
شب،داخلی،داخل اتاق
نفر اول( پای سجاده و دعا): خدا جون ...خدایی...خودت عبادت تک نفری منو دوست داری یا دو نفری...(مکث)...هه هه(خنده بر لب) آره دیگه...
نفر دوم (در حال وارد شدن به اتاق): هه هه و زهر مار ...کوفت....حناق....آخه الاغ تو خودتو میتونی جمع کنی که میای دعای چرت و پرت میکتی؟ Room خدا رو مشغول نکن....بیا کنار...
نفر اول با حال زاری: آخه...من...
نفر دوم: آخه و کوفت....بیا کنار میخوایم نماز بخونیم زود بخوابیم فردا هزارتا بدبختی داریم...مثل جنابعالی بیکار نیستیم که هی عشق عشق بکنیم....تو هم با اوون عشقت...(در حال برداشتن مهر و تسبیح خودش) بدبخت گشنگی نخوردی وگرنه الان اینجور زار عشق نمیزدی....برو ..برو کنار کار داریم....
...

حالا یک سوال، آیا یک زوج زن و مرد که با هم ازدواج می کنند آیا تا ابد عاشق هم می مانند؟ باید بمانند؟ چه چیز آنها را در کنار هم قرار می دهد؟ تجربه عینی من از آدم های دور و اطرافم چنین چیزی نمی گوید.بیشتر افرادی که دور و برم دیدم با هر نوع تفکری که داشتند بعد از ازدواج به روغن سوزی افتاده اند.نه مردها از ازدواج شان راضی بوده اند و نه زن ها. از مردها بیشتر می گویم چون خودم همجنس آنها هستم.شاید ایراد مردها این باشد که پس از ازدواج برای زندگی جدید تلاش کافی را انجام نمی دهند یا به قولی حالش را ندارند.آنها دوران بی مسئولیتی را کامل گذرانده اند و تا به شرایط جدید وفق داده بشوند اتفاق هاست که نمی افتد.نتیجه این می شود که به مردان تازه ازدواج کرده هم که می رسید به شما می گویند که از ازدواج راضی نیستند،کله شان گرم بوده که زن گرفته اند و معذرت می خواهم خر نشوی بروی زن بگیری !
شاید دلیل دیگر این پشیمانی مربوط به مسائل جنسی است. نیک همه شما می دانید که کل جماعت تازه به بلوغ رسیده ما از طریق فیلم های غیر اخلاقی،بلوتوث ها،ماهواره های کد شده و...روابط جنسی را یاد می گیرند و هر کس به شما عکس این را گفت از قول من یکی بزنید در گوشش تا یادش بیاید!
مردها و زن ها براساس تصوراتی که از این فیلم های کارگردانی شده غیراخلاقی بدست می آورند فکر می کنند که باید همان گونه رفتار کنند که عین دقیقا نقطع شروع نارضایتی هاست چون مرد ما نه آن مرد داخل فیلم است با هیکل عضلانی و نه زن های ما مثل زنان فیلم هیکل های فرم دهی شده دارند.همه ما خودمان هستیم و اگر صداقت داشته باشیم همینی که هستیم چون با تصور صرف از یک تصویر نمی توان یک عمر زندگی کرد. حالا که این موضوع را گفتم یاد خاطراتی افتادم در دانشگاه که بد نیست شما بدانید.استادی داشتیم در درس تفسیر قرآن کریم که بحث های دختر پسری و فرعی زیاد داشت.یک روز سر کلاس ایشان به مانند بحث های غیر معمولش شروع به تعریف کرد و گفت زن های ما باید یاد بگیرند که در روابط جنسی عشوه جنسی برای مرد بریزند و او را سیر کنند و این خیلی مهم است.شاید ایشان هم دیده است که اکثر مشکلات از همین نقاط مبهم موضوع ازدواج شروع می شود.
خب برگردیم به موضوع اصلی....چرا ازدواج؟ آیا ازدواج صرفا برای کنار یک نفر بودن است؟ فرورتیش رضوانیه(روزنامه نگار معروف) در صفحه فیس بووک خود می نویسد(در رابطه با همین ازدواج) که باید مردم ما بفهمند که برای زدن بنزین باید یک پمپ بنزین پیدا کنند نه اینکه سهام پالایشگاه بخرند. من به این مطلب لایک دادم اما موافق آن نیستم.منظور فرورتیش از این حرف کاملا واضح است.او می گوید لازم نیست آدم یه عمر در پی یک سهام باشد. می تواند هر جا نیاز داشت پمپ بنزینی پیدا کند و نیاز خود را برطرف کند و برود.
حالا چرا ازدواج نکردن؟ چون تکراری می شویم؟ چون عادی می شویم؟ کسانی که اعتقاد دارند ازدواج مزخرف است تفکرشان این است که دو انسان نیازشان را نسبت به هم برطرف کنند و هر کدام بروند پی کار خودشان.لازم نیست حتما و همیشه کنار هم بمانند. اینچنین است؟ آیا نیاز به رابطه جنسی انسان را به ازدواج سوق می دهد؟ آیا قبول می کنیم که رابطه جنسی درصد بالایی در ازدواج کردن آدمها نقش دارد؟خیلی بالا شاید قبول نکنید و بزنید زیرش اما ....واقعا هست؟
من به عنوان نگارنده این مطلب به موضوعاتی چون عشق،دلدادگی،تعهد و مسوولیت پذیری اعتقاد دارم اما جلوی همه شما دارم اعتراف می کنم که به این مفاهیم شک پیدا کرده ام.وقتی وضعیت خودم و جامعه ام را می بینم...دخترها...پسرها....مجردها...متاهل ها.....قدیمی ها...جدیدی ها و... و آدم هایی در این میان که فقط لذت جنسی و روابط جنسی برای شان مهم است و اعتقادی ندارند...
وقتی یک شب خوابیدن با پارتنر جنسی شان حکم یک کارت شارژ ایرانسل را دارد(حتی اگر دوتومانی باشد با کسر مالیات!)...شما خودتان جای من باشید....شک نمی کنید؟ حتی اگر پای سفره دل قدیمی ها هم بشینید آنها هم کم کم دارند لایه های پنهان خودشان را روو می کنند...در همین جامعه حالا فارسی وان و بقیه شبکه ها را هم اضافه کنید که با سریال هایشان که اصلا به فرهنگ مات نمی خورند دارند ما را بمباران می کنند و ما هیچ سلاح دفاعی هم نداریم.وقتی ارتباط ها مشروط به مثلثی بودن و مربعی بودن است و می شنویم زن میانسالی در تهران دوست دارد مثل ویکتوریا دوست پسر داشته باشد....وقتی عاشقان ما می شوند انریکو،سالوادور،امیلیانو و خلاصه راحت تان کنم....عشق در بدن و جسم خلاصه می شود...رو راست باشید....شک نمی کنید؟
پاسخ کافه شکلات به این متن؛
قلمرو ممنوعه
پی نوشت یک:
در سایت گوگل سرچ کردم (Love or S::E::X) اما نتیجه جالب بود! اصلا چنین چیزی وجود نداشت! یعنی کلمه or بین این دو وجود نداشت .یا بین این دو کلمه + بود و یا & ...یعنی در بیشتر منابع این دو با هم ذکر شده اند !.....
پی نوشت دو:
راستی نماز روزه هاتون قبول.....

یکشنبه بود که به ما در تحریریه نشریه پاسارگاد خبر رسید که خانم "مهرناز شهسواری پور" دانش آموز سیرجانی موفق به کسب رتبه دوم کنکور سراسری در رشته علوم تجربی شدند. خب مثل همه آدم های دیگر ما از این امر که یک دانش آموز همشهری موفق به کسب این عنوان شده است خوشحال شدیم و تلاش های خود را برای انجام مصاحبه با خانم شهسواری آغاز کردیم.تلاش هایی که نهایتا به ثمر رسید و در روز آخر صفحه بندی همکارمان آقای حسین اطمینان مصاحبه ای با ایشان انجام داد که در اینجا می توانید آن را بخوانید.
با احساس شادی بسیار از اینکه توانستیم اولین رسانه ای در کشور باشیم که با یکی از رتبه های برتر کنکور مصاحبه اختصاصی بگیرد ؛همان شب هنگام بروز کردن سایت مجله خبر و گزارش این رویداد را به سایت خبرآنلاین که یکی از سایت های حرفه ای خبر در حوزه رسانه ای کشور است فرستادم اما ....
اما در کمال تعجب همکاران رسانه ای ما در سایت خبرآنلاین بدون رعایت شان خبرنگاری خود اقدام به ویرایش خبر هفته نامه پاسارگاد کردند و جوری آن را در سایت خود گذاشتند که گویی خود یک مصاحبه اختصاصی با رتبه برتر کنکور که در 1000 کیلومتری شان زندگی می کند داشته اند.
اهمیت اختصاصی بودن خبر را برای خبرگزاری ها و رسانه ها درک می کنیم چون خودمان داخل همین مجموعه رسانه ای هستیم اما اقدام بسیار به دور از شان سایت خبرآنلاین اعتماد دوطرفه ای که در بین رسانه ها وجود دارد را خدشه دار کرد.گرچه بسیاری از دوستان دور و نزدیک زیرسبیلی این مساله را پیش خود حل شده می دانند اما آیا حفظ اخلاق و شان رسانه ای مهم تر از یک خبر نیست؟
امیدواریم دوستان ما در خبرآنلاین متوجه این اقدام اشتباه خود شده باشند.
ببینید:
خبر اصلی در پاسارگاد نیوز
خبر ویرایش شده در خبرآنلاین
پی نوشت فوری:
همین چند دقیقه پیش خبر آنلاین خبرش را اصلاح کرد و فقط یک منبع به انتهای خبر خود اضافه کرد.خب همین هم خیلی است !

استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.
به گزارش خبرنگار مهر، محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.
داود گنجه ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.
وی ادامه داد: به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.
محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.
نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی "سیروس شهردار" و "فریدون فرزانه" و"مصطفی پورتراب" رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند. اجرای ترانه های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... اوهمچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است. نوری علی رغم تمامی این تواناییها و موقعیتهای هنری هیچگاه در پی مال اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت. خبرگزاری مهر درگذشت این استاد بزرگ موسیقی را به جامعه هنری کشور تسلیت می گوید.
یاد و خاطره این استاد مسلم آواز ایرانی گرامی باد
آخرین ممنون ها از لای آرشیو:

اینجا رو نگا نكنین! روی عكس كلیك كنین!
نبینم كسی به برزیل بد بگه !! از روز اولی ما چشم باز كردیم و از زمانی كه روماریو و به به تو و رونالدو و ریوالدو غیره و شناختیم همیشه طرفدار برزیل بودیم كه البته این یك موضوع مشترك خانوادگی و خاندانی هم هست!!!
به خاطر جام جهانی درب تلویزیون داخلی رو باز می كنیم!
یا الله !!
برنامه كامل بازی ها از شبكه سوم سیما در ادامه مطلب

مادر ای طراوت بهاران و ای هستی بخش زندگانیم
تو را چه بنامم و وصفت چه بخوانم که بیکران آسمانها و دریاها و هرچه در اوست در پیش نام تو کوچکند و عزیز
و اکنون تو را ای بزرگ، ای بی همتا
با تمام عظمتت در قلب کوچک خود می یابم و یزدان پاک را سپاس می گویم که این نهال عشق و محبت را به قلب من ارزانی داشت
باشد که به جبران نیکیهایت و به پاس بی خوابیهایت
همواره تو را عزیز بدارم و محترم
و همواره آواز من این باشد که
مادر... دوستت دارم ... دوستت دارم

فرشید را دوست داشتم و او را یک پدیده در رادیو می دانستم . اگر یادتان باشد یکی از شبهای شیشه ای را به او اختصاص دادم که برنامه ی خوبی هم شد .در این چند روز خبر های جالبی در مورد او شنیدم که من را به فکر فرو برد . رفتن او به رادیو فردا برایم عجیب و تکان دهنده بود . هرچند که متن خداحافظی اش را در فیس بوک خوانده بودم اما گمان نمی بردم که این خداحافظی همیشگی باشد .
اطمینان دارم که شما با خواندن این چند خط من را به نفهمیدن و درک نکردن متهم خواهید فرمود ولی با این وجود دلم می خواهد که با صداقت بنویسم و با صدای بلند بگویم که من هرگز با تصمیم فرشید منافی موافق نیستم . هرچند که این مخالفت من هیچ اهمیتی برای او و شما نداشته باشد …
برای این مخالفت دلیل دارم …
اینجا خانه ی من است . با همه ی خوبیها و بدیهایش . من به خانه ام دل بسته ام و او به من امید … اطمینان داشته باشید که عده ای کوتاه نظر تمام عزمشان را جزم کرده اند تا هنرمندان شاخص این مملکت به ته خط برسند و مهاجرت کنند تا این رفقا از شر درخشش ستاره ها در امان بمانند . رفتن فرشید نه تنها کمکی به حال طرفداران او محسوب نمی شود بلکه آنها را در گوشه ی تنگ افسردگی و نا امیدی محبوس می کند . باور کنید اگر امثال فرشید منافی ها در ایران بمانند و خانه ی خودشان را ترک نکنند آنگاه نشیدن صدای آنها طراوت بخش تر از شنیدن صدایشان از خانه ی غریبه خواهد بود …
یک چیز دیگر هم بگویم . باز هم شاید بدتان بیاید … اما دلم می خواهد شما هم بدانید که من با تمام وجودم معتقدم که هیچ کدام از این رسانه های بیگانه ذره ای برای مردم نجیب ایران دلسوزی نمی کنند و سردمداران آنها فقط به دنبال منفعت های شخصی خودشان هستند و حالا که وضعیت کشورمان چندان خوب نیست تمام همتشان را صرف ماهی گرفتن از آب گل آلود کرده اند . نمی توانم باور کنم که بی بی سی و یا صدای آمریکا به فکر خستگی پدران و افسردگی مادران این سرزمین باشند . قبول نمی کنم که رادیو فردا صدای نجابت و اصالت جوان رنج کشیده ی ایرانی باشد . از این ژست های آزاد اندیشی در رسانه های مرموز بدم می آید و از امثال فارسی وان متنفرم .
رفتن فرشید منافی را بهانه می کنم تا یک بار دیگر از برخی مدیران فرهنگی بخواهم این خواب آلودگی زجر آور را هر چه زودتر رها کنند که این قطره های بی توجهی اندک اندک به سیل بنیان برانداز هویت و فرهنگ بدل خواهد شد . تا کی می خواهید سخنرانی های فلسفی انجام بدهید و خودتان را سلطان بی مثال عرصه ی مدیریت جا بزنید و به ماها بگویید که بر اثر جانفشانی های شما تمام سلولهای فرهنگی هنری مملکت ذوق زده شده اند ! ظاهرا خودتان هم باورتان شده !
کمی سعه صدر و احترام به هنرمندان کشورمان فضا را پر از اکسیژن امید خواهد کرد و هرگز هیچ فرشیدی به فکر رادیو فردا نخواهد افتاد .
من با قدرت در خانه ام می مانم و به جای رفتن به رادیو فردا با جوان های نجیب این خانه همراه می شوم تا دلتنگی شان را بفهمم و دلخوشی ام را با آنها قسمت کنم و به آنها بگویم که در این سی سال زندگی هرگز ندیده ام پس از غرش ابر سیاه رنگین کمان نرقصد …
عکس و مطلب:
فقط چند نقطه/رضا رشیدپور
موسیقی ایرانیان – ابراهیم مولائی:
هفتمین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان یکشنبه پنجم اردیبهشت ماه به صورت
رایگان و اینترنتی منتشر شد، این شماره شامل مصاحبه های اختصاصی با کیوان
ساکت آهنگساز و نوازنده صاحب سبک تار و سه تار، بهنام صفوی خواننده ی پاپ
و صدرالدین حسین خانی مدیر شرکت ایران گام است. از شما عزیزان تقاضا داریم برای لذت بردن از ماهنامه حتما با کیفیت بالا دانلود کنید . برای مشاهده مجله که به فرمت PDF می باشد به نرم افزار Adobe Acrobat Reader نیاز است.
همچنین در این شماره، اخباری از رویدادهای موسیقایی فروردین و گزارش های
تصویری کاملی از کنسرت های همایون شجریان، گروه آوازی، فرشاد جمالی، احسان
خواجه امیری، رضا صادقی، بنیامین، گروه آریان و محسن یگانه در طی یک ماه
اخیر گنجانده شده است.
از دیگر مطالب این شماره می توان به بخش سوم میزگرد ترانه سرایان، مقالاتی
در حوزه ی موسیقی های محلی خراسانی، آذربایجانی و سبک های دیگر موسیقی
اشاره کرد.
قابل ذکر است که در مصاحبه با ساکت بحث هایی در مورد “تصویرسازی در
موسیقی”، “غیر واقعی بودن فیلم سنتوری مهرجویی”، “علل ضعف موسیقی ایرانی
در سال های اخیر” و موارد دیگری شده است.
گفتنیست به جز مصاحبه ی خبری با بهنام صفوی که در مورد فعالیت های
موسیقایی او اطلاعات تازه تری داده شده، گفتگوی تحلیلی دیگری هم با او در
مورد بحث هایی مانند “علل موفقیت یک آلبوم در جامعه”، “فرآیند تولید
ملودی، ترانه و یک آلبوم”،”علل ضعف موسیقی مجاز کشور نسبت به موسیقی های
زیر زمینی” و غیره شده است.
برای خارج کردن فایل ها از حالت فشرده به نرم افزار WinRAR نیاز است.
حمیده خیرآبادی ملقب به نادره، بازیگر سرشناس سینما، تئاتر و تلویزیون ایران شامگاه دوشنبه 30 فروردین در 86 سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرآنلاین، مرحوم حمیده خیرآبادی سال 1303 در رشت به دنیا آمد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد.
او فعالیت در تئاتر را از سال 1326 آغاز کرد و سال 1332 با بازی در فیلم «میهنپرست» به کارگردانی غلامحسین نقشینه وارد دنیای سینما شد.
مرحوم خیرآبادی در حدود شش دهه فعالیت سینمایی در بیش از 150 فیلم سینمایی نقشآفرینی کرد و سه بار نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شد.
از جمله مجموعههای تلویزیونی زندهیاد خیرآبادی میتوان به «پدرسالار»، «تلخ و شیرین»، «خانه سبز»، «همه فرزندان من» و «پدر خوانده» اشاره کرد.
«الماس 33» داریوش مهرجویی، «دختر شاه پریان» شاپور قریب، «شب فرشتگان» فریدون گله، «حسن کچل» علی حاتمی، «رضا موتوری» مسعود کیمیایی، «اجارهنشینها» داریوش مهرجویی، «خانه ابری» اکبر خواجوی، «ریحانه» علیرضا رئیسیان، «مادر» علی حاتمی، «شب بیست و نهم» حمید رخشانی، «بچهها طلاق» تهمینه میلانی، «بانو» داریوش مهرجویی، «جیببرها به بهشت نمیروند» ابوالحسن داودی، «هنرپیشه» محسن مخملباف و «بازیگر» محمدعلی سجادی از فیلمهای اوست.
آخرین فیلم مرحوم خیرآبادی «سرود تولد» تولید سال 1383 بود. مراسم تدفین زندهیاد خیرآبادی صبح امروز سهشنبه به طور خصوصی در بهشت زهرا برگزار شد.
وبلاگ هنر هفتم این ضایعه را به جامعه هنری و خانواده محترم ایشان خصوصا سرکار خانم ثریا قاسمی تسلیت می گوید.
آخرین پست ها