تبلیغات
هنر هفتم - مطالب تیر 1389


عکس تزئینی است


قصه برگزار نشدن یک کنسرت در شهرستان چیز عجیب و غریبی نیست و همیشه پیش می آید که به دلایل مختلف از جمله کم کاری مسئولان شهر یا عوامل برگزاری یا نفوذ نیروهای افراطی در جریان تصمیم گیری در خصوص مسائل فرهنگی به خصوص برگزاری کنسرت های موسیقی؛ باید همیشه منتظر لغو چنین برنامه هایی باشیم.
این روزها خبر لغو کنسرت کنسرت موسیقی سنتی! حسام الدین سراج در کرمانشاه در سایت های خبری تحلیلی موسیقی ادامه دارد. به طور مثال برخی از همین نیروهای افراطی(آنطور که شنیده شده است) در حرف های خودشان گفته اند که اجازه برگزاری حتی یک کنسرت موسیقی سنتی را در شهرشان نمی دهند و از آن طرف بیانیه های مختلفی در محکومیت این اقدامات صادر می شود.اینجا را بخوانید...

مشابه این قضایا را چندین سال پیش در همین شهر خودم؛سیرجان به وضوح دیدم.البته موضوع آن موسیقی پاپ بود و حضور رضا صادقی که آن موقع با «مشکی رنگ عشقه» بسیار معروف شده بود و احتمالا این نیروهای افراطی تصور کرده بودند که اگر رضا صادقی در کنسرت اش حرفی از مشکی رنگ عشق بزند احتمالا کنسرت به مراسم لهو و لعب تبدیل شده و احتمالا پس از آن یا زلزله می آمد یا برخی ها به غیرت دینی و ناموسی این نیروها شک می کردند.به هر حال هر چه که بود ان کنسرت برگزار نشد و نتیجه همان برخورد نکردن ها و عدم تبعیت از قانون این می شود که عده ای در کرمانشاه به سبک خودشان غیرت دینی نشان می دهند و....

این جور قضایا وقتی اتفاق می افتند که کار از چند جا می لنگد.

نخست اینکه معاون هنری وزیر ارشاد رسما می گوید «از موسیقی پاپ حمایت نمی کنیم» اما معلوم نیست چرا صدای این آقای معاون به روی فیلم های سخیف روی پرده بلند نمی شود(اگر ایشان معاون هنری هستند) و معلوم نیست چه صیغه ای برای موسیقی پاپ نیمه جان در ایران خوانده اند که باید تمام کاسه کوزه ها سرش بشکند.واقعا همیشه باید نوحه و مداحی و مولودی و اندکی موسیقی سنتی وجود داشته باشد و پاپ نمونه تهاجم فرهنگی است؟

دوم اینکه قانون در فرهنگ اصلا نمی گنجد.البته به طور کلی چرا اما در ایران چون قدرت های مختلف در کارهای هم حق دخالت دارند در نتیجه قانون شبیه به یک کاغذپاره خیلی قشنگ است که همه نگاه می کنند و تعریف می کنند ولی بهائی نمی دهند.اجرا کنندگان قانون هم همیشه می گویند خب وقتی فلانی دخالت می کند کاری از دست ما ساخته نیست !

پای کوبیدن بر عقیده هنر و فرهنگ خودمان باعث می شود برخی ها حساب کار خودشان را بکنند و ببینند که در مقابل اکثریتی ایستاده اند که نمی توانند با آنها مقابله کنند.

به هر حال ما در همین عمر چند ساله چیزهای بسیاری دیده ایم و شرم داریم از آنها سخن بگوییم.چون اگر بگوییم واقعا ثابت کرده ایم که ملت بی فرهنگی هستیم و 2500 سالی که هی از آن دم می زنیم کلا به باد می رود.گرچه به نظر من ملاک فرهنگی بودن یک ملت حال فعلی آن است نه 2500 سال و یک میلیون سال تاریخ و تمدن که خودمان چیز زیادی از آن نمی دانیم و فقط بلدیم پر بی خود جلوی بقیه بدهیم.اگر قرار است کاری کنیم همین امروز است نه اینکه یاد خاطره ها کنیم.

اینها چیزهایی بود که به ذهنم رسید و نوشتم...همین!

یادداشت فوق العاده سمیه قاضی زاده در موسیقی ما بخوانید.در ادامه مطلب هم می توانید بخوانید.


پی‌نوشت(1):
چند روز پیش در لپ تاپ یکی از دوستان که آیات و روایانی را اتوماتیک روی دسکتاپ نشان می داد جمله ای خواندم که خیلی جالب بود.روایتی از پیامبر اعظم که از کتاب کنزالعمال نقل شده بود: «هر طور که باشید،همان طور بر شما حکومت می شود».جمله جالبی است در حال وضع این روزهای ما.کمی بیشتر فکر کنید.

پی‌نوشت(2):
...چیز خاصی نیست فقط اینکه این یادداشت را به سیاست ربط ندهید.تشکر بسیار!



  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 24 تیر 1389
سه شنبه 22 تیر 1389  11:20 ب.ظ





«شهرام» ما:

از ما نشنیده بگیرید اما قرار است فصل پنجم سریال فرار از زندان با بازی شهرام امیری بازیگر ایرانی ساخته شود.

وی در این فصل به جای ونت ورف میلر در نقش اسکافیلد به بازی خواهد پرداخت.امیری در این سریال در زندانی امنیتی در ویرجینیا به جرم دانشمند بودن زندانی است که درمیابد که سوراخ توالت سلولش مشکل دارد بنابراین تصمیم به فرار می گیرد.او نقشه فرار را روی کف دست که اغلب مو ندارد حکاکی کرده است و از زندان می گریزد و دوان دوان به دفتر حفظ منافع ایران راهی می شود.کیفر سادرلند بازیگر نقش جک باور در سریال 24 هم در این سریال نقش مامور دستگیری امیری را بازی می کند و تا قسمت آخر او و امیری همبازی هستند ولی در قسمت آخر وقتی امیری پیش او از بدی های شکنجه در آمریکا که باعث چاق شدن بیشتراش شده است و عدم حقوق بشر می گوید جک باور رگ گردن اش می گیرد و از او دفاع  و به فرار او کمک می کند.

این سریال این روزها در حال ضبط آخرین سکانس های خود است و قرار است از شبکه سوم سیمای ضرغامی،فاکس،فارسی وان،پی ام سی فامیلی ،ای بی سی،ام بی سی پرشیا و دیگر شبکه های معتبر دنیا پخش شود.پیش بینی می شود این سریال رکورد بینندگان تلویزیونی را بزند!


«سوتی نده تا سوتی نگیریم» ما:

فقط  این  عکس را ببینید که از سایت دانشگاه آزادمان برداشته شده است بدون هیچ تغییری و فتوشاپی مشاهده بفرمایید ! (مکان عکس: سایت بسیار خوب دانشگاه)






  • آخرین ویرایش:سه شنبه 22 تیر 1389





امید حاجیلی یکی از بمب های کنسرت سیروان،استاد دانشگاه هنر،خواننده،آهنگ ساز ،نوازنده حرفه ای ترومپت و مشتقات! و تنظیم کننده و خلاصه هر لقبی که حاجیلی را حاجیلیتو می کند قرار است در روزهای 31 تیر و اول مرداد کنسرتی را در اریکه ایرانیان برگزار کند.البته امیدواریم کنسرت او لغو نشود که ان شالله نمی شود!

احسان حاجیان مدیر اجرایی این کنسرت نیز به خبرنگار موسیقی ایرانیان گفته است: «خوانندگی، سرپرستی و رهبری ارکستر در این کنسرت بر عهده خود امید حاجیلی است و از همه هواداران وی درخواست می کنم در این کنسرت پرانرژی حضور داشته باشند، در ضمن ما هم سورپرایزی برای هواداران خواهیم داشت.»

حالا این سورپرایز چیست اگر یک میلیارد هم به ما بدهید به شما نمی گوییم ولی عجالتا از سایت موسیقی ایرانیان تیزر کنسرتش را با حضور هادی کاظمی،سیامک انصاری،برزو ارجمند،علی لک پوریان و با صدای نیما رییسی بشنوید چون خیلی باحال است و اگر نبینید از کف تان رفته است.از همین جا برای عزیزانی که اینترنت پرسرعت ندارند آرزوی صبر مضاعف می کنیم!

موسیقی ایرانیان را ببینید(تیزر متفاوت حاجیلی) ....

برای تهیه بلیت‌های این کنسرت می توانید با گلستان فیلم (شهرک غرب 09191212251 و 88577846)، مرکز موسیقی بتهوون (88313868 و 88313869)، سالن اریکه ایرانیان (سعادت آباد 09196023762)، ققنوس (22728007 و 22738007)، شرکت نوای نی لبک شرقی (22409911) و مرکز موسیقی پاز (پاسداران 22587846) تماس بگیرید.




دومین کنسرت سیروان خسروی خواننده و تنظیم کننده موفق این روزهای موسیقی پاپ، در سالن میلاد برگزار شد.در این کنسرت سیروان تنظیم و رهبری ارکسترش را بر عهده داشت و زانیار هم به همراهی با او پرداخت.استقبال بسیار زیاد از کنسرت سیروان و فریادها و هم خوانی های تماشاچیان کنسرت سیروان فضای هیجانی خاصی به این کنسرت داده بود.
عکس های سعید عبداللهی از این کنسرت را در لینک های زیر ببینید:

گزارش تصویری از حاشیه و متن کنسرت سیروان خسروی در برج میلاد- 1

گزارش تصویری از حاشیه و متن کنسرت سیروان خسروی در برج میلاد - 2 



*   *   *





سیروان در این کنسرت به مانند کنسرت قبل مهمان ویژه کم نداشت؛از رامبد جوان با آن افکت های همیشگی و رضای عطاران با لباس های عجیب و غریب اش !





و   . . .


لازم به ذکر است یکی از بمب های بترکان این کنسرت امیدآقا حاجیلی بودند که به قول لیدا هادی از همشهری جوان بیشتر از سیروان شومن است !



موسیقی فاقد احساس، صنعت است نه هنر



.::صدیقه ایران‌نژاد،پاسارگاد::.

کنسرت بداهه نوازی جلال ذوالفنون استاد و نوازنده برجسته تار و سه تار نهم تیرماه با حمایت نشریه پاسارگاد و شرکت ملی صنایع مس ایران با استقبال علاقه مندان موسیقی ایرانی در شهر سیرجان برگزار شد. در ادامه می توانید گزارش تصویری موسیقی ایرانیان از این کنسرت و مصاحبه ای با جلال ذوالفنون را مشاهده کنید.

این‌که قرار است برای هر نوشته و مصاحبه ای مقدمه ای آورده شود گاهی اوقات هم خیلی بد نیست، حضور جلال ذوالفنون در سیرجان شاید موضوعی باشد که هم نیاز به اشارات زیادی داشته باشد و هم بی‌نیاز از اشاره، چرا که علاقه‌مندان به موسیقی سنتی با شخصیت تأثیرگذار ذوالفنون در این عرصه آشنایند و این به نوعی مطلب را از اشاره بی‌نیاز می‌کند. برگزاری کنسرت بداهه‌نوازی این هنرمند در سیرجان به میزبانی‌ هفته‌نامه پاسارگاد بهانه‌ای شد تا در فرصتی کوتاه پای صحبت‌های وی بنشینیم.

وقتی برای دیدار استاد رفتیم اولین چیزی که از وی دیدیم تواضع و  بی‌تکلفی‌اش بود، آرام، ساده و صمیمی صحبت می‌کرد و این تداعی شعری بود که ذهن مرا می‌کاوید:

«افتادگی آموز اگر طالب فیضی   هرگز نخورد آب زمینی که بلند است»

گفتگو را با موضوعاتی که ذهنم را درگیر کرده بود، شروع می‌کنم.

استاد ما همیشه موسیقی را با کلام شنیدهایم؛ فکر میکنید بداههنوازی چگونه میتواند شنونده را اقناع کند؟

این مسأله که شعر با موسیقی همراه می‌شود بیشتر در ایران متداول است، در بیشتر جاهای جهان اکثر سمفونی‌های بزرگ دنیا فاقد شعر و کلام‌اند ولی خب نظر به اینکه در فرهنگ ایران، ادبیات شعری نقش مهمی دارد و بخشی از ذهنیت مردم ماست، شعر با موسیقی همراه شده و قشنگ هم هست هرچند گاهی این ترکیب نامتناسب می‌شود و آهنگ را خراب می‌کند. نظر خود من این است که سهم شعر در موسیقی مقداری از حد متعارف و متداول خودش جلوتر رفته، اما کمش خوب است.

و موسیقی بیکلام؟

موسیقی بی‌کلام باید یک پیام‌هایی داشته باشد که اگر خود شعر نیست؛ تداعی شعر را بکند. بنابراین اگر موسیقی بتواند به هویت فطری انسان بها داده و او را از هویت مجازی‌اش جدا کند، می‌تواند فاقد کلام باشد. اما اگر نتواند این مهم را به انجام برساند، آن موقع ناقص است و نیاز به کلام دارد. خلاصه این که موسیقی بی‌کلام زمانی می‌تواند کاری را انجام دهد که کمبودی را پر کند که بتواند تا حدودی برای شنونده جایگزین پیام شعری بشود.

آهنگهای قدیمی که با آنکه تکنیک کمتر داشتند، از اصالت و گیرایی بیشتری برخوردار بودند، اما امروز با وجود تکنیکهای پیشرفته در  موسیقی، ارزش هنری آن مثل گذشته نیست، چرا؟

خب آن‌هایی که این کار را کرده‌اند و ارزش هنر را پایین آورده‌اند ذهنیت هنری نداشته‌اند، ذهنیت تکنیکی داشتند. ببینید ما در دنیا چیزهایی داریم که با تکنیک جلو رفته‌اند، مثل آثار بتهوون، ولی یک احساس قوی پشتوانه آن است که اگر نباشد آن دیگر هنر نیست، صنعت است. مبنای هنر احساس است. کسی که ذهنیت هنری‌اش ضعیف باشد، هر چه قدر هم تکنیک را به کمک بگیرد، نمی‌تواند بیشتر از ذهنیت هنری خودش یا همان مقدار احساسش نمود کند، وقتی احساسش ده واحد باشد دنبال تکنیک هم که برود همین ده واحد است و تکنیک چیزی به آن اضافه نمی‌کند.

ببینید در دنیا دو عامل مهم تاثیرگذاری موسیقی، بر شنونده هست؛ یکی درغرب با عنوان پلی‌فونی که دنباله‌اش هم هنوز هست و یکی هم بداهه‌نوازی در شرق. موسیقی آن طرف هم به احساس نیاز دارد و هم به تکنیک و این طرفی نیز احساس را لازم دارد اما فکر نکنید این کاری که ما شرقی‌ها می‌کنیم تکنیک نیست، وقتی ما احساس‌مان را به بهترین وجه بیان می‌کنیم، خودش تکنیک است، یک نفر می‌تواند این احساس را بروز دهد، یکی نمی‌تواند، یعنی تکنیک آن را ندارد. یک پیش‌درآمد ابوعطای ساده اگر تکنیک آن را نداشته باشید با آن که ملودی خیلی ساده‌ای است نمی‌توانید آن را بیان کنید.

در بیشتر آثار مطرح موسیقی غرب، میتوان به نوعی داستان موسیقی بیکلام را برداشت کرد اما به نظر میرسد این اتفاق در موسیقی ما کمتر مشهود است؛ چرا؟

اگر موسیقی بتواند یک داستان را به گونه‌ای که شنونده آن را درک کند؛ بیان کند، معنایش این است که این داستان را با کلام هم می‌شود بیان کرد. بنابراین موسیقی اینجا نقش بی‌خودی دارد. مگر آن که بیانی را انجام دهد که با کلام نشود، اگر این گونه در نظر بگیریم، هر موسیقی هر گاه برخاسته از یک فرهنگ و یا یک اندیشه باشد، به هر حال این خاصیت را دارد که یک داستانی را بیان کند، اما این داستان در حیطه متافیزیک است، در حیطه فیزیک اگر بخواهیم مطلبی را به صورت هنری بیان کنیم، به نظر من نقض غرض شده و عقب رفته‌ایم. چرا که انگیزه پیدایش هنر این بود که چون کلام توانایی بیان ندارد چیزی جایگزین آن شود که بتواند این «پدیده» را بیان کند، حالا اگر برگردیم به کلام، به نظر من نقض غرض شده و موسیقی هنری از خود نشان نداده است.

شما موسیقی را بیان احساس معرفی میکنید، یعنی هنر؛ زبانیست برای بیان احساس، به نظر شما اگر توأم با کلام باشد ارزش احساسی آن بیشتر نمیشود؟

به نظر من بیشتر نمی‌شود. برای این که ما، آثار بی‌کلامی داریم که خیلی با آن بیان احساس شده. بنابراین این یعنی نیازی به کلام ندارد.  بودن کلام بیان احساس را دوچندان نمی‌کند، راه را باز می‌کند، ما ایرانی‌ها چون با شعر مأنوس هستیم، حتی می‌خواهیم کلام روزمره‌مان موزون باشد، حال برای درک موسیقی یک میان‌بر پیدا کرده‌ایم و آن هم کلام است، می‌خواهیم از راه شعر موسیقی را دریافت ‌کنیم، یعنی ذهن‌مان عادت نکرده به این که موسیقی را دریافت کند. این شعر واسطه است.

از صحبتهای شما این طور استنباط میشود که موسیقی مقدم بر شعر است…

بله، من فکر می‌کنم همین‌طور است. ببینید، اولا از نظر تاریخ زبان، ثابت شده قبل از این که کلام به وجود بیاید، موسیقی در حنجره وجود داشته، همین کاری که سایر گونه‌های حیات با هم دارند، مثلا پرنده‌ها موسیقی را دارند، اما کلام را ندارند، با زیر و بم موسیقی مطالباتشان را بیان می‌کنند و … فکر کرده‌اید کلام چیست؟ ضررش این است که از زمانی که انسان توان‌مندی سخن را پیدا کرد این توانایی را هم پیدا کرد که به چیز دیگری فکر کند و چیز دیگری را به زبان بیاورد و … دروغ بگوید! و الّا قبل از این که کلام به وجود بیاید دروغی وجود نداشت.»


منبع نشریه: پاسارگاد

منبع سایت: موسیقی ایرانیان

از سایت موسیقی ایرانیان می توانید عکسهای رضا سیوند از این کنسرت را ببینید.



یکشنبه 13 تیر 1389  11:55 ب.ظ

مصاحبه چالشی با حبیب خواننده ...




از مدتها قبل زمزمه بازگشت حبیب محبیان معروف به حبیب در محافل مختلف مطبوعاتی و رسانه‌ای به خصوص سایت‌های خبری مطرح شده است که ابتدا با رضا رشیدپور مجری صدا و سیما در سایت شخصی‌اش همراه با عکس مشترکش با وی این خبر را اعلام کرد که بدنبال آن این خبر در بسیاری از سایت‌ها منعکس شد.

در این میان سایت‌های مختلف و مراجع رسمی دولتی اظهار نظرهای مختلفی را اعلام نموده‌اند، همانند اینکه آقای حبیب محبیان تقاضای کنسرت در تهران نموده است ولی مسئولین هنری وزارت ارشاد طی اظهار نظری اعلام داشتند تقاضای مجوز آلبوم موسیقی حبیب در دست بررسی دارند.

روزنامه «راه مردم» به منظور اینکه به ابهامات، تکذیب‌ها و تاییدهای افراد و مراجع مختلف پایان دهد، مصاحبه‌ای چالشی با آقای حبیب محبیان انجام داده است که از نظر شما می‌گذرد.



به مدیریت بهرام زند؛
24 به شبکه نمایش خانگی می آید



مجموعه تلویزیونی 24 با دریافت مجوز شورای پروانه نمایش وزارت ارشاد، مدیریت دوبلاژ «بهرام زند»، نظارت «نادر طالب‌زاده» و انجام امور فنی و كیفی از قبیل اصلاح پوشش و... به شبكه نمایش خانگی می‌آید.

به گزارش روابط عمومی شركت تصویر دنیای هنر (TDH)، با گسترش پخش سریال‌های گوناگون از شبكه‌های مختلف ماهواره‌ای كه بدون در نظر گرفتن حریم اخلاقی خانواده های ایرانی و با دوبله های بسیار ضعیف و فاقد كیفیت تهیه و روی آنتن می‌رود، شركت تصویر دنیای هنر، حقوق پخش ویدئویی سریال «24» را خریداری كرد و این مجموعه تلویزیونی، هم اكنون به مدیریت بهرام زند و با همكاری جمعی از بهترین دوبلورهای ایران در حال گذراندن مراحل فنی است، با تایید شورای پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجام امور فنی و كیفی از قبیل اصلاح پوشش و غیره به زودی وارد شبكه نمایش خانگی كشور می‌شود.

بر اساس این گزارش، نادر طالب زاده، فیلمساز و كارشناس مسائل فرهنگی و هنری نیز به عنوان مشاور فرهنگی، محتوایی و سیاسی بر روند آماده سازی این مجموعه نظارت داشته است.

اضافه می‌شود: 24 داستان یك مامور سازمان CTU به نام جك باور است كه درگیر ماجراهایی در طول 24 ساعت (یك شبانه روز) می‌شود. پخش این سریال از سال 2001 آغاز شده و اوایل سال میلادی جاری به پایان رسیده است.



وبلاگ هنر هفتم سعی می کند بزودی اسامی دوبلورهای این سریال را معرفی کند.




دو تا شبکه داشتیم که اون موقع بهش میگفتیم کانال. هرچی بود در این دو کانال بود. اول سیاه سفید بود و بعد رنگی شد و ما ذوق در کردیم. وقتی بیکار بودیم و از بازی با اسباب بازیهای پلاستیکی و کتاب خوندن خسته بودیم، دسته جمعی جلوی تلویزیون مینشستیم و کارتون و سریال میدیدیم. فرقی نداشت جعبه جادویی داره "رامکال" نشون میده یا "آینه عبرت" یا حتی مستند "یک میلیارد مسلمان" یا سریالهای پلیسی مثل " درک"، ما فقط میدیدیم و لذت میبردیم. گاهی هم منتظر شنیدن خبر عیدفطر بودیم که وسط "پوآرو" گل و بلبل و آواز نشون میدادن و ما خوشحال میشدیم.

*** *** ***
یادمه وقتی پدرسالار پخش می شد و همه منتظر بودن ببینن آخرش چی میشه و آذر چشم سفید چه آتیشی میسوزونه و اسدالله خان از سکته قلبی نجات پیدا میکنه یا نه ، یه جک رواج پیدا کرده بود که: میدونی آخر پدرسالار چی میشه؟ دیش دیرین دین دین.... (آهنگ آخر سریال)

هزار دستان، سربداران، بوعلی سینا، کمال الملک سریالهای تاریخی بودند که در امکانات کم اون زمان ساخته شدند. کیه که هنوز شعبون بی مخ رو یادش نباشه؟

کیه که هنوز "روزی روزگاری" و بازی درخشان ژاله علو و مرحوم خسرو شکیبایی رو یادش رفته باشه؟

"گالشهای مادربزرگ" آخرش چی شد؟ دزد لوازم منزل کی بود؟

"آینه عبرت" و آتقی به کجا رسیدند؟ آتقی بالاخره اعتیادشو ترک کرد؟ منتقل و وافورشو کجا برد؟

زندگی ها در "آینه" شیرین شد؟ مرجانه گلچین و مهین شهابی که در تمام قسمتهای سریال بازی می کردند چی شدند؟

اون آقاهه در "راز باغچه" بالاخره تونست دخترو پسر سریال رو گول بزنه و به گنج باغچه دسترسی پیدا کنه؟ چی توی باغچه بود؟
آخر "تلویزیون کابلی بچه ها" چی شد؟
وای که چقدر کیف میکردیم وقتی اسد خمارلو در "آرایشگاه زیبا" مشغول شنیدن غرغرهای مادرش پشت تلفن بودو از سرما میلرزید، ما هم تو خونه کنار بخاری نفتی و مامان که داشت بافتنی میبافت نشسته بودیم و با همون حس سرما آرایشگاه زیبا میدیدیم.

" ساعت خوش" چرا یکهو تموم شد؟ جنگ های نوروزی شبکه یک ،اجراهای دیدنی "داریوش کاردان" در نقش عرب ، "بعد از خبر" شهریاری و آتش افروز، " تا هشت و نیم"، "دیدنیها"ی جلال مقامی، " واقع نمایی های "همسران" و " خانه سبز" بیرنگ و مرحوم رسام ،" قورباغه سبز"، "چاق و لاغر"، "النگ دولنگ"،" هوشیار و بیدار"، "علی کوچولو"، مسابقه " بخور بخور" با اجرای شهریاری و کیک های خوشمزه ای که شرکت کننده ها با چشم بسته می خوردند.

*** *** ***
خیلی وقته که دیگه خبری از این هیجانات و لذتهای تصویری نیست. همه چیز رنگ سیاهی به خودش گرفته، حتی وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی و استراحت کنی.
حتی دیدن سریالهای مثلا فاخر هم راضیت نمیکنه. چون سطع توقعت از رسانه ملی از زمانی که " آینه" پخش می شد تا به الان، خیلی بالاتر رفته و نمیتونی تحمل کنی که به نام بیننده و به کام رسانه ملی،سرت شیره بمالن.
*** *** ***

بهتره بی خیال این جعبه جادویی که تعدادشبکه هاش ( کانال قدیم) بیشتر شده رو بی خیال بشی و فکر کنی که اصلا خاطراتی از این جعبه جادویی که قبلا سیاه سفید بود و باید جلوش میرفتی تا این دو تا کانال رو عوض کنی، نداری...


منبع:کافه شکلات


نویسنده کافه شکلات انتهای این متن نوشته است که «وقتی بخوای مثبت هم فکر کنی و دیدن یکی از سریالهارو تحمل کنی، هنوز ده دقیقه نشده کانال رو عوض میکنی و میزنی فارسی وان. تا شاید در چند دقیقه استراحت قبل خواب کمی آروم بشی»....

اما من موافق نیستم چون به نظرم سریال های فارسی وان (اکثرا) قابل تحمل هم نیستند.حالا هم به لحاظ محتوا و هم دوبله بسیار ضعیف(البته این نظر من است) .

اینکه سطح توقع ما از رسانه میلی(ملی سابق!) از سال 1370 تا به الان بالا رفته است چیز عجیبی نیست.شما سینمای هالیوود را هم نگاه می بینید که از خیلی سال ها قبل تا به الان پیشرفت کرده اند تا مخاطب را از دست ندهند.ولی آیا رسانه ما هم آنقدر پیشرفت کرده...یعنی از مردم جلوتر حرکت کرده است یا عقب تر رفته؟ مشخص است که تلویزیون ما هر گامی که به جلو رفته است پس از آن چند قدم به عقب بازگشته است. به طور مثال در زمینه سریال های پلیسی ما یک دوره صعود را داشتیم که با کارگاه علوی1 و شلیک نهایی و سرنخ شروع شد و سپس رو به افول رفت و به سریال پلیس جوان رسید.پس از آن سریال خواب و بیدار تکانی اساسی به سریال های پلیسی و اکشن داد ولی پس از آن ما باز هم رویه سقوط را در پی گرفتیم و حالا کلانتر3 که بی محتواترین سریال پلیسی حال حاضر محسوب می شود،مهمان خانه هاست. برای همین هم هست که بعضی ها(عمدتا سیاسیون تندرو) از رویه پیشرفت و بالا رفتن توقع  دلخوش نیستند و آن را برخلاف رویه مصالح خود می دانند چون توقع چیزی است که اگر بالا رفت دیگر نمی توان آنرا پایین آورد و این مسئولان و سازندگان هستند که باید خود را به سطح توقع مردم برسانند.

تلویزیون ما به نظرم کار خوبی کرد که سریال هایی مثل 24 و فرار از زندان را پخش نکرد(کاری که به نفع خودش تمام شود) چون اگر این سریال ها پخش شوند  دیگر کسی سریال های ایرانی را نگاه نمی کند.گرچه اعتقاد دارم که همه چیز جای خودش را دارد اما ما هم باید رویه پیشرفت خودمان را در پیش بگیریم.  ما باید سبک خودمان را در پیشرفت پی بگیریم.


پی‌نوشت یک:

این عقب ماندگی یا خیلی طول می کشد که جبران شود یا بالاخره ما باید قید پیشرفت را بزنیم و فقط شاهد پیشرفت دیگران باشیم.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 3 تیر 1389  12:06 ق.ظ





پس از آلبوم موفق "بی تو تنهام"امیر یگانه با یک تک آهنگ شاد و ریتمیک بازگشت.


یگانه که چندی پیش در مصاحبه ای گفته بود که دوست ندارد کسی غیر از سیروان تنظیم کارهایش را بر عهده بگیرد و حالا پس از اولین آلبومش "بی تو تنهام" و در اولین تک آهنگ شاد و ریتمیک خود(که ملودی اش کم شبیه عشق من باش از بهنام صفوی نیست) به سراغ زانیار خسروی به عنوان ترانه سرا،آهنگساز و تنظیم کننده رفته است.تنظیمی که جنس سیروان بود را داراست اما نمی تواند همان المان های سیروانی را تکرار کند.

زانیار خسروی قبل از تنظیم این تک آهنگ، یکی از آهنگ های خودش را تنظیم کرده بود که پس از آنکه از آن اقبال چندانی نشد،تنظیم کارهایش را به برادر خود سیروان خسروی سپرد.
در این تنظیم زانیار سعی کرده است ریتم کار را خوب حفظ کند که به نظر می رسد او به خوبی از پس این کار برآمده است.

این آهنگ را بشنوید و لذت ببرید

لینك مستقیم :

آهنگ با كیفیت MP3 192

حس

آهنگ با كیفیت MP3 128

حس

آهنگ با كیفیت 64 OGG

حس

آهنگ با كیفیت WMA 20

( مخصوص تلفن همراه )


لینک های دیگر:

برای دانلود روی آهنگ مورد نظر خود کلیک راست کنید و بعد گزینه Save Target As را بزنید

دانلود با کیفیت MP3 128

دانلود با کیفیت OGG 56