من باب دیدن سریال های زیرزمینی
سینمای فردی یا سینمای خانوادگی؟


عکس تزئینی است

.:: امید محمودزاده ابراهیمی
::.

سریال هایی که این روزها و شب ها به جای سریال های تلویزیونی مهمان خانه ها هستند و به اکران عمومی خانگی دست یافته اند،هنوز به ظرفیت دوبله و سانسور نرسیده اند(غیر از فرار از زندان) و خیلی ها بنا بر اعتقاد یا هر چیز دیگری شاید دوست نداشته باشند که این سریال ها را در جمع نگاه کنند.دیدگاه خیلی خاصی درباره دیدن یا ندیدن این سریال ها وجود ندارد.بیشتر به نوع علایق فردی و حس کنجکاوی برمیگردد.خیلی ها هم در این بین آنقدر غرق سریال دیدن می شوند که اصطلاحا سریال خور می شوند.اما آیا لذت دیدن این سریال ها که اکثرا سریال های خوش ساختی هستند پای مانیتورهای شخصی است یا سینمای خانوادگی؟ دیدن در جمع خانوادگی پدر،مادر،خواهر و برادر یا دیدن به صورت یک لذت شخصی؟

البته اگر بخواهیم کمتر دقیق تر نگاه کنیم پشت همه این نگاه کردن ها یک ترس خوابیده است.ترس از اینکه فرهنگ آمریکایی روی فرهنگ و آداب ما اثر نگذارد چون به هر حال این سریال ها برای تماشاگر آمریکایی ساخته شده است و فرهنگ ایرانی همخوانی با آن ندارد.

شخصا اعتقاد دارم که دیدن این سریال ها در جمع خانوادگی مطلوب تر از دیدن آن پای مانیتورهای شخصی است.درست است که نباید تحت تاثیر این سریال ها قرار گرفت اما وقتی جمع خانوادگی باشد اثرات منفی دیدن پی در پی این سریال ها کمتر می شود.البته سریال هایی که دوبله می شوند شانس بیشتری دارند که در جمع خانوادگی دیده شوند.کسانی هم که دوست دارند به طور کلی تنهایی این سریال ها را ببینند،کسانی هستند که لذت فردی را بر لذت خانوادگی ترجیح می دهند.

جمع خانوادگی یک سینمای کوچک خانگی را می سازد و می توان تمام عکس العمل ها و فکرها را از تماشاگران یک محصول تصویری دریافت کرد.دیگر مزیت دیدن سریال ها به صورت خانوادگی به ورطه آزمایش گذاشتن افراد در "آزمون تعلیق سریال" است.شاید می پرسید آزمون تعلیق سریال چیست؟

این آزمون خیلی چیز خاص و پیچیده ای نیست.در سریال های زیرزمینی که این روزها دست به دست می شود عنصر تعلیق جایگاه خاصی دارد.تعلیق هم باعث هیجان و هم تفکر مخاطب می شود.در لحظات حساس این سریال ها،مخاطب همگام با قهرمانان فیلم به تصمیم گیری می پردازد و اگر تصمیم قهرمان فیلم با تصمیم او متفاوت باشد از خود واکنش نشان می دهد.حتما شما هم در جمع های خانوادگی خود دیده اید که در لحظات هیجانی فیلم بعضی ها به ابراز احساس خود می پردازند.آزمون تعلیق سریال چیزی در همین حدود است.برای این کار لازم نیست مدرک جمع آوری کرد؛کافیست پای یکی از این سریال ها مثل 24 و فرار از زندان بنشینید و متوجه این قضیه شوید.در جمع خانوادگی با اینکه عکس العمل های فردی چندان تفاوتی با دیدن به صورت فردی ندارد اما وقتی چند نفر در آن واحد با یک صحنه مواجه می شوند و عکس العمل های خود را نشان می دهند؛دقیقا این تقابل یا مشترک بودن عکس العمل ها باعث می شود تا تاثیرپذیری صرف از صحنه سریال صورت نپذیرد و احساسات جمعی جای احساسات فردی را بگیرد که این قضاوت بهتری را پدید خواهد آورد.
حال شما شخصی را در نظر بگیرید که شخصا خودش را در این آزمون تعلیق قرار می دهد. او به تنهایی فکر و قضاوت می گیرد و تقابل احساس و فکری وجود ندارد.او در ازای فکر خود فکر دیگری را دریافت نمی کند.او در سینمای فردی خود تنهاست.

دیدن سریال در سینمای خانگی تقریبا همان حس سینما رفتن را دارد با اندکی تفاوت.اینکه خیلی ها هنوز پرده نقره ای سینما را بر سینماهای n اینچی خانگی ترجیح می دهند(من یکی از آنها هستم!)دلیلی غیر از این ندارد.شما در سینما با یک فیلم و تعداد محدودی شخصیت و تیپ و تعداد بسیاری تماشاگر و تعدد بسیاری فکر و واکنش طرف هستید.لذتی که شاید درک آن فقط در زمان بیرون آمدن از سینما حس گردد.

دیگر مزیت خانوادگی بودن همین حس در کنار هم بودن است که بعد روانشناسی است و ما زیاد وارد آن نمی شویم.لذتی که سابقا صدا و سیمای وطنی آن را به خانواده ها هدیه می داد و حالا باد کسی پیدا شود تا این حس را دوباره و با استفاده از موقعیت های مختلف برگرداند.اگر اصل 44 را اصل خصوصی سازی بدانیم باید سینمای خانگی را اصل 44 صدا و سیما حساب کنیم.اصلی که اینجا ناظر و عامل خاصی ندارد و هر کی هر کی است!


  • آخرین ویرایش:جمعه 14 اسفند 1388


در این شماره میخوانید:
تحلیل دو اپیزود ابتدایی لاست
نگاهی به شخصیت جان لاک؛ موافق ها و مخالف ها از لاک میگویند.
فلش فوروارد؛ لاست جدید؟!
مصاحبه با ژوزف فاینس
نقش نشانه ها در سریال فرینج
یادداشتی بر آواتار
یادداشتی درباره ارتباط سریالهای 24 و فرار از زندان(یادداشت من در این مجله)
معرفی سریال های منتالیست، تئوری بیگ بنگ، جریکو و تیکن
نگاهی به سریال قصه های جزیره
و
مطالب خواندنی دیگر...


یادداشت سردبیر سایت:
به عنوان سردبیر مجله iLOST افتخار این را دارم که شماره سوم مجله را پیشکش شما خوانندگان عزیز کنم. امید است این شماره نظر شما را به خودش جلب کند.
نظرات و پیشنهادات خود را در تاپیک مربوطه با ما در میان بگذارید تا در شماره آینده مجله ای شایسته تر ارائه دهیم.






منبع:
www.tvshow.ir

دانلود شماره های قدیمی از اینجا



شنبه 24 بهمن 1388  09:02 ب.ظ

نیش زنبور؛کلیشه تکراری کلاهبرداران ایرانی



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.


اکران همزمان با تهران یک فیلم در سینما قدس سیرجان از آن دست اتفاقاتی است که کم می افتد اما سوا از نوع و ژانر فیلم؛ اتفاق خوبی است.اتفاقی که باعث می شود پس از فراغت از امتحانات سری به تک سینمای شهر بزنیم.
با دیدن عکس رضا کیانیان و رضا عطاران مشتاق می شوم که این فیلم را حتما ببینم.اسم ها همگی بزرگ هستند و فیلم نیش زنبور از عوامل حرفه ای سود می برد.مریلا زارعی هم در لیست اصلی بازیگران حضور دارد پس باید حتما این فیلم را دید.
فیلم با صحنه هایی موازی از زندگی دو شخصیت اصلی فیلم آغاز می شود.این موازی بودن بی دلیل نیست تا زمانی که سرنوشت این 2 شخصیت به یکدیگر گره می خورد اما گویی این گره خوردن قبل از صحنه های موازی اتفاق افتاده است.
اسد(رضا کیانیان) با همکاری رضا (رضا عطاران) با ریختن طرح دوستی با زنان ثروتمند و استفاده از ترفندهای مختلف و همکاری با یکدیگر پولی به جیب می زنند و این طرح اصلی داستان است.داستان تا نیمه فیلم به همین منوال ادامه می یابد تا اینکه اسد که در یک جشن اتفاقی شرکت کرده است،افسانه را می بیند و به او علاقه مند می شود و داستان فیلم چهره ای دیگر بر خود می گیرد.

ایده اصلی فیلم نیش زنبور اگر از فیلم "نقاب" کاظم راست گفتار گرفته نشده باشد حداقل خیلی شبیه به آن است.خصوصا آنکه سعی شده است که نیش زنبور هم با توانایی های رضا عطاران و خصوصیات کمیک رضا کیانیان به طنز و کمدی گرایش پیدا کند که نیش زنبور در این بخش کاملا ناموفق بوده است.سروش صحت که دستی بر فیلمنامه نویسی سریال های کمدی دارد در نیش زنبور چندان شخصیت ها را پخته در نیاورده است.اسد و رضا مکمل خوبی برای هم هستند اما در سکانس هایی از فیلم ویژگی های شخصیتی آنها گم می شود.باهوش بودن آنها کمرنگ می شود و به کمدی ساده لوحانه شبیه می شود.البته این نکته فقط برای اسد و رضا اتفاق نمی افتد و افسانه و مرجان(خواهرش) و بقیه شخصیت های این فیلم هم وارد جریان ساده لوحانه ای می شوند که در انتها همه چیز خیلی جدی تمام می شود و کلیشه کلاهبرداری ایرانی رعایت می شود!

بستر سینمای ایران در این سالها افت شدیدی داشته است و کمدی های نازل سینماهای کشور را فرا گرفته اند.نیش زنبور قصه ای را روایت می کند که مخاطب سینما فقط باید آن را نگاه کند،آجیل بخورد و برود. هیچ نکته خاصی در فیلم مشاهده نمی شود و داستان هم به غیر از شوک اول فیلم چندان پیچشی ندارد.قصه خیلی سر راست و ساده است اما انتظار می رفت که طرحی که رضا کیانیان آن را به سروش صحت داده است کمدی آبرومند تری باشد.شاید خواسته شده است که کمدی این فیلم بیشتر متکی بر موقعیت باشد تا کلام اما داستان فیلم کششی بهتر از یک فیلم 70 دقیقه ای را ندارد و شاید 90 دقیقه هم برای آن زیاد است.

بازی ها در نیش زنبور در سطح واقعی خود نیست.رضا کیانیان که اغلب در نقش های جدی سینما حضور می یافت دومین حضور کمدی خود را پس از فیلم همیشه پای یک زن در میان است در نیش زنبور ثبت کرد.کیانیان در نیش زنبور قصد دارد خود را در موقعیت های کمدی قرار دهد تا اینکه خود(به مانند عطاران) زمینه ساز کمدی باشد.اینکه کیانیان در ایفای نقش اسد چقدر موفق بود چندان نمی توان با اطمینان نظر داد چون بستر حضور او فیلمی چون نیش زنبور است و انتظار نمی رود رضا کیانیان یک نقش متفاوت را اجرا کند.

رضا عطاران هم برای چندمین بار کارکتر "عطا" را به مخاطب عرضه می کند.آدم ساده لوحی که همیشه در قالب نقش دوم و آسمان جل است و لحظات کمدی فیلم به کارها و دیالوگ های او بستگی دارد. مریلا زارعی هم به ذات فیلمنامه و تصویری که از زنان فیلم نشان داده می شود شخصیت ساده لوحی را ایفا می کند که در انتهای فیلم از همه باهوش تر می شود و به همراه خواهرش (که حضورش در فیلم اضافی به نظر می رسد) اسد و رضا را قال می گذارد و می رود.

معتقدم بستر نازل سینمای ایران که در چند سال اخیر شدت فزونی یافته است دلیل اصلی کیفیت پایین فیلم های کمدی و حتی بعضی از فیلم های جدی شده است.امیدواریم آینده ای بهتر برای سینمای ایران در پیش باشد.

به زودی نقد:
کتاب قانون
تردید



  • آخرین ویرایش:یکشنبه 25 بهمن 1388
سه شنبه 26 آبان 1388  11:57 ب.ظ

درگذشت بانوی "نیکوی" عرصه سینما،تلویزیون،تئاتر و دوبله را تسلیت می گوییم




سینمای ما -نیکو خردمند ـ بازیگر و صداپیشه پیشکسوت سینمای ایران ـ صبح امروز سه‌شنبه در سن 77 سالگی در بیمارستان ابن سینا دار فانی را وداع گفت.آهو خردمند خواهر این مرحوم با تایید خبر درگذشت مرحوم نیکو خردمند گفت: وی از مدتی پیش بعد از سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بود و امروز نزدیک ساعت چهار صبح در همان بیمارستان از دنیا رفت.

نیکو خردمند پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت. از بازیگر فیلم خاطره‌انگیز "پرده آخر" که در سال‌های اخیر کم‌کار شده بود، 27 شهریور در سیزدهمین جشن خانه سینما تجلیل شد. وی متولد 1311 تهران بود و فعالیت هنری را از سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد و از 1339 نیز در دوبله مشغول بود.

مرحوم خردمند کار بازی در سینما را از سال 1369 با فیلم سینمایی "پرده آخر" به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که اولین نقش‌آفرینی او در سینما سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد.

این بازیگر همچنین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "بازیچه" دریافت کرد و برای فیلم سینمایی "غزال" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر شد.

خردمند در سال‌های اخیر در فیلم‌های سینمایی "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند می‌گیری گریه کنی" بازی کرد. خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند باسابقه را به جامعه هنری ایران و خانواده و دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت می‌گوید.




  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 27 آبان 1388
یکشنبه 15 شهریور 1388  08:09 ق.ظ

سینمای قصه گو یا پیام دهنده؟


عکس از : وبلاگ سریال میوه ممنوعه


.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.


با دیدن برنامه  یک فیلم یک تجربه و بحث با یکی از دوستان بر سر سینمای قصه گو یا پیام دهنده به فکر نوشتن این  یادداشت افتادم.اگر برنامه قبلی یک فیلم یک تجربه  را دیده باشید حتما متوجه شدید که موضوع برنامه درباره سریال پرمخاطب میوه ممنوعه بود و با عوامل آن از جمله علی نصیریان,هانیه توسلی و امیر جعفری نیز گفتگو شد.
اما با صحبت یکی از دوستان مبنی بر اینکه چنین سریال هایی به چه درد می خوردند و چه پیامی داشتند بر آن شدم که این یادداشت را بنویسم.

سینمای بعد از انقلاب با تغییر رویکردهای فراوانی رو به رو شد که دامنه آن تمامی موضوعات را در بر گرفت و این امر در تلویزیون هم که رسانه ملی خوانده میشد به صورت جدی تر دنبال شد.رسانه ملی به علت آنکه تماما بودجه خود را از دولت و بیت المال دریافت می کند موظف است که برنامه هایی آموزنده و آموزشی برای خانواده های ایرانی پخش کند.اما  این رویکرد در چندین سال گذشته موجب آن شده است که دست سینماگران و سریال سازهای ایرانی برای تعریف قصه ها بسته شود.بر طبق چنین رویکردی فیلمنامه نویس و قصه موظف هستند پیامی را به مخاطب خود ارسال کنند حالا این پیام هرچقدر که می خواهد جذاب یا ناکارآ مد باشد،مهم نیست.
این پیام داشتن هر قصه یا فیلمنامه بدین شکل ضربه ای جدی به تولیدات سینمایی و تلویزیونی زده است.از جمله نمونه های ناموفق این دست تولیدات می توان به سریال ترانه مادری اشاره کرد که پیام های این سریال بسیار سردستی و ظاهری تعبیه شده بود و این باعث سرخوردگی و کلافگی مخاطب شد.موضوعاتی از قبیل نقش دفاع مقدس در زندگی نسل سومی های امروز که بسیار بد و غیر قابل باور به قصه اضافه شده بود.

اما فرق قصه گویی فارغ از داشتن پیام ظاهری با تولیداتی از قبیل ترانه مادری و ... چیست؟ بیاییم به سریالی مثل میوه ممنوعه دوباره نگاهی بیاندازیم.پیام این سریال چه بود؟ آیا می توان پیام مشخصی را برای میوه ممنوعه مشخص کرد؟ مثلا پیام آن این بود که دو زنه بودن چقدر بد است یا....مسائل دیگر؟

قطعا چنین نیست.سریال هایی مثل میوه ممنوعه چنین پیام های روشنی در دل خود ندارند و بیشتر از آنکه خود را مجبور کنند که پیامی را به مخاطب برسانند سعی می کنند قصه خود را به روشنی روایت کنند تا مخاطب خود به پیام های سریال پی ببرد نه آنکه  پیام های وارداتی را یکی یکی و بدون آنکه فکر شود که مخاطب در کدام لحظه از قصه این پیام را دریافت می کند،به مخاطب بخورانند و ریزش مخاطب را نصیب خود کنند.

ما هنوز یاد نگرفتیم که سینمای قصه گو سینمایی بهتر و منحصر به فردی است چون یکی از وظایف سریال ها و فیلم های ما سرگرم سازی است و پیام های پشت سر هم نه تنها مخاطب را سرگرم نمی کند بلکه باعث گریز مخاطب هم خواهد شد.سینما و تلویزیون سرگرم کننده می توانند در ذات خود پیام های آموزنده ای داشته باشند.قبول است که تمام قصه های ما نمی توانند پیام داشته باشند اما می توان به جرات گفت که 90 درصد قصه ها پیام دارند حتما لازم نیست پیام های دیگر به آن اضافه شوند.اما هنوز هستند کسانی که اعتقادی به این سینمای قصه گو ندارند و عقیده بر این دارند که همه سریال ها و فیلم ها باید پیامی همراه خود داشته باشند.دیدگاهی که بیشتر به مسئولان صدا و سیمای وطنی تعلق دارد تا کارگردان های فیلم ها و سریال ها.مثلا خیلی دیده شده است که پیامی از نوع بستن کمربند ایمنی برای رانندگان خودرو از طریق همین سریال ها و فیلم ها به مخاطب عرضه شده است و این پیام غیر مستقیم در مرور زمان تاثیر خود را گذاشته است.

اما پیامی از این دست نه دستی در فیلمنامه دارد و نه در پیام های قصه آن.صرفا یک پیام اجتماعی غیر مستقیم است که در گذر زمان می تواند خود را نشان دهد.اما پیام هایی منظور ما است که  در روند قصه تاثیر مستقیم می گذارد.مثلا شما به نحوه تبلیغ چادر در سریال های ایرانی نگاه کنید.طبق بخشنامه صدا و سیما در سریال های ایرانی شخصیت مثبت زن در سریال ها باید چادر بر سر داشته باشند . در وهله اول این امر باعث می شود تا کارگردان محدود شود.به طور مثال اگر کارگردانی نخواهد شخصیت های مثبت سریالش را روو کند اما با همین کار کوچک تمام زحمات او به باد می رود.از این دست تولیدات کم نداشته ایم.از نرگس و ریحانه بگیرید تا همین سریال رستگاران. وقتی قرار است پیام های اینچنین اخلاقی را مستقیم عرضه کنیم قطعا نتیجه آن عکس خواهد شد.آیا مسئولان صدا و سیما باخورد و یا تاثیر از کار خود دیده اند؟ آیا چنین راهکارهایی به استفاده بیشتر چادر در نزد خانم های ایرانی منجر شده است یا نه تاثیری معکوس داشته؟ آیا راهکار بهتری برای تبلیغ چادر وجود ندارد؟

پیام باید در ذات قصه نهفته باشد و هنر آن است که مخاطب با میل خود آن را کشف کند.میوه ممنوعه چنین قصه ای را روایت می کرد.روایت قصه عاشق شدن حاج یونس فتوحی و حوادث متفرقه ای که در طول این سریال 30 قسمتی روی داد.باید بیشتر روی موضوع ِ خوب تعریف کردن قصه تمرکز کنیم نه آنکه در فکر گنجاندن پیام در هر قصه ای باشیم.

متاسفانه باز هم هنوز یاد نگرفتیم که قصه گوی خوبی باشیم قصه گوی خوب می داند که پیام قصه اش را کجا به شنونده اش بدهد تا بیشترین تاثیر را داشته باشد اما اندرز دهنده مدام به دنبال زمانی می گردد تا پیامی را که از ابتدا قصد داشته به شنونده اش بدهد را، عرضه کند.اگر به قصه ای کودکانه مانند چوپان دروغگو نگاه کنیم در می یابیم که پیام قصه در جای مناسب خود عرضه شده است و قصه گو واقعا قصه گو است و اندرز دهنده صرف نیست.
امیدوارم این رویکرد دچار اصلاح شود چون بدین گونه نمی توان با مخاطبی که از ما جلوتر است برخورد کرد.اگر زمان دادن پیام را ندانیم مطمئنا خطایی بزرگ را مرتکب شده ایم.


توضیح: تیتر این مطلب منحصر به سینما نیست و تلویزیون و آثار تلویزیونی را هم شامل می شود


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 شهریور 1388

حکایت نواب صفوی این روزهای ما !



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.



تا به حال این شکلی اش را ندیده بودیم.این که بازیگری صبح الطلوع با یک مامور انتظامی درب یکی از دفاتر سینمایی برود و تهیه کننده نام آشنا را دستبند بزند و از او به علت توهین یا شوخی بی جا یا هر چیز دیگر 100 میلیون تومان غرامت درخواست کند.
حسام نواب صفوی را می گویم.کسی که به الویس پریسلی ایران معروف است و آخرین کار اکران شده ی او همین اخراجی های 2 میلیاردی بود در نقش مجید کاوازاکی.شناخت من از حسام نواب صفوی به چندین سال پیش بر می گردد؛ نه از آن زمانی که کشف شد؛ وقتی که در شمعی در باد پوران درخشنده در مقابل شهاب حسینی و بهرام رادان به ایفای نقش پرداخت و پله های شهرت و ترقی را یکی یکی بالا رفت.
حسام خودش حقوق خوانده و از قانون حداقل مختصری آگاه است.تا به حال برخورد اینچنینی از او که به آرام و متین بودن معروف بوده و هست؛ ندیده بودم.در حافظه ی تاریخی ام به یاد ندارم که حسام از کسی شکایت کند.نعیمه نظام دوست بازیگر فیلم توفیق اجباری (همان فیلمی که در آن با حسام شوخی شده بود) می گوید محمدرضا گلزار برای اجرای این شوخی به حسام زنگ زده بود و اتفاقا اجازه آن هم گرفته شده بود اما چه شده که پس از دو سال حسام یادش آمده که شکایت کند؛آن بحثی است که فقط شخص خوده او می تواند پاسخ آن را بدهد.
سید کمال طباطبایی هم از تهیه کنندگان خوش نام سینمایی است که فیلم های بسیاری در کارنامه دارد.از این تهیه کننده هم تا به حال بد نشنیده ایم.معلوم نیست این وسط چه اتفاقی افتاده که نواب صفوی از تهیه کننده شکایت کرده است و نه از امثال گلزار یا عطاران یا حتی پیمان عباسی که اوست این شوخی را در فیلمنامه توفیق اجباری گنجانده است.
در توفیق اجباری با مهناز افشار و کاظم بلوچی هم شوخی شده بود اما آن دو هیچ گاه از این شوخی دلگیر نشدند.امیدوارم این خبر بیشتر به Facking News شباهت داشته باشد تا یک خبر رسمی در حوزه سینما.گرچه باید باور کنیم که دومی است نه اولی.
حال باید منتظر روزهای آینده و شرح وقایع بیشتر بمانیم.باید این حرف افشار را به خاطر داشته باشیم که باید حرف دو طرف را شنید.

*     *     *

اما یکی از دوستان مطالب مفصلی را کامنت گذاشتند که من آنها را در اینجا می گذارم و پاسخ را هم در پایان خواهم نوشت:

چقدر شرم آوره كه كسی بخاطر امرار معاش در یك دفتر تهیه فیلم حاضر بشود به نفع كسی كه خلاف انجام داده شهادت دروغ بدهد .چیزی كه بنام شوخی با حسام نواب صفوی در فیلم توفیق اجباری جا داه شده با بقیه آنقدر فرق دارد كه دشمنی بخوبی در آن درك میشود . عطاران میگوید : شنیدی میگن این پسره حسام نواب صفوی رفته خواستگاری پروین سلیمانی !؟ گلزار كه دشنمی اش در كلاغ پر با حسام نواب صفوی در پشت صحنه بخوبی مشهود بود(در آخر سر شرح میدهم) در جواب عطاران میگوید : از حسام همچین كاری بعید نیست ! یعنی حسام نواب صفوی از پیرزنی مثل پروین سلیمانی هم نمیگذرد !!!! حال كه یكسال پیش همین گلزار بخاطر خبر : گلزار به خواستگاری مهناز افشار رفت ! خواب و خوراك را از نویسنده مطلب و نشریه مربوطه با شكایت خود گرفته بود !!!!!

آقای ابراهیمی

شما واقعا  مطمئن هستید كه حسام نواب صفوی از طباطبائی 100میلیون خواسته كه آنرا تیتر زدید تا به نفع كمال طباطبائیی وارد دعوا بشوید !؟ مطمئنم كه تیتر را بر حسب رفاقت با آنها و یا بدلیل احساسات تحریك شده خودتان چاپ زدید !
شكایت نواب صفوی دیروز اتفاق نیافتاده كه امروز منجر به جلب كمال طباطبایی بشود ! این شكایت پارسال تابستان بعد از توزیع سی دی توفیق اجباری با صحنه حذف نشده در جریان افتاد و بیش از یكسال و چند ماه حسام نواب صفوی به دادگاه میرفت و می آمد همانطور كه طباطبایی سه بار احضاریه دادگاه را بی جواب گذاشت تا حكمی معادل چهار ماه زندان برای او بریده شد و مدارك چنان محكم بود كه در حكم جلب نیز نوشته شده بود ، ماموران حق دارند در هر روز دوبار با حفظ موازین شرعی وارد خانه كمال طباطبائی بشوند و او را بازداشت بكنند !!! نمیدانم ، معنی چنین حكمی را میدانید یا نه ولی از آقای طوسی بپرسید برایتان روشن میشود . تا به حال از خودتان پرسیدید كه چرا بعد از اینكه وزارت ارشاد بدستور وزیر وقت و مدیر كل ازشیابی و سرپرست پروانه ساخت و همچنین شكایت انجمن بازیگران و حكم قطعی شورای داوری خانه سینما وقتی تهیه كننده مجبور میشود در موقع اكران فیلمش صدای این صحنه را در كل سینماهای كشور ظرف 72 ساعت عوض بكند تا فیلمش توقیف نشود .... چطور چنین فشاری را ظرف 4 ماه فراموش میكند و بعد آنرا دوباره در سی دی خانگی جا بدهد ؟؟؟؟


آیا كسی بفاصله چهاره ماه پس از تعویض بخشی از فیلمش در حال اكران آنهم در كل كشور میشود موضوع را فراموش بكند !؟؟؟؟؟؟ آیا پشت آن غرض ورزی و دشمنی و یا حداقل تنفر شخصی پنهان نیست ؟؟؟؟
طباطبائی دفعه اول گول گلزار را خورده ولی با شكایت و دستور حذف صحنه در موقع اكران دیگر باید متوجه شده باشد كه حسام نواب صفوی راضی نبوده !!!! دفعه دوم چرا ادامه داده و آنرا در ویدئوی خانگی كه دیگر پای گلازار وسط نبوده جا داده !؟ آیا این آقایان زمانیكه گلزار وانمود كرده تلفنی در حال گفتگو با حسام نواب صفوی و دریافت اجازه است ، مطمئن بوده اند كه آنسوی خط حسام بوده ؟؟؟؟؟؟ آیا این شعور در سازندگان فیلم نبوده كه بعد از اجازه حسام گوشی را بگیرند و از او تشكر بكنند و یا این را هم جزو وظایف حسام بخودشان و سینما میدانسته اند ؟؟؟؟؟؟ داستان پول و این بازی های شنیع تلكه گیری دو روز است كه آغاز شده ! چرا كمال طباطبایی وقتی از بازداشت به دادگاه برده شد چنین حرفهایی را به قاضی نزد ؟؟؟؟ چرا به قاضی نگفت كه نواب صفوی در كلانتری قصد تلكه كردن او را داشته؟؟؟؟؟ چرا از قاضی خواهش كرد تا پیش از جلسه بعدی و آخری دادگاه بعنوان آخرین دفاعیه ، به او 20 روز وقت بدهند تا رضایت حسام نواب صفوی را بگیرد !؟ این 20 روز برای یك بازی كثیف مطبوعاتی نبود كه متاسفانه شما هم بدامش افتادید ؟ آگاهانه یا ناآگاهانه ؟

 همه ما حسام نواب صفوی را می شناسیم ، او یكی از یی حاشیه ترین بازیگران بوده و طی یكسال و چند ماه پروژه دادگاه از تابستان 87 این تهیه كننده با شعور و فهیم آقای طباطبائی (كه قبلا در صنف مرغ فروشی كسب و كار داشته) اگر عمدی صحنه را دوباره در سی دی خانگی جا نداده چرا یك تلفن برای عذرخواهی و فرموشكاریش به نواب صفوی نزده ؟ شما این موضوع را به چه حسابی میگذارید ، ناددانی و فراموشی یا بقصد انتقام از شكایت اول به وزارت ارشاد!؟ خدا میداند این تهیه كننده حق و حقوق چند نفر را در این سینما خورده و پایمال كرده كه دستكم من 5 نفر از معروفترین شان را می شناسم ! ولی این مضوع هیچ ربطی به شكایت ندارد .بلكه به شخصیت تهیه كننده مربوط میشود .شما برای نمونه به خانم لیلا حاتمی زنگ بزنید و یا آقای مصفا و برای فیلم طباطبائی دعوتشان كنید و نتیجه را بعد ببینید !!! من نمیدانم شما بعنوان نویسنده و یك وبلاگ نویس چطور بخودتان اجازه دادید چنین تیتری را بنویسید بی آنكه خود از دهان نواب صفوی چین چیزی را شنیده باشید ؟
در فیلم كلاغ پر آقای گلزار رابطه خاصی با كارگردان فیلم برقرار كرد و هر شب او را به اینجا و آنجا میبرد تا هدفش را كه حدف صحنه های بازیگر روبرویش بود به انجام برساند .شما اگر صادق باشید و از بچه های پشت صحنه كلاغ پر بپرسید خواهید دید كه كارگردان كلاغ پر سر صحنه فیلم ، ماشین شخصی گلزار را با شیلنگ آب لوكیشن شست و به آن افتخار هم كرد و گلزار با ایجاد چنین رابطه ای باعث حذف چند سكانس مهم از نقش حسام نیز شد كه به فیلم هم لطمه زد و این شوخی از كینه شتری و حسادت گلزار سر از توفیق اجباری در آورد !!!! در كلاغ پر دقت كنید كه گلزار مدام بی آنكه نین دیالوگی در فیلم باشد میگوید : الویس را كچل كدم .. الویس كچل شد .. الویس كچل شد ! معنی آن است ك او هم از تطبیق مسخره ای كه میان حسام و الویس ایجاد كده اند نه تنها آنرا پذیرفته و مثلا قبول كده كه حسام نواب صفوی شبیه الویس است بلكه سعی در تخریب آن هم داشته است . سعی كنیم در چنین مواقعی صادق باشیم چه پای حسام ناب صفوی وسط باشد چه پای منافع مالی خودمان و آقای طباطبائئ كه تهیه كننده خشنامی نیست و دلایل آن بسیار است كه بمن ربط ندارد .

پاسخ من:

اول یک نکته متذکر شوم.خواهشا سو برداشت نشود.من نه در دفتر سینمایی آقای طباطبایی کار می کنم و نه قاضی هستم که بخواهم از این خبر سریع نتیجه گیری کنم.در ضمن بحث شوخی در فیلم با شایعه در دنیای مطبوعات  از زمین تا آسمان فرق می کند.
من نمی دانم آقای نواب صفوی 100 میلیون تومان درخواست کرده اند یا نه چون منیع خبر من سایت خبرآنلاین بود و من مبلغ را از خودم درنیاورده ام.
در متنی هم که نوشته ام نه قصد طرفداری از آقای طباطبایی را داشته ام و نه آقای نواب صفوی.از شنیده هایم که به آن اشاره کرده ام استفاده کردم و قضاوت هم نکردم.شما هم قضیه را جوری جلوه می دهید که انگار گلزار با نواب صفوی مشکل دارد.خب اگر اینگونه است چرا از تهیه کنند شکایت شده است؟ چرا نواب صفوی از گلزار شکایت نکرده است؟
بحث هایی را هم که مطرح کرده اید از اطلاعات شماست و من فقط آنها را ارائه دادم تا شک و شبهه ای باقی نماند.
امیدوارم مثل پارت آخر همین متن که نوشته ام (حرف دو طرف شنیده شود) حق آنگونه که هست بازستانده شود.

موفق باشید


توضیحات حسام نواب‌صفوی درباره شکایت از یک تهیه‌کننده سینما





شوخی با حسام نواب صفوی 100 میلیون تومان آب خورد !




حسام نواب صفوی دو سال پس از اکران فیلم توفیق اجباری از تهیه کننده این فیلم شکایت کرد و او را به زندان انداخت.

به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل حسام نواب صفوی  به همراه یک مأمور نیروی انتظامی و یک حکم جلب وارد دفتر سیدکمال طباطبایی شد و در میان شوک و بهت حاضران او را با خود به کلانتری برد.

حسام نواب صفوی مدعی است به جرم اینکه عوامل سازنده فیلم «توفیق اجباری» در یک سکانس از فیلم، نام او را بر زبان آورده‌اند و با او در فیلم شوخی کرده‌اند، مجرم هستند و باید غرامتی چند صد میلیونی بپردازند.

کمال الدین طباطبایی با وساطت بعضی از هنرمندان و با قرار کفالت آزاد شده و در انتظار پیگیری پرونده است.

مشروح خبر و اظهار نظرها را بخوانید.



پیمان عباسی: گیج شده‌ام


واقعاً نمی‌دانم درباره این اتفاق چه چیزی باید بگویم. هنوز گیجم از شنیدن خبرش و مدام با خودم فکر می‌کنم که حتماً دارم خواب می‌بینم. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد؟ یعنی ما حتی اجازه شوخی کردن با هم‌صنفی‌های خودمان را نداریم؟ یعنی. . . اصلاً ولش کن. مگر خود من سر صحنه این فیلم نبودم؟ مگر گلزار جلوی خودم و خیلی‌های دیگر به حسام زنگ نزد تا از او برای شوخی اجازه بگیرد؟ مگر. . . نمی‌دانم گیج گیجم. به مهناز افشار زنگ می‌زنم. مهناز مگر ما با تو هم کلی شوخی نکردیم؟ «چرا. تازه خیلی هم با نمک بود.» خب پس چرا تو ناراحت نشدی؟ چرا تو شکایت نکردی؟ «آخه مسئله‌ای نبود که بخوام ناراحت بشم. عده‌ای از دوستام خواسته بودند با من شوخی کنند و. . .» یاد کاظم بلوچی عزیز می‌افتم. مردی بزرگ که در این سن و سال بعد از شوخی که با او در فیلم کردیم فقط به من خندید و از اینکه به یادش بوده‌ایم تشکر کرد. خدای من گیجم هنوز. ما با خیلی‌ها شوخی کردیم. با خیلی‌ها. نمی‌دانم چرا باید این طوری می‌شد؟ چرا باید. . . بگذریم. برای اینکه خودم را تسکین بدهم فقط می‌توانم یک کار بکنم. یک بند جدید به قراردادهایم اضافه می‌کنم. ‌بندی که در آن اعلام می‌کنم من تا اطلاع ثانوی برای آدمی مثل حسام نواب صفوی هیچ نقشی در متن‌هایم نمی‌نویسم.


نعیمه نظام‌دوست: ناراحتم


من هم مثل آقای عباسی و خیلی دیگر از بچه‌ها وقتی که آقای گلزار به آقای نواب‌صفوی زنگ زد سر صحنه بودم. یادم هست که اصلاً برای همین موضوع شوخی بود که با ایشان تماس گرفتند و حالا که این اتفاق افتاده نمی‌دانم باید چه بگویم. یادم هست که ما برای شوخی با زنده‌یاد پروین سلیمانی هم از ایشان اجازه گرفتیم. دیشب که داشتم با ماهچهره خلیلی نوه خانم سلیمانی در انگلیس صحبت می‌کردم گفت اگر بخواهند این اتفاق را تأیید می‌کند. واقعاً اتفاق عجیبی است. من همیشه برای آقای نواب‌صفوی احترام قائل بوده و هستم اما نمی‌دانم چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. چرا باید ما با هم وارد چنین ماجراهایی شویم که از یک اتفاق پیش پا افتاده چنین معضلاتی را به وجود بیاوریم. من خیلی ناراحت شدم. به هر حال همه ما از یک خانواده‌ایم و باید هوای همدیگر را داشته باشیم. این یک شوخی صرف بوده و آقای طباطبایی هم بزرگتر همه ما هستند اما. . . من از این اتفاق خیلی ناراحتم.





از این خبرها هم نیست...


 بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند «جواد طوسی» است.

بهترین شخصی که این میان می‌تواند تکلیف را تا حدودی برای همه روشن کند یک حقوقدان آشنا به قانون جزاست و چه کسی بهتر از «جواد طوسی» منتقد نام​آشنای سینما که از سر اتفاق، قاضی نیز هست.

آقای طوسی آیا شکایت حسام نواب صفوی از سیدکمال طباطبایی به این شکل، محلی از اعراب دارد؟
البته اگر واقعاً توهینی صورت پذیرفته باشد، بله. البته باید دید نظر قاضی دادگاه چیست. به هر حال توهین شقوق مختلفی دارد. توهین می‌تواند مکتوب، رسانه‌ای یا شفاهی باشد.

حداکثر حکمی که ممکن برای آقای طباطبایی صادر شود چیست؟ ظاهراً آقای نواب صفوی برای صرف نظر از شکایت خود تقاضای 100 میلیون تومان غرامت کرده است؟
نه دیگر از این خبرها هم نیست. اتهام آقای طباطبایی در بدترین حالت ممکن «توهین» است که مجازات آن را هم مرجع قضایی تعیین می‌کند. تازه اگر دادگاه در مرحله اول شدت عمل نشان دهد احتمال تعدیل حکم در دادگاه تجدید نظر زیاد است. البته اول باید ببینیم چه اتهامی را به او تفهیم کرده‌اند. اگر اتهام «توهین» باشد حداکثر حکمی که ممکن است از سوی قاضی پرونده صادر شود 75 ضربه شلاق، قابل تبدیل به جزای نقدی است.

ولی به هر حال این شوخی که با نواب‌صفوی شده، توسط وزارت ارشاد که یک نهاد نظارتی رسمی هم دارد، تأیید شده است والا فیلم نمی‌توانست به اکران درآید. این نمی‌تواند طباطبایی را از اتهام مبری کند؟
باید دید تفهیم اتهام چه بوده، بعد می‌شود نظر داد.




مهناز افشار: باید حرف دو طرف را شنید


من ترجیح می‌دهم به جای اینکه اینجا صحبت کنم جلسه‌ای تشکیل داده شود و هر دوی این دوستان در آن حاضر شوند و اگر حرفی بود آنجا بگویم. من هم آقای نواب صفوی را می‌شناسم و هم آقای طباطبایی را و الان چون هیچ‌کدام را ندیده‌ام می‌توانم به هر دویشان حق بدهم. ممکن است حسام خودش را زیان دیده پیدا کرده چون می‌گوید: از من اجازه گرفته نشده و خب از این منظر او را درک می‌کنم که چرا شکایت کرده و از طرفی آقای طباطبایی هم می‌گویند اجازه گرفته‌ایم و می‌توانند حرف‌هایی داشته باشند. باید حرف هر دو را بشنویم و تصمیم بگیریم. من اعلام آمادگی خودم را برای برگزاری چنین جلسه‌ای اعلام می‌کنم و حرف‌هایم را هم همانجا می‌زنم. الان نمی‌توانم هیچ نظری بدهم و منتظر می‌مانم برای آن روز.


منبع: خبرآنلاین



سه شنبه 20 مرداد 1388  08:41 ق.ظ


همشهری جوان و پیش بینی ستاره ها



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

مجله را که برداشتم تیتر و عکس این هفته همشهری جوان توجهم را به خودش جلب کرد "کی میشه ستاره گیشه" تیتر و عکس جلد جالبی ست اما فکر می کنم کار کردن روی چنین مطلبی و موضوعی کمی زود بود.درست است که محمدرضا گلزار ستاره دهه 80 است و می توان حدس زد(در کل) که چه کسی ستاره دهه 90 سینمای ایران می شود اما از بین کسانی که همشهری جوان آنها را انتخاب کرده بود،من کسی را در حد سوپراستار بودن ندیدم.کسانی مثل مصطفی زمانی و دانیال عبادی پتانسیل بالقوه سوپراستار شدن را دارند اما تا شروع دهه 90 دو سال مانده است و بازیگران جوان تری به این جمع اضافه نشده اند.
حامد بهداد و پوریا پورسرخ و حامد کمیلی را کلا فراموش کنید.البته حامد بهداد بازیگر خیلی خوبیست ولی پتانسیل سوپراستار شدن را ندارد.(نمی دانم چرا همشهری جوان مدتی ست گیر داده به حامد بهداد!!) پوریا پورسرخ هم به مدد بازی های فوق العاده و مدل موی عوض نشده اش در چندین فیلم و سریال نشان داد که خیلی سوپراستار است.حمل بر توهین یا حمله نباشد اما از پورسرخ انتظار بیشتری میرفت.بازی او در صاحب دلان خوب بود و امید آن میرفت که پورسرخ آن جریان را ادامه دهد اما گویا پورسرخ درجا زدن را پسندید و تغییری نکرد.
حامد کمیلی هم تقریبا دارد حالتی شبیه پورسرخ پیدا می کند.البته ناگفته نماند که او فعلا در قاب تلویزیون شناخته شده است و سینمایی نشده است.اما بعید است کمیلی ستاره آینده سینمای ایران باشد.
دانیال عبادی (که من هنوز فیلمی از او ندیدم) شبیه تر (از نظر چهره) به گلزار است.باید دید او هم راه گلزار را در پیش می گیرد یا اواسط کار او هم به سرنوشت پورسرخ دچار می شود یا خیر.  باید منتظر دیگر تجربه های سینمایی هم از مصطفی زمانی ماند و دیدآیا مدیوم سینما او را می پسندد یا اتفاقات دیگری می افتد.
از همه اینها که بگذریم باید منتظر چهره های دیگری هم در سالهای آینده باشیم.این چهره ها همگی دهه هشتادی هستند.شاید در اوایل دهه نود چهره دیگری پیدا شد.

پرونده همشهری جوان را از اینجا بخوانید


سه شنبه 6 مرداد 1388  02:08 ب.ظ

مجله اینترنتی جوان ایرانی با همکاری تنی چند از دوستان و به مدیرمسئولی محسن جاویدی منتشر شد
این مجله را از آدرس زیر میتوانید دریافت کنید
(روی عکس کلیک کنید)





برای دریافت روی عکس کلیک کنید

لینک دیگر:
http://dl.iranhip.com/files/Javan_Irani.rar

طراحی لوگو و صفحه آرایی:

امید محمودزاده ابراهیمی


چهارشنبه 17 تیر 1388  04:08 ق.ظ

20 خبر از بیست چهره سینما و تلویزیون؛



عیاری، کمیلی، دیرباز، بهداد، نعمتی، جوان، اسکندری، عطاران و... چه می‌کنند؟



حامد کمیلی

با فیلم «وقتی نبودم» میهمان قاب شیشه ای می شود. این فیلم که کارگردانی آن را داریوش یاری برعهده داشته است، داستان پسری به نام «پدرام» را به تصویر کشیده است که پس از مدتی، به زادگاهش در کاشان بازگشته تا تکلیف ارث به جا مانده از پدر و مادرش را روشن کند. زیبا بروفه، محسن قاضی مرادی، طوفان مهردادیان و میترا خواجه نیان، از دیگر بازیگران این فیلم هستند. حامد کمیلی که در سریال های «پرواز در حباب»، «اغما» و «پیامک از دیار باقی» ایفای نقش کرده است، فیلم «تردید» به کارگردانی «واروژ کریم مسیحی» را آماده نمایش دارد. در «تردید» ترانه علیدوستی، بهرام رادان و مهتاب کرامتی نیز ایفای نقش کرده اند.

کامبیز دیرباز

به زودی با فیلم سینمایی «مقلد شیطان»، به کارگردانی «افشین صادقی»، میهمان سالن های سینما می شود. این فیلم که تجربه ای در گونه «نوآر» می باشد، براساس فیلم نامه ای از «حمید نعمت ا...» ساخته شده است. «مقلد شیطان» داستان پلیس اخراجی را روایت می کند که اکنون به تبهکاری خبره تبدیل شده و کارش، اخاذی از آدم هایی خاص است. اصغر همت، ساره بیات، شقایق فراهانی، امید زندگانی، شیوا خنیاگر و سیروس ابراهیم زاده، در «مقلد شیطان»، به ایفای نقش پرداخته اند. کامبیز دیرباز فیلم «عیار ۱۴» به کارگردانی پرویز شهبازی را، در نوبت اکران دارد.

شهره لرستانی

بازی در فیلم سینمایی «گل بارون»، به کارگردانی «شاهین باباپور» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آخرین مراحل فنی را پشت سر می گذارد، اواخر تیرماه آماده نمایش عمومی می شود. این فیلم داستان جوانی به نام حمید را به تصویر کشیده است که در یک شرکت بزرگ، برایش اتفاقاتی می افتد که موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی وی را به خطر می اندازد. رضا شفیعی جم، مهران غفوریان، مجید صالحی، بهنوش بختیاری، مهران رجبی، کیانوش گرامی، جلیل فرجاد و کیومرث ملک مطیعی، از دیگر بازیگران «گل بارون» هستند.

حمید اعتباریان

از تلاش، برای ساخت فیلم سینمایی «سن پترزبورگ۲» خبر داد. نگارش فیلم نامه این اثر، توسط «پیمان قاسم خانی» به پایان رسیده است و در مرحله بازنویسی قرار دارد. «سن پترزبورگ ۲» سال آینده در خارج از کشور و با حضور بازیگران ایرانی و خارجی، کلید می خورد. هنوز کارگردان این فیلم مشخص نشده است. «سن پترزبورگ۱» که بهروز افخمی کارگردانی آن را برعهده دارد، سکانس های پایانی فیلم برداری را پشت سر می گذارد. در این کمدی حادثه ای که درباره «رفاقت»، «عشق» و «بلوف» است، پیمان قاسم خانی، شیلا خداداد، بهاره رهنما، اندیشه فولادوند، ماه چهره خلیلی، سروش صحت، امید روحانی، بابک برزویه و امین حیایی ایفای نقش کرده اند.

سیما تیرانداز

بازی خود را در فیلم تلویزیونی «سایه های بلند گناه»، به کارگردانی «شهرام شاه حسینی» به پایان رساند. این فیلم داستان سرقت ادبی از نویسنده ای تنگدست را روایت می کند که عده ای، درصدد توطئه هایی برای از بین بردن حقوق وی هستند. به جز سیما تیرانداز، حمیدرضا پگاه، امیریل ارجمند، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان و نگار عابدی در این فیلم ایفای نقش کرده اند. سیما تیرانداز بازی در فیلم های «بانو»، «هامون»، «پاداش سکوت» و مجموعه های تلویزیونی «حلقه سبز» و «باران عشق» و «بی بی یون» را در کارنامه دارد. «شهرام شاه حسینی» کارگردان «سایه های بلند گناه» به زودی مجموعه تلویزیونی «تاوان» را نیز برای شبکه سوم سیما کارگردانی خواهد کرد. وی سال گذشته فیلم «زن ها فرشته اند» را، بر پرده سینماهای کشور داشت.

سارا خوئینی ها

بازی خود را در فیلم سینمایی «یک بازی ساده» به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون در مرحله تدوین قرار دارد، توسط «مهدی برقعی» کارگردانی شده است.«یک بازی ساده» داستان زوجی را روایت می کند که پس از ۱۵ سال زندگی مشترک، حدود سه سال است که از یکدیگر جدا شده اند. نیما شاهرخ شاهی، سحر زکریا، سحر قریشی و امیر جعفری، از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

حامد بهداد

بازی خود را در جدیدترین فیلم «رسول صدرعاملی»، با عنوان «زندگی با چشمان بسته» به پایان رساند.این فیلم که هم اکنون مرحله تدوین را پشت سر می گذارد، به روایت داستان زندگی خواهر و برادری می پردازد که در یک محله قدیمی زندگی می کنند و اتفاقات زیادی، برای آنان رخ می دهد.به جز حامد بهداد، ترانه علیدوستی، پولاد کیمیایی، فرهاد قائمیان، فرهاد آئیش، پریوش نظریه، الهام پاوه نژاد، اندیشه فولادوند، آناهیتا افشار و عاطفه رضوی، در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. حامد بهداد که امسال با فیلم «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» بهمن قبادی، در جشنواره کن ۲۰۰۹ حضور داشت، فیلم «شبانه روز» را در نوبت اکران دارد.

علی ژکان

ششمین فیلم سینمایی خود را، به زودی جلوی دوربین می برد. این فیلم با عنوان «شوهران» در گونه سینمای اجتماعی است و با کارهای پیشین ژکان، تفاوت دارد. وی هم اکنون در انتظار دریافت پروانه ساخت این فیلم است. ژکان که ساخت فیلم هایی چون «عیسی می آید»، «سایه به سایه» و «مادیان» را در کارنامه اش به ثبت رسانده است، فیلم «چهره به چهره» را در نوبت اکران دارد.

آناهیتا نعمتی

بازی خود را در فیلم سینمایی «آل»، به کارگردانی بهرام بهرامیان به نیمه رساند. در این فیلم که سکانس هایی از آن در ارمنستان فیلم برداری می شود، مصطفی زمانی، همایون ارشادی، هنگامه حمیدزاده، کیتوش آرزویان و جمعی از بازیگران محلی ارمنستان حضور دارند. «آل» به تهیه کنندگی علی معلم و در گونه سینمای وحشت ساخته می شود.

رامبد جوان

مجموعه تلویزیونی خود را که هنوز برایش نامی انتخاب نکرده است، از دهم تیرماه روانه آنتن پخش شبکه سوم می کند. در این مجموعه ۵۰ قسمتی در کنار رامبد جوان، حمید لولایی، حسن معجونی، نصرا... رادش، شقایق دهقان و سحر دولتشاهی بازی می کنند. محراب قاسم خانی، سروش صحت، فرخ نعمتی و علیرضا ناظرفصیحی، نگارش فیلم نامه این مجموعه را برعهده دارند.

ستاره اسکندری

به زودی بازی در مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، به کارگردانی یدا... صمدی را آغاز می کند. این مجموعه تلویزیونی که زندگی شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی را به تصویر می کشد، در ۱۳ قسمت تهیه می شود.

الهام حمیدی، افسانه بایگان، سعید نیکپور، بهمن زرین پور، مهران رجبی، مینا جعفرزاده و حسن جوهرچی از دیگر بازیگرانی هستند که در این مجموعه، به ایفای نقش می پردازند. این مجموعه در شهرهای اصفهان، دزفول، بوشهر، مکه و یک کشور اروپایی تصویربرداری می شود. ستاره اسکندری که چندی پیش مجموعه «فاکتور هشت» را بر آنتن پخش داشت، بازی در سریال های «مرگ تدریجی یک رویا» و مجموعه پرطرفدار «نرگس» را در کارنامه اش دارد. اسکندری علاوه بر فعالیت در عرصه سینما و تلویزیون، به عنوان یکی از بازیگران توانمند تئاتر نیز در این زمینه فعالیت می کند.

مسعود اطیابی

جدیدترین فیلم خود با نام «اخلاقتو خوب کن» را اواخر تیرماه کلید می زند. این فیلم مضمونی کمدی و معناگرایانه دارد. اطیابی در «اخلاقتو خوب کن» داستان جوانی را به تصویر می کشد که برای چند ثانیه فوت کرده است اما با کمک تیم پزشکی دوباره جان می گیرد. پس از آن نیز، مدام فرشته مرگ را می بیند. فیلم «خروس جنگی» به کارگردانی «مسعود اطیابی»، هم اکنون بر پرده سینماهای کشور است.

فریبا کوثری

به زودی با مجموعه تلویزیونی «بانو»، به کارگردانی «فرید سجادی حسینی»، میهمان شبکه سوم می شود. داستان این مجموعه، در سال ۱۳۱۶ روایت می شود و به ماجرای «کشف حجاب» می پردازد. داریوش ارجمند، سیاوش طهمورث، ساره بیات، شهاب کسرایی و مینا جعفرزاده از جمله بازیگران «بانو» هستند. فریبا کوثری عید امسال با فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی میهمان سینماهای کشور بود.

رضا عطاران

در فیلم سینمایی «از ما بهتران»، به کارگردانی «مهرداد فرید»، با علیرضا اشکان هم بازی می شود. این فیلم اواسط تابستان کلید می خورد.

«از ما بهتران» سومین فیلم مهرداد فرید، پس از «آرامش در میان مردگان» و «هم خانه» است. فیلم «خروس جنگی» با بازی رضا عطاران، هم اکنون بر پرده سینماهاست.

شقایق فراهانی

بازی خود را در فیلم «باغ قرمز»، به کارگردانی امیر سماواتی به نیمه رساند. این فیلم روابط انسانی میان زوجی به نام داوود و مهناز از جنوبی ترین نقطه شهر و دکتر سعیدی و همسرش از شمالی ترین نقطه شهر را که سبب ایجاد حوادثی می شود، روایت می کند. امین تارخ، لیلا اوتادی، مرتضی ضرابی، رامین راستاد، نیکی نصیریان و فریدالدین از دیگر بازیگران «باغ قرمز» هستند. شقایق فراهانی امسال با فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی میهمان سالن های سینما بود.

و اما تلویزیونی‌ها:

عبدالحسین برزیده که در عرصه کارگردانی سینما فعالیت دارد، پس از ساخت مجموعه مناسبتی «مثل هیچ کس»، فیلم تلویزیونی «چیزی شبیه معجزه» را، پس از پایان مراحل فنی، برای پخش به سیمافیلم تحویل داده است. این فیلم تلویزیونی که نخستین تجربه «برزیده» در این عرصه می باشد، داستان سه خانواده است که در یک مجتمع مسکونی زندگی می کنند و هر یک با مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «برزخ»، دست به گریبان هستند. احمد نجفی، مهسا کرامتی، سحر زکریا، شهرام پوراسد و ابراهیم برزیده از جمله بازیگران «چیزی شبیه معجزه» هستند. این فیلم برای پخش از شبکه سوم، تهیه و تولید شده است. برزیده کارگردانی فیلم های «دکل» و یک اپیزود از «قصه های شهر جنگی» را، در کارنامه سینمایی خود دارد.

مسعود آب پرور که کارگردانی فیلم های سینمایی «قتل آنلاین» و «ساعت ۲۵» را در کارنامه دارد، ساخت فیلم تلویزیونی «سکو» را به پایان رساند. این فیلم که هم اکنون آماده پخش از یکی از شبکه های سیماست، داستان مهندس جوانی را روایت می کند که در مناقصه و طراحی و ساخت سکوی نفت، با چند شرکت معتبر بین المللی رقابت می کند. زیبا بروفه، ناصر ممدوح، بهمن دان، میرطاهر مظلومی، صدیقه کیانفر و سیروس کهوری نژاد، در تله فیلم «سکو» به ایفای نقش پرداخته اند.

کیانوش عیاری کارگردان صاحب نام سینما که سال گذشته، مجموعه تلویزیونی «روزگار قریب» وی از سیما پخش شد، این بار به عنوان تهیه کننده فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» به قاب شیشه ای بازگشته است.

«محمد قاسمی» به عنوان کارگردان «از یاد رفته»، در این فیلم داستان جوانی را به تصویر کشیده است که در روزهای پایانی خدمت سربازی، با پیرزنی مواجه می شود که خانواده اش را گم کرده است. وی تلاش می کند این پیرزن را به نوه اش برساند.

مهران رجبی، معصومه اسکندری، محمدرضا داوودنژاد، علی طالب لو، یوسف خداپرست و مصطفی اعلایی، از جمله بازیگران فیلم تلویزیونی «از یاد رفته» هستند که در نوبت پخش قرار دارد.

علیرضا امینی کارگردان فیلم های سینمایی «نامه های باد»، «زمان می ایستد» و «استشهادی برای خدا»، دومین فیلم تلویزیونی خود پس از «تلخون» را، با عنوان «بند آخر» برای بازبینی و قرار گرفتن در نوبت پخش به شبکه اول سیما تحویل داده است. «بند آخر» روایت گر داستان زندگی چهار مجرم است که بر اثر یک حادثه، از زندان فرار می کنند. نیما شاهرخ شاهی، بهزاد خداویسی، امیرحسین رستمی، بابک مرادی و سیامک جعفری در این فیلم حضور دارند.

شاهرخ دولکو نیز ماه گذشته مراحل فنی نخستین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان «بازگشت»، برای پخش تحویل شبکه یک سیما داده است. داستان این فیلم درباره مردی است که به او هفت روز مهلت داده می شود، تا از زندان خارج شود و مدرک بی گناهی خود را بیاورد. حسین یاری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، سعید ابراهیمی فر، رسول توکلی، قربان نجفی، مریم سلطانی و لیلا ارجمند، در تله فیلم «بازگشت» حضور دارند. تهیه کننده این فیلم «عباس رافعی» است که کارگردانی فیلم های سینمایی «راز مینا»، «پروانه»، «آفتاب بر همه یکسان می تابد» و «کیمیا و خاک» را در کارنامه اش دارد.

سعید ابراهیمی فر کارگردان فیلم های سینمایی «مواجهه»، «تک درخت ها» و «نار و نی»، ساخت فیلم تلویزیونی «ایران بیست سال بعد» را به پایان رسانده و این فیلم آماده پخش شده است.

داستان این فیلم که به سفارش شبکه اول در تهران جلوی دوربین رفت، درباره زنی به نام «شیرین» است که از آمریکا به ایران آمده، تا سهم خود را از شرکت آجرسازی پدرش دریافت کند. مهدی پاکدل، قاسم زارع، نازنین فراهانی و مهدی عبادتی، در تله فیلم «ایران بیست سال بعد» ایفای نقش کرده اند.

سعید ابراهیمی فر پیش از این، فیلم «ماه قرمز» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است.

بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی و تحسین شده «تنها دوبار زندگی می کنیم»، ساخت فیلم تلویزیونی «بغض شیشه ای» را به نیمه رسانده است. این فیلم داستان دختری به نام «خاطره» را روایت می کند. وی به خواستگارش جواب منفی می دهد و سپس، عازم خارج از کشور می شود.

پریوش نظریه، کتانه افشاری نژاد، قاسم زارع، رامین راستاد، علیرضا آقاخانی و پروین امیرحسینی، از جمله بازیگران «بغض شیشه ای» هستند.



منبع : نگاتیوهای سپید،سینمای ما


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 17 تیر 1388
  • دنبالک ها:سینمای ما ،
  • تعداد کل صفحات :12  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها