
شاید هم چند روز بیشتر !
سه سال و نیم پیش مطلبی با عنوان بیوگرافی «نیلوفر امینی فر» در وبلاگ نوشتم(به نقل از نشریه سروش اینجا) که فکر می کنم (اگر حمل بر خودستایی نمی گذارید) چند سال و چندین ماه سرچ اول گوگل از کلمه(نیلوفر امینی فر) را به خود اختصاص داده بود. هر روز و هر ماه که میگذشت نظراتی به آن پست اضافه می شد و من یا جواب میدادم تا تائید می کردم(اگر چه بدون تائید من هم قابل دیدن در وبلاگ بود)
افراد مختلف درباره این پست نظر می گذاشتند و موضوعات کامنت ها هم چند چیز بیشتر نبود. تعریف از امینی فر،تنفر از وی،ابراز علاقه و پیشنهاد ازدواج و دوستی و توهین و تخریب
من سعی می کردم تا انجایی که توهین به نیلوفر امینی فر و زندگی شخصی و خصوصی و عفت عمومی نشود کمتر از تیغ سانسور استفاده کنم و همین طور هم بود اما خیلی ها سعی کردند روند تخریبی پی بگیرند. بعضی از آنها را هم تایید کردم تا بقیه کسانی که آن مطلب را می بینند و می خوانند به آن نظر واکنش نشان دهند.
هنوز که هنوز است ان مطلب کامنت می خورد و در جدیدترین چک که انجام دادم 18 کامنت جدید اعم از خصوصی و عمومی ثبت شده بود!
قضاوت خاصی ندارم اما اگر یک روز خانم امینی فر را ببینم حتما تمامی کامنت ها را به ایشان نشان می دهم!
آها !
غرضم از مطلب بالا این بود که در کامنت ها تخریب خیلی بود. من نمی دانم چرا کسی موفق می شود همه یک جور خاص موضع می گیرند؟
رک بگویم؛
نیلوفر امینی فر از لحاظ چهره زیباست و المان های زیبایی شناسی را هم داراست و کامنت های دوستی و ازدواج هم احتمالا به فقط به همین دلیل گذاشته می شده است من همه اینها را می دانم و مشکلی از این بابت نیست.به هر حال هر کسی یک جوری می خواهد ابراز علاقه کند.(فردی کامنت گذاشته بود و می گفت من همسن شما هستم! با من ازدواج کنید !)
اما مهم تر از همه طرح مباحث شخصی و خصوصی زندگی افراد مشهور است. مثلا یک نفر که همسایه دیوار به دیوار نیلوفر امینی فر است صد در صد او را تا حدی می شناسد و فرض می گیریم از زندگی شخصی وی هم اطلاع دارد اما دوستان باور کنید طرح چنین مباحثی در هیچ کجا درست و اخلاقی نیست. می گوییم فلان آدم مشهور نامزد داشت پس زد! فلانی 4 تا زن گرفت...فلانی طلاق داد.
شما دوست دارید کسی زندگی شخصی شما را از الف تا ی آن را روی وب بگذارد؟
حتما مجله های خارجی زیاد دیده اید...از مجلاتی مثل ok و people که زندگی شخصی فاش می کنند و حتی برای اطلاعات بدست آوردن این اطلاعات باج می دهند. آنجا هم یک حد وجود دارد.کسی نمی تواند تهمت بزند اما چون فرهنگ عامه آن طرف با ما فرق دارد ما فکر می کنیم که طرح این مباحث اصلا مشکلی نیست و تازه خیلی هم برای آن آدم مشهور خوب است.آنطرف هم چند هدف از این کارها وجود دارد. معروفیت بیشتر یا فروش بیشتر مجله که اکثر اوقات گزینه دوم مطرح است.
بیایید کمی «خودمان» باشیم . ما که مردمان آلمان،انگلستان،آمریکا و... که نیستیم. رفتار درست را انجام دهیم.کسی تایید نمی کند که مجله اوکی یا هزاران مجله دیگر خارجی و ایرانی این کار را می کنند.؛ کار درستی است. ما مجله زرد هم داریم و مردم حتی برای آن پول می دهند اما حد را رعایت کنیم. توهین و تخریب را کنار بگذاریم.
پی نوشت یک:
اگر شما جای من بودید و کل کامنت های این پست درباره نیلوفر امینی فر را می خواندید خیلی کیف می کردید...حیف که نیستید !

مهران مدیری سال گذشته تولید قهوه تلخ را بدون حضور برادران قاسم خانی در نیم فیلمنامه نویسی اش آغاز کرد و این بار نوبت خشایار الوند و امیرمهدی ژوله بود که کار نوشتن قصه کار را بر عهده بگیرند.داستان قهوه تلخ البته کم شبیه مجموعه قبلی مدیری یعنی "باغ مظفر" نیست و تقریبا در همان حال و هوا ساخته شده است.طبق نوشتاری که در سایت این سریال آمده است؛داستان بدین گونه آغاز می شود:
«سیامک انصاری در ابتدای داستان که در دنیای امروز میگذرد، یک فنجان قهوه تلخ میخورد و با خوردن آن به تاریخ سفر میکند. او در طول زمان به مورخی تبدیل میشود که در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی میشود که این مسائل داستانهای سریال را رقم میزند.»
حتی خواندن سطر اول این قصه نیز شما را به فضاهای قبلی کارهای مدیری خصوصا شب های برره و باغ مظفر می برد و گویی قهوه تلخ ترکیبی از این دو مجموعه است. این سریال از گروه بازیگری قوی سود می برد و 32 بازیگر نقش اصلی دارد که تقریبا در کارهای مدیری بی سابقه است که این مورد خبر از یک پیش تولید و تولید عظیم در این سریال می دهد.
اما گفتار دیگر این مطلب درباره جنجال هایی است که این روزها کم و بیش درباره مهران مدیری گفته و شنیده می شود. ضیافت افطاری هنرمندان با محمود احمدی نژاد و خبرهایی مبنی بر حضور مدیری و انصاری در این ضیافت و هدیه کل قسمت های سریال قهوه تلخ از سوی مدیری به رییس جمهور واکنش های مختلفی را برانگیخته است. پس از علیرضا افتخاری که پس از دیدار با رییس دولت دهم مورد هجمه بی سابقه ای در رسانه های مختلف(خصوصا رسانه های مجازی) قرار گرفت این بار گویی نوبت مهران مدیری است که مورد هجمه قرار بگیرد.
برخوردهای حذفی از همین حالا با او و مجموعه جدیدش آغاز شده است و با گسترده شدن و پخش بیشتر این سریال در میان مردم باید متنظر واکنش های دیگری نیز به مدیری باشیم. رویکرد جدیدی که شاید فقط جنبه سیاسی دارد و همچنین به شخص مدیری هم اکتفا نمیشود. البته مدیری قبل از این و چند سال قبل هم نمونه ای از این هجمه ها را تجربه کرده است. سریال نقطه چین که سال 81 از شبکه سوم سیما پخش می شد و در یک قسمت آن با نمایندگان مستعفی مجلس ششم یک شوخی انجام گرفت که منتقدان آن قسمت را سفارش سازمان صدا و سیما به مهران مدیری دانستند.
مدیری هیچ گاه از سوی هیچ کدام از جریانات سیاسی برچسب نخورده است و حتی در حوادث سال قبل هم وی مشغول ساخت قهوه تلخ بود و وارد جریانات سیاسی نشد اما گویی پس لرزه های پس از انتخابات؛ حالا که بیش از یک سال از آن می گذرد کم کم دارد دامن او را هم می گیرد . البته مهران مدیری همیشه ثابت کرده است که هوشمند است و هنرش را با موضوعات دیگری پیوند نمی زند.مدیری سفارشی ساز نیست اما این بار باید بیشتر مواظب باشد که در دام سیاست نیفتد.
آقای مدیری؛
مواظب باشید... پس لرزه ها در راه اند...
+
دانلود آهنگ قهوه تلخ با نام "حبیبم رو میخوام" با صدای مهران مدیری

دیدار علیرضا افتخاری با رییسجمهور و ابراز علاقه وی به محمود احمدینژاد و در آن طرف واکنش هایی تند به این دیدار در صدر اخبار چند هفته پیش بود.این یاداشت را به همان بهانه نوشتم گرچه شاید انتشارش کمی دیر است اما شما ببخشید.
شاید بتوان این واکنش های صورت گرفته به دیدار علیرضا افتخاری و محمود احمدی نژاد را نوعی دخالت دادن سیاست در امر هنر و همچنین عدم تحمل اندیشه مقابل دانست.کما براینکه نقطه شروع این نوع برخوردها سال گذشته با محمدرضا شجریان و به وسیله رسانه های دولتی انجام گرفت و کلید آمیختگی سیاست و هنر زده شد و هر روز که از شروع این جریان می گذشت بر عمق آن افزوده می شد.محمدرضا شجریان که استاد آواز ایران نامیده می شود از سوی بعضی ها به صفاتی چون غرب زدگی ... متهم شد و در همین اواخر هم برخی نمایندگان مجلس از صدای وی ابراز انزجار کردند(حتی در دعای ربناا که سالیان بسیاری پخشاش در رسانه ملی می گذشت.البته مشخص نبود آنان چرا تا به حال چنین سخنانی را بر زبان نمی آوردند.)
آمیختگی سیاست به موضوعات دیگر از سالیان بسیار دور در همه حکومت ها کم و بیش وجود داشته است. گرچه در این بازی همیشه طرف برنده سیاست بوده و طرف مقابل مورد سواستفاده قرار گرفته است.اینجا نمی خواهیم به ترکیب سیاست با امور دیگر بپردازیم.میخواهیم به این سوال پاسخ دهیم که چرا دموکراسی در نظام فکری ما جای نگرفته است؟ آیا ما تحمل شنیدن نظر مخالف را داریم؟ اگر کسی نظر شخصی خود را گفت او را به جرم بیان اندیشه اش محاکمه می کنیم و حمله می کنیم یا سعه صدر به خرج می دهیم؟
ما ایرانی ها به تجربه عینی کمتر رفتار دموکراتیک از خود نشان داده ایم.حتی اگر در جنبه های مختلف زندگی روزمره خود هم نگاه کنیم می بینیم که واقعاً این ضعف وجود دارد. از برخورد استاد با دانشجو سر کلاس دانشگاه بگیرید تا برخوردها سر یک صحنه تصادف و حتی نوع برخورد با فرزندان در خانواده ها.
توانایی شنیدن نظر مخالف و سعه صدر داشتن از خصوصیات نادری است که کمتر در اطراف خود دیده ایم و وقتی کم دیده ایم نمی توانیم مروج آن باشیم و شاید به ناچار و ناخودآگاه به رنگ همان جمعیت دربیاییم و خودمان را ببازیم. به نظر می رسد که برای این مورد درمانی فوری وجود ندارد و باید منتظر زمان ماند تا به مرور جامعه بر اثر خودانتقادی خویش، خود را بازیابی کند و پیشرفت حاصل شود.ما برای رسیدن به اخلاق دموکراتیک نه می توانیم پل بزنیم و نه می توانیم بپریم فقط باید حرکت کنیم هرچند این حرکت ساده و آهسته باشد.اگر بخواهم خلاصه بنویسم باید به گفتار سیدمحمد خاتمی رییس جمهور سابق اشاره کنم که میگفت:«ما در حال تمرین دموکراسی هستیم» . یک بازیگر سینما یا یک بازیکن فوتبال وقتی می تواند «خوب» و «مثبت» بازی کند که قبل از رسیدن به بازی اصلی تمرین درست و اصولی انجام داده باشد. باید در نظر داشته باشیم که اتفاقاتی که از سال گذشته تا بدین روز در صحنه سیاسی اجتماعی کشورمان رخ داده است همگی آزمون هایی برای دموکراسی در نظام فکری ایرانیان بوده اند. باید قبول داشته باشیم که در همه آزمون ها نمی توان نمره قبولی آورد و شکست باید پلی برای رسیدن به موفقیت باشد. نمونه آزمون «شجریان/افتخاری» یک شکست در عرصه تعاملات فکری سیاسی طرفین بود که بایگانی ذهن ایرانیان هیچ گاه آنها را فراموش نخواهد کرد.
اما در پایان یادداشت انتقادی هم به نوع نگاه تحریمی و حذفی که در خیلی جاها دیده و خوانده ام؛ دارم.
ما هنرمندان کشورمان را به واسطه هنری که عرضه می کنند می شناسیم.می توانیم به هنر آنها علاقه مند باشیم یا آن را از فهرست علایق خود خارج کنیم اما دلایل ما همگی «شخصی» و «هنری»هستند مثل کسانی که صدای محمد اصفهانی را می پسندند و کسانی که به صدای وی علاقه ای ندارند. آیا این ایراد دارد؟ صد در صد خیر اما وقتی پای سیاست وسط می آید اوضاع خراب می شود.هنرمندی که من تا همین دیروز دوست داشته ام و امروز او اظهارنظری من باب مسائل سیاسی انجام داده که مورد پسند من نیست آیا باید به استناد اظهارنظر شخصی و سیاسی اش،او را تحریم کنم؟ کارهای هنری اش را سطحی بنامم و او را طرد کنم؟ آیا این همان دموکراسی است که قرار است در آن به همه عقاید احترام گذاشته شود و به دیگران هم آن را انتقال داد؟

به گزارش خبرآنلاین، مجموعه تلویزیونی «یک روز قبل» به کارگردانی صادق کرمیار و تهیهکنندگی محسن علی اکبری، که قرار است در هشت قسمت شبهای هفته دفاع مقدس از شبکه اول سیما پخش شود، به موضوع ساخت و پرتاب ماهواره امید میپردازد.
این مجموعه که برای نخستین بار یکی از بزرگترین ابتکارات علمی کشور را به تصویر کشیده است در ساختاری متفاوت تهیه و تولید شده است.
عباس اکبری، مدیر گروه مجموعه های تلویزیونی شبکه اول سیما به «خبرآنلاین» گفت: این مجموعه به نوعی نمایشگر تداوم دفاع مقدس در کشور است که نتیجه آن، خودباوری و احساس اعتماد به نفس ملی را در مخاطب ایجاد میکند.
وی افزود: هدف از ساخت سریع این مجموعه در سالگرد پرتاب نخستین ماهواره ایرانی به فضا، ایجاد غرور و افتخار ملی است.
وی تاکید کرد: این مجموعه از لحاظ ریتم و ضرباهنگ و شکل ساخت شباهتهای زیادی به «24» دارد.
بنابراین گزارش، «یک روز قبل» به روایت 24 ساعت قبل از پرتاب ماهواره امید و مقابله دشمنان نظام برای جلوگیری از پرتاب این ماهواره میپردازد. بخشی از این سریال در سمنان، قسمتی در تهران و بقیه در لبنان تصویر برداری شده است.
در مجموعه یک روز قبل حمیدرضا پگاه، سارا خوئینی ها، رضا عزیزی، شهرزاد صفوی به همراه تعدادی ازبازیگران لبنانی بازی کردهاند.
خبرآنلاین
پی نوشت یک:
از همین الان معلوم است چی از کار در میاید مخصوصا اینکه دستور رسیده که «اعتماد به نفس» به مخاطب با هر حربه ای تزریق بشود ! خواهشا آقایان دست از کپی بردارند و مجموعه های خودشان را بسازند. احتمالا کل سریال هم با دوربین روی دست فیلمبرداری شده...نه؟؟!!

در ادامه مطلب می توانید عکس های اختصاصی محمد رضا حاجیلو، عکاس موسیقی ایرانیان از این کنسرت را ببینید.

دیروز نشریه بودم داشتم خبرگزاری ها رو چک می کردم برخوردم به خبرگزاری البرز که در بخش نور و صدا(همون مالتی مدیا) عکس های دوبلورهای فرار از زندان رو گذاشته بود(عکس ها متعلق به همین وبلاگی که دارید میبینید یعنی هنر هفتم است) اما 2 ایراد داشت؛
اولا اینکه ناقص بود و عکسهاش کم بود و دوم اینکه منبع رو هم زده بود تو دیوار ! نظر خصوصی گذاشتیم که اصلاح کنند اما دوستان در البرز نیوز اصلا اعتنایی نکردند...مثل اینکه رعایت نکردن حقوق بقیه در خبرگزاری های ما کاملا یک امر عادی است. حالا اگر کسی خبر خودشان را بدون رعایت حق مطلب جای دیگری کار کند آسمان و زمین را با هم ترکیب می کنند! اما وقتی پای وبلاگ و این حرفها باشد، گوش کسی بدهکار نیست.
لینک البرز:
دوبلورهای فرار از زندان

ریمیکس آهنگ پرواز به عنوان عیدی گروه آریان در عیدفطر امسال عرضه شد.آهنگ «پرواز» که ده سالی از عرضه آن می گذرد معروف ترین و پرطرفدارترین قطعه آریان حتی پس از یک دهه از انتشار آن محسوب می شود که در زمان انتشار(1380) توانست کمک شایانی به فروش «و اما عشق»؛آلبوم دوم این گروه، کند.
آهنگساز این قطعه سیامک خواهانی نوازنده ویلن این گروه است و تنظیم قطعه پرواز را هم وی بر عهده داشته است اما ریمیکس این قطعه که دو سه روزی از انتشار آن می گذرد را «نیما وارسته» بر عهده داشته است.
درباره سوزاندن قرآن



2. اینقدر درگیر روزمره زندگی شدم که از تک و تای قبلی(شور و حال....گیر ندین حالا به این اصطلاحات من!) افتادم. تکه تکه صحنه فیلمنامه می نویسم و حال تایپ اش را ندارم...حجم خرید مجلاتم پایین آمده و خوابم بیشتر شده ! هی ....
3. مجله «پیک سبز» اینروزها مخاطبانش هر روز دارد زیادتر می شود.اول فکر کردم این هفته نامه وابسته به موسسه همشهری است اما وقتی همشهری جوان هست چه نیازی به پیک سبز؟ مجله خوب و به قول خودمان «پُر»ای است.از دستش ندهید.
4. هیچ کدام از سریال های رمضانی را ندیدم ولی در عوض تا الان یک فصل از سریال قهرمانان را تماشا کرده ام.سریال بدی نیست و جذاب است اما نه با خانواده چون صحنه های دلخراش و قصابی زیاد دارد !
5. یک متن با عنوان «آزمون دموکراسی در ایران» نوشته ام من باب قضایای شجریان و افتخاری...فرصت نکردم تایپ اش کنم. متن دیگری هم با عنوان «جام جم های کوچک ما» نوشته ام که آن هم یک تایپیست می طلبد!
6. سیرجانی ها امسال کنکور را ترکانده اند! بعد از مهرناز شهسواری پور که رتبه دوم آزمون تجربی سراسری را آورد این بار در آزمون دانشگاه آزاد هم 2 سیرجانی اول شدند. علی آزادیخواه و مرضیه صادقی به ترتیب رتبه های اول رشته علوم تجربی و پزشکی را بدست آورده اند. با مرضیه صادقی در تحریریه گفتگویی کردیم که از اینجا می توانید بخوانید. بعد از جنجالی که خبرآنلاین سر مصاحبه اختصاصی ما با مهرناز شهسواری پور دراورد ایندفعه این متن را به خبرانلاین نفرستادم .بی خیال دردسر
7. می گویند عید فطر را می خواهند 3 روز تعطیل کنند! مشکلی نیست مملکت ما که این همه روز تعطیل بوده این هم ایضا روی آنها ! حالا جالب تر اینجاست که سازمان تبلیغات اسلامی بیانیه داده و گفته به تعطیلات یوم الله سال کاری نداشته باشید! راستش به نظرم کسی جرات نمی کند در این جا هیچ تعطیلی را کم کند.شاید فقط زورشان به تعطیلی های ملی می رسد!
8. به شدت دنبال نسخه 720p فیلم جدید کریس نولان با عنوان Inception یا «آغاز» هستم.اگر تریلر آن را دیده باشید حتما بی نهایت کنجکاو می شوید که این دیگر چه برگی است که نولان برای فیلم جدیدش روو کرده است.لئوناردو دی کاپریو نقش اول این فیلم است و تا حالا حدودا 700 میلیون دلار در کل جهان فروخته . این را هم از دست ندهید.این فیلم موسیقی فوق العاده ای هم دارد که کار هانس زیمر و زاک همنسی است.
9. همین....خدا همه ما را به راه راست هدایت کند!

«حسین باغی» مدتی است در بستر بیماری است؛ صداپیشه «بابا برقی» و شخصیت دوستداشتنی «چهار دست» در حالی که همچنان نیازمند پرستاری و خدمات ویژه پزشکی است به دلیل مشکلات مالی روزهای گذشته از بیمارستان مهر تهران مرخص شد!
همسر حسین باغی با اشاره به بیماری طولانی مدت این دوبلور پیشکسوت، گفت: از کسانی که در صداوسیما امکان داشت بتوانند برای بیماری همسرم کاری کنند، کمک خواستم، ولی هیچ جوابی نگرفتم.
مریم ایمانیفر با ابراز گلهمندی از عدم حمایت مسؤولان سازمان صداوسیما از همسرش، اظهار کرد: حسین باغی، در هر زمان و هر جایی که بود، هر وقت که از او میخواستند، با اشتیاق و با عشق کارش را انجام میداد، اما بعد از 45 سال زحمتی که برای دوبله این کشور کشیده است، حتی بیمه هم ندارد و مسؤولان توجهی به وضعیت بد جسمیاش ندارند.
وی ادامه داد: حداقل چیزی که او نیاز دارد، بیمه است یا اینکه بتوانیم از بیمارستان صداوسیما استفاده کنیم یا کمکی کنند تا بتوانیم او را در بیمارستان دیگری بستری کنیم.
او گفت: اگر گنج هم داشتیم تا به حال تمام میشد و حق همسرم نیست که در چنین وضعیتی باشد؛ چند بار پیغام دادهام و خواهش کردهام که اگر کسی میتواند، برای بیمه حسین باغی کاری کند یا کمکی کند، انجام دهد.
وی با بیان اینکه خبر بیماری حسین باغی بین همکاران و دوستانش پخش شدهاست، اظهار کرد: چه خوب است وقتی که نیاز به حمایت و کمک هم داریم، به داد همدیگر برسیم.
او گفت: مدتهاست که از دکترها جواب منفی میشنوم و نمیتوانند بیماری او را تشخیص دهند و فقط امیدم به خداست.
وی در پایان با اشاره به اینکه به خاطر مشکلات مالی همسرش را از روز هشتم شهریور ماه از بیمارستان مرخص کردهاند، عنوان کرد: حدود پنج ماه است که درگیر مسالهی بیماری همسرم هستیم و هیچ دکتری نتوانسته است بیماری او را تشخیص بدهد و درحال حاضر به خاطر مصرف داروهای مختلف، بسیار ضعیف شده است و خودم در خانه از وی مراقبت میکنم.
حسین باغی متولد 1329 تهران است. او فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه و از سال 1355 کار دوبله را حرفهیی شروع کرده است. او علاوه بر صداپیشه فیلم ، گوینده آنونس و فیلمهای تبلیغاتی و مستند هم بوده است. باغی گویندگی فیلمهای تبلیغاتی را از سال 1346، گویندگی آنونس را از1350 و اجرای رادیویی را از سال1363آغاز کرد.
نقشهای شاخص در سریال: کارآگاه کاستر، ارتش سری، راه قدس(امپراطوررم). کارتون: فوتبالیستها (گزارشگر)، نیکو(چهاردست). فیلم: غازهای وحشی( راجرمور).
به نظر حسین باغی برای رسیدن به فن بیان و گویندگی باید به ظرافتهای احساس گویندهای اصلی و تکنیک اش توجه کرد و تلفیق این دو است که به نتیجه خوشایندی میرسد. باغی در تیزرهای انیمیشن راهنمایی و رانندگی به جای «سیا»، «داوود خطر» و «هومن» صحبت کرده و در آخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس کاراکترهای خلافکار را نصیحت می کند. گویندگی اش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت «پاک یادت نره» خیلیها را به تقلید صدایش او وا داشته است.
منبع: خبر آنلاین
پی نوشت مرتبط:
آقای ضرغامی؛ شما یک زمانی قول داده بودید که بیمه دوبلورها و گویندگان را درست می کنید....منتظر عمل به قول شما هستیم
پی نوشت یک:
طاعات و عباداتتان در این شب های عزیز مورد قبول درگاه حق(برای حسین باغی هم دعا کنید)
پی نوشت دو:
وقتی می گوییم روحیه سالهای قبل در ماه رمضان امسال وجود ندارد نگویید نه....شب نوزدهم ماه رمضان ساعت حدود 10:30 شب در خیابانی که منزل ما واقع است؛ شلوغ ترین مکان یک قهوه خانه و قلیان خانه است !
پی نوشت سه:
بعد از 21 روز از ماه رمضان مسجد 2 خیابان بالاتر منزل ما اقدام به پخش "ربنا" کرد.....21 روز !
آخرین پست ها