یکشنبه 8 بهمن 1385  08:01 ق.ظ

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان بر همگان تسلیت باد.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 4 بهمن 1385  02:01 ق.ظ

سلام

از نظرات شما در وبلاگ تشکر می کنم....

در پاسخ به اینکه از بنیامین خبری داریم یا نه توی پست بالایی بخوانید.

باز هم عکس از ستارگان سینما خواهیم گذاشت.

درباره سید محمد حسینی من شایعه پراکنی نکردم و خبری بود که در تیتر اخبار شنیده و دیده شده بود حال اگر شما خبری ازش دارین به ما هم بگید.

باز هم ممنون


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 دی 1385  02:01 ق.ظ

ایده+خلاقیت یعنی:

مـحـمـد رضـا دوسـت مـحمــدی

محمدرضا دوست محمدی(سمت چپ تصویر)

كار كار خودش است. اگر شما جلوی دكه میخكوب می‌شوید یا اگر با دیدن جلدها خنده‌تان می‌گیرد یا اگر شاخ در می‌آورید كه این یارو چطوری این‌جوری شده.

 

حتی اگر حالتان به‌هم خورده و باعث شده مجله را نخرید! به خاطر آدم همه فن حریفی است كه ما این‌جا توی قوطی عطارمان داریم.

محمدرضا دوست محمدی مدیر هنری مجله همشهری جوان است و بیشتر تصویرسازی‌هایی كه روی جلد همشهری جوان دیده‌اید، كار اوست.

یك مقدار عجیب است كه آدم با كسی كه هر روز می‌بیند و حرف می‌زند، مصاحبه كند. ولی محمدرضا حتما حرف‌های جالبی از پشت صحنة طراحی جلدها دارد.

ایمان جلیلی

 

 


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 10 دی 1385  11:12 ق.ظ


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 30 آذر 1385  08:12 ق.ظ

عمرتون صد شب یلدا

دلتون قد یه دریا

تو این شب های سرما

یاد شما همیشه با ما

شب یلدا بر شما مبارک

شب یلدای ما این بار تلخ شد

ناصریای ما به سرش هوای حوا زد و رفت

روحش شاد


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 27 آذر 1385  11:12 ق.ظ

سلام

در مورده حامد کمیلی اینو باید بگم که اگه خودش گفته باشه پس سنش واقعیت داره.من کم عکس دارم ولی چشم می زارم.

از یاسر و سوگند عزیز هم که همیشه به یاد ما هستند ممنون

در مورده این مطلب خانم لاری پور:

۱- مثل اینکه منبعش سایت عروض بوده.ممنون از خانم ناظری به خاطر این تذکر

۲- تناقض در حرف های خانم لاری پور...ایشان در مصاحبه گفته است که شادمهر پول ترانه هایی که در آلبوم ژینا استفاده کرده بود را نداده است نه به ایشان و نه به فرزاد حسنی و مونا برزویی ولی یک سوال...چرا ایشان به همراه فرزاد حسنی در آلبوم دوم شادمهر یعنی آدم فروش همکاری کرده اند؟ مگر شادمهر این بار به آنان پولی داده بود؟

باز هم ممنون از نظرات شما


  • آخرین ویرایش:-

كپی از وبلاگ هنر هفتم در مجله كانون خانواده

روی عكس كلیك كنید تا سایز اصلی عكس رو ببینید

چندی پیش من مطلبی از بنیامین بهادری و قاسم جعفری و كلیپش گذاشته بودم كه بسیار مورد استقبال قرار گرفت و امروز می بینیم همان مطلب را در مجله كانون خانواده بدون هیچ سانسوری قرار داده شده است.

حالا فكر نكنید من شاكی هستم و می خواهم برای خودم كلاس بذارم و به این مجله بگویم چرا مطلب منو كپی كردی!!!اتفاقا از مجله كانون خانواده ممنونم كه مطلب منو چاپ كرد.

 ولی خوبه كه از این مطلب هم استفاده ای شد(خوبه یه جا چاپ شد) باز جای شكرش باقیه فقط تو رو خدا از این به بعد نگین كه وبلاگ ها از روی مجلات كپی می كنند.به خدا ما كپی كن نیستیم.این مطلب رو خودم نوشتم این هم لینك مطلب من در آرشیو وبلاگ:

http://artcm.mihanblog.com/Post-157.aspx

 


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 22 آذر 1385  11:12 ق.ظ

سلام

امین جان اصلا بحث من سر بودن گلزار یا پورسرخ نیست...یه بار دیگه مطلب رو بخون...مرسی از این اینکه نظر دادی

یاسر و سوگند عزیز...همیشه به یاد شما هستم...ممنون که شما ما رو فراموش نکردید

مهسا خانوم...حامد کمیلی هنوز معروف نشده ولی من خودم هم خیلی دنبالشم.خدایی چهره اش جون میده واسه تبلیغات...

همشهری جوان هم هنوز سایت نداره...ولی به زودی راه میندازه

باز هم ممنون از نظرات شما

راستی از کامران نجف زاده هم تشکر می کنم که پست مربوط به خودش رو خوند و نظر داد.


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 21 آذر 1385  08:12 ق.ظ

هیشکی نگفت یه دختره

تنها تو این شهر شلوغ

بین نگاه هرزه

مردی سر تا پا دروغ

چه حالی داشت وقتی همه

آرزوهاش مرده بودن

وقتی که دست های پلید

آبروشو برده بودن

هیشکی نفهمید چی کشید

وقتی که مرگشو می دید

توی هجوم نعره ها

هیشکی صداشو نشنید

بدون دروغ نیست

این حرف ها داره صحت

همه ماها شدیم

یه مار چهار و سه خط

ماییم که وارث درد

ماییم باعث مرگ

غیرت ایرانی ها رو

خدایا صاعقه زد

حرف ها بحث ها

رفت روی اعصاب

شد کابوس برگ

کم کم خواست به صدا در بیاره ناقوس مرگ

دختر ایرانی ناموس تو ناموس من

چرا کاری کردیم خودش بره به پابوس مرگ

چطوری دلمون اومد

با ابروی یه دختر

ما بازی کنیم

که زندگیش بشه مختل

تو کنج اتاق

تکیه داده اون تنها

خدا اشکو به اون

هدیه داده بود شبها

ولی حالا شب و روز

چشم ها تشنه اشک

طوری که دیگه تموم شده بود

چشمه اشک

گقت به خدا

ای خدای من

فقط یه خواهش

به من بگو همه اینها فقط یه خوابه

ولی خواب نیست

دخترک بیدار بود

دخترک بازیچه جماعت بیکار بود

بیمار شد

از تهمت های کثیف و نابجا

ای خدا بده دخترو از دسیسه ها نجات

پس کجا رفته

غیرت مردای این شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

بیمار شد

از تهمت های کثیف و نابجا

ای خدا بده دخترو از دسیسه ها نجات

تا به حال همچین بلایی سرت نیومده

که اگه بیاد می گی بلا از این بدتر اومده؟

ولی کدوم ما جامونو گذاشتیم جاش

که ببینیم چی می کشه

ما هم بسوزیم پاش

کاش یاس می مرد همچین روزی نبود

که غیرت بمیره به دست یه خنجر عمود

خنجر به دست یکی بود

ماهمکارشیم

که توی جهنم

ما هم با اون هم بالشیم

خطاب به اون پسر

که چقدر می تونی کثیف باشی

کاری که تو کردی بدتر بود از اسید پاشی

تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین

تو که محرم، سیاه رو می‌پوشی واسه حسین

حسین گفت اگه دین نیست

باشیم آزاد مرد

نه واسه یه سی‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم

اون دختر زحمتها کشید

تا به شهرتی رسید

واسه لذت بردن از اسمش

یه مهلتی بدید

گفتید صحبتی جدیده

نوبت همینه

با سرعتی عجیب

چه تهمتی زدید

پس کجا رفته

غیرت مردای این شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

الکی تبصره نزن

خودتو تبرئه کنی

تو عقل داشتی

خود تو رهبر خودی

ولی دونسته خودت رفتی عقب گناه

پس بشین تو منتظر غضب خدا

ولی نه، ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازه است

پس بدون که راه برای برگشت باز هست

باید راه بست به تبلیغ بیشتر

و سعی کرد برای تبدیل خویشتن

به انسان واقعی

با همه صفات

با انصاف و واقع بین

حاضر واسه دفاع

می گم به اونهایی

که واسه باقی حرف تشنه ان

شک نکن تو همین حالا سی دی رو بشکن

تقدیم به زهرا امیر ابراهیمی


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 18 آذر 1385  12:12 ب.ظ

از ۱۵ و ۱۶ آذر خاطره خوشی ندارم...سال ۱۳۸۴

۱۵ آذر روز پرواز خبرنگاران بود...خبرنگارانی كه این بار خود خبرساز شدند

۱۶ آذر هم روز پر كشیدن...مجری-گوینده-بازیگر....استاد منوچهر نوذری بود.

چقدر زود یك سال گذشت و چه زود سال ها می گذرند....

یاد یاران گرامی باد


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها