
محمدعلی آزادیخواه؛نویسنده و استاد دانشگاه
آثار برگزیده شركت كنندگان در مسابقه عكاسی با تلفن همراه نشریه پاسارگاد در نمایشگاهی به معرض دید عموم گذاشته شدند.
زهره تعویقی دبیر این مسابقه به خبرنگار ما گفت: این نمایشگاه از سهشنبه 22 دی ماه در محل آموزشگاه مهرگان واقع در خیابان ولیعصر، تقاطع دهخدا بر پا شده است، به مدت یك هفته پذیرای بازدیدكنندگان است.
وی در ادامه افزود: در این مسابقه 154 نفر با 1024 عكس شركت كردند كه هیئت داوران صد عكس را به عنوان عكسهای برتر این مسابقه برگزیدند و 20 نفر نیز در این رابطه منتخب شده كه جایزه دریافت خواهند كرد.
تعویقی ادامه داد: در این مسابقه ساره آقابیگی، وحید دهیادگاری و اكبر هاشمینسب به عنوان نفرات اول تا سوم انتخاب شدند كه به نفر اول ربع سكه و نفر دوم وسوم پلاك طلا اهدا خواهد شد.
وی در مورد شركت كنندگان زیر 15 سال گفت: در رده سنی زیر 15 سال تنها شش نفر شركت كردهاند كه 3 نفر توسط هیئت داوران انتخاب و پلاك طلا به آنها اهداء خواهد شد، مسعود مداحی، شقایق وثوقیرهبری، زینب نجمینوری برندگان این گروه سنی هستند.
دبیر این مسابقه اذعان داشت حامد بلوردی، سید محمود سجادی، حمید شول، مهسا شهدادی، مهسا علیرضایی، اسماعیل خورتن، نرجس شكاری، میثم خدادادپور، معصومه پورگلزاری، محسن جهانپور، میترا شاهمرادی، حسین شیبانی، غلامرضا سیوند، مجتبی عبداللهی، مرضیه پیشه، ایمان اسدی و حسن گلزاری برگزیده این مسابقه هستند كه به آنها نیز جوایز نفیسی اهدا خواهد شد. شایان ذكر است نشریه پاسارگاد ضمن تشكر از كلیه همشهریان كه با ارسال عكس در مسابقهی عكاسی با تلفن همراه پاسارگاد شركت كردهاند از داوران این مسابقه محمود رفعتی، حمید صادقی و مهدی جعفری قدردانی میكند.
مکان برگزاری نمایشگاه:
خیابان ولی عصر،تقاطع خیابان دهخدا،آموزشگاه موسیقی مهرگان

• سازمان ملل متحد و شورای امنیت تشکیل جلسه می دادند
• سفرای کشورهای مختلف این اقدام را محکوم و ابراز همدردی می کردند
• شورای امنیت به اتفاق آرا قعطنامه ای را در محکومیت این اقدام صادر می کرد
• فاکس نیوز و سی ان ان این اقدام را وحشیانه و آن را تروریستی خطاب می کردند
• بی بی سی با کارشناسان در این باره صحبت می کرد بعلاوه گزارش شاهد عینی از کربلا
• سخنگوی کاخ سفید از این اقدام ابراز تاسف می کرد
• اتحادیه حقوق بشر این اقدام را نمونه بارز تجاوز به اصول حقوق بشر می دانست
• سخنگوی دولت یزید از این اقدامات ابراز بی اطلاعی می کرد
• کمیته تحقیق و تفحص در مدینه به منظور پیگیری بیشتر تشکیل می شد
• یوتیوب فیلم هایی که با دوربین موبایل از واقعه گرفته شده بود را به نمایش می گذاشت
• جمعی از مردم کشورهای مختلف دنیا در جلوی سفارت خانه های یزید جمع میشدند و شعار می دادند
• آمریکا به نیروی های خود در خلیج فارس اعلام آماده باش می داد
• عده ای حرکت امام حسین(ع) از مدینه به کوفه را مشکوک و هنجارشکن می دانستند و ایشان را به کودتا و براندازی نرم علیه دولت یزید متهم می کردند
• ناتو و اتحادیه اروپا نشستی را بلافاصله برای بررسی این موضوع برگزار می کردند
• سازمان ملل تصمیم به اعزام 10000 نیروی حافظ صلح به کربلا می گرفت
• سخنگوی دولت یزید این اقدامات را ناشی از توطئه رسانه های استکباری می دانست و آنها را از دخالت در مسائل داخلی اش برحذر می داشت
• ...
• و هیچ کس حسین(ع) و قیامش را ندانست
خیابان هایی مملو از زباله هایی ست که البته مربوط به عزاداران نیست بلکه متعلق به کسانی ست که نگاه کردن را بر عزاداری ترجیح داده اند.البته قضاوت یکطرفه نشود شاید برخی به دلایلی نمی توانند عزاداری کنند و یا دیدن این دسته جات عزاداری به یاد صحنه عاشورا می افتند و ...
وجود سطل های خالی و لیوان هایی که یکی یکی مچاله شده و روی زمین می افتند تنها همین نکته را به یادمان می آورد که دقت ما به همه چیز نمی رسد.خیلی ها حق خود می دانند که زباله بر زمین بیاندازند،چرا؟ چون امروز عاشوراست.دلیل بهتری ندارند.یک مراسم مذهبی را بهانه کاری که نباید انجام بدهند می کنند.
اما کمی حواس مان جمع باشد بد نیست.حواس مان باشد که برای چیپس خوردن و پفک خوردن به خیابان نیامده ایم.برای مچاله کردن لیوان شربت نذری و انداختن آن روی خیابان نیامده ایم. بدانیم که حداقل برای چه آمده ایم.(این آمدنم بهر چه بود ...)
اینجا دلم می سوزد.برای زحمت کشان شهرداری که از هیچ مراسمی هیچ بازخورد خوبی ندیدند.آنها دل شان شاد خواهد شد وقتی ببینند که در یک مراسم مذهبی که همه یک رنگ و یک دل می شوند،حداقل حواس شان به این نکته های کوچک باشد.آیا تا به حال شده است که پس از یک مراسم بزرگ ؛خیابانی تمیز تحویل خودمان بدهیم؟ این برای شهرداری یا کارکنان آن نیست.برای خودمان است.اینجا شهر ماست و کسی که در آن زندگی می کند خوده ماییم.
کمی بیشتر حواس مان باشد.
و اما سطل خالی..

طرح:مظاهر دهقانی
به گزارش ایسنا، قرار است مراسم تشییع پیكر آیتالله منتظری 9 صبح روز دوشنبه از مقابل بیت وی به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار شود. قرار است پیكر وی در حرم مطهر حضرت معصومه (س) دفن شود و آیتالله شبیری زنجانی نیز نماز را بر پیكر وی اقامه كند. روز یكشنبه شخصیتهایی مانند آیات عظام صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی و صانعی و همچین آیتالله گرامی، آیتالله شبیری زنجانی، آیتالله موسوی تبریزی، آیتالله امینی و آیتالله طاهری خرمآبادی برای عرض تسلیت به بیت آیتالله منتظری آمدند. احمد منتظری، فرزند آیتالله منتظری، نیز با صدور اطلاعیهای ضمن اشاره به سوابق علمی و مبارزاتی پدرش، فوت او را تسلیت گفت. آیتالله العظمی موسوی اردبیلی، آیتالله سیدعلی محمد دستغیب، حجتالاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، آیتالله طاهری خرمآبادی، و برخی احزاب سیاسی نیز با صدور اطلاعیههای جداگانهای درگذشت آیتالله منتظری را تسلیت گفتند. روایت فرزند آیت الله منتظری از آخرین ساعات زندگی وی یادداشت خواندنی علی مطهری درباره خاطراتش از مرحوم آیتالله منتظری پیکر آیتالله منتظری در کنار فرزندش به خاک سپرده شد مرگ همسر مدیر ایرنا قم در تشییع جنازه آیت الله منتظری

صدا و سیمای جمهوری اسلامی !
نمردیم و این تصویر را از رسانه میلی خودمان دیدیم!! تاسف،تاسف و تاسف. آقای ضرغامی؛ واقعا ممنونیم از شما بابت پخش این تصویر! واقعا نمی دانستیم شما اینقدر استعداد دارید !!!
بعدالتحریر:
درباره این اتفاق خواستم خیلی چیزها بنویسم اما خب وقتی همه چیز مبرهن است ...

تقدیم به امام خمینی و میرحسین موسوی
کوچ
فریدون مشیری
* * *
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
*
تو کودکانت را،بر سینه می فشارد گرم
و همسرت را،چون کولیان خانه به دوش
میان آتش و خون می کشانی از دنبال
و پیش پای تو،از انفجار های مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهرها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خاک خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خاک خواهد مرد!
*
خیال نیست عزیزم...!
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه،خورشید را خجل کرده است!
چگونه این همه بیداد را نمی بینی؟
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی؟
صدای ضجه خونین کودک «عدنی» است،
و بانگ مرتعش مادر«ویتنامی»،
که در عزای عزیزان خویش می گریند،
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست،
که یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم!
و یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم!
و یا به کوه،
به جنگل،
به غار،
بگریزیم!
*
-پدر!چگونه به نزد طبیب خواهی رفت؟
که دیدگان تو تاریک و راه باریک است.
تو یک قدم نتوانی به اختیار گذشت.
تو یک وجب نتوانی به اختیار گذشت.
که سیل آهن در راه ها خروشان است.
*
تو،ای نخفته شب و روز روی شانه اسب،
-به روزگار جوانی-به کوه و دشت و درخت،
تو ای بریده ره،از لای خار و خارا سنگ
کنون کنار خیابان در انتظار بسوز!
درون آتش بغضی که در گلو داری
کزین طرف نتوانی به آن طرف رفتن!
حریم موی سپید تو را که دارد پاس؟
کسی که دست تو را یک قدم بگیرد،نیست
و من –که می دوم اندر پی تو-خوشحالم
که دیدگان تو در شهر بی ترحم ما
به روی مردم نامهربان نمی افتد!
*
پدر،به خانه بیا،با ملال خویش بساز
اگر که چشم تو به روی زندگی بسته ست
چه غم؟ که گوش تو و پیچ رادیو باز است!:
-«هزار و ششصد و هفتاد و یک نفر امروز
به زیر آتش خمپاره ها هلاک شدند!
و چند دهکده دوست را ،هواپیما،
به جای خانه دشمن گلوله باران کرد!...»
گلوی خشک مرا بغض می فشارد تنگ
و کودکان مرا لقمه در گلو مانده ست
که چشم آنها،با اشک مرد،بیگانه ست.
*
چه جای گریه؟که کشتار بی دریغ حریف
برای خاطر صلح است و حفظ آزادی!
و هر گلوله که بر سینه ای شرار افشاند
غنیمتی است که:دنیا بهشت!خواهد شد.
*
پدر،غم تو مرا رنج می دهد،اما
غم بزرگتری می کند هلاک مرا؛
بیا به خاک بلا دیده ای بیندیشیم
که ناله می چکد از برق تازیانه در او
به خانه های خراب
به کومه های خموش
به دشت های به آتش کشیده متروک
که سوخت،یک جا برگ و گل و جوانه در او !
به خاک مزرعه هایی که جای گندم زرد
لهیب شعله سرخ
به چارسوی افق می کشد زبانه در او
به چشم های گرسنه
به دست های دراز
به نعش کودک دهقان میان شالیزار
به زندگی،که فرو مرده جاوادانه در او!
*
بیا،به حال بشر های های گریه کنیم
که با برادر خود هم نمی تواند زیست
چنین خجسته وجودی کجا تواند ماند؟
چنین گسسته عنانی کجا تواند رفت؟
صدای غرش تیری دهد جواب مرا:
-به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!
خانواده پایدار عکس های اختصاصی: مصطفی زیدآبادی گزارش: امید محمودزاده ابراهیمی با همیاری شورای شهر و شهرداری سیرجان پنجشنبه گذشته، سیرجان میزبان كارشناس خوب و دوست داشتنی تلویزیون، یعنی خانم دكتر سیما فردوسیپور بود.
همایشی با محوریت موضوع خانواده پایدار كه با استقبال خوب همشهریان نیز روبرو شد. شبه گزارش ما را از این همایش میخوانید:
اینجا، روز، خارجی؛ سالن امام علی(ع)، تربیتبدنی سیرجان
خیابان مملو از خودروهایی است كه همگی برای شنیدن صحبتهای دكتر فردوسیپور در اینجا پارك شدهاند. حدس میزنم باید راكب همه این خودروها خانم باشند. راكبانی كه گویی همیشه متهماند؛ چه در لباس راكب خودرو و چه در لباس راكب زندگی! اینجا فرصتی است كه شاید گوشهای از دغدغههای آنان در این زندگی وانفسای صنعتی امروز دیده و شنیده شود.
وارد سالن كه میشوم، با انبوه حضور خانمها در روی سكوهای سالن مواجه میشوم و نگهبان مرا به پایین سالن هدایت میكند. ابتدا گمان میكنم كه مهمان VIP هستم. اما زهی خیال باطل! گویی اندك صندلیهایی كه به آقایان اختصاص داده شده است، همین پایین است و چه استقبال باشكوهی! تعداد آقایان حاضر یك دهم خانمها هم نیست! مگر خانواده پایدار فقط مخصوص خانمهاست؟
اكثریت جمعیت حاضر در سالن را خانمهای مجرد تشكیل میدهند. چیزی در حدود 80 الی 85 درصد اینطور به نظر میرسند. شاید نیاز به آگاهی بیشتر از زندگی و خانواه پایدار آنان را به اینجا كشانده است.
شاید پدر و مادرهای همین نسل امروز دیگر نیازی به داشتن آگاهی نسبت به خانواده پایدار حس نمیكنند. چه پایدار، چه به سامان و چه نابهسامان آنان زندگی خود را از چندین سال پیش آغاز كردهاند و این نسل سوم حالا نیازمند آگاهی بیشتر است. نسلی كه همیشه به نداشتن، ناآگاهی و ... متهم است.
آخرین پست ها