رضا صادقی: «دلو بلوتوث کن نرو» بهنظرتان آهنگ خوبی است؟!
قرار است تا هفتهی آینده آلبوم تازهای از او منتشر شود با عنوان «یکی بود، یکی نبود» قرار مصاحبه در دفتر کارش در قیطریه گذاشته شد و مثل بیشتر مصاحبههایش با خنده شروع کرد و با خنده هم تمام کرد. مصاحبهی زیر خود گویای همه چیز است.
منبع: موسیقی ما

سیاست؛ سیاحت؛ ضیافت
بی شک تابستان امسال یکی از کم رونق ترین تابستان های موسیقی ایران بعد از یک دهه بود. هر چند آثار عرضه شده از لحاظ کمی زیاد بود، ولی از نظر سطح کیفی کارهای ارائه شده جذابیت لازم برای مخاطبان را نداشت. البته تجربه چند سال اخیر نشان داده فصل تابستان پتانسیل خیلی مناسبی هم برای عرضه آلبوم های موسیقی ندارد، ولی هر ساله چندین آلبوم از هنرمندان مطرح در فصل تعطیلات عرضه می شد. مشکل دیگری که در این فصل بیشتر بروز پیدا کرد، تنگ تر شدن دایره توزیع آلبوم ها بود که بسیاری از آثار فقط در مراکز اصلی شهر تهران پخش شد و به شهرهای دیگر نرسید!
تیرماه: سیاست
تابستان امسال با رویدادهای سیاسی بعد از انتخابات اواخر خرداد آغاز شد. فضای نامساعد تیرماه خواه ناخواه مارکت موسیقی داخلی را به کما فرو برد. آلبوم های موسیقی به تعویق می افتاد و انگیزه ای هم از جانب مردم برای جستجو و استقبال از موسیقی داخلی وجود نداشت. موسیقی تیرماه در حاشیه فضای سیاسی، رنگ سیاسی به خود گرفت و مهم ترین رویدادهای موسیقی محدود به واکنشهای سیاسی هنرمندان شد که بحث در مورد آن در این مکان مناسب نیست که فقط در این متن سعی در بررسی بازار موسیقی است. در بازار موسیقی اصیل، آلبوم سیم آخر اثری از استاد جلال الدین ذالفنون از شرکت چهارباغ عرضه شد که باربد خوانندگی آن را بر عهده داشت و آرش زنگنه هم یکی از نوازندگان بود. این اثر که به دلیل بحران های زمان عرضه، اصلا مورد توجه قرار نگرفت و به درستی هم پخش نشد، از سوی علاقه مندان هم مورد بی مهری قرار گرفت. البته شاید تنها نقطه قوت آلبوم حضور استاد ذوالفنون بود! و اما مجموعه ای که پس از دوره طولانی توانست عده ی زیادی را به سمت فروشگاه های عرضه محصولات صوتی بکشاند، آلبوم رسوای زمانه از شرکت آوای باربد بود. اثری ماندگار از استاد همایون خرم با چند قطعه جدید و بازسازی شده که علیرضا قربانی اجرای آنها را بر عهده داشت. مجموعه ماندگار رسوای زمانه که هنوز هم در زمره کارهای پرفروش تابستان است، همزمان با دو آلبوم چرخ گردون و سروش آسمانی عرضه شد. این دو آلبوم که در یک پک عرضه شد، صدای استاد علی اصغر شاهزیدی ( یکی از شاگردان استاد تاج ) بر روی آثار استاد علی تجویدی و اشعار استاد بیژن ترقی بود. تنظیم های استاد فریدون شهبازیان و نوازندگی اساتیدی چون، جلیل شهناز، محمد اسماعیلی، جهانگیر ملک و ... توانست مخاطبان خاصی را به سوی خود جذب کند. آثار منتشر شده که مربوط به اوایل دهه هفتاد بود، قطعه بسیار زیبای جام مدهوشی را نیز شامل می شود. در این ماه آلبوم تک نوازی تمبک محمدرضا مرتضوی به نام ساینا هم توجه عده ای را به خود جلب کرد. اما بازار موسیقی پاپ با عرضه آلبوم عموزنجیرباف اثری از روزبه نعمت الهی نیم تکانی خورد. آلبومی که عده ای آن را اثری بی نظیر و عده ای تکرار روزبه و آثار صدا و سیماییش نامیدند. حضور روزبه در برنامه مختلف صدا و سیما در فروش نسبی آلبوم عرضه شده از شرکت سروش نقش داشت. روزبه که در کنار احسان خواجه امیری، علی لهراسبی، غلامرضا صنعتگر، مازیار عصری، امیر تاجیک و مجید اخشابی، دردانه های صدا و سیما هستند، از این حضور کمال استفاده را نموده است. در تیرماه سه آلبوم پاپ دیگر عرضه شد. آلبوم اول رضا راد به نام شادی حرومه از شرکت نوانگار که با توزیع محدود توسط شرکت گلچین توانست نظر شنوندگان را به خود جلب کند. آلبوم دوم کیوان تافته به نام مشکوک که باز هم با سرمایه شخصی تولید شده بود، توسط آونگ پخش شد و مانند آلبوم اول او کاری متوسط بود. آلبوم آروم آروم حمید یعقوبی هم بعد از چندین سال انتظار توسط پیام اسلام عرضه شد و استقبال خاصی را شاهد نبود! گویا زمان زدگی مشکل اصلی آن بود.
مردادماه: سیاحت
با آغاز ماه دوم تابستان و کمرنگ شدن آثار ظاهری بحران سیاسی، مردادماه جولانگاه آلبوم اولی های موسیقی پاپ شد. در حالی که این ماه تنها فرصت مسافرت تابستانی برای عده ای قبل از فرارسیدن ماه رمضان بود. در موسیقی سنتی شرکت آوا خورشید آلبوم من جدا گریه کنان ابر جدا از مظفر شفیعی و گروه ماهریز و آلبوم ای سرخوشان اثری از پوریا اخواص و جهانبخش رستمی را به بازار عرضه کرد. آلبوم من جدا گریه کنان ابر جدا با استقبال نسبی علاقه مندان روبرو شد. آلبوم ندانم کیستی به آهنگسازی و خوانندگی محمود هماوند نیز در این ماه توسط آوای شباهنگ منتشر شد. با اینکه سبک کاری محمود هماوند بسیار به فرمان فتحعلیان نزدیک است ولی نتوانست علاقه مندان به کارهای فرمان را به خود جذب کند.
در موسیقی پاپ مردادماه مانند باز کردن مقطعی دریچه بود، آلبوم خاتون من با صدای پویا اشتری، با حضور جمعی از نوازندگان معروف از شرکت گیتی گویش عرضه شد که به دلیل گذشت زمان نتوانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند. آلبوم چشم به راه با صدای باقی اثری از علی موثقی بود که گویا گرد زمان بر آن نشسته بود و با اینکه باز تنظیم هایی توسط سعید عزیزی روی آن صورت گرفته بود مجموعه قابل توجهی نبود. این آلبوم را پژواک هنر ارائه کرد. آلبوم کیش و مات، اثری از مائد علیپور، از شرکت گلچین آوای شرق آغاز کننده موج کوچکی از آلبوم های راک و شبه راک بود. مجتبی تیموری و آرش عادلپور آهنگسازان آلبوم کیش و مات هستند. فضای این آلبوم سنگین و گرایش به راک و متال دارد. تبلیغات این آلبوم به صورت نصب پوسترهای شهری بود. شیشه شکسته، آلبوم اول خواننده راک خوان، محمد نظری معروف به شیدوس بود که بالاخره توسط شرکت پیام اسلام عرضه شد. گرچه شیدوس در فعالیت هنری چند ساله طرفداران خاص خود را جذب کرده بود، ولی استقبال مورد انتظار از این آلبوم صورت نگرفت. همزمان با شیشه شکسته آلبوم حضرت عاشقا به خوانندگی محمد دهقان و اثری از نوید شاه بیگی عرضه شد که با وجود فضای متنوع کارها و آلبومی دیجیتالیزه شده! مانند سایر کارهای این ماه کمی مهجور ماند. آلبوم تو کدومی از مهدی امینی و با حضور داریوش صالح پور و روزبه بیش از کارهای همزمان مورد توجه قرار گرفت. سبک غالب در این آلبوم هم متمایل به راک بود. این آلبوم با سرمایه خصوصی منتشر شده بود. بازی قشنگی بود اثری از مصطفی گلستانیان و شاهین خسروآبادی بود. شاهین که این روزها در داخل کم کار شده است، فضای آلبوم را به کارهای خواننده خارج نشین متمایل کرده بود. شرکت نوای نی لبک شرق عرضه کننده این آلبوم بود. از این آلبوم نیز استقبال قابل توجهی نشد. حسین کاری برای آلبوم دوم خود، سایه تو، به سراغ سامان عباسی، آهنگساز جدا شده از گروه وندا رفت. گرچه آلبوم دوم حسین کاری که عرضه ای از شرکت نشر صدا آویش بود، باز هم مهجور ماند، ولی جهشی برای او محسوب می شد و پیشرفت او در موسیقی قابل ملاحظه بود. انتها آلبوم اول محمد عیوضی بود که به دلیل شباهت اسم، حساسیت برانگیز بود. انتها اثری از میلاد قائمی، آهنگساز و تنظیم کننده توانای راک بود که همه کاره آلبوم خود اوست. آوای مهربانی عرضه کننده آلبوم انتها بود. از نوازندگی تا میکس را میلاد قائمی انجام داده و فقط خوانندگی را به محمد عیوضی سپرده است. محمد عیوضی صدای مشابه خواننده خارج نشین و مقلدانش چون مجتبی کبیری و حمید پیروزنیا دارد. آلبوم دوم کامران رسول زاده به نام واژه های بی قرار با آهنگ و ترانه های او تنظیم جمال خدامی، اثری بود که به صورت محدود به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) در دسترس برخی قرار گرفت. کارهای کامران رسول زاده هم اکنون بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و آلبوم او به زودی در اختیار علاقه مندان دیگر هم قرار می گیرد. آلبوم سوم مجتبی کبیری به نام نیم نگاه پس از معطلی های زیاد و ممیزی به بازار عرضه شد. کبیری که در کارهای جدید خود هیچ تلاشی به نوآوری و دوری از تقلید نکرده، کم استقبال ترین اثر خود را توسط ایران گام عرضه کرد تا کم کم در زمره خوانندگان حاشیه نشین قرار بگیرد. تلاش های پدرام کشتکار و نیما صرافی مهر هم برای فضاسازی های موثر، بی نتیجه ماند. هنوز دنیای من هستی اولین اثر علی خطیبی با موسیقی فرید قهرمانپور توسط پرکارترین شرکت این روزها، پیام اسلام عرضه شد. فضای پرانرژی کارها و ملودی های خوب اثر و صدای پرقدرت و تلاش برای شبیه شدن به کارهای خواننده معروف خارج نشین نکات قابل توجه آلبوم بود. آخرین اثر مردادماه، یکی مثل تو، هفتمین آلبوم سعید خوانساری بود که این بار با بهنام خدارحمی آلبوم خود را جمع کرده بود. تغییر سبک ناگهانی به سمت کارهای خواننده چیپ و سطحی خوان نیویورک در آلبومی عرضه شده از شرکت نغمه مقاومت قابل تامل بود. هم چنین بهنام خدارحمی نیز که توانایی خود را در همه سبک های موسیقی نشان داده این بار کارها را بیش از پیش بازاری و مصرفی کرده بود. این آلبوم نیز در کنار سایر کارهای مردادماه استقبال خوبی را شاهد نبود.
شهریورماه: ضیافت
با آغاز ماه سوم تابستان، ماه رمضان نیز آغاز شد. عرضه آلبوم های پاپ خود به خود مسکوت ماند. به جز آلبوم فاصله محمد اصفهانی که در ماه رمضان عرضه شد، هیچ آلبوم دیگری نتواسنته در این ماه ضیافت الهی موفق باشد.
در این ماه عرضه آلبوم رندان مست از استاد شجریان، تنها عامل مراجعه مخاطبان موسیقی به فروشگاه ها بود. آلبوم استاد شجریان به همراه مجید درخشانی (گروه شهناز ) که بعد از اتفاقات سیاسی جنبه های دیگری نیز پیدا کرده بود، با فروش خیره کننده ای روبرو شد و همه کاستی های عدم استقبال از موسیقی تابستان را به یک باره جبران کرد. گرچه عده ای از منتقدان کارهای قبلی استاد را قوی تر از این آلبوم قلمداد می کردند، ولی گویا استقبال از آلبوم جدید استاد شجریان با طیف رنگ گسترده سازهای مورد استفاده در گروه شهناز پاسخ مردم به استاد بود. روزهای میانی شهریورماه که مصادف با آغاز نیمه دوم ماه رمضان بود، هیچ اثری عرضه نشد. ولی روزهای پایانی تابستان باید منتظر عرضه چندین اثر معروف بود. در آخرین روزهای تابستان نیز، شرکت آوای نوین اصفهان، مجموعه صدای سخن عشق به خوانندگی شهرام ناظری را منتشر کرد. این مجموعه حاوی دو سی دی است که سی دی اول آلبوم صدای سخن عشق شهرام ناظری و کیخسرو پورناظری ( گروه شمس ) است که در انتهای دهه 50 عرضه شده بود. سی دی دوم همان تراک ها با تنظیم های جدید و نوازندگی اعضای کنونی گروه شمس است که با افزوده شدن سازهای کوبه ای به آن عرضه شده است. در واقع تابستان امسال تحت تاثیر مسائل دیگر قرار گرفت و خود به خود توان خود را برای مارکت موسیقی از دست داد. در واقع اگر بتوان در کل تابستان آلبوم هایی را مطرح کرد، قطعا پس از رندان مست، رسوای زمانه و پس از آن عموزنجیرباف قرار می گیرند.شرکت های موسیقی و فروشگاه ها و هم چنین علاقه مندان به کارهای نو، منتظر آغاز خزان و ماه های سرد پیش رو هستند تا آثار بهتر موسیقی گرما بخش لحظات آنها باشد.
منبع : سایت هنر و موسیقی
همکاری من و رضا صادقی دیگر تکرار نخواهد شد 
امید حاجیلی، متولد 2 مهرماه 1362، دارای مدرک کارشناسی ارشد موسیقی، استاد حال حاضر دانشکده موسیقی صداوسیما است. نوازنده حرفه ای ساز ترومپت که در بسیاری از آلبوم های موسیقی حضور داشته است، نوازنده سابق ارکستر سمفونیک، آهنگساز و تنظیم کننده چندین تراک در آلبوم های مختلف و هم چنین خواننده، یکی از اعضای اصلی گروه دارکوب و ...! پاییز گذشته موفق شد اولین آلبوم متفاوت خود به نام آلگرو را بعد از چند سال به بازار عرضه کند. آخرین ماه تابستان، در بین روزهای پرمشغله امید، توانستیم بعداز ظهر نه چندان گرمی را برای گفتگو با او هماهنگ کنیم. البته کولر خاموش دفتر مطبوعاتی، به گرم تر شدن گفتگو کمک کرد.
• قبل از هر چیز یک سوال دارم و اینکه چطور با ساز ترومپت در خانه تمرین می کردید؟
- تقریبا به سختی! در حال حاضر، در طبقه پایین منزل سوئیت کوچکی دارم که آکوستیک کردم ولی قبل از آن که در خانه تمرین می کردم، به خاطر نوع صدای ساز ترومپت، صدا از منزل بیرون می رفت و خوشبختانه همسایه ها اعتراض نمی کردند.
• اولین آلبومی که به طور رسمی منتشر شد و نام شما در آن بود، آلبوم ایلیا بود. نوازندگی جیم بی و ترومپت و کرال و تنظیم و دکلمه در آن انجام داده بودید. چه شد که با ایلیا همکاری کردید؟
- با ایلیا در موسیقی تاتر آشنا شدم. آن موقع دانشجوی دانشگاه سوره بودم . دوستی به نام علیرضا ناصحی دارم که بازیگر خوبی است و من را به تاتر معرفی کرد. بعد از آن با ایلیا آشنا شدم. روحیه ما به هم نزدیک بود و با هم دوستان خوبی شدیم. در همان موقع ایلیا درگیر گرفتن مجوز آلبوم بود. این آلبوم آن زمان اسم دیگری داشت. ایلیا مجوز کارها را گرفت، ولی شرکت سرمایه گذار گفت چون زمان زیادی گذشته باید چند تراک تغییر کند. ایلیا قضیه را گفت و من به او قول همکاری دادم. از آنجا همکاری ما شروع شد. تقریبا در انتهای کار ملحق شدم و سه قطعه حذف شد و به جای آن سه تراک اضافه کردیم که تراک ابتدایی هم خیلی سر و صدا کرد.
M o d e r n T a l k i n g
مدرن گفتگو کردن با چاشنی موسیقی !!
گروه مدرن تاکینگ برای اغلب ما ایرانی ها گروه نوستالوژیکی است.می توان گفت 2 نسل از این گروه خاطرات زیادی دارند. از آن زمانی که ویدئوهای این گروه دست به دست و با ترس و لرز به دست مان می رسید تا زمانی که دنیای تکنولوژی پیشرفت کرد و توانستیم بیش از پیش با این گروه آشنا شویم و یا حتی در پائیز سال 1380 قسمت بی کلام یکی از معروفترین آهنگ های گروه از تلویزیون خودمان در قالب مسابقه "الو مسابقه" شبکه اول سیما پخش میشد.
مدرن تاکینگ که البته اسم آن چندان منطقی و مفهوم به نظر نمی رسد گروهی آلمانی بود شامل 2 خواننده مطرح یعنی توماس اندرس و دیتر بولن.این گروه در انتهای سال 1984 فعالیت خود را در حوزه موسیقی "موج نو" "پاپ اروپایی" و "سینک پاپ" آغاز کرد.گروهی که در طی فعالیت 3 ساله خود توانست لقب پردرآمد ترین و موفق ترین گروه آلمانی موسیقی را از آن خود کند.اما فعالیت اولیه گروه سه سال بیشتر طول نکشید.
موفقیت گروه با آهنگ You are My Heart,You are my Soul چشمگیر شد به طوری که از همین تک آهنگ فقط 8 میلیون کپی در سراسر جهان فروخته شد.پس از این آهنگ هم آلبوم محبوب You Can Win If You Want که در سال 1985 عرضه شد ،مدرن تاکینگ را پای ثابت موسیقی جهان کرد.موسیقی و کلیپ های آنچنانی مدرن تاکینگ تقریبا رقیبی برای ستارگان موسیقی همچون مایکل جکسون و... بودند.گرچه هیچ گاه مدرن تاکینگ نتوانست آنچنان که باید ستاره بماند اما پای آن وقتی به جایی باز می شد،استقبال فراوان مخاطبان موسیقی این موضوع را نشان می داد که مدرن تاکینگی ها کار خود را خوب بلدند و همین عامل باعث شده است که استقبال از کارهای آنان روز به روز افزایش یابد.اگر مایکل جکسون در ینگه دنیا با تراک هایش یکه تازی می کرد ،مدرن تاکینگ هم در قبال آن با توجه به محبوبیت فراوانی که در مناطقی همچون آمریکای جنوبی،اروپا،خاور دور و میانه و همچنین ایران! کسب کرده بود در مناطق دور از دسترس ینگه ای ها به یکه تازی خود و موسیقی اش دامنه داد.تنظیم های جذاب و به روز مدرن تاکینگی ها در مناطق یادبرده طرفداران بیشتری داشت و به پاپ بیشتر نزدیک بود تا موسیقی راکی که تازه متولد شده بود و جکسون در حال اشاعه آن بود.
مدرن تاکینگ با ظهورش، هر روز خود را به مرزهای آمریکا بیشتر نزدیک میکرد.رسم نانوشته ای می گوید که گروه های اروپایی چندان در آمریکا مخصوصا آمریکای شمالی مورد توجه قرار نمی گیرند اما مدرن تاکینگ در حال شکست این رسم بود.این گروه در عمر سه ساله خود 65 میلیون کپی از کارهایش را فروخت که در نوع خود یک رکورد محسوب می شد.کمپانی های مختلف اسپانسر کارهای مدرن تاکینگ بودند و کار تا آنجایی پیش رفت که جنرال موتورز آمریکایی هم تبلیغ یک نوع از خودروهای کادیلاک خود را با یکی از ترانه های مدرن تاکینگ انجام داد و Geronimos`s Cadillac متولد شد.
اما همه چیز به خوبی پیش نرفت و همان طور که در بالا گفته شد فعالیت این گروه سه سال بیشتر طول نکشید و در سال 1987 دیتر بولن و توماس اندرس از یکدیگر منشعب شدند و هر کدام جداگانه فعالیت خود را در موسیقی ادامه دادند.جدایی ای که هیچ گاه دلیل آن مشخص نشد.پس از جدایی دیتر بولن به فعالیت خود در آلمان ادامه داد و تک آهنگ هایی هم هر از گاهی خواند.او یک آلبوم به همراه تهیه کنندگان قبلی گروه مدرن تاکینگ ساخت که نامش را سیستم آبی گذاشت.اکثر ترانه های این آلبوم قرار بود در آلبوم بعدی مدرن تاکینگ قرار بگیرد که این امر با جدایی این دو به دیتر بولن رسید.
توماس اندرس هم در سال 1989 به آمریکا رفت مقیم لس آنجلس شد و فعالیت خود را در جایی غیر از کشورش ادامه داد.او قبل از آنکه به آمریکا برود تور عظیمی در شهرهای ژوهانسبورگ،هنگ کنگ،سنگاپور،سانتیاگو و مسکو برگزار کرد که مورد استقبال 85 هزار نفر از طرفدارانش قرار گرفت.او در آمریکا اولین آلبوم انفرادی اش را با همکاری التون جان عرضه کرد.
اندرس در مدتی که از گروه مدرن تاکینگ جدا شد 5 آلبوم انفرادی به بازار عرضه کرد که یکی از آلبوم های به زبان اسپانیایی خوانده شد ولی او هنوز با مدرن تاکینگ شناخته می شد.
توماس در سال 1994 به آلمان بازگشت و به رغم اختلاف های گذشته بر سر گروه مدرن تاکینگ با دیتر بولن، آن دو باز هم گروه مدرن تاکینگ را تشکیل دادند و این سرآغاز و تولد دوباره این گروه پس از 7 سال جدایی بود.
اولین آلبوم گروه مدرن تاکینگ پس از تولد دوباره اش در مارچ سال 98 با عنوان Back For Good عرضه شد که 4 تراک جدید در آن وجود داشت و سایر تراک ها ریمیکس کارهای گذشته این گروه با تنظیمی جدیدتر بودند.این آلبوم هم با فروشی فوق العاده مواجه شد و توانست 6 میلیون نسخه در سراسر دنیا بفروشد.در همان سال مدرن تاکینگ موفق شد جایزه جشنواره World Music Awards را به عنوان موفق ترین گروه آلمانی از آن خود کند.آنها پس عرضه چندین تک آهنگ و آلبوم( که چند تای از آنها ریمیکس کارهای سال های گذشته شان بود)،تصمیم به جدایی دوباره گرفتند.توماس اندرس و دیتر بولن اینبار اعلام کردند که جدایی در اوج را می پسندند و آلبوم Universe در سال 2003 آخرین کار تیمی آن دو در قالب گروه مدرن تاکینگ بود. پس از این جدایی توماس اندرس به فعالیت انفرادی خود در موسیقی ادامه داد در حالی که دیتر بولن در موسسات موسیقی به کار شناخت ستارگان جدید موسیقی پرداخت .کاری که قبلا هم به آن مشغول بود.
گروه مدرن تاکینگ در تمام عمر فعالیت خود توانست 120 میلیون نسخه از آلبوم هایش را بفروشد که این حد از فروش برای یک گروه اروپایی تقریبا بی سابقه بود.دیتر بولن پس از پایان همکاری اش با مدرن تاکینگ چندین ترانه و آهنگ برای گروه C.C.Catch ساخت.شکل و موسیقی این گروه شباهت بسیاری به کارهای مدرن تاکینگ داشت و همین عامل باعث شد استقبال از کارهای این گروه بالا برود.
در سال 2006 تک آهنگی از دیتر بولن منتشر شد که در بک وکال آن این جمله شنیده شد: روزی خاطره مدرن تاکینگ را زنده خواهم کرد. انتشار این قطعه خوشحالی بسیاری را ایجاد کرد و خیلی ها به اتحاد دوباره گروه مدرن تاکینگ خوشبین شدند اما اینچنین نشد. در کمال ناباوری دیتر بولن در سال 2006 کتابی را با عنوان "سیر تاریخی مدرن تاکینگ" منتشر کرد که موجبات ناراحتی توماس اندرس و تهیه کنندگان مدرن تاکینگ را شد و همین عامل باعث شد اندرس از بولن به خاطر توهین هایش شکایت کند و جلوی چاپ قسمتی از کتاب را بگیرد.گویی بولن در این کتاب اتهاماتی را متوجه اندرس و تهیه کننده آلبوم های مدرن تاکینگ وارد کرده بود و طبق قوانین آلمان هم کسی نباید در رسانه ای به کسی توهین کند و اگر توهینی در کار باشد باید عذرخواهی شود و خسارت پرداخت گردد.به هر ترتیب این جنجال هم پایان یافت و مدرن تاکینگ دیگر روی اتحاد بر خود ندید.
مدرن تاکینگ رکورد تولید ریمیکس های موسیقی را هم داراست و تقریبا از روی هر آهنگ معروفشان آنها چندین ریمیکس وجود دارد.مدرنی ها قصد داشتند پس از اتحاد دوباره شان در دهه نود با ریمیکس کردن قطعات معروف دهه هشتاد شان یاد و خاطره گروه را همیشه نگه دارند اما غلظت و یکسان بودن این ریمیکس ها آنقدر بالا رفت که به توان اصلی و آهنگ های جدید آنها ضربه وارد کرد.قطعات جدید مدرن تاکینگ جز تعدادی انگشت شمار هیچ وقت موفقیت تراک های اول گروه را تکرار نکردند.
اما بر همگان ثابت است که گروه مدرن تاکینگ موفق ترین گروه آلمانی محسوب می شود که چندین میلیون از آلبوم هایش را فروخته است و هنوز گروهی نتوانسته است رکورد این گروه را بشکند.تنها گروهی که هنوز که هنوز است طرفداران خاص خود را علیرغم جدایی اعضای گروهش دارد.
بقیه در ادامه مطلب ...
می دونم چشمای رنگی ندارم عکس:جواد منتظری،همشهری جوان بنیامین در جامعه ایران که معمولا ستاره شدن کار آسانی نیست یک پدیده است. -به خصوص در دنیای موسیقی- بنیامین ناگهان مثل یک بمب ترکید و ستاره شد. اصلا او و آهنگ هایش انگار نماد یک مقطع زمانی خاص بودند، مقطعی که در آن از اکثر خودروها می شد صدای او را شنید. بعد از آن اما بنیامین نبود، یعنی بود اما کار نمی کرد، تا اینکه بالاخره در سال 88 یک آلبوم جدید از او به بازار آمد، آلبومی که شاید انفجار آلبوم قبلی را تکرار نکرد اما نظرات موافق و مخالف بسیاری را موجب شد. ستاره ای که به رغم رعایت همه ی موارد قانونی همیشه موانعی برای انجام فعالیت هایش بر سر راه دارد این را می توان از فاصله زمانی میان دو آلبومش، کنسرت های نداشته اش، بیلبوردهای چند روزه اش، کلیپ های در هاله ای از ابهامش و... فهمید و در یک کلام می توان او را غیرمجازترین خواننده ی مجاز ایران دانست. بنیامین زیاد اهل مصاحبه طولانی نیست اما زمانی که رو به روی ما نشست – در لابی ساختمانی که در آن زندگی می کند – خیلی راحت حرف هایش را زد، با صداقت و شاید هم با شجاعت، اینگونه بود که مصاحبه ی ما حدود 90 دقیقه طول کشید. خود بنیامین هم در انتهای مصاحبه گفت:«هیچ وقت مصاحبه ای به این طولانی انجام نداده بودم.» بنیامین آلبوم ۸۵ با بنیامین آلبوم ۸۸ چه تفاوت هایی داشت؟ سه سال بزرگتر شده است، البته تاثیر این تفاوت را در جامعه می شود فهمید ولی از لحاظ فردی برای خودم بماند بهتر است، مثل یک برندی که مدل هایش جدیدتر می شود ممکن است عده ای آن را بپسندند و عده ای نپسندند ولی مهم این است که تغییر می کند. به نظرت در آلبوم ۸۸ چه چیز تازه ای برای ارائه داشته ای که با آلبوم 85 فرق کند؟ قطعا باید چنین چیزی باشد چون همه چیز در حال حرکت و تغییر کردن است و سلیقه موسیقایی جامعه تغییر می کند و اگر کسی بخواهد موفق باشد باید همراه این حرکن ها باشد و پیش برود. منبع: وب سایت طرفداران بنیامین توضیح من: تیراژ آلبوم "ساعت9" سیروان خسروی یک میلیون نسخه بوده است که نیمی از آن فروش رفته است.تیراژ آلبوم بنیامین بهادری مقدار نامعلومی است ولی فروش آن چیزی در حدود 900 هزار نسخه است.آمار را هم از منابع رسمی و موثق آوردم.احتمالا در مصاحبه ای که خواهید خواند به این آمار مراجعه خواهید کرد.

از اول امسال؛ سال آرامی را پیش بینی نمی کردیم که همین طور هم شد.از همه اتفاقات حول و حوش انتخابات بگیرید تا اتفاقات دنیای هنر و خصوصا موسیقی پاپ که بیشتر به چشم آمد.گمان می رفت که پس از عرضه آلبوم بنیامین بهادری و سیروان خسروی یک رقابت مخفیانه بین این دو آلبوم و خواننده شکل بگیرد که البته گرفت اما نه در مصاحبه ها و گفتگوها.
در همان اوایل بنیامین و سیروان همزمانی آلبوم هایشان را اتفاقی می دانستند و شیطنت خبرنگاران هم به جایی نرسید.
اما این پایان قصه ی درگیری ها نبود.سیروان پس از عرضه آلبومش در مصاحبه اش با اعتماد ملی به رضا صادقی تاخت و از او و موضع گیری هایش انتقاد کرد و به همین ترتیب رضا صادقی هم در پی پاسخ به انتقادهای سیروان برآمد.دعوا را پایانی نبود تا همین اواخر که رضا صادقی دوباره با استناد به حرف های دی جی الیگیتور به سیروان و تنظیم قطعه وایسا دنیا انتقاد کرد و سیروان هم متقابلا جوابیه ای را برای مجله چلچراغ فرستاد و انتقاد صادقی را بی پاسخ نگذاشت.کل قضیه دعوای سیروان و صادقی هم به تنظیم قطعه وایسا دنیای او و عدم درج اسم سیروان در کاورهای سی دی های صوتی و تصویری آلبوم وایسا دنیا رضای صادقی برمیگردد.تنها جایی که اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده درج شده بود بر روی کاور نوارهای کاست این آلبوم بود و سیروان هم به همین دلیل از صادقی انتقاد کرد.سیروان معتقد است رضا صادقی نخواست که اسم او در کاورهای سی دی آلبوم درج شود.همکاری ای که میرفت موج جدیدی هم در تنظیم های سیروان باشد و هم در کارهای رضا صادقی؛ به جاهای خوبی ختم نشد.سیروان در پاسخ آخرش به صادقی مدعی شد که تنظیم اولیه این قطعه که توسط شخص صادقی انجام پذیرفته است را در اختیار دارد و می تواند برای روشن شدن افکار عمومی و بیان تفاوت کار خودش و صادقی آن را عرضه کند تا تفاوت آنها به مخاطب شناسانده شود.سیروان در پایان مدعی شده است که دو سال پیش حسین خانی(مدیر شرکت ایران گام) با وی تماس گرفته است و از تمجید الیگیتور از آهنگ وایسا دنیا و تنظیم آن گفته است.این دعوا همچنان ادامه دارد ...
اما در آن سو؛ بنیامین بهادری هم بدون حاشیه نبود و از همان گفتگوی اولش با چلچراغ در اردیبهشت ماه دعواهای او هم آغاز شد و اولین سوژه هم کسی نبود جز حمید عسگری.
بنیامین در گفتگویی که رسول ترابی آن را انجام داده بود مدعی شد که حمید عسگری موسیقی اش را از او و صدایش را از شادمهر عقیلی مهاجر وام گرفته است و تب بنیامین خوانی هم در حمید عسگری دیده می شود.
آن روزها قرار بر این بود که آلبوم حمید عسگری در خردادماه(یک ماه پس از آلبوم بنیامین)عرضه شود اما نظر به اتفاقات و رویدادهای انتخابات تصمیم بر آن شد که کما2 در عید فطر منتشر شود.اما این بار حمید عسگری چندان به پاسخ گویی حرف های بنیامین برنیامد و فقط گفت که انتشار کما2 همه چیز را مشخص خواهد کرد.اما اظهارنظرهای بنیامین درباره شخصیت های مختلف پایانی نداشت و همین شد که واکنش های متعددی نسبت به اظهارات او ایجاد شود که تندترین آنها در اواخر مرداد بود.
محسن یگانه در گفتگو با سایت موسیقی ما از بنیامین و آلبومش و آن چیزی که او توهین به شعور مخاطب ایرانی می خواند انتقاد کرد و عکس العمل های بسیاری را برانگیخت.گرچه روند مصاحبه بهمن بابازاده طوری نبود که به جنجال اینچنینی کشیده شود اما این اتفاق افتاد و محسن یگانه در آن مصاحبه گفت: "حالا ببینید یک بچه؛ یک بچه می آید و کل موسیقی ما را زیر سوال می برد."
گرچه تا هم اکنون پاسخی از سوی بنیامین به محسن یگانه داده نشده است اما انتظار می رود این دعوا همچنان ادامه یابد گرچه هیچ گاه این برخوردها عملا برای موسیقی ایرانی سودی نداشته است و منتهی به مسیر درست نشده است.
اما ؛ آخرین موضع گیری به اولین رقابت مربوط است.بالاخره بنیامین طی مصاحبه ای موضع اش را درباره سیروان اعلام کرد و از همین حالا می توان متصور بود که جنگ لفظی این بار بین 2 ستاره موسیقی پاپ درگیرد.
از ما که کاری بر نمی آید اما تردیدی نیست که آرامش باید بر فضای موسیقی پاپ حاکم شود.هوای پاپ این روزها خیلی ابری است.سیروان و بنیامین خیلی راحت می توانند این قضایا را نادیده بگیرند و اهمیتی قائل نشوند.آنها یک شخصیت عادی نیستند و به هر ترتیب هر موضع گیری از سوی این دو نفر موجب ایجاد بازخورد مخصوصا از نوع منفی اش می شود.
این روزها همه ما به آرامش نیاز داریم.اگر آرامشی پدید نیاید آهنگ پیشرفت کند و کندتر خواهد شد.نگذاریم به نقطه سکون برسیم.
پی نوشت:
منکر اصطکاک بین خواننده ها و عوامل موسیقی نیستم و نخواهم بود اما این اصطکاک نباید جلوی رشد موسیقی را بگیرد.
همین مطلب در موسیقی ما
همین مطلب در مجله موسیقی ایرانیان
گفتوگویی جذاب و مفصل با بهروز صفاریان به موسیقی پاپ ایران ظلم شده ::.بهمن بابازاده، الناز علاقهبند؛موسیقی ما .:: ::. :: .::
از چه سنی بهصورت حرفهای به موسیقی رویآوردی؟
نطفهی موسیقی و علاقه به آن، از سالها پیش در وجود من بود ولی بهصورت حرفهای از زمان شروع موسیقی پاپ بعد از انقلاب (سال 1376) بود كه فعالیتهای من شكل تجاری به خود گرفت.
آنزمان چه تصویری از 30 سالگی خودت داشتی، تصور میكردی در این سن بهعنوان بهترین موزیسین یك دهه موسیقی پاپ در ایران انتخاب شوی؟
نه. تصور نمیكردم سطح موسیقی، در كشور ما انقدر پایین باشد كه من بهعنوان بهترین در این عرصه، برگزیده شوم و فكر میكردم كه برای كسب این عنوان باید خیلی بیش از این تلاش كنم. اگرچه جایگاه، اهمیت چندانی ندارد چرا كه برمبنای سقف خواستههای جامعه تعیین میشود، شاید سقف این جایگاه را بهدست آورده باشم اما این سقف، سقف بالایی نیست.
تو در سن خیلی پایین با هنرمند بزرگی مثل فریدون فروغی همكاری كردهای، یك جوان 18 ساله چگونه توانست اعتماد هنرمندی مثل فروغی را به خود جلب كند؟
ایشان كارهایی را كه من پیش از شروع فعالیت حرفهای ساخته بودم، شنیدند و بر مبنای آن، همكاری ما آغاز شد. جالب اینجاست كه من پیش از همكاری با فریدون فروغی به درستی ایشان را نمیشناختم و نزدیكی ما موجب شد كه من شیفتهی شخصیت او بشوم و تاثیر و اتفاق اصلی را موسیقی آن دوران در من گذاشت.
دیوار کوتاه ترانه
با خواندن گزارش لیلا رضایی در شماره 23 مجله ایران دخت ابتدا تعجب کردم.اینکه 54 ترانه سرا در عرض مدت کوتاهی ممنوع الفعالیت شوند از آن دست اقداماتی ست که فقط از اداره ارشادی بر می آید که خیلی وقت است که صاحب درست و حسابی ندارد و به قول معروف اوضاعش قاراش میش است!
مریم حیدرزاده که نفر اول این لیست است احتمالا به خاطر حضور در TV Persia و برنامه Next Persian Star و همکاری اش با خوانندگان لس آنجلسی(ک و ه ، هـ ) ممنوع الفعالیت شده است.گرچه او در این برنامه رعایت شئون اسلامی را کرده بود و رفتاری خلاف شئون انجام نداده بود اما واقعا مشخص نیست که دلیل اصلی این ممنوع الکاری چیست.مریم حیدرزاده اکثر عاشقانه می سراید و نمی توان او را به جرم دادن ترانه های عاشقانه به آن ور آب ممنوع الفعالیت کرد(حسین اسرافیلی،عضو شواری شعر،مجله ایران دخت،همان صفحه).شاید بتوان گفت تنها ترانه ای که از مریم حیدرزاده در این سالها شنیده شده که رنگ و بویی عاشقی نداشت ترانه "آزادی" بود که توسط خواننده لس آنجلسی(م) در آلبوم چند سال پیش آن اجرا شد.با اینکه سالها از عرضه آن ترانه گذشته است و تقریبا تمام ترانه هایی که از مریم حیدرزاده از آن طرف آب شنیده شده،عاشقانه بوده است نمی توان دلیلی برای ممنوع الفعالیت کردن این هنرمند ترانه سرا پیدا کرد.
اما مورد عجیب دوم، نفر دوم این لیست است که از تابستان 1386 ممنوع الفعالیت شده است.او کسی نیست جز ترانه مکرم. خیلی وقت است که اسم او یا در کاور آلبوم ها نمی اید(مثل همین آلبوم ساعت9) یا به صورت ت.م در کاور درج می شود.واقعا دلیل اینگونه برخوردهای ارشاد را با ترانه سرایی مثل مکرم نمی فهمم.اگر ترانه های ترانه مکرم مشکل داشته باشد که توقیف می شود و اصلا اجازه اجرا هم نمی گیرد.شاید در بهترین حالت به صورت زیرزمینی بیرون بیاید و لاغیر.اگر هم مشکل شخص ترانه مکرم است که آن هم به حوزه کاری او مربوط نمی شود.تحقیقا می توان گفت که دلیل ممنوع الکاری کسانی چون ترانه مکرم حرفه ای و منطقی نیست.ترانه مکرم تا به حال حتی یک ترانه مشکل دار هم نگفته است پس دلیل ممنوع الکاری او چیست؟ ترانه های عاشقانه ای که برای چند مورد ناچیز که برای آن ور آبی ها فرستاده است؟چرا اداره ارشاد خود را از پاسخگو بودن به هنرمندان مبرا می داند؟مگر قرار نیست که ممنوع الکاری یک نفر توسط حراست اداره ارشاد به او ابلاغ رسمی شود؟چرا اداره ارشاد این کار را تلف کردن وقت خود می داند؟ یعنی خواننده ای که بخواهد با یکی از این ترانه سراها همکاری کند معطل مجوز آلبومش از سوی ارشاد نمی ماند و وقتش تلف نمی شود؟این اصلا ایرادی ندارد؟چرا اداره ارشاد یک طرفه به قاضی می رود؟
ترانه مکرم به هر حال با هر شرایطی ترانه اش را می گوید و می فروشد.حال چه بی اسم باشد یا چه با اسم مستعار.آنهایی که باید بفهمند،خواهند فهمید.در هر صورت در آلبومی مثل ساعت 9 ترانه های "تکرار" ، "ساعت9"، "تومریضی" و "امروز میخوام بهت بگم" که از آسمان نیامده اند.بالاخره یک نفر آنها سروده است یا نه؟
اما مورد سوم لیست که ممکن است چشمتان از دیدن اسم او در این لیست 4 الی 6 تا شود! اهورا ایمان است.ترانه سرایی که اصلا معلوم نیست چرا ممنوع الکار شده است؛ آن هم در همین روزها و در طی یک الی دو ماه گذشته.هرچه می گردیم برچسبی برای اهورا ایمان و ممنوع الکاری اش پیدا نمی کنیم.مسئولان ارشاد اما پاسخی بس شگرف می دهند:"دستور ممنوع الفعالیت یا از جانب ارشاد صدا و سیما صادر می شود یا از جانب مدیرکل واحد شعر و موسیقی کشور..." سوالی که در اینجا پیش می آید این است که مگر ما برای ممنوع الفعالیت کردن باید چند نهاد داشته باشیم؟ عنوان هایی که در بالا گفته شده اختیار اجرایی و قانونی لازم برای این کار را ندارند و آن طوری که ما می دانیم باید دفتر شعر و موسیقی وزارت ارشاد پیگیر قانونی این کارها باشد(غیر از آنکه این مرکز را با مرکز واحد شعر و موسیقی کشور یکی بدانیم).
باید باور کنیم که موازی کاری نهاد ها در کشورمان به یک واقعیت بی بدیل تبدیل شده است و متاسفانه روز به روز ابعاد بیشتر و وسیع تری هم بر خود می گیرد.با توجه به دخالت های ارگان های مختلف و همچنین فضای اجتماعی بعد از رویدادهای انتخابات،بعید نیست که ممنوع الکاری خیل عظیم این ترانه سراها به این رویدادها ربط پیدا نکند.
شاید تنها اسمی که از لیست مجله ایران دخت افتاده است همانا یغما گلرویی باشد که به نظر می رسد او هم این روزها و البته به مدت خیلی طولانی ممنوع الفعالیت باشد.ترانه سرایی که در ایام انتخابات زخمی شد،بستری شد ولی به همکاری خود با س.ق ادامه داد.
برخوردهای ارشاد قطعا منطقی و از روی اصول نیست بلکه از روی پایه گذاری نظام ایدولوژیکی است که روزگارانی نسبت به حاکم شدن این دیدگاه در هنر بیمناک بودیم.البته اشتباه نشود.این برخورد متعلق به 4 سال گذشته نیست بلکه این رویداد از زمان تولد موسیقی پاپ در کشور شکل گرفت و روز به روز رشد کرد.شاید بتوان گفت این برخوردها در مقاطعی نحوه ای ملایم تر هم بر خود گرفته است اما رشد آن انکارناپذیر است.نگاهی به شماره 41 ماهنامه نسیم هزار می اندازم و مصاحبه هومن سزاوار را ورق می زنم.هومن سزاوار عملا از برخورد ایدولوژیک مسئولان وزارت ارشاد(در زمان اخذ مجوزش) می گوید.اینکه هنوز موسیقی پاپ را یک فرزند نامشروع موسیقی می نامند و آن را قبول ندارند.در واقع موسیقی پاپ به مانند طفل نامشروع یک ازدواج است که هیچ کس حاضر نیست مسئولیت آن را قبول کند و این برای موسیقی امروز ما مایه تاسف است.
در حوادث این ماه ها و روزها شدت حملات ایدولوژیک به مقوله هنر شدت بیشتری بر خود گرفته است.وقتی مطلب محمدرضا سرشار(رضا رهگذر،قصه گوی ظهر جمعه) را می خوانیم،دیگر باید به چه کسی امید بست؟ وقتی هنرمندی خود با هنر برخوردی ایدولوژیک دارد؛ از غیر هنرمندان چه انتظاری ست؟
پی نوشت:
*به لیست بالا مونا برزوئی و نیلوفر لازی پور و هر کسی که اسمش در کاور آلبوم ها یا نمی آید یا ناقص می آید را اضافه کنید
*حرف های پویا نیک پور را در گزارش سفر ارمنستانش وقتی برای دیدن کنسرت Jetro Tull رفته است را می خوانم(نسیم هزار،شماره 41):
"سفر خوبی بود.خیلی چیزها یاد گرفتم و بعد از بازگشت کلی روحیه ام عوض شد.فهمیدم بحث امکانات نیست.باید کار کرد و کار کرد.در موسیقی مرزی وجود ندارد و مهم چیزی ست که در ذهن مان می گذرد نه در امکاناتمان.باید خارج از محدودیت ها فکر کنیم و بیشتر تلاش کنیم تا به نداشته هایمان برسیم"
*خوشحالم که پویا نیک پور قبل از خرداد ماه به این سفر رفته بود و همچنین سفر به ارمنستان او با سقوط مواجه نشد ...
*در حوزه شعر و موسیقی دیواری کوتاه تر از ترانه وجود ندارد!
همین مطلب در موسیقی 360
آخرین پست ها