
از اول امسال؛ سال آرامی را پیش بینی نمی کردیم که همین طور هم شد.از همه اتفاقات حول و حوش انتخابات بگیرید تا اتفاقات دنیای هنر و خصوصا موسیقی پاپ که بیشتر به چشم آمد.گمان می رفت که پس از عرضه آلبوم بنیامین بهادری و سیروان خسروی یک رقابت مخفیانه بین این دو آلبوم و خواننده شکل بگیرد که البته گرفت اما نه در مصاحبه ها و گفتگوها.
در همان اوایل بنیامین و سیروان همزمانی آلبوم هایشان را اتفاقی می دانستند و شیطنت خبرنگاران هم به جایی نرسید.
اما این پایان قصه ی درگیری ها نبود.سیروان پس از عرضه آلبومش در مصاحبه اش با اعتماد ملی به رضا صادقی تاخت و از او و موضع گیری هایش انتقاد کرد و به همین ترتیب رضا صادقی هم در پی پاسخ به انتقادهای سیروان برآمد.دعوا را پایانی نبود تا همین اواخر که رضا صادقی دوباره با استناد به حرف های دی جی الیگیتور به سیروان و تنظیم قطعه وایسا دنیا انتقاد کرد و سیروان هم متقابلا جوابیه ای را برای مجله چلچراغ فرستاد و انتقاد صادقی را بی پاسخ نگذاشت.کل قضیه دعوای سیروان و صادقی هم به تنظیم قطعه وایسا دنیای او و عدم درج اسم سیروان در کاورهای سی دی های صوتی و تصویری آلبوم وایسا دنیا رضای صادقی برمیگردد.تنها جایی که اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده درج شده بود بر روی کاور نوارهای کاست این آلبوم بود و سیروان هم به همین دلیل از صادقی انتقاد کرد.سیروان معتقد است رضا صادقی نخواست که اسم او در کاورهای سی دی آلبوم درج شود.همکاری ای که میرفت موج جدیدی هم در تنظیم های سیروان باشد و هم در کارهای رضا صادقی؛ به جاهای خوبی ختم نشد.سیروان در پاسخ آخرش به صادقی مدعی شد که تنظیم اولیه این قطعه که توسط شخص صادقی انجام پذیرفته است را در اختیار دارد و می تواند برای روشن شدن افکار عمومی و بیان تفاوت کار خودش و صادقی آن را عرضه کند تا تفاوت آنها به مخاطب شناسانده شود.سیروان در پایان مدعی شده است که دو سال پیش حسین خانی(مدیر شرکت ایران گام) با وی تماس گرفته است و از تمجید الیگیتور از آهنگ وایسا دنیا و تنظیم آن گفته است.این دعوا همچنان ادامه دارد ...
اما در آن سو؛ بنیامین بهادری هم بدون حاشیه نبود و از همان گفتگوی اولش با چلچراغ در اردیبهشت ماه دعواهای او هم آغاز شد و اولین سوژه هم کسی نبود جز حمید عسگری.
بنیامین در گفتگویی که رسول ترابی آن را انجام داده بود مدعی شد که حمید عسگری موسیقی اش را از او و صدایش را از شادمهر عقیلی مهاجر وام گرفته است و تب بنیامین خوانی هم در حمید عسگری دیده می شود.
آن روزها قرار بر این بود که آلبوم حمید عسگری در خردادماه(یک ماه پس از آلبوم بنیامین)عرضه شود اما نظر به اتفاقات و رویدادهای انتخابات تصمیم بر آن شد که کما2 در عید فطر منتشر شود.اما این بار حمید عسگری چندان به پاسخ گویی حرف های بنیامین برنیامد و فقط گفت که انتشار کما2 همه چیز را مشخص خواهد کرد.اما اظهارنظرهای بنیامین درباره شخصیت های مختلف پایانی نداشت و همین شد که واکنش های متعددی نسبت به اظهارات او ایجاد شود که تندترین آنها در اواخر مرداد بود.
محسن یگانه در گفتگو با سایت موسیقی ما از بنیامین و آلبومش و آن چیزی که او توهین به شعور مخاطب ایرانی می خواند انتقاد کرد و عکس العمل های بسیاری را برانگیخت.گرچه روند مصاحبه بهمن بابازاده طوری نبود که به جنجال اینچنینی کشیده شود اما این اتفاق افتاد و محسن یگانه در آن مصاحبه گفت: "حالا ببینید یک بچه؛ یک بچه می آید و کل موسیقی ما را زیر سوال می برد."
گرچه تا هم اکنون پاسخی از سوی بنیامین به محسن یگانه داده نشده است اما انتظار می رود این دعوا همچنان ادامه یابد گرچه هیچ گاه این برخوردها عملا برای موسیقی ایرانی سودی نداشته است و منتهی به مسیر درست نشده است.
اما ؛ آخرین موضع گیری به اولین رقابت مربوط است.بالاخره بنیامین طی مصاحبه ای موضع اش را درباره سیروان اعلام کرد و از همین حالا می توان متصور بود که جنگ لفظی این بار بین 2 ستاره موسیقی پاپ درگیرد.
از ما که کاری بر نمی آید اما تردیدی نیست که آرامش باید بر فضای موسیقی پاپ حاکم شود.هوای پاپ این روزها خیلی ابری است.سیروان و بنیامین خیلی راحت می توانند این قضایا را نادیده بگیرند و اهمیتی قائل نشوند.آنها یک شخصیت عادی نیستند و به هر ترتیب هر موضع گیری از سوی این دو نفر موجب ایجاد بازخورد مخصوصا از نوع منفی اش می شود.
این روزها همه ما به آرامش نیاز داریم.اگر آرامشی پدید نیاید آهنگ پیشرفت کند و کندتر خواهد شد.نگذاریم به نقطه سکون برسیم.
پی نوشت:
منکر اصطکاک بین خواننده ها و عوامل موسیقی نیستم و نخواهم بود اما این اصطکاک نباید جلوی رشد موسیقی را بگیرد.
همین مطلب در موسیقی ما
همین مطلب در مجله موسیقی ایرانیان
گفتوگویی جذاب و مفصل با بهروز صفاریان به موسیقی پاپ ایران ظلم شده ::.بهمن بابازاده، الناز علاقهبند؛موسیقی ما .:: ::. :: .::
از چه سنی بهصورت حرفهای به موسیقی رویآوردی؟
نطفهی موسیقی و علاقه به آن، از سالها پیش در وجود من بود ولی بهصورت حرفهای از زمان شروع موسیقی پاپ بعد از انقلاب (سال 1376) بود كه فعالیتهای من شكل تجاری به خود گرفت.
آنزمان چه تصویری از 30 سالگی خودت داشتی، تصور میكردی در این سن بهعنوان بهترین موزیسین یك دهه موسیقی پاپ در ایران انتخاب شوی؟
نه. تصور نمیكردم سطح موسیقی، در كشور ما انقدر پایین باشد كه من بهعنوان بهترین در این عرصه، برگزیده شوم و فكر میكردم كه برای كسب این عنوان باید خیلی بیش از این تلاش كنم. اگرچه جایگاه، اهمیت چندانی ندارد چرا كه برمبنای سقف خواستههای جامعه تعیین میشود، شاید سقف این جایگاه را بهدست آورده باشم اما این سقف، سقف بالایی نیست.
تو در سن خیلی پایین با هنرمند بزرگی مثل فریدون فروغی همكاری كردهای، یك جوان 18 ساله چگونه توانست اعتماد هنرمندی مثل فروغی را به خود جلب كند؟
ایشان كارهایی را كه من پیش از شروع فعالیت حرفهای ساخته بودم، شنیدند و بر مبنای آن، همكاری ما آغاز شد. جالب اینجاست كه من پیش از همكاری با فریدون فروغی به درستی ایشان را نمیشناختم و نزدیكی ما موجب شد كه من شیفتهی شخصیت او بشوم و تاثیر و اتفاق اصلی را موسیقی آن دوران در من گذاشت.
دیوار کوتاه ترانه
با خواندن گزارش لیلا رضایی در شماره 23 مجله ایران دخت ابتدا تعجب کردم.اینکه 54 ترانه سرا در عرض مدت کوتاهی ممنوع الفعالیت شوند از آن دست اقداماتی ست که فقط از اداره ارشادی بر می آید که خیلی وقت است که صاحب درست و حسابی ندارد و به قول معروف اوضاعش قاراش میش است!
مریم حیدرزاده که نفر اول این لیست است احتمالا به خاطر حضور در TV Persia و برنامه Next Persian Star و همکاری اش با خوانندگان لس آنجلسی(ک و ه ، هـ ) ممنوع الفعالیت شده است.گرچه او در این برنامه رعایت شئون اسلامی را کرده بود و رفتاری خلاف شئون انجام نداده بود اما واقعا مشخص نیست که دلیل اصلی این ممنوع الکاری چیست.مریم حیدرزاده اکثر عاشقانه می سراید و نمی توان او را به جرم دادن ترانه های عاشقانه به آن ور آب ممنوع الفعالیت کرد(حسین اسرافیلی،عضو شواری شعر،مجله ایران دخت،همان صفحه).شاید بتوان گفت تنها ترانه ای که از مریم حیدرزاده در این سالها شنیده شده که رنگ و بویی عاشقی نداشت ترانه "آزادی" بود که توسط خواننده لس آنجلسی(م) در آلبوم چند سال پیش آن اجرا شد.با اینکه سالها از عرضه آن ترانه گذشته است و تقریبا تمام ترانه هایی که از مریم حیدرزاده از آن طرف آب شنیده شده،عاشقانه بوده است نمی توان دلیلی برای ممنوع الفعالیت کردن این هنرمند ترانه سرا پیدا کرد.
اما مورد عجیب دوم، نفر دوم این لیست است که از تابستان 1386 ممنوع الفعالیت شده است.او کسی نیست جز ترانه مکرم. خیلی وقت است که اسم او یا در کاور آلبوم ها نمی اید(مثل همین آلبوم ساعت9) یا به صورت ت.م در کاور درج می شود.واقعا دلیل اینگونه برخوردهای ارشاد را با ترانه سرایی مثل مکرم نمی فهمم.اگر ترانه های ترانه مکرم مشکل داشته باشد که توقیف می شود و اصلا اجازه اجرا هم نمی گیرد.شاید در بهترین حالت به صورت زیرزمینی بیرون بیاید و لاغیر.اگر هم مشکل شخص ترانه مکرم است که آن هم به حوزه کاری او مربوط نمی شود.تحقیقا می توان گفت که دلیل ممنوع الکاری کسانی چون ترانه مکرم حرفه ای و منطقی نیست.ترانه مکرم تا به حال حتی یک ترانه مشکل دار هم نگفته است پس دلیل ممنوع الکاری او چیست؟ ترانه های عاشقانه ای که برای چند مورد ناچیز که برای آن ور آبی ها فرستاده است؟چرا اداره ارشاد خود را از پاسخگو بودن به هنرمندان مبرا می داند؟مگر قرار نیست که ممنوع الکاری یک نفر توسط حراست اداره ارشاد به او ابلاغ رسمی شود؟چرا اداره ارشاد این کار را تلف کردن وقت خود می داند؟ یعنی خواننده ای که بخواهد با یکی از این ترانه سراها همکاری کند معطل مجوز آلبومش از سوی ارشاد نمی ماند و وقتش تلف نمی شود؟این اصلا ایرادی ندارد؟چرا اداره ارشاد یک طرفه به قاضی می رود؟
ترانه مکرم به هر حال با هر شرایطی ترانه اش را می گوید و می فروشد.حال چه بی اسم باشد یا چه با اسم مستعار.آنهایی که باید بفهمند،خواهند فهمید.در هر صورت در آلبومی مثل ساعت 9 ترانه های "تکرار" ، "ساعت9"، "تومریضی" و "امروز میخوام بهت بگم" که از آسمان نیامده اند.بالاخره یک نفر آنها سروده است یا نه؟
اما مورد سوم لیست که ممکن است چشمتان از دیدن اسم او در این لیست 4 الی 6 تا شود! اهورا ایمان است.ترانه سرایی که اصلا معلوم نیست چرا ممنوع الکار شده است؛ آن هم در همین روزها و در طی یک الی دو ماه گذشته.هرچه می گردیم برچسبی برای اهورا ایمان و ممنوع الکاری اش پیدا نمی کنیم.مسئولان ارشاد اما پاسخی بس شگرف می دهند:"دستور ممنوع الفعالیت یا از جانب ارشاد صدا و سیما صادر می شود یا از جانب مدیرکل واحد شعر و موسیقی کشور..." سوالی که در اینجا پیش می آید این است که مگر ما برای ممنوع الفعالیت کردن باید چند نهاد داشته باشیم؟ عنوان هایی که در بالا گفته شده اختیار اجرایی و قانونی لازم برای این کار را ندارند و آن طوری که ما می دانیم باید دفتر شعر و موسیقی وزارت ارشاد پیگیر قانونی این کارها باشد(غیر از آنکه این مرکز را با مرکز واحد شعر و موسیقی کشور یکی بدانیم).
باید باور کنیم که موازی کاری نهاد ها در کشورمان به یک واقعیت بی بدیل تبدیل شده است و متاسفانه روز به روز ابعاد بیشتر و وسیع تری هم بر خود می گیرد.با توجه به دخالت های ارگان های مختلف و همچنین فضای اجتماعی بعد از رویدادهای انتخابات،بعید نیست که ممنوع الکاری خیل عظیم این ترانه سراها به این رویدادها ربط پیدا نکند.
شاید تنها اسمی که از لیست مجله ایران دخت افتاده است همانا یغما گلرویی باشد که به نظر می رسد او هم این روزها و البته به مدت خیلی طولانی ممنوع الفعالیت باشد.ترانه سرایی که در ایام انتخابات زخمی شد،بستری شد ولی به همکاری خود با س.ق ادامه داد.
برخوردهای ارشاد قطعا منطقی و از روی اصول نیست بلکه از روی پایه گذاری نظام ایدولوژیکی است که روزگارانی نسبت به حاکم شدن این دیدگاه در هنر بیمناک بودیم.البته اشتباه نشود.این برخورد متعلق به 4 سال گذشته نیست بلکه این رویداد از زمان تولد موسیقی پاپ در کشور شکل گرفت و روز به روز رشد کرد.شاید بتوان گفت این برخوردها در مقاطعی نحوه ای ملایم تر هم بر خود گرفته است اما رشد آن انکارناپذیر است.نگاهی به شماره 41 ماهنامه نسیم هزار می اندازم و مصاحبه هومن سزاوار را ورق می زنم.هومن سزاوار عملا از برخورد ایدولوژیک مسئولان وزارت ارشاد(در زمان اخذ مجوزش) می گوید.اینکه هنوز موسیقی پاپ را یک فرزند نامشروع موسیقی می نامند و آن را قبول ندارند.در واقع موسیقی پاپ به مانند طفل نامشروع یک ازدواج است که هیچ کس حاضر نیست مسئولیت آن را قبول کند و این برای موسیقی امروز ما مایه تاسف است.
در حوادث این ماه ها و روزها شدت حملات ایدولوژیک به مقوله هنر شدت بیشتری بر خود گرفته است.وقتی مطلب محمدرضا سرشار(رضا رهگذر،قصه گوی ظهر جمعه) را می خوانیم،دیگر باید به چه کسی امید بست؟ وقتی هنرمندی خود با هنر برخوردی ایدولوژیک دارد؛ از غیر هنرمندان چه انتظاری ست؟
پی نوشت:
*به لیست بالا مونا برزوئی و نیلوفر لازی پور و هر کسی که اسمش در کاور آلبوم ها یا نمی آید یا ناقص می آید را اضافه کنید
*حرف های پویا نیک پور را در گزارش سفر ارمنستانش وقتی برای دیدن کنسرت Jetro Tull رفته است را می خوانم(نسیم هزار،شماره 41):
"سفر خوبی بود.خیلی چیزها یاد گرفتم و بعد از بازگشت کلی روحیه ام عوض شد.فهمیدم بحث امکانات نیست.باید کار کرد و کار کرد.در موسیقی مرزی وجود ندارد و مهم چیزی ست که در ذهن مان می گذرد نه در امکاناتمان.باید خارج از محدودیت ها فکر کنیم و بیشتر تلاش کنیم تا به نداشته هایمان برسیم"
*خوشحالم که پویا نیک پور قبل از خرداد ماه به این سفر رفته بود و همچنین سفر به ارمنستان او با سقوط مواجه نشد ...
*در حوزه شعر و موسیقی دیواری کوتاه تر از ترانه وجود ندارد!
همین مطلب در موسیقی 360
بنیامین با آلبوم دوماش به شعور مردم ما توهین کرد
بک استیج یکی از اجراهای ارگانی یگانه، محلی بود که با او گپ زدیم و او هم در حالی که به شدت حواسش به «ساند چک» اعضای گروه ارکسترش بود به سوالات ما جواب داد. دقت و زوم محسن و حساسیتی که در کار گروهش داشت نشان میداد که او به خوبی قدر موقعیتی را که به دست آورده را میداند و حاضر نیست به این راحتیها آن را از دست بدهد.
می خواهم از اینجا شروع کنیم که به نظر تو تعریف و مفهوم موسیقی زیرزمینی در ایران و سایر نقاط جهان ، تعریف واحد و مترادفی است ؟
موسیقی زیرزمینی خارج از کشور، سبکیست که مخاطب عام موسیقی آنرا نمیپسندد و از شدت «خاص بودن» به بیراهه رفته و این خاصبودن به حدی رسیده که حتی خود جامعه خاصطلب غرب هم که شدیدا در ترویج و انتشار همه چیزهای جدید و خاص اولین است، آنرا نمیپسندد و نمیشناسد. ولی در ایران افرادی که در موسیقی زیرزمینیاند، به چند دسته مختلف و بسیار ناعادلانه تقسیم میشوند که راجع به هر کدام از این دستهها باید جداگانه بحث و نقد صورت بگیرد.
تو خودت جزو کسانی بودی که در بطن این ماجراها بودهای و به خوبی میتوانی این تقسیمبندی را تشریح کنی.
خوانندههای زیرزمینی در ایران به سه دسته کاملا مجزا تقسیم میشوند: 1. افرادی که امکانات دارند و استعداد ندارند 2. افرادی که استعداد دارند و امکانات ندارند 3. خیلی کم هم افرادی که از هر دوی این ابزار برخوردارند.
دسته سوم تعدادشان بسیار اندک است اما معمولا خوانندههای نسلهای بعد را باید در بین افرادی که جزو دسته دوم هستند جستجو کرد.
اینها که اعتقاد داری خوانندههای نسل بعدی را تشکیل میدهند، همانهائی هستند که به زحمت و دردسر فراوان یک تراک را تولید و زیرزمینی منتشر میکنند و با همین تکآهنگ، کل بازار موسیقی و خوانندههای مجازش را از دور خارج میکنند؟
بله دقیقا. مثالهای زیادی هم میتوانم برای این ادعا بیاورم. طرف با یک تکآهنگ کل بازار را تخته میکند و مخاطبان ثابت فلان خواننده اسم و رسمدار را هم میقاپد.
بقیه در ادامه مطلب ...

طرح:امید
.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.
اما تنظیم های سیروان کاملا فضای آلبوم را از موسیقی پاپ امروزی و نوع تنظیم هایی که هم اکنون در موسیقی پاپ مورد استفاده قرار می گیرد جدا کرده است.
سیروان فضاهای الکترونیکی بسیاری در تنظیم آهنگ هایی که انجام می دهد دارد که این فضاسازی به ذائقه موسیقی و سبک اوکاملا سازگار است.البته برای آلبوم های خودش و نه برای دیگرانی که تنظیم آهنگ هایشان را به سیروان می سپارند.اگر اغراق نکرده باشیم سبک سیروان در موسیقی منحصر به فرد خوده اوست و کسی تا به حال سبکی مانند سیروان نداشته است.
اما به سراغ آلبوم برویم ...
آلبوم ساعت 9 با تراک هیجان انگیز "چه حالی داره" شروع می شود.شروعی جذاب،تند که همگان را به وجد می آورد و همچنین یادآور آهنگ های گروه اسکوتر(Scotter) و تراک مشهور رامپ(Ramp) .ترانه این کار از زانیار است و با وجود "خیلی قوی نبودن" مناسب این آهنگ است.این روزها اگر به ضبط ماشین ها گوش فرا دهید حتما صدای این تراک را خواهید شنید.شاید این اولین بار است که صدای زانیار به صورت مجاز در کنار سیروان شنیده می شود.
تراک دوم "امروز میخوام بهت بگم" عاشقانه ای آرام در سبک ترنس راک است.نزدیک به حال و هوای آلبوم قبلی او یعنی "تو خیال کردی بری". سیروان با این تراک کم کم به حوزه علاقه خود در موسیقی (راک) نزدیک می شود اما به اعتقاد خیلی ها او هنوز راک نمی خواند و کارهای اینچنینی سبکی شبیه راک هستند تا اینکه بخواهند واقعا در زمره کارهای راک قرار بگیرند.شاید "امروز میخوام..." فضای دلچسبی بعد از تراک "چه حالی داره" که برای ضبط ماشین ها بسیار مناسب بود؛ نداشته باشد آن هم شنونده موسیقی ایرانی اما چینش کلی آلبوم از وجود سبک های مختلف در کنار هم خبر می دهد.همان طور که در دموی آلبوم که یکی دو هفته قبل از به بازار آمد چینش آهنگ ها همین 4 قطعه ابتدایی بود و آن به نوبه خود ثابت کرد که سبک کلی آلبوم یک سبک مستقل نیست و تنوع فراوانی در در حیطه کلی آن شنیده می شود.
بعد از "امروز میخوام..." تراک ریتمیک "آره" شنیده می شود.باز هم ملودی و شعر از زانیار و با صدای سیروان.تراکی که قرار بود با همراهی زانیار در آلبوم قرار بگیرد اما گویا ارشاد به بخش "زانیاری" آن ایراد گرفته است و سیروان هم در یک اقدام قابل قبول پس از عرضه آلبوم قطعه اصلی را در اختیار سایت های اینترنتی و طبعا ضبط های خانگی و ماشینی گذاشت."آره" با صدای زانیار و سیروان شنیدنی تر از تراک داخل آلبوم درآمده است و مشخص است که از اول تراک با صدای زانیار بسته شده است اما موفق به کسب مجوز نشده است.گرچه نمی توان قطعه داخل آلبوم را ضعیف دانست چون حداقل در این تراک ریتمیک گیتار الکتریکی خوبی نواخته شده است.
تراک چهارم آلبوم شاید متفاوت ترین تراک آلبوم باشد که قویا می توان گفت که تعلق بیشتری به موسیقی راک دارد و از این نکته نباید غافل شد که سیروان را باید با چنین کارهایی شناخت.ترانه این کار توسط امید اطهری نژاد در زمان حضورش در ایران سروده شده است و کاملا با فضا و سبک سیروان هم خوانی دارد.فضایی که در موسیقی پاپ ما نمی گنجد. شاید خیلی ها از شنیدن چنین تراک هایی سر درد هم بگیرند اما "باور کن..." شنیدنی تر از آن است که بخواهیم دکمه فوروارد ضبط یا ام پی تری پلیر را فشار دهیم.
با شروع تراک "منو نگاه کن" به فضای دیگری از آلبوم سفر می کنیم.فضایی که عمدتا به موسیقی هاوس اختصاص دارد یا نسبت داده می شود.در تراک "منو نگاه کن" باز هم ترانه از زانیار است ولی سبک اصلی تراک اصلا قابل تشخیص نیست.میتواند هم پاپ باشد هم هاوس و هم ترنس.قضاوت با خودتان است.سیروان اما در این تراک نشان داد که نمی تواند دقیقا مثل برادر کوچک ترش این سبک خواندن را به اصطلاح در بیاورد. این مورد جایی نمایان می شود که سیروان شروع به خواندن قسمتی از ترانه می کند: دستا بالا......حالا...با ما...بالا...پایین..همه... یالا ؛ این سبک سیروان نیست و متاسفانه زانیار هم در این تراک حضور ندارد. حضور زانیار می توانست در این تراک مکمل خوبی برای صدای سیروان باشد.
پس از این تراک مثل قطعات اول آلبوم ابتدا سبک کاملا سمت و سوی دیگری می گیرد و ما به فضای سافت راک و تراک "دلم گرفته" پیش می رویم.این سبک تا پایان دیگر ادامه ای ندارد اما سبک قطعه قبلی در قطعه بعد از دلم گرفته شنیده می شود.با اینکه فضای الکترونیک بر فضای کل قطعه "دلم گرفته" غلبه دارد اما سیروان به خوبی با قطعه مچ است.به مانند یکی از قطعات آرام آلبوم قبلی اش به نام (؟؟؟؟) در آلبوم قبلی سیروان هم نمونه ی این کار به چشم می خورد.کشیدن صدا گویی بخشی از سبک سیروان است که در این تراک به خوبی نمایان است.سبکی که سیروان به دیگرانی همچون امیر یگانه و آریو حبیبی هم آموزش داده است.گرچه این کشیدن صدا و یا بازی با صدا می تواند بخشی از فضای سیروانی باشد یا شاید هم نوعی امضا از کارهای سیروان.
تراک بعد رسما دوباره فضا را می شکند و به موسیقی هاوس نزدیک می شود.سیروان در مصاحبه های مختلف تائید کرد که این کار را در حال و هوای موسیقی هاوس کار کرده است و البته قضیه از چندین سال پیش آب میخورده است و اصل تراک بر تار و تلفیق آن با فضای الکترونیک بسته شده است.میلاد درخشانی هم ثابت کرد نوازنده ای حرفه ای ست.اما اینکه موسیقی هاوس چیست و اصلا چرا اسمش هاوس است یا اینکه این موسیقی هاوس همان موسیقی خانگی و زیر زمینی است و یا اسم آن اینطوری است بماند برای بعد که مفصلا به این موضوع بپردازیم.در موسیقی هاوس آنطوری که شنیده ایم ترانه زیاد اهمیت ندارد و در اینجا هم تقریبا همین طور است .ترانه مکرم ترانه "تکرار" را سروده است اما در چنین سبکی و موسیقی ای ترانه زیاد به چشم نمی آید.
تراک هشتم آلبوم دوباره یادآور سبک قبلی آلبوم سیروان است با تنظیمی جدیدتر و جذاب."اوون روزا" با ترانه خوب امید اطهری نژاد و اجرایی که یکی از مختصات اصلی سیروان است مخصوص شنیدن کسانی ست که حال و هوای سیروان و سبکش را ترجیح می دهند.سیروان با "اوون روزا" ثابت می کند که در سبک مورد علاقه اش (پاپ-راک یا ترنس-راک یا هر آنچه که شما آن را ترجیح می دهید) بهترین است و همین است که می گوئیم سبک سیروان را در ایران کسی جز خوده او ندارد.
تراک نهم که عنوان آلبوم نیز هست در فضای آرامی می گذرد اما تقریبا می توان گفت که سبک آن با "اوون روزا" یکی است."اوون روزا" اکتیو تر و با صدای مستقیم گیتار شنیده می شود اما ساعت 9 با فضای آرام و صدای پیانو آغاز می گردد و همچنین اکتیو بودن آن طعنه به کارهای معروف موسیقی راک می زند.ساعت 9 در میانه راه به اوج می رسد و این اوج و فرود را سیروان به خوبی اجرا می کند.ترانه مکرم هم ترانه خوبی را برای سیروان سروده است گرچه هنوز خیلی ها اعتقاد دارند که سبک امید اطهری نژاد در ترانه سرایی بیشتر به سیروان می آید تا ترانه مکرم.اما با این وجود باید به ترانه مکرم(که اسمش در کاور آلبوم هم به علل مختلف نیامد) بابت ترانه های خوبش تبریک گفت.ساعت 9 ترانه خوبی دارد و این موضوع را نمی توان دور از نظر نگاه داشت.
تراک دهم و پایانی کار هم بیشتر به ریمیکس های سیروانی شباهت دارد و باز هم تنوع سبک را در کار سیروان نشان می دهد. این تراک هم به 2 صورت اجرا شد.اجرایی که توسط سیروان ،زانیار و یاس صورت گرفت در تابستان 1386 اما هیچ گاه مجوز نگرفت و باز هم سیروان مجبور شد تراک را بدون صدای یاس که بخش اعظم کار را خوانده بود ببندد و اسمی از زانیار در ابتدای تراک نیاید."تو مریضی" باز هم ترانه ای از ترانه مکرم دارد که تنظیم آن بیشتر به چشم می آید.تنظیمی جذاب و به روز با رگه هایی شباهت به ریمیکس های سیروان مخصوصا ریمیکس تراک "تو خیال کردی بری" در آلبوم قبلی اش.سیروان به فاصله اندکی پس از عرضه آلبوم(گویا یک الی دو ساعت!) این قطعه را با همراهی یاس و زانیار به روی سایت ها فرستاد.البته مشخص نشد که صدای یاس مشکل داشت یا تکست های یاس. البته نظر شخصی ام این است که قطعه ای از تکست یاس که اشاره به شست انگشت دست راست دارد باعث شده است که این بخش به کل! حذف شود.
آلبوم ساعت9 آلبومی متفاوت است که نشنیدن آن قابل طفره رفتن نیست. در پک ویژه این آلبوم هم عکس های بیشتری از سیروان و زانیار می بینید.در یکی از عکس ها که اتفاقا متعلق به کلیپ "طفره نرو" از زانیار است اینبار سیروان پشت دستگاه های به اصطلاح دی جی قرار دارد. اگر مایل بودید حتما پک ویژه را تهیه کنید و البته از موسیقی آن هم لذت ببرید.
پی نوشت: قرار بود این مطلب به علاوه چند مطلب دیگر در پرونده سیروان و زانیار خسروی که قرار بود همین مرداد ماه عرضه کنیم؛منتشر بشود که متاسفانه پرونده منتشر نشد و ....
باز هم بخوانید:
حرف اول در فضاسازی دیجیتالی و تنظیم های مدرن/وحید رضا صیرفیان
همین مطلب در موسیقی 360

همزمان با عید سعید فطر، تعدادی از آلبومهای چهرههای شاخص گونه پاپ در سراسر کشور منتشر خواهند شد که از آن جمله میتوان به آلبوم «کما 2»، آلبوم دوم حمید عسگری اشاره کرد.
این آلبوم که مدتها پیش قرار بود وارد بازار رسمی موسیقی کشور شود، بنا به گفته آقای مشایخی مدیریت شرکت «پویا موزیک» در سراسر کشور توزیع خواهد شد.
«دیگه قهرم با چشات» آلبوم دیگری است که همزمان با عید فطر و ازسوی شرکت «آوای نکیسا» منتشر خواهد شد. بهنام علمشاهی که با آلبوم «نیستی تو» بهخوبی توانست هوادارانش را راضی کند، با همان تیم سابقاش، این آلبوم را تهیه و تنظیم کرده و امید فراوانی هم به موفقیت آن در بازار راکد موسیقی پاپ فعلی کشور دارد.
آلبومهای محسن یگانه، رضا صادقی، محمدرضا عیوضی، محسن چاووشی، امیر تاجیک و حمید حامی هم در صورتیکه کارهای پایانی مجوزشان انجام شود، برای عید فطر وارد بازار موسیقی کشور خواهند شد.
.::موسیقی ما،وحیدرضا صیرفیان::.
خواننده شرکتکننده در مسابقه ستاره موسیقی پاپ یک شبکه ماهوارهای، ترانه کامران رسولزاده را به نام خود معرفی کرد.
یکی از خوانندگان شرکتکننده در مرحله نهایی مسابقه ستاره بعدی موسیقی پاپ فارسی در یک شبکه ماهوارهای، ترانهای به نام «همین امشب» از آلبوم بیسرانجام کامران رسولزاده اجرا کرد و ملودی و ترانه کار را به نام خود معرفی کرد.
کامران رسولزاده در گفتوگویی اختصاصی با موسیقی ما اعلام کرد: «ترانه همین امشب در وزارت ارشاد ثبت شده است و ملودی این قطعه از آهنگساز ترکی است که به دلیل محدودیت نتوانستم نام آهنگساز را در آلبوم ثبت کنم و فقط توانستم در مقابل قطعه بنویسم ملودی ترکی، ولی خواننده مسابقه علاوه بر ترانه، ملودی را نیز به نام خود معرفی کرد!»
او در ادامه توضیح داد: «اینکه ترانهای از من و قطعهای از آلبوم من مورد توجه قرار گیرد باعث خوشحالی من است، ولی باید عوامل کار بدرستی معرفی شوند. من میخواهم بدانم اگر ترانه خانم مریم حیدرزاده و یا کارهای سایر داوران اینگونه مورد بیمهری قرار بگیرد و به نام شخص دیگری معرفی شود، چه واکنشی نشان خواهند داد.»
کامران رسولزاده در بخش دیگری از گفتوگوی خود با سایت موسیقی ما گفت: «من در ایران با زحمت بسیار مراحل اخذ مجوز و انتشار آلبوم را طی کردم. نکته این است که وقتی شخص دیگری ترانه من را در مسابقهای معمولی در آنسوی مرزها بازخوانی میکند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و مسئولان واقعا باید فکری برای موسیقی داخلی بکنند. در صورت ادامه این روند و عدم وجود راههای مناسب برای تبلیغ، هنرمندان امیدی برای ادامه فعالیت خود در داخل مرزها و طبق قوانین کشور ندارند.»
منبع : موسیقی ما

::. امید محمودزاده ابراهیمی .::
اما طرح یک سوال ؛
آیا موسیقی پاپ ایران که در حال حاضر کمترین حمایت از آن و هنرمندانش می شود،پتانسیل اینگونه ریسک ها را دارد؟ آیا عرضه همزمان 2 آلبوم از 2 ستاره بخش اعظم ظرفیت آن است؟ پاسخ این سوال به 2 گزینه آری و خیر محدود نمی شود و باید بحث های جزئی تری را وارد این موضوع کرد.
جواب آری کجاست؟ جواب آری اینجاست که بخش اعظم ظرفیت موسیقی پاپ ایران به چند ستاره محدود است و این معضل جدی حال حاضر موسیقی پاپ است.اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم باید اینگونه تصور شود که در چنین وضعیتی هیچ شرکتی ریسک رقابت را نمی پذیرد و رقابت دور را به نزدیک ترجیح می دهد.
آلبوم های جدید سیروان خسروی و بنیامین بهادری می توانستند به فاصله زیاد یا متوسط(چند ماهه) عرضه شوند و فروش خوبی داشته باشند اما این اتفاق با سیاست یا بی سیاست نیفتاد.همزمانی عرضه 2 آلبوم غالبا به رقابت میان این دو آلبوم در همه بُعدها می شود، رقابتی که شاید به حذف یکی از 2 آلبوم در روند عرضه موسیقی شود. اما در ایران وضعیت اندکی فرق می کند. پاسخ خیر اینجاست؛ در ایران هنوز اینقدر ظرفیت برای چنین ریسک های بزرگی ایجاد نشده است و هنرمندان این عرصه هنوز به حمایت جدی نیاز دارند. ره صد ساله را یک شبه نمی توان پیمود.میانبر زدن هم فایده ای ندارد این روند باید مرحله به مرحله پیش برود.
باید قبول کنیم که اتفاق خوبی در موسیقی ایران افتاده است و این اتفاق می تواند در آینده تکرار شود.اما نباید سطحی و سریع به این موضوع نگاه کرد. آلبوم 88 و ساعت9 هیچ کدام یکدیگر را حذف نکردند و دوشادوش هم عرضه شدند و به فروش رسیدند.ماهها باید بگذرد که این موضوع در عمل فروکش کند.گرچه سبک آلبوم 88 با ساعت9 یکی نیست و این خود یکی از عوامل تفکیک کننده این 2 آلبوم در بازار موسیقی است.اما برای کسانی که موسیقی را جدی دنبال می کنند چندان تفاوتی ندارد. کسی که 88 را گوش می کند نمی تواند بگوید که من ساعت9 را گوش نمی کند و بالعکس.البته در بررسی این موضوع ما بحث اصلی را به موسیقی خوب ارتباط می دهیم و صد البته اینکه سلیقه مخاطب هم در این میان تاثیرگذار است.بنیامین چهره شناخته شده تری نسبت به سیروان بود و در این شکی نیست اما بازار این را نمی گوید. گدر زمان این موضوع را نشان خواهد داد.
به بحث اصلی بازگردیم...
آیا همزمانی عرضه 2 آلبوم فقط همزمانی است یا به رقابت جدی می انجامد؟ بهتر است در این اتفاق گزینه اول را قبول کنیم و قبول گزینه دوم را به سالهای بعد موکول کنیم.سالهایی که موسیقی دارای رسانه مختص خود باشد و بحث کپی های سی دی کمرنگ شده باشد.
موسیقی پاپ ایران در این چند ساله نمودار سینوسی وحشتناکی داشته است که همزمانی عرضه این 2 آلبوم نقطه عطف و صعود این نمودار است. این موسیقی هنوز خیلی جای کار دارد و هنوز ستاره های دیگری هم باید به این کارزار اضافه شوند تا ظرفیت آن بالا رود. این اتفاق دیر یا زود در راه است فقط امیدواریم دیر یا زود آمدنش منطقی باشد با سرعت متعادل !
پی نوشت بی ربط و با ربط :
رسول ترابی عزیز هم در مصاحبه هایش با سیروان و بنیامین و هم در دوره جدید مجله موسیقی قرن 21 به این همزمانی گیر ویژه ای داده بود !
زانیار خسروی،سعید عبداللهی و امید حاجیلی در تالار اریکه ایرانیان
روی عکس کلیک کنید
عکس ها: بهزاد قلی زاده،سعید عبداللهی
***
جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی به تعویق افتاد
مهلت ارسال آثار تا 31 شهریور 1388 تمدید شد
اینجا
این مجله را از آدرس زیر میتوانید دریافت کنید
(روی عکس کلیک کنید)
برای دریافت روی عکس کلیک کنید
لینک دیگر:
http://dl.iranhip.com/files/Javan_Irani.rar
طراحی لوگو و صفحه آرایی:
امید محمودزاده ابراهیمی
آخرین پست ها