود دوباره ممیزی کرده بود.
به عبارتی تلویزیون برای جذب مخاطب، از اسامی این فیلمها و فیلمسازهایشان استفاده کرد اما در عمل نشان داد ظرفیت پخش فیلمهایی با سوژههای خاص را ندارد و به بهترین شکل میتواند فیلمهای ایرانی نمایشداده شده در سینما را در قاب تلویزیون ذبح کند.
برای نمونه، شبکههای تلویزیونی فیلمهای «سوپر استار» و «دعوت» از دو کارگردان نامآشنای کشور، که دو سوژه خاص و البته موجود در جامعه را مطرحکرده بودند، به نمایش گذاشتند، اما اینفیلمها طوری پخش شد که رسانهها را به واکنش واداشت، آن هم در شرایطی که دیویدی این فیلمها با بهترین کیفیت در کوچه و خیابان وجود دارد و در دسترس همه مردم.
اما این تمام ماجرا نبود چرا که هیچکس از سانسور «خروس جنگی» و «آواز گنجشکها» خبری منتشر نکرد. نکته جالب توجه در مورد «آواز گنجشکها» پخش آن در بدترین ساعت و از شبکه دوم سیما بود که البته سکانس شوخی مرد با همسرش روی پشت بام نیز به صلاحدید پخش شبکه دو، سانسور شده بود تا مجیدمجیدی و فیلم خوشساخت و فوقالعاده دلنشینش نیز از تیغ سانسور سیما بینصیب نماند و البته مخاطبان زیادی هم این فیلم را تماشا نکنند و احتمالا این اتفاقات هیچ ارتباطی به مواضع سیاسی مجید مجیدی ندارد.
هرکس هر طور راحت است
نداشتن استراتژی در پخش برنامههای نوروزی نیز خود را در بدترین شکل ممکن در شبکه سوم سیما نشان داد، به طوری که تیتراژ آغازین سریال شبانه این شبکه، «رقص پا»ی مردی است که به صورت نقاشی متحرک و کاملاً منطبق و همگام با موسیقی سریال، به نمایش درمیآید.
اتفاقی که شاید پخش آن در 31 سال گذشته غیرقابل تصور هم بوده اما... همچنین آواز و ترانهخوانی در فیلمهای خارجی که همواره از سوی سازمان صداوسیما برای پخش ممنوع بوده و سانسور میشده امسال در فیلمهای هندی شبکه سوم سیما به راحتی پخش شد.
صدای دختری در فیلم «چهاردیوانه» که برای چند دقیقه تکخوانی میکند به طور کامل از شبکه سوم سیما پخش شد به علاوه اینکه این فیلم صحنههای آوازخوانی بیشتری نیز داشت که آنها هم پخش شد.
موی زن دو صیغه دارد
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که تا چندی پیش در نمایش فیلمهای ایرانی علاوه بر حذف صحنههای رقص، دیالوگهای فحش و برخی شوخیهای زننده، فیلمها در سکانس حضور زنانی که موهایشان پوشیده نبود، «ترمیم» میشد، اما امسال در اکثر فیلمهای به نمایش درآمده حتی از شبکههای یک و دو این نکته به فراموشی سپرده شده بود و اکثر فیلمهای روزی که نامشان هم در این گزارش ذکر شد، با وجود این تخلفات سابق بر این، بدون حذف و ترمیم پخش شد.
این رفتار متناقض در حالی اعمال شد که اگر به تیزر تبلیغاتی فیلمهای در حال اکران سینمایی دقت کنید، همچنان سانسور موهای بازیگران زن در دستور کار است! تیزرهای فیلم «هیچ»، «طهران - تهران» و «پوپک و مش ماشالا» تأییدکننده این تناقض رفتاری تلویزیون است که موی زنها در تیزر تبلیغاتی 20 ثانیهای فیلمها نباید پیدا باشد ولی در یک فیلم 90 دقیقهای اشکالی ندارد.
فیلمهای خارجی مئید این ایران
تناقض در پخش فیلمهای خارجی سیما نیز در حد خود امسال به نوعی فراگیرتر از همیشه بود به طوری که خرید، انتخاب و دوبله این فیلمها نشانی از دقت نظر و برنامه را در خود نداشت و گاه تنها بار اسمی بازیگران و کارگردانان و سال ساخت آنها مورد توجه قرار گرفته بود.
به طوری که پخش فیلم «پلنگ صورتی2» با حدود 40 دقیقه سانسور یا فیلم «کارآگاه خصوصی» با حدود 30 دقیقه سانسور، ایجاد ساعاتی شاد برای مخاطب تلویزیون نیست و بیشتر سردرگمی و آزار مخاطب است با داستانی ناقص، دوبلهای ضعیف و شخصیتهایی که از فیلم حذف شدهاند.
بر همین مبنا گاه در دوبله یک فیلم، یک نفر برای چهار کاراکتر صحبت و دوبله فیلم را به شدت سطحی کرده بود که نشان از عجله و ترافیک کاری دوبله در شب عید است، مانند فیلم «چهار دیوانه».
ساختارشکنی ادامه دارد
جمعهای که گذشت روز جشن ملی فناوری هستهای بود و شبکه اول سیما یا همان شبکه ملی در اقدامی بیسابقه، ضمن نمایش آلات موسیقی در اجرای زنده سمفونی انقلاب و برخی زنان نوازنده، قفل 31 ساله نمایش آلات موسیقی را شکست.
البته در برنامههای متعدد این روز ساختار شکنیهای دیگری نیز اتفاق افتاد، برای مثال بسیاری از زنان با پوششهای کاملاً نامناسب و همچنین گاه پوششی زننده که علاوه بر موی سر؛ گردن و گوشهایشان نیز پیدا بود به ابراز نظر درخصوص دستیابی به انرژی هستهای میپرداختند درست مانند زمان انتخابات یا راهپیماییها که گویی تلویزیون ماموریتی ویژه برای «متفاوت بودن» حضور مردم دارد.
این اقدام سیما در حالی اتفاق میافتاد که تلویزیون همچنان موی بازیگران سینما در تیزرهای تبلیغاتی را سانسور میکند.
قربانیان نوروزی
برنامههای جانبی سیما برای نوروز امسال نیز به شکلی پخش شد که غیر از برنامههای اصلی ـ فیلم و سریال ـ سایر برنامههای خوب و جدید از لیست زمانی مخاطبان خارج شده بود.
مجموعه مستندهای جذاب ایرانی و خارجی شبکههای سیما که گاه قربانی پخش سریالها و فیلمها میشد و گاه قربانی پخش زنده مسابقان ورزشی، نشان از نوعی ناهماهنگی در برنامهریزی تلویزیون داشت.
برنامهریزی که گاه تا ساعتی قبل از پخش تغییر میکرد و جز چند شبانهروز، در باقی روزها و شبهای تعطیلات، دائم در حال تغییر بود به طوری که 80 درصد ساعات پخش سریالهای سیما درست در زمانی که اعلام شده بود یا در صبح و عصر تبلیغ میشد، «روی آنتن نمیرفت» که البته این نکته بیشتر به ضرر شرکتهایی تمام شد که برای پیش و بعد از این سریالها سفارش پخش آگهی بازرگانی داده بودند. چرا که با زیرنویسهای تلویزیون به محض تمام شدن سریال یک شبکه، مخاطبان به شبکه بعد میرفتند و...
***
هنوز معلوم نیست روند ساختارشکنیها و تناقضهای رفتاری سیما در سال 89 ادامه پیدا کند یا تنها شیرینی سال نو برای مخاطبان تلویزیون بوده است؟

پس از اصرار عجیب رئیس جمهور به همراه وزیر رفاه و دستیار ارشد رئیس جمهور مبنی بر اضافه کردن جمعیت ایران حتی با استناد به آیه قرآن! (از ترس فقر فرزندانتان را نکشید.خداوند خود روزی دهنده خواهد بود)!تنها چیزی که به مخیله مان خطور کرد آهنگ "سوسن خانوم" گروه بروبکس بود ...آنجایی که رپر گروه می خواند:
احتمالا تا دو سال دیگر مخزنی از جوجه و ماشین های جوجه کشی با وام های کلان دولتی خواهیم داشت!!
تا اظهار نظر بعدی
شما را به تلویزیون دولتی ایران می سپاریم!!!

.:: مصطفی امامی/هنرمندان ::.
*برای شروع لطفا بیوگرافی مختصری از خود برایمان بگو.
متولد 4 اردیبهشت هستم و بر خلاف آنچه در اینترنت منتشر شده متولد 1362 نیستم.تاکنون درسریال رسم عاشقی و فیلمهای محکومین بهشت ، پیدا و پنهان ، رویای خیس ، محاکمه ،زندگی شیرین و شیر وعسل بازی کرده ام.
در ادامه مطلب بخوانید . . .

بنابراین گزارش، یكی از كاركنان بیمارستان شریعتی ضمن تائید خبر فوق گفت: زنده یاد مطیعی كه به دلیل سابقه مشكلات گوارشی مدتی در بیمارستان بستری شده بود، روز گذشته به دلیل ناراحتی قلبی به بیمارستان شریعتی مراجعه كرد و سرانجام ظهر امروز بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.
كیومرث ملك مطیعی ساكن كرج بود و سالها در زمینه هنرهای نمایشی فعالیت كرده است.
كیومرث ملك مطیعی سال 1315 در بندرانزلی متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازی در سینما را از سال 1350 شروع به كار كرد.
این هنرمند با چندین هنرمند پیشكسوت دیگر معاصر بوده و از میان آثاری كه در آنها ایفای نقش كرده، میتوان به گل بارون (1388)، پسر آدم، دختر حوا (1387)، پوست موز (1387)، صبح روز هفتم (1387)، كلانتری غیرانتفاعی (1387)، خروس جنگی (تلخ و شیرین) (1386) و قاعده بازی (1385) اشاره كرد.
عروس فراری (1383)، فردا روز دیگری است (1374)، الو!الو! من جوجوام (1373)، دیدار (1373)، آوای دریا (1369)، ترن (1366)، جنگلبان (1366)، سرزمین آرزوها (1366)، بگذار زندگی كنم (1365)، معما (1365)، مهمانی خصوصی (1365)، تفنگ شكسته (1364) و راه دوم (1363) از دیگر آثاری است كه ملك مطیعی در آنها ایفای نقش كرده است.
در هفته های گذشته هم سینمای ایران 2 بازیگر قدیمی خود یعنی رضا کرم رضایی و محمود بنفشه خواه را هم از دست داده بود. وبلاگ هنر هفتم فقدان این چهره های ماندگار هنر تئاتر و سینمای ایران را به جامعه هنری و خانواده این عزیزان تسلیت عرض می کند.

این پست هفتصد و یکمین پست وبلاگ هنر هفتم و شروع شش سالگی این وبلاگ است.امیدوارم با دعای شما این شش سال به شصت سال برسد(تو مایه های رکورد!!!) و هفتصد و یک به هفت هزار و یک تبدیل گردد.
ایمیل خودتان را وارد کنید.هر زمان که هنر هفتم آپدیت شد؛شما از طریق ایمیل خبردار خواهید شد
من زیر باران می روم؛زیر باران می نشینم؛زیر باران می خوابم
قطره های باران مثل شبنم اشک؛
روی گونه هایم پایین می آید...
زیر باران به فکر "تو" می افتم؛ به یاد روزی که با هم گفتیم که عاشق بارانیم!
بی هوا زیرش می رویم؛
تا خیس خیس شویم؛
تا دستان هم را بگیریم؛
تا نگاهت کنم؛
تا نگاهم کنی؛
تا عاشق تر بشویم ...
حالا؛ اینجا دور از تو؛ تنهایی زیر باران می روم
می نشینم؛
می خوابم؛
کاش خواب چشم های تو را ببینم ...
**********
ساعت12،شب،خارجی،رو به روی درب زندان امنیتی تهران
(دوربین از رو به رو درب را نشان می دهد و آرام زووم می شود و با ورود خودرو به سمت راست می چرخد و به پشت خودرو می رود ) (یک ماشین لندکروز مشکی رو به روی درب زندان متوقف می شود.چند ثانیه درب زندان باز شده و حاج کاظم با همراهی یک مامور تا درب خودرو همراهی می شود.یک مامور ویژه از درب جلویی خودرو پیاده می شود و درب عقب خودرو را برای حاج کاظم باز می کند.حاج کاظم با مکث و نگاهی به مامور سوار خودرو می شود و مامور ویژه درب خودرو را می بندد و بلافاصله سوار می شود)(دوربین ساکن می ماند و خودرو شروع به حرکت می کند.خودرو به دل تاریکی می رود)
{چند لحظه بعد؛داخل خودرو}
-حاج کاظم: هنوز برای دونستنش باید صبر کنم؟
-مامور ویژه: ما فقط ماموریم که شما رو به پایگاه انتقال بدیم.اطلاعات لازم اونجا به شما داده میشه
-حاج کاظم:پایگاه کجاست؟خیلی دوره؟
-مامور: خیلی دور نیست.نیروی هوایی غرب تهران
-حاج کاظم (در حالی که به دور و اطراف نگاه می کند)...: کی حکم آزادی من رو داده؟
-مامور( با یک مکث خطاب به راننده): بپیچ به سمت چپ
{نما خارجی،خیابان های خلوت تهران و خودروی حامل حاج کاظم که چهارراهی را به سمت چپ می پیچد)
اتاق امنیتی واقع در پایگاه نیروی هوایی غرب تهران مرکز فرماندهی عملیات "تندر" برای دستگیری عبدالمالک ریگی است.فرمانده این بخش سردار رحمتی است که از دوستان قدیم حاج کاظم محسوب می شود.
{داخلی،اتاق امنیتی،نیروی هوایی غرب تهران}
-سرپرست تیم الکترونیکی: سردار؛حاج کاظم تا چند دقیقه دیگه میرسه اینجا
-سردار رحمتی: (با مکثی کوتاه ؛سری به عنوان تائید تکان می دهد)(دوربین کادر بسته ای از چهره او نشان می دهد)
چند لحظه بعد خودروی حامل حاج کاظم وارد پایگاه می شود و پس از طی مسافتی کوتاه به یک زیرزمین هدایت می شود.در جلوی ورودی محوطه خودرو می ایستد و پس از چک شدن به داخل یک زیرزمین هدایت می شود.
پس از طی مسافتی خودرو جلوی یک درب می ایستد(دوربین از پشت خودرو وارد می شود) و حاج کاظم در معیت مامور به سمت داخل ورودی می روند.پس طی مراحل حاج کاظم بالاخره وارد اتاق امنیتی "هدهد" می شود.در درب ورودی اتاق سردار رحمتی به استقبال حاج کاظم می رود.
-رحمتی: به هدهد خوش اومدی سردار....
-حاج کاظم(با نگاهی غیر قابل انتظارانه ای): سلام سردار....{رحمتی حاج کاظم را به آغوش می کشد}
-حاج کاظم(با لبخندی متبسم): اینه یاد کردنت سردار؟
-رحمتی: نگو حاج کاظم...
حاج کاظم: (با کمی مکث)پس حکم آزادی من کار تو بود سردار؟....
-رحمتی(با خنده): نه حاج کاظم....برو بالاتر ! فعلا بیا بریم توی اتاق من...
-حاج کاظم: از موقعی که مثلا آزاد شدم همش تحت امر بودم....
-رحمتی: ما همیشه تحت امر بودیم حاج کاظم...یادت که نرفته؟
حاج کاظم: نه یادم نرفته....(کمی مکث و با لحنی دیگر) یه خواهش داشتم سردار....
-رحمتی: هر چی بگی فراهم می کنم ....
-حاج کاظم: میخوام با خانواده ام صحبت کنم...خواسته زیادی که نیست؟
-رحمتی:به هیچ وجه.... اما الان....(حرفش را می خورد) فعلا بیا بریم توی اتاق من ...
-حاج کاظم:میخوام الان اینکارو انجام بدم
-رحمتی: باید با هم حرف بزنیم ...
هر دو به سمت اتاق فرماندهی می روند
داستان موازی
مکان: مهمانپذیر ملت،جنوب تهران،ناصرخسرو
خودروی زانتیای مشکی رنگی جلوی درب مهمانپذیر متوقف می شود {دوربین از انتهای نزدیک زانتیا وارد می شود} مرد قدبلندی با کت و شلوار مشکی رنگ با یک کیف به همراه 2 نفر راهی مهمانخانه می شوند.یک نفر از آن 3 نفر در جلوی درب مهمانخانه می ایستد و 2 نفر وارد می شوند.
مرد قدبلند: شبتون بخیر آقا....آقا؟
صاحب مهمانخانه(در حالی که دارد چرت می زند و تلویزیونش روشن است):{جوابی نمی دهد}
مرد قدبلند روی میز می زند(صدای میز)
-صاحب مهمانخانه (از خواب بیدار می شود...): در خدمتم آقا...بفرمایید
-مرد قد بلند:شبتون بخیر... اتاق آقای مددی لطفا...
صاحب مهمانخانه: اتاق آقای مددی(نگاهی به ساعتش می اندازد)... از اقوام شان هستید...؟
مرد قدبلند: یکی از دوستانشون هستم...
صاحب مهمانخانه(نگاهی به سر و وضع او و همراهش می اندازد و می گوید): {کمی مکث}...بذارید تماس بگیرم...مشکلی که نیست؟
مردقد بلند: نه خواهش می کنم(نگاهی به لابی مهمانپذیر می اندازد)
صاحب مهمانخانه تماس می گیرد ...
صاحب مهمانخانه: آقای مددی؟ ببخشید بدموقع مزاحم شدم...2 نفر آقا می خواهند شما را ببینند...
(رو به مرد قدبلند): فامیلی شریفتون؟...
مرد قدبلند: بگید سلیمی.....
صاحب مهمانخانه: آقای سلیمی ....بله....ممنون...شبتون بخیر
(رو به مرد قدبلند): بفرمایید...
مردقدبلند: ممنون....(رو به همراهش)... بریم
هر دو نفر راهی پله ها می شوند و به اتاق 24 می رسند.بدون در زدن در باز می شود و 2 مرد به داخل اتاق می روند{دوربین در پشت سر 2 مرد وارد اتاق می شود}
مرد قد بلند(خطاب به مددی): اوضاع رو به راهه؟
ناصر به سمت آنها می آید و همگی روی تخت می نشینند.مرد قد بلندی درب کیفش را باز می کند و محفظه ای را به ناصر می دهد.
مرد قدبلند: این تمام اطلاعاتییه که نیاز داری....اینم از بقیه وسایل ات( با اشاره به همراهش)
ناصر: {محفظه را می گیرد}....چقدر وقت دارم؟
مرد قدبلند: فقط تا فردا شب...یک ساعت پس از شروع همایش...دیگه باید بریم...بقیه اش با توئه.فهمیدی؟
ناصر مددی: آره...(همگی از روی تخت بلند می شوند و وسایل را جمع می کنند)
مرد قدبلند و همراهش به سرعت از اتاق خارج می شوند و دوربین روی ناصر و محفظه ای که در دست دارد زووم می شود.
در همین رابطه:
داستان "یک شب"/ قسمت اول
ششمین شماره «مجله موسیقی ایرانیان» در
هشت فروردین 89 به صورت رایگان و اینترنتی منتشر شد. این شماره در حالی
منتشر می شود که شامل مصاحبه های مفصل اختصاصی با هنرمندانی چون حمید
متبسم، سهراب پاکزاد، امیر طبری و پرویز تبریزی به همراه گزارش های تصویری
اختصاصی از کنسرت های سیروان خسروی، بنیامین، حمید عسکری، محسن یگانه، رضا
یزدانی، رضا صادقی، فرمان فتحعلیان، رضا گلزار و … است. از دیگر مطالب این ماهنامه می توان به مقاله هایی درباره ی آلبوم های
جدید، اتفاقات سال 88، موسیقی کودک، جشنواره موسیقی فجر و دومین میز گرد
ترانه اشاره کرد. خدمت مخاطبان عزیز مجله قابل ذکر است که
سایت مجله موسیقی ایرانیان به نشانی musicmagazine.ir در اواخر سال 1388
توانست با لطف شما پر بازدید ترین سایت موسیقی ایران شود که در لینک زیر
نمودارهای بازدید سایت های مختلف موسیقی را توسط سایت معتبر الکسا می
توانید مشاهده کنید. در ضمن از این به بعد لینک سایت خبری – تحلیلی موسیقی
ایرانیان با نشانی www.musiceiranian.ir قابل مشاهده می شود که لطف کنید
از این به بعد با این آدرس وارد سایت شوید.
از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید . برای مشاهده مجله که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است.

برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR نیاز است.

مدیران شبکه فاکس و ایمجین اینترتیمنت طی جلسه ای با عوامل سریال 24 پایان این سریال را در فصل هشتم که هم اکنون در حال پخش است را اعلام کردند.طی گفتاری که در صفحه فیس بوک هواداران سریال منتشر گردیده است فصل هشتم سریال 24 که قسمت آخر آن در 24 می 2010 پخش خواهد شد یک پایان ویژه برای هواداران این سریال خواهد بود.
کیفر سادرلند بازیگر اصلی سریال 24 در این باره می گوید: افتخار من این بود که توانستم نقش جک باور را در هشت فصل این مجموعه ایفا کنم و از این بابت بسیار خوشحالم .من و هوارد گوردون دیگر مجری تهیه این سریال میدانیم که تمامی عوامل این سریال بهترین تلاش خود را انجام دادند ولی اکنون زمان کنار رفتن در اوج است.
هوارد گوردون نیز در این رابطه چنین می گوید: من و کیفر در تک تک لحظه های ساخت این سریال سعی کردیم از دل و جان مایه بگذاریم اما اکنون اعتقاد داریم که بهترین زمان برای توقف ساخت سریال در اوج همین زمان است.
سریال 24 یکی از پرطرفدار ترین سریال های دنیاست که تاکنون از تلویزیون های بسیاری در سراسر دنیا پخش گردیده است.این سریال توانست در نمایش درام-اکشن تعریف جدیدی از سریال سازی را به وجود بیاورد.
در این گفتار اشاره ای به فیلم سینمایی 24 که قرار است در سال 2012 به نمایش دربیاید نشد اما شنیده ها حاکی ست تولید این فیلم در دستور کار شبکه فاکس قرار دارد.بنابراین شبکه فاکس این روزها مشغول پخش آخرین فصل سریال 24 است و دیگر فصل جدیدی از آن ساخته نخواهد شد.

البته نمونه بالا ربطی به این چیزی که ما می خواهیم در پایین بنویسیم ندارد!!
جملات پشت کامیونی:
فعلا همین ها برای شروعش بسه ! بقیه ش باشه برای بعد !

ویکتوریا سریالی 196 قسمتی بود که توسط تلویزیون تلوموندو کلمبیا پخش می گردید و تولید آن از سال 2006 آغاز شد.شبکه ماهواره ای فارسی وان هم در بحبوحه حوادث اجتماعی سیاسی ایران پس از انتخابات سال گذشته اقدام به پخش شبانه آن کرد و باعث شد روز به روز به مخاطبان این سریال افزوده شود.مخاطبانی که اکثرا دختران نوجوان تا زنانی با سن بالا را تشکیل می داد.البته این سریال در میان مردان هم کم طرفدار نداشت!
من باب نقد کلی سریال(با اینکه نگارنده مخاطب آن نبوده است) بعدها خواهیم نوشت اما نظر به پایان نامتوازن این سریال می توان حدس زد که شاید کش دادن داستان در 196 قسمت واقعا کار عبثی بوده است و همچنین درمیابیم که در آب بستن به سریال های تلویزیونی تنها نیستیم!
آخرین پست ها