دوشنبه 2 مرداد 1385  05:07 ق.ظ

فیلم هایی كه من بعد از عید دیدم به این شرح می باشند:

1-مكس (سامان مقدم)

2-چپ دست (آرش معیریان)

3-زیر درخت هلو (ایرج طهماسب)

4-چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی)

5-ازدواج به سبك ایرانی (حسن فتحی)

البته فیلم هوو هم در كوران كنكور اكران شد كه من نتوانستم ببینم البته زیاد هم ازش استقبال نشد!!!

همان طور كه شما و من حدس می زنید و می دانید كه بهترین فیلم از بین این 5 فیلم قطعا چهارشنبه سوری بود.شاید باور نكنید ولی از آن موقعی كه من این فیلم را دیدم(2 بار دیدم) دیگر علاقه ای به دیدن سریال های تلویزیونی ندارم.شما وقتی چهارشنبه سوری را می دیدید اصلا فكر هم نمی كنید كه دارید فیلم می بینید!!! انگار صحنه ای از یك زندگی واقعی را می بینید...شاید وقتی كه این فیلم را برای دوستتان تعریف كنید او واقعا فكر كند كه شما دارید برای او یه واقعیت را تعریف می كنید نه یك فیلم را.

در طول 2 باری كه من برای دیدن چهارشنبه سوری به سینما رفتم...برای اولین بار محو بازی بازیگران این فیلم شدم كه چقدر واقعی و بدون ژست بازی می كنند...اصلا محو كارگردانی و ترفند های آن نشدم و مثل فیلم های دیگر هی وسط فیلم به خودمون نگفتیم كه اه اه اه دیدی كارگردان داره چه پیام اخلاقی میده!!! چهارشنبه سوری اهل شعار نیست...تعریف های من خیلی دیر است ولی قبول كنید كه این فیلم خیلی تاثیر گذار بود.بازی بازیگرانش هم كه حرف نداشت...از حمید فرخ نژاد و ترانه علیدوستی انتظار داشتم كه بازی درخشانی انجام بدهند ولی از هدیه تهرانی این بازی بعید بود...او حالا تازه به یك بازیگر حرفه ای تبدیل شده است.ولی به نظر من كسی كه جا پای بزرگانی چون معتمد آریا و گلاب آدینه و...خواهد گذاشت كسی نیست جز ترانه علیدوستی.من فیلم "ترانه 15 سال دارم" را تا حالا 4 بار دیدم ولی اصلا نتوانستم گوشه ای از بازی او را نفی كنم یا ایراد بگیرم...او بازیگر بزرگی است و باید قدر این سرمایه های بدست آمده را دانست.

بعد از چهارشنبه سوری...چپ دست و زیر درخت هلو آثار قابل تاملی بودند.البته چپ دست برگردان به فارسی فیلم "50 قرار اولیه" بود كه من اون فیلم(نسخه آمریكایی) را هم دیدم.صحنه های احساسی اش خوب بود و بازی حمید گودرزی هم قابل توجه.زیر درخت هلو هم از آن كلیشه های همیشه رایج ایرانی بود كه به هر حال می فروشند ولی به نظر من از آثار قبلی طهماسب فیلم بهتری نبود.

بعد از این 3 فیلم...فیلم های مكس و ازدواج به سبك ایرانی در سطحی پایین تر و نازل تر قرار می گیرند كه البته فیلم مكس فیلمی موزیكال بود و قطعا بیشتر می فروشد.در ازدواج به سبك ایرانی علت ها را در نظر نگیرید و فقط فیلم را نگاه كنید و به شوخی های كلامی آن دل خوش كنید.مكس و ازدواج به سبك ایرانی عامیانه ماها هستند و مثل خود ما شوخی های زیادی دارند.این فیلم ها را نگاه كنید ولی بدانید از این دسته فیلم ها زیادند.(زیاد گیر ندین كه چرا آخر مثلا فیلم ازدواج به سبك ایرانی چرا اینقدر ساده انگاری شده است...بی خیال!!!)

راستی یادم رفت ...فیلم هوو هم در همین زمره فیلم ها شمرده می شوند كه باز هم البته كه از فیلم های قبلی داوود نژاد بهتر بود.

ولی ساختن فیلم برای سلیقه ایرانی واقعا سخت است...باور كنید!!! ذائقه ایرانی ....همه چی پسند و سخت پسند و الكی پسند است....


  • آخرین ویرایش:-

فرامرز قریبیان : " رئیس قوی ترین و زیباترین فیلمنامه کیمیایی است ."

پیش تولید فیلم جدید مسعود کیمیایی به روزهای پایانی نزدیک می شود .

طی روزهای گذشته عاطفه رضوی مشغول تست زدن فرامرز قریبیان ٬ پولاد کیمیایی ٬ لعیا زنگنه ٬ مهناز افشار ٬ اکبر معززی ٬ حمید افشار و امیر رهبری بود .

البته هنوز تست گریم هیچکدام از بازیگران به مرحله قطعیت نرسیده است و تست بازیگران ادامه دارد . طبق صحبت های انجام شده قرار است بازیگران دیگری به فهرست عوامل این فیلم اضافه شوند .

کیمیاییی این روزها مشغول مذاکره با تعدادی از بازیگران سر شناس است تا در چند روز آینده با قطعی شدن این امر با آنها پای میز قرار داد بنشیند . ضمن اینکه بازبینی لوکیشن های فیلم در حال انجام است و بیشتر لوکیشن های فیلم تا کنون انتخاب شده است .

هنوز تست گریم عزتالله انتظامی و امین تارخ انجام نشده . تارخ همچنان در کانادا بسر می برد و قرار است ظرف روز های آینده به ایران بازگردد . 

همکاری فرامرز قریبیان و مسعود کیمیایی بعد از ۱۲ سال می تواند جذاب و دیدینی باشد .

فرامرز قریبیان  درباره همکاری اش با مسعود کیمیایی در رییس گفت : " در این زمانی که با آقای کیمیایی کار نکردم هیچگونه اختلاف و مشکلی بین ما وجود نداشت ٬ فقط نقش اصلی فیلم های ایشان جوانان بودند . در واقع نقشی برای من وجود نداشت ٬ اما خوشبختانه کاراکتر اصلی فیلم رییس هم سن و سال من است تا بعد از یک وقفه طولانی دوباره در کنار کیمیایی باشم . "

قریبیان که آخرین همکاری اش در " تجارت " با کیمیایی شکل گرفته بود درباره شباهت های احتمالی این فیلمنامه با فیلمنامه رییس گفت : " به عقیده من شباهتی بین این دو فیلمنامه و جود ندارد ٬ حضور یک پدر و یک پسر تنها شباهت این دو کار است . در تجارت پدر به یک مملکت دیگر می رود تا پسرش را نجات دهد اما در رییس پدر برای نجات پسر به کشور باز می گردد" .

قریبیان در پایان گفت : " به نظر من فیلمنامه رییس یکی از متافاوت ترین و قوی ترین فیلمنامه های کیمیایی است ٬ البته در همان سبک و سیاق کارهای قبلیشان . "

طبق برنامه ریزی های انجام شده پس از پایان یافتن پیش تولید " رییس " در تهران کلید می خورد .

"رییس " محصول کارگاه آزاد فیلم است .

 ستاره‌ها جلد اول با نام "ستاره می‌شود" به كارگردانی فریدون جیرانی طی چند روز آینده رسما پروانه نمایش دریافت می‌كند.

تهیه‌كننده این فیلم گفت: طبق اعلام وزارت ارشاد به ما، رسما تا چند روز آینده پروانه نمایش این پروژه صادر می‌شود و بعد از دریافت پروانه نمایش درصدد اكران عمومی آن در تابستان هستیم.

وی همچنین گفت: روند پروانه نمایش دو جلد، دو و سه قرار است در كمیته سه نفره پروانه نمایش مطرح شود و اگر پروانه نمایش جلد دوم صادر شود،قصد داریم جلد دوم "ستاره است" را زودتر از جلد اول "ستاره می‌شود" فراهم كنیم و سپس جلد سوم "ستاره بود" را اكران خواهیم كرد.

اعتباریان درباره اكران همزمان این سه جلد گفت:خیلی علاقه‌مند بودیم این اتفاق بیفتد اما شرایط سالن در سینمای ایران مناسب نیست.

"ستاره‌ها"، جلد اول: ستاره‌ می‌شود و "ستاره‌ها" جلد سوم" ستاره بود" كه اولی در بخش مسابقه و دومی جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و "ستاره است" تاكنون نمایشی نداشته است.

در جلد اول كه در بخش مسابقه سینمای ایران با نام "ستاره می‌شود" به نمایش در می‌آمد و هم‌اكنون ظرف چند روز آینده پروانه نمایش خواهد گرفت، عزت‌الله انتظامی، اندیشه فولادوند، امین حیایی، رضا رویگری، آهو خردمند به ایفاء نقش می‌پردازند.

داستان این فیلم درباره ی "پونه گلكار" است كه دوست دارد ستاره شود. او اكنون به عنوان بازیگری حاشیه‌ای فعالیت می‌كند، وی با ارتباطی كه داشته برای پدرش در یك فیلم نقشی دست و پا می‌نماید. پدر پونه بازیگر قدیمی تئاتر است و سالهاست كه روی صندلی چرخدار زندگی می‌كند، پدر تغییر لباس می‌دهد و جلوی دوربین قرار می‌گیرد اما ...

ستاره‌ها جلد سوم "ستاره بود" كه در بخش میهمان جشنواره فجر به نمایش درآمد در آن خسرو شكیبایی، اندیشه فولادوند، امین حیایی،مرتضی احمدی، داریوش اسدزاده، مهین بزرگی، فهیمه راستگار به ایفاء نقش می‌پردازند. در خلاصه داستان آن آمده است: شخصی با "رها" خبرنگار روزنامه تماس می‌گیرد و می‌گوید یكی از ستاره‌های قدیمی سینمای ایران بنام روح‌انگیز مرده و جنازه‌اش در اتاقی متروك به جا مانده است. رها به هوای اینكه ستاره مرده همان روح‌انگیز سامی‌نژاد هنرپیشه دختر لراست با عجله خود را به آن مكان یعنی تئاتر پارس می‌رساند و ...

بر اساس همین گزارش ستاره‌ها "جلد دوم: ستاره است" كه در جشنواره حضور نداشت در آن نیكی كریمی، امین حیایی، اندیشه فولادوند و مژگان ربانی به ایفاء نقش می‌پردازند.

 محمد آلادپوش ، به عنوان مدیر فیلمبرداری - مهرداد میركیانی: طراح گریم ، تدوین: حسن ایوبی، موسیقی:‌علی صمدپور، طراح صحنه ولباس: كیوان مقدم در این سه فیلم حضور دارند و تهیه‌كنندگان حمید اعتباریان، عبدالله اسفندیاری و این فیلم محصول:سیران فیلم است.

منبع :سینمای ایران


  • آخرین ویرایش:-

پژمان‌بازغی

‌متولد سال‌۱۳۵۳ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌مهندسی‌صنایع‌است‌و با بازی‌در سریال‌«آژانس‌دوستی‌»چهره‌شد.او برای بازی در فیلم دوئل کاندیدای بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم فجر شد.آخرین كارهای او سریال های لبه تاریكی و روزهای اعتراض می باشند.

پارسا پیروزفر
متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌و مجرد می‌باشد ولیسانس‌نقاشی‌از دانشگاه‌تهران‌دارد.او همچنین‌زمانی‌در زمینه‌گرافیك‌، تصویرسازی‌و همچنین‌دوبلاژ فعالیت‌می‌كرد و سابقه‌گویندگی‌در رادیو را نیز دارد.همچنین‌چند نواركاست‌برای‌كودكان‌در كارنامه‌هنری‌وی‌به‌چشم‌می‌خورد.او فیلم زن زیادی را بر پرده داشت.

رامبد جوان‌

متولد سال‌۱۳۵۰ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.او بجز بازیگری‌در زمینه‌های‌فیلم‌نامه‌نویسی‌، كارگردانی‌و ساخت‌تیزرهای‌تبلیغاتی‌فعالیت‌می‌كند.اولین تجربه كارگردانی او «اسپاگتی در 8 دقیقه» است .او همچنین در فیلم «سوغات فرنگ» به كارگردانی كامران قدكچیان به ایفای نقش پرداخت.

امین‌حیایی
متولد سال‌۱۳۴۹ در تهران‌و متاهل‌می‌باشد.او تحصیل‌در رشته‌كامپیوتر را رها كرده‌است‌.او امسال قصد دارد برای تجدید قوا و تفریح به همراه همسرش به آمریکا برود.از آخرین کارهای سینمایی او آکواریوم، عروس فراری،سرود تولد،ستاره ها و شام عروسی می باشد.او زن زیادی را بر پرده داشت. او همچنین در گروه موسیقی هنرمندان عضویت دارد و چندی پیش در جشن دنیای تصویر حضور به هم رسانید به اجرای برنامه پرداخت.او در جشنواره 24 فیلم فجر با فیلم« ستاره می شود» به كارگردانی فریدون جیرانی حضور داشت.او به تازگی از بازی در فیلم سنگ كاغذ قیچی به كارگردانی سعید سهیلی فارغ شده است. 

شهاب‌حسینی
متولد سال‌۱۳۵۳ در تهران‌و متاهل‌می‌باشد.وی‌تحصیل‌در رشته‌روانشناسی‌را نیمه‌كاره‌رها كرد.سابقه‌اجراهای‌تلویزیونی‌در كارنامه‌وی‌به‌چشم‌می‌خورد.آخرین کار او سریال مدار صفر درجه است که از شبکه یک بزودی پخش خواهد شد.او همچنین فیلم قتل آنلاین را در نوبت اكران دارد.

رضا داوودنژاد
متولد سال‌۱۳۵۹ در تهران‌و مجرد می‌باشد.تحصیل‌در رشته‌حقوق‌را رها كرد.او پسر داوودنژاد، كارگردان‌نامی‌كشور است‌.آخرین كار او زندگی به شرط خنده بود.

سام‌درخشانی
متولد سال‌۱۳۵۲ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.اخیرا سریال‌های‌«خانه‌پدری‌»و «با من‌بمان‌»از او پخش‌شده‌است‌.
او در سریال روزهای اعتراض نقش كوتاهی را به عهده داشت.

بهرام‌رادان
متولد سال‌۱۳۵۸ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌مدیریت‌بازرگانی‌است‌.آخرین کارهای او عبارتند از حکم(مسعود کیمیایی) و تقاطع(ابوالحسن داوودی). او اخیرا با كمپانی ال جی درباره تبلیغ گوشی تلفن همراه به توافق رسیده است.مبلغ قرارداد او 255 هزار دلار تخمین زده می شود.او هم اكنون در آمریكا به سر می برد.

حبیب‌رضایی

متولد سال‌۱۳۴۸ در تهران‌و فارغ‌التحصیل‌رشته‌مدیریت‌بیمارستان‌از دانشگاه‌تهران‌است.آخرین كار او اجرای نمایش فنز است.

علی‌قربان‌زاده‌
متولد سال‌۱۳۵۷ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.او بجز بازیگری‌در زمینه‌ساخت‌فیلم‌كوتاه‌و انیمیشن‌نیز فعالیت‌دارد.او سریال شبی از شبها را به کارگردانی رضا کریمی بر روی آنتن داشت.

سروش‌گودرزی‌ 

متولد سال‌۱۳۵۳ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌كامپیوتر است‌.او اوایل سال 83 از ایران خارج شد و در آمریکا ازدواج کرد و هنوز به ایران بازنگشته است.می گویند او در آمریكا به خرید و فروش مسكن می پردازد.

محمدرضا گلزار
متولد سال‌۱۳۵۴ در تهران‌و مجرد می‌باشد.لیسانس‌مهندسی‌مكانیك‌دارد و نوازنده‌سابق‌گروه‌آریان‌بوده‌است‌.او بجز حرفه‌بازیگری‌و موسیقی‌، كاپیتان‌تیم‌والیبال‌هنرمندان‌است‌و سابقه‌كارهای‌تبلیغاتی‌نیز دارد.
آخرین فیلم اكران شده او گل یخ بود که نوروز 84 اکران شد.او در فیلم شام عروسی بازیگر میهمان است و در فیلم آتش بس و تله همبازی مهناز افشار.

‌حسام الدین نواب صفوی
حسام نواب صفوی در بیست و دوم شهریور ماه‌1353 در تهران متولد شد. با بازی در نقش كوتاهی در فیلم اعتراض به دنیای بازیگری قدم گذاشت.با مجموعه كیف انگلیسی در نقشی منفی ظاهر شد. و فیزیك چهره و بازیش توجه خیلی ها را جلب كرد. بازی خوب او در فیلم اتا نازی نشان داد كه توانایی هایی هم دارد.
او تحصیلاتش را در رشته بازیگری ادامه داد و موفق به اخذ لیسانس در این رشته شد.نواب صفوی در طول سابقه هنری خود علاوه بر بازی در فیلم های سینمایی به ایفای نقش در سریال های تلویزیونی نیز پرداخته است كه می توان به سریال های: بازگشت به خانه،شنهای كف رود خانه،كیف انگلیسی ،ملاصدرا و روشن تر از خاموشی اشاره كرد. نواب صفوی علاوه بر بازیگری ،نوازندگی را نیز تجربه كرده و دارای مدرك افتخاری نوازندگی پیانو می باشد. او این فیلم ها را در نوبت اكران دارد :سرود تولد وابراهیم خلیل الله 


  • آخرین ویرایش:-

لاله‌اسكندی‌
متولد سال‌۱۳۵۵ در تهران‌و مجرد می‌باشد.هنر دیگرش‌غیر از بازیگری‌سفال‌سازی‌است‌.از فیلم‌های‌سینمایی‌او می‌توان‌به‌متولد ماه‌مهر، این‌زن‌حرف‌نمی‌زند و شراره‌، و از مجموعه‌های‌تلویزیونی‌خاك‌سرخ‌و مشق عشق كه‌از شبكه‌اول‌سیما پخش‌شد، اشاره‌داشت‌.وی در سریال روتین نرگس به كارگردانی سیروس مقدم به جای (پوپك گلدره) كه دچار حادثه شده بود به ایفای نقش پرداخت.

ویشكا آسایش‌
متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌و مجرد می‌باشد.لیسانس‌طراحی‌صحنه‌خود را از انگلیس‌گرفته‌است‌.وی‌توسط دایی‌اش‌(مازیار پرتو)برای‌بازی‌در سریال‌تلویزیونی‌«امام‌علی‌»(ع‌)دعوت‌شد و در حال‌حاضر هم‌به‌عنوان‌طراح‌صحنه‌و لباس‌فعالیت‌می‌كند.فیلم‌هایی‌كه‌او در آنها بازی‌كرده‌ساحره‌، عشق‌به‌علاوه‌۲، بلوغ‌و مسافر ری و هشت پا‌نام‌دارد.

مهناز افشار
متولد سال‌۱۳۵۶ در تهران‌، مجرد و دیپلمه‌است‌.مجموعه‌تلویزیونی‌او «گمشده‌»نام‌داشت‌كه‌پس‌از حضور در تلویزیون‌رو به‌سینما آورد و در فیلم‌های‌دوستان‌، شورعشق‌، شیرهای‌جوان‌، نگین‌، زهرعسل‌، شیاد ، گربه‌روی‌شیروانی،  زهر عسل,سالاد فصل و آتش بس‌حضور پیدا كرد.

ساره‌آرین‌
متولد سال‌۱۳۵۹ در تهران‌، مجرد می‌باشد و لیسانس‌علوم‌میكروبیولوژی‌دارد.تنها فیلم‌او «آواز قو»و مجموعه‌تلویزیونی‌«دوراهه‌»می‌باشد.

پگاه‌آهنگرانی‌
متولد سال‌۱۳۶۳ در تهران‌و مجرد می‌باشد.او فرزند منیژه‌حكمت‌و جمشید آهنگرانی‌است‌و تحصیل‌در رشته‌موسیقی‌را رها كرد و مدتی‌در نمایش‌به‌تحصیل‌پرداخت‌.شنیده‌می‌شود او برای‌ادامه‌تحصیل‌به‌خارج‌از ایران‌خواهد رفت‌.
از فیلم‌های‌وی‌می‌توان‌به‌دختری‌با كفش‌های‌كتانی‌، زندان‌زنان‌و مكس‌اشاره‌داشت‌.

عسل‌بدیعی‌
متولد سال‌۱۳۵۶ در تهران‌و مجرد می‌باشد.وی‌لیسانس‌تغذیه‌دارد و تحصیل‌در رشته‌تئاتر را رها كرده‌است‌، فیلم‌های‌بودن‌یا نبودن‌، هفت‌پرده‌، سودای‌پرواز، دست‌های‌آلوده‌و از صمیم‌قلب‌در كارنامه‌بازیگری‌او به‌چشم‌می‌خورد.او قرار است در یک سریال تلویزیونی نیز امسال بازی کند.

ماهایا پطروسیان‌
متولد سال‌۱۳۴۸ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌تئاتر از دانشكده‌تهران‌است‌.در نهمین‌جشنواره‌فجر برای‌بازی‌در پرده‌آخر، نامزد دریافت‌جایزه‌شد و سیمرغ‌بلورین‌بهترین‌بازیگران‌نقش‌دوم‌را برای‌بازی‌در «هفت‌پرده‌»از جشنواره‌نوزدهم‌دریافت‌كرد.

زیبا بروفه‌
متولد سال‌۱۳۵۴ در تهران‌و همسر پیام‌صابری‌، گریمور معروف‌سینمای‌ایران‌است‌.او فارغ‌التحصیل‌حقوق‌قضایی‌از دانشگاه‌آزاد می‌باشد و با سریال‌«مجید دلبندم‌»كه‌برای‌گروه‌سنی‌كودكان‌بود و از شبكه‌اول‌پخش‌می‌شد، معروف‌شد.از آخرین کارهای تلویزیونی می توان به طلسم شدگان و ریحانه اشاره کرد.

هدیه‌تهرانی
متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌و مجرد می‌باشد.دیپلمه‌و با بازی‌در فیلم‌«سلطان‌»، ساخته‌مسعود كیمیایی‌چهره‌شد.آخرین کار او فرزند صبح نام دارد.او  برای فراگیری زبان انگلیسی مدتی در انگلیس به سر می برد و  پس از آن به آمریكا رفت.حضور او در فیلم چهارشنبه سوری نظر منتقدان را نسبت به او عوض كرد و او توانست در جشنواره 24 فیلم فجر عنوان بهترین بازیگر زن را به دست آورد.

بهناز جعفری‌
متولد سال‌۱۳۵۳ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌ادبیات‌نمایشی‌از دانشگاه‌آزاد می‌باشد.آخرین بازی او در سریال سقوط می باشد که بزودی از سیما پخش می شود.او اكنون برای فراگیری زبان انگلیسی در انگلیس به سر می برد.

پوپك‌گلدره‌
متولد سال‌۱۳۵۰ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌روانشناسی‌از دانشگاه‌تهران‌است‌.آخرین كار اكران شده او موج مرده به كارگردانی ابراهیم حاتمی كیا بود.او در اواسط شهریور در پی تصادف شدیدی كه در جاده آمل به رشت داشت به كما رفت و تاكنون به حالت عادی برنگشته است.او از سر فیلمبرداری سریال نرگش بازمی گشت كه تصادف شدیدی كرد و 48 ساعت در ماشینش كه در ته دره ای سقوط كرده بود به سر می برد و هیچ كس از او خبر نداشت.

چكامه‌چمن‌ماه‌
متولد سال‌۱۳۵۹ در شیراز و مجرد می‌باشد.لیسانس‌رشته‌مجسمه‌سازی‌دارد و چندین‌بار هم‌نمایشگاه‌مجسمه‌سازی‌ترتیب‌داده‌است‌.او فرزند «هنگامه‌فرازمند»، منشی‌صحنه‌است.آخرین كار اكران شده او ازدواج صورتی بود كه در عید امسال به نمایش درآمد.

میترا حجار
متولد ۱۳۵۵ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.او سابقه‌ اجرای‌برنامه‌های‌تلویزیونی‌برای‌شبكه‌جام‌جم‌را دارد و دوره‌های‌كارگردانی‌را هم‌گذرانده‌است‌.آخرین کار اکران شده او بازنده نام دارد در کنار فروتن.او در حال ایفای نقش در یک فیلم سینمایی به کارگردانی اسماعیل فلاح پور است که فعلا داستان های پاییزی نام دارد.او در این فیلم همبازی دانیال حکیمی است.فیلم او در جشنواره 24 فیلم فجر شبانه نام داشت كه استقبال چندانی از آن نشد. 

لیلا حاتمی‌
متولد ۱۳۵۱ در تهران‌و فرزند مرحوم‌«علی‌حاتمی‌»است‌.او تحصیل‌در رشته‌مهندسی‌برق‌و ادبیات‌مدرن‌فرانسه‌را در سوئیس‌نیمه‌كاره‌رها كرد و در حال‌حاضر بجز بازیگری‌در زمینه‌طراحی‌صحنه‌و ترجمه‌، تجربیات‌زیادی‌دارد.ناگفته‌نماند كه‌او همسر علی‌مصفاست‌.آخرین فیلم اكران شده او حكم(مسعود كیمیایی) نام دارد.

مریلا زارعی‌
متولد سال‌۱۳۵۲ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌مهندسی‌صنایع‌غذایی‌از دانشگاه‌آزاد اسلامی‌است.آخرین کار او دره زاگرس نام دارد كه در جشنواره 24 فیلم فجر حضور داشت.خود او از حضورش و از كلیشه شكسته شدن نقش هایش در این فیلم اظهار رضایت می كند.همبازی او در این فیلم رضا كیانیان است.


مهراوه‌شریفی‌نیا
فرزند «آزیتا حاجیان‌»و «محمدرضا شریفی‌نیا»، متولد سال‌۱۳۶۰ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌موسیقی‌از دانشگاه‌هنر می‌باشد و در سن‌۸ سالگی‌در فیلم‌«دزد عروسك‌ها»به‌همراه‌مادرش‌بازی‌در سینما را تجربه‌كرد.او همچنین‌به‌عنوان‌فلوت‌زن‌عضو گروه‌موسیقی‌تازه‌تاسیس‌«داتیس‌»می‌باشد.

غزل‌صارمی‌
متولد سال‌۱۳۵۷ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.وی‌دوره‌بازیگری‌را در كارگاه‌آزاد بازیگری‌گذرانده‌است‌.او با «عروس‌آتش‌»و پس‌از آن‌«سفر سرخ‌»و «بوی‌بهار»وارد عرصه‌سینما شد.

لادن‌طباطبایی
متولد سال‌۱۳۴۹ در تهران‌، متاهل‌و فارغ‌التحصیل‌بازیگری‌از دانشگاه‌تهران‌است‌.او سال گذشته صاحب فرزند پسری شده است.
طباطبایی هم اكنون مشغول بازی در سریالی برای تلویزیون است.

پرستو صالحی‌
متولد سال‌۱۳۵۶ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.از فیلم‌های‌او می‌توان‌به‌چشم‌هایش‌، همكلاسی‌، تو را دوست‌دارم‌و سرنیستی‌و همچنین‌مجموعه‌های‌تلویزیونی‌«عشق‌سال‌های‌جنگ‌»و «زیر آسمان‌شهر» «ارث بابام» اشاره‌داشت‌.

رزیتا غفاری‌
متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌، متاهل‌و فارغ‌التحصیل‌رشته‌كارگردانی‌سینماست‌.از فیلم‌های‌او می‌توان‌به‌هتل‌كارتون‌، شوكران‌، آوازه‌خوان‌و انتقام‌و از سریال‌های‌تلویزیونی‌او به‌در پناه‌تو، در قلب‌من‌، همسفر، ملاصدرا  شب‌آفتابی‌،فصل زرد و فیلم تلویزیونی مسافر اشاره‌داشت‌.

شقایق‌فراهانی‌
فرزند بهزاد فراهانی‌، متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌نقاشی‌از دانشگاه‌آزاد اسلامی‌می‌باشد.

گل‌شیفته‌فراهانی
متولد سال‌۱۳۶۲ در تهران‌، خواهر شقایق‌فراهانی‌و دانشجوی‌رشته‌موسیقی‌است‌.او سیمرغ‌بلورین‌بهترین‌بازیگر زن‌را به‌خاطر ایفای‌نقش‌در فیلم‌«درخت‌گلابی‌»به‌دست‌آورده‌است‌.شنیده‌می‌شود كه‌ او به‌تازگی‌ازدواج‌كرده‌است.آخرین كار او كه اخیرا از سیما هم پخش شد اشك سرما نام دارد.آخرین بازی او در فیلم «به نام پدر» به كارگردانی ابراهیم حاتمی كیا است.‌


حدیث‌فولادوند
متولد سال‌۱۳۵۶ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.او با سریال‌«گمگشته‌»معروف‌شد.او امسال فیلم شاخه گلی برای عروس را بر روی پرده داشت.آخرین بازی او در سریال «گارد ساحلی» می باشد.

نگار فروزنده‌
متولد سال‌۱۳۵۷ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.وی‌كلاسهای‌بازیگری‌را زیرنظر حمید سمندریان‌آموخته‌است.آخرین كار او بازی در سریال ریحانه بود.شنیده می شود كه او در سریال روتین جدی نرگس به ایفای نقش پرداخته است.

شبنم‌قلی‌خانی‌
متولد سال‌۱۳۵۶ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌تئاتر از دانشگاه‌آزاد اسلامی‌است‌.آخرین کار اکران شده او وعده دیدار به کارگردانی جمال شورجه بود.

ترانه‌علی‌دوستی‌
متولد سال‌۱۳۶۳ در تهران‌، دیپلمه‌و فرزند حمید علی‌دوستی‌;فوتبالیست‌سابق‌تیم‌ملی‌، هما و مربی‌كنونی‌می‌باشد.وی‌دوره‌بازیگری‌را در كارگاه‌آزاد گذرانده‌است‌. او فیلم چهارشنبه سوری را در حال اکران دارد. او در چهارشنبه آخر سال 83 برادرش را از دست داد.او  در نمایش فنز با پرویز پرستویی و مهتاب كرامتی و حبیب رضایی همبازی شد كه استقبال بی نظیری از این تئاتر شد.

نیكی‌كریمی‌
متولد سال‌۱۳۵۰ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد و می‌باشد.این‌سوپر استار زن‌سینمای‌ایران‌كه‌با فیلم‌«عروس‌»چهره‌شد، در زمینه‌ترجمه‌كتاب‌و ساخت‌فیلم‌كوتاه‌نیز فعالیت‌های‌زیادی‌دارد.فیلم یک شب به کارگردانی او در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و مورد توجه قرار گرفت.آخرین كار او شام عروسی است به كارگردانی ابراهیم وحید زاده.او در این فیلم همبازی امین حیایی است.

مهتاب‌كرامتی
متولد سال‌۱۳۵۰ در تهران‌، مجرد فارغ‌التحصیل‌رشته‌میكروبیولوژی‌از دانشگاه‌آزاد اسلامی‌است‌.آخرین فیلم او «هشت پا» است به كارگردانی علیرضا داوود نژاد.

مینا لاكانی‌
متولد سال‌۱۳۵۱ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌تئاتر از دانشگاه‌سوره‌است‌.او با بازی‌در فیلم‌«دیدار»سیمرغ‌بلورین‌بهترین‌بازیگر زن‌را از جشنواره‌فجر دریافت‌كرده‌است‌.او در سریال های همسفران و روزهای اعتراض به ایفای نقش پرداخت.

لادن‌مستوفی
متولد سال‌۱۳۵۱ در تنكابن‌، متاهل‌و فارغ‌التحصیل‌رشته‌كارگردانی‌از دانشگاه‌تهران‌است‌.وی‌همسر شهرام‌اسدی‌است‌و «دوران‌سركشی‌»و «سفر سبز» و «خانه ای در تاریکی» از كارهای‌زیبای‌تلویزیونی‌او می‌باشدآحرین كار او فیلم جنگی است به كارگردانی انسیه شاه محمدی كه در جشنواره فیلم فجر به اكران در آمد.

یكتا ناصر
متولد سال‌۱۳۵۷ در تهران‌، مجرد و فارغ‌التحصیل‌رشته‌مهندسی‌محیط زیست‌است‌.او اخیرا از بازی در یک سریال تلویزیونی فارغ شده است.

آناهیتا همتی‌
متولد سال‌۱۳۵۲ در تهران‌، دیپلمه‌و مجرد می‌باشد.دوره‌آموزش‌بازیگری‌را در اداره‌تئاتر گذرانده‌است.معروف ترین كارهای او سریال های «آهوی ماه نهم» و «طلسم شدگان» و «خانه به دوش» می باشد.

صوفی كیانی

كشف تازه رسول صدر عاملی صوفی كیانی است كه در فیلم دیشب باباتو دیدم آیدا به ایفای نقش پرداخت.او متولد آذر ماه 1365 است و فارغ التحصیل هنرستان سوره. خود او می گوید:باید اول تكلیف درسم را مشخص كنم بعد به بازیگری فكر كنم.او در فیلم رویای خیس به كارگردانی پوران درخشنده نقش كوتاهی دارد البته در این فیلم دستیار درخشنده نیز هست.این فیلم در قسمت مهمان جشنواره فیلم فجر حضور داشت.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 18 اسفند 1384  02:03 ق.ظ

صوفی كیانی و خاطره اسدی
بازیگران فیلم دیشب باباتو دیدم آیدا

كاوه مظاهری- سارا سعیدی
سه ساعت و نیم از زمان قرارمان با صوفی كیانی و خاطره اسدی بازیگران دیشب باباتو دیدم آیدا گذشته بود و بعد از كلی تماس، هنوز خبری از آن ها نبود. هنوز معروف نشده اند، دارند كلاس می گذارند. دیگر مطمئن بودیم كه رسما سركاریم و به فكر چهرة دیگری برای مصاحبه بودیم. در همین فكرها بودیم و آخرین لقمه های افطار را نوش جان می كردیم كه سر و كله شان پیدا شد و دیر آمدن شان را صوفی كیانی، گردن خاطره اسدی انداخت و خاطره اسدی، گردن صوفی كیانی به هر حال، دوستی به درد این وقت ها می خورد دیگر!
صوفی كیانی و خاطره اسدی از میان داوطلبان زیاد حضور در آخرین فیلم صدرعاملی، برای بازی در دو نقش اصلی فیلم انتخاب شدند. سوفی كیانی در نقش آیدا بازی كرد كه نقش اول فیلم بود و خاطره اسدی هم در نقش دوست شیطان آیدا یعنی ساناز. دوستی ای كه از فیلم شروع شد و در دنیای واقعی هم تا به امروز، ادامه پیدا كرده است. خاطره اسدی، سال آخر رشتة نمایش دانشگاه آزاد است و پیش از این فیلم، تجربة بازی در دو تا سریال را هم داشته. ولی صوفی كیانی، پیش از این، تجربة بازی نداشته و هنوز به كنكور هم نرسیده. چون مجبور شده به خاطر بازی در این فیلم، بی خیال پیش دانشگاهی شود. كیانی از بازی آل پاچینو، موسیقی ونجلیز و مهرجویی خوشش می آید. ولی اسدی از رابرت دنیرو، موسیقی فیلم سفید و آبی و كیمیایی خوشش می آید. داغ ترین بخش گفت وگو هم كل كل آن ها بر سر كارگردان های محبوبشان بود كه بنا به دلایلی، آن قسمت را در گفت وگو نیاوردیم. كل كلی كه بیش از هر چیزی، دنیای سادة دو تازه وارد به دنیای پیچیدة سینما را نشان می داد. دو تازه واردی كه انگار هنوز با روابط عجیب و غریب و دنیای كمی تا قسمتی تیره و تار پشت صحنة سینما آشنا نشده اند.
همه انتظار داشتند صوفی كیانی مثل ترانه علیدوستی بدرخشد. ولی این طور نشد.
واكنش خودتان وقتی اولین بار، فیلم را دیدید، چی بود؟
صوفی: بار اولی كه فیلم را دیدم، اصلا از فیلم، هیچی نفهمیدم. چون فقط خودم را می دیدم. همه اش فكر می كردم چرا این طوری هستم و ... حالم بد شده بود. بار دوم بود كه توانستم فیلم را ببینم. فیلم، آن چیزی نبود كه از قبل فكر می كردم. ما واقعا دلی كار كرده بودیم و به كار، وابسته شده بودیم و یك چیز فوق العاده تر، انتظار داشتم. ولی خب باز هم دوستش داشتم.
خاطره: من وقتی خودم را نگاه می كردم، همه اش فكر می كردم چرا این جا، این كار را كرده ام.
از این كه منتقدها فیلم را تحویل نگرفتند، توی ذوقتان نخورد؟
صوفی: من چون كار اولم بود، یك كمی تو ذوقم خورد. البته بعضی از منتقدها هم فقط می خواهند ضربه بزنند. این فیلم حقش نبود كه فقط كاندید یك جایزه بشود. درست است كه تدوینش یك كمی ایراد داشت. ولی خب نسبت به بعضی از فیلم های دیگر جشنواره، بهتر بود و خیلی چیزهای مثبت فیلم دیده نشد.
خاطره: من حس خاصی نداشتم.
حالا یك كم برگردیم عقب. اصلا چطور شد برای این فیلم انتخاب شدید؟
خاطره: من در همان تست هایی كه هانیه توسلی می گرفت، شركت كردم و خیلی قبل تر از صوفی برای این نقش انتخاب شدم.
صوفی: آقای صدرعاملی توی جشن مجلة دنیای تصویر، من را دید و گفت بیا برای نقش آیدا تست بده. گفتم من رشته ام توی هنرستان، سینماست و كارگردانی می خواهم بخوانم و می خواهم دستیارتان بشوم. ولی آقای صدرعاملی گفت: نه، برو پیش هانیه توسلی، تست بده. گفتم من كه قبول نمی شوم، پس خودم را ضایع نمی كنم و تست نمی دهم. اعتماد به نفس نداشتم و دوست نداشتم تست بدهم و قبول نشوم. آقای صدرعاملی گفت لااقل عكس بگیر. ولی قبول نكردم. 7 ماه گذشت و حضور یك نفر دیگر در نقش آیدا داشت قطعی می شد كه زنگ زدم به هانیه توسلی. گفتم پشیمان شدم. گفت بیا دفتر. رفتم دفتر و صحبت كردم. یك هفته، هم من بودم و هم آن نفر دیگر. بعد فیلم نامه را خواندیم. خیلی تو بحر آیدا رفته بودم. آقای صدرعاملی به ام گفت نظرت چیه؟ گفتم فكر می كنم كه آیدا هستم. 2 هفته بعد هم فیلم برداری شروع شد.
قبلش فكر می كردیم آقای صدرعاملی، شما را به خاطر نزدیكی حال و هوایتان به شخصیت ها انتخاب كرده. ولی شخصیت هایتان انگار كاملا برعكس شخصیت های فیلم است.
صوفی: همه همین فكر را می كردند. ولی مثلا خاطره خیلی خانم تر و متین تر است.
خاطره: سر كار، آقای مختاری (صدابردار) به من می گفتند تو آن قدر آرامی كه من اصلا باورم نمی شد بتوانی نقش را از كار در بیاوری.
صوفی: من آن قدر سر كار، حواسم نبود و شیطانی می كردم كه همه اش به ام می گفتند بابا این قدر نرو توی اتاق گریم، نرو این ور و آن ور، بشین حست را بگیر! ولی من اصلا نمی توانستم.
پس فكر می كنید چرا برای این نقش ها انتخاب شدید؟
صوفی: این را باید از خودشان بپرسید.
برایتان سخت نبود؟مخصوصا برای شما كه اولین كارتان بود.
صوفی: چرا. خیلی سخت بود. هم نقش، خیلی سخت بود و هم این كه من اصلا تجربه نداشتم. نه كلاس بازیگری رفته بودم و نه هیچ چیز دیگر. پلان های اول كه اصلا نمی توانستم جلوی دوربین بروم. اصلا اعتماد به نفس نداشتم. پلان اول، خیلی سخت بود.
پلان اول چی بود؟
صوفی: من در خانة ساناز می رفتم و زنگ می زدم، اما ساناز خانه نبود. توی شهرك امید بودیم و خارجی هم بود و یك عالمه آدم، آن جا بودند. اصلا نمی توانستم بازی كنم. آقای بداخشانی (فیلمبردار) خیلی به ام كمك كرد. ولی بعدش دیگر راحت شدم.
اولین بار كی همدیگر را دیدید؟
خاطره: روزی كه تست گریم داشتیم.
كی دوست شدید؟
خاطره: از همان روز.
چطوری؟
صوفی: هیچی. همدیگر را دیدیم، از هم خوشمان آمد و دوست شدیم.
توی فیلم با هم دعوایتان می شد؟
سوفی: وای نه. خیلی هم خوب بودیم.
خاطره: هر وقت افسرده می شدیم و یا هر مشكلی پیش می آمد، خیلی به هم كمك می كردیم. اصلا همه اش با هم بودیم.
اولین صحنه ای كه با هم بازی كردید، كدام بود؟
خاطره: سكانس آخر فیلم بود كه من پیش آیدا آمدم.
صوفی: آن صحنه خیلی جالب بود.
خاطره: آره. توی آن صحنه، مامان و بابام سرقرار نیامده بودند و مثلا من حالم خیلی خراب بود. از پشت صحنه هی ازم ایراد می گرفتند كه نباید این طوری باشی. نباید آن طوری باشی. چرا این طوری هستی و... سرما هم خورده بودم و صدایم به هم ریخته بود. خلاصه وضع بدی داشتم. رفتیم پشت ساختمان و یك كمی گریه كردیم. به خودمان گفتیم یعنی چه؟ اعتماد به نفس داشته باش...
صوفی: آره، هی به هم امیدواری می دادیم.
خاطره: بعد من دیدم صوفی هم دارد گریه می كند. به اش گفتم تو چرا گریه می كنی؟ او هم گفت: تو چرا گریه می كنی؟ سرد هم بود. لباس هایمان هم كم بود. فقط یك مانتو پوشیده بودیم. داشتیم یخ می زدیم. توی صحنه ای كه به آیدا می گفتم طلاق نگیر، قشنگ داشتم می لرزیدم.

صوفی: صحنه ای هم كه توی كمد دارم گریه می كنم، خیلی جالب بود. توی تمام فیلم، آیدا فقط یك جا زار می زند و آن هم، همین صحنه است. همه اش نگران آن صحنه بودم كه چی كار كنم و چطور گریه كنم. روزی كه نوبت این سكانس بود، كلی آماده شدم و بعد رفتیم برای فیلم برداری. آقای صدرعاملی با من صحبت كرد و گفت: همین یك جاست كه زار می زنی ها، باید زار بزنی. من رفتم توی كمد نشستم. همه چیز آماده، دوربین و حركت. صدای نگاتیو می آمد، ولی اشك من در نمی آمد. كات دادند. آقای صدرعاملی گفت: خیلی بد است كه سوفی گریه نكند. یك دفعه اشك من سرازیر شد. مثل چی زار می زدم. توی دلم می گفتم: از همه تان بدم می آید. ولم كنید... پشت صحنه ای ها هم با گریة من گریه شان گرفته بود. هی كلاكت می زدند و می گفتند حالا با دیالوگ بگو، حالا یك جور دیگر بگو. صحنه تمام شد. ولی گریة من بند نمی آمد.
خاطره: اشك سوفی را خیلی خوب در می آوردند.
صوفی: آره، من خیلی نازنازی ام. تا یك چیز به ام می گویند، سریع گریه ام می گیرد.
صحنة جیغ زدنتان هم خیلی خوب از كار درآمده.
صوفی: توی آن صحنه قرار نبود جیغ بزنم. قبلش آقای صدرعاملی به ام گفت: حالا اگر جیغت هم آمد، اشكال ندارد. جیغ بزن. صدابردارمان انتظار نداشت من جیغ بزنم. با دوچرخه داشتم می رفتم، آن ها هم با ماشین دنبالم می آمدند. یك دفعه جیغم آمد و جیغ زدم. آقای مختاری (صدابردار) فكر كرد تصادف شده. داشت فرار می كرد!
اگر شما جای آیدا بودید، چی كار می كردید؟
صوفی: اگر همچین موقعیتی برایم پیش می آمد، هیچ وقت این كارها را نمی كردم و بی خیال می شدم. یعنی اصلا كنجكاوی نمی كردم.
به شخصیت پدر، حق می دادید؟
صوفی: فیلم می گوید كه آن مرد حق داشته، به هر دلیلی. اما من این حق را به هیچ مردی نمی دهم كه زن و بچه داشته باشد و دنبال كس دیگری برود.
اصلا با چه تصوری توی سینما آمدید؟ از اول، فكر شهرت بودید؟ این كه یك روزی نتوانید توی خیابان راحت راه بروید و مجبور شوید عینك دودی بزنید و...
صوفی: من با این موضوع، مشكلی ندارم كه مردم، من را بشناسند. اذیت نمی شوم. كلا، اصلا به حرف مردم اهمیت نمی دهم. خودم هر جور راحتم، همان كار را می كنم.
خاطره: من هم خیلی راحتم. زیاد برایم مهم نیست.
برایتان مهم بود مثل بقیة بازیگرهای فیلم های قبلی آقای صدرعاملی، معروف شوید؟
صوفی: نه. با این فكر، توی این كار نیامدم. البته شهرت، چیزی نیست كه آدم بگوید من اصلا ازش خوشم نمی آید. این دروغ بزرگی است. كی هست كه از شهرت بدش بیاید؟ اما هدف من این نبود.
خاطره: من بیشتر دوست داشتم چیز یاد بگیرم و توانایی های خودم را بسنجم. تا بتوانم كاملش كنم و تجربه ام بیشتر شود. من قبلا 2 تا سریال، بازی كرده بودم و انتظار داشتم كارگردان ازم كار بكشد. چون كارهای قبلی آقای صدرعاملی را دیده بودم، می دانستم كارگردانی است كه می تواند این كار را بكند.
سینما تا الان چقدر توی زندگی تان تأثیر گذاشته؟
صوفی: تأثیر زیادی نداشته. البته كمی بوده. مثلا اگر یك موقعی من بگویم حوصله ندارم، می گویند هنوز هیچی نشده كلاس می گذارد. من تغییری نكرده ام، اما بقیه طور دیگری فكر می كنند.
خاطره: روی زندگی من هیچ تأثیری نداشته. فكر نكنم هیچ وقت هم داشته باشد.
یعنی چی؟
سینما بالاخره ممكن است روی زندگی آدم تأثیر بگذارد، حالا چه كوچك چه بزرگ. ممكن است راهتان را عوض كند.
اصلا الان برای خودتان مشخص است كه توی زندگی می خواهید به كجا برسید؟
خاطره: سینما، قله است.
یعنی آخرش سینماست؟ بعدش به كجا می خواهید برسید؟
خاطره: آخرش خیال خودم راحت می شود. من دوست دارم توی كاری كه انتخاب كرده ام، كامل بشوم. نقش های مختلفی بازی كنم و به جایی برسم كه كامل بشوم.
وقتی به آن جا رسیدید، بعدش چی؟
خاطره: خب آدم تلاش می كند به چیزی كه دوست دارد، برسد. وقتی هم می رسد، خب خوب است دیگر.
صوفی: ولی به نظر من، موفقیت این نیست كه بگویی الان رسیدم و موفق شدم و تمام. موفقیت، یك جریان است. همان طور كه آدم، بزرگ تر می شود، خواسته ها و هدف هایش هم بزرگ تر می شود. اگر زمانی خودمان فكر كنیم موفق شده ایم، دیگر چیزی نداریم. این باید ادامه پیدا كند و هی چیزهای بیشتر بخواهیم. آن موقع شاید اصلا دیگر، سینما من را ارضا نكند و بخواهم كار دیگری بكنم.
سینما اصلا چی دارد كه دوستش دارید؟
صوفی: سینما همه چی را با هم دارد.
خاطره: من كلنجار رفتن با نقش را در بازیگری، خیلی دوست دارم.
بعد از فیلم ...آیدا ، پیشنهادهای دیگری هم داشتید؟
صوفی: پیشنهاد خیلی خوبی كه دوست داشته باشم، نبوده. مخصوصا این كه ما بعد از كار با آقای صدرعاملی، خیلی سختگیرتر شده ایم. دوست داریم برای كارهای بعدی در فیلمی بازی كنیم كه حداقل در سطح فیلم اولمان باشد. البته من چون دنبال بازیگری نیستم و هدفم كارگردانی است، پیشنهادها را قبول نمی كنم.
خاطره: من هم پیشنهاد، زیاد داشتم. هم سریال، هم سینمایی. اما چیزی كه نظرم را جلب كند، نبوده. تنها فیلم نامه ای كه خوشم آمد، تقاطع بود، كار آقای داوودی. كه آن را كار كردیم و تمام شد.
چه سؤالی دوست داشتید كه نپرسیدیم؟
صوفی: حالمان را نپرسیدید كه خوبیم
منبع: مجله سروش جوان


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 17 اسفند 1384  07:03 ق.ظ

فیلمبرداری جدیدترین ساخته مسعود كیمیایی با مضمونی در گونه سینمای خیابانی زمستان ودر هوای برفی آغاز می شود .

مسعود كیمیایی قصد دارد در این فیلم از بازیگرانی كه در مدرسه سینمایی كه خود مدرس آن است حضور داشته اند استفاده كند. با این وجود او معتقد است كه این افراد بازیگران خوبی خواهند شد.

 ضیا همایون و بهزاد اختایی از بازیگران مدرسه هستند كه نقشهای خوبی در فیلم رییس دارند محمود محكمی، میلاد كی مرام ، مهسا محی الدین ، محمدی نژاد از دیگر بازیگران مدرسه هستند كه دراین فیلم بازی می كنند .

كیمیایی براى نقش اول رئیس، پولاد كیمیایى را در نظر گرفته و دلیل آن را استقبال بسیار خوب منتقدان از بازى او در حكم اعلام مى كند. لیلا حاتمی و صوفی كیانی نیز از بازیگران اصلی و حرفه ای رییس هستند.

كیمیایی «رئیس» را یك فیلم رئالیستى اجتماعى و حاشیه اى معرفی می كند و این بار او به سراغ آدم هاى حاشیه اى رفته است. همچنین قرار است تعدادبسیاری از بازیگران مطرح سینمای ایران به صورت افتخاری در فیلم كیمیایی بازی خواهند كرد.

صوفی كیانی در «دیشب باباتو دیدم آیدا» اولین تجربه بازیگری خود را كسب كرد و سپس در فیلم «رویای خیس» پوران درخشنده حضور پیدا كرد و «رئیس» سومین تجربه حرفه‌ای بازیگری او محسوب می شود كه قرار است جلوی دوربین مسعود كیمیایی برود.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 10 اسفند 1384  11:03 ق.ظ

خوب.... بد.... زشت؟؟؟

به نظر من خوب...اگر اصلش نباشه بدلش می تونه تا حدودی جاشو بگیره.مثلا شباهت سعید عبداللهی نیا به ویگن خیلی خوبه چون هر چی باشه ویگن دیگر در بین ما نیست.

 

سعید عبدالهی نیا &ویگن

حمید فولادی        &عارف

مجتبی کبیری      &سیاوش قمیشی

محسن چاووشی  &سیاوش قمیشی

خشایار اعتمادی   &داریوش

مهرزاد اصفهانی پور&داریوش

یاور اقتداری          &ابی

قاسم افشار         &ابی

علی لهراسبی     &شادمهر عقیلی(البته تن صدا نه کل صدای علی لهراسبی)

مهناز افشار         &گوگوش

مهدی امینی خواه &سیلوستر استالونه

رضا كریمی          &رضا كیانیان

رامتین خداپناهی  &رضا كیانیان

مسعود رایگان      &رضا كیانیان

كامبیز دیرباز         &كیهان ملكی

معین سید پور      &معین اصفهانی

مهران مدیری        &الویس پریسلی

رامتین حامی فر    &عادل فردوسی پور

ناصر گیتی جاه      &محمد رضا پهلوی

حمید رضا تركاشوند&محمد اصفهانی


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 6 دی 1384  12:12 ب.ظ

چند وقتی می شه ما هم به جرگه سینما برو ها پیوسته ایم!!! جای تبریك دارد!!!

البته بنده قبلا هم سینما رو بودم ولی چه می شه كرد این سینمای شهرمون تازگی ها آپ تو دیت شده....

از ماه رمضان به بعد تا حالا سینمای شهر ما 4 تا فیلم آورده كه به این ترتیب می باشند:

1-بید مجنون

2-نوك برج

3-خیلی دور خیلی نزدیك

4-عروس فراری

البته قبل از این هم فیلم هایی مثل خوابگاه دختران و... آورده بود كه بنده موفق به دیدن آنها نشدم و بعد از این هم قرار است فیلمهایی مثل آكواریوم و.... را بیاورد.

من از این 4 فیلم 3 تاش رو دیدم(نوك برج رو علاقه ای بهش نداشتم).ولی خودمونیم بید مجنون و خیلی دور خیلی نزدیك خیلی خیلی قشنگ بودند.

صحنه ای در بید مجنون بود كه پرویز پرستویی بینایی چشمانش را بازمی یابد و در بیمارستان میدود......به نظر من اوج فیلم و بازی پرستویی در این سكانس بود...واقعا خیلی عالی بود

فیلم خیلی دور خیلی نزدیك هم تمام و كمال قشنگ بود و بازی مسعود رایگان(دكتر) و افشین هاشمی(روحانی روستا) و الهام حمیدی(نگین) خیلی قشنگ بود(لهجه جنوبی رو خوب تونست ادا كند البته بنده و خیلی از دوستان كه جنوبی هستیم نفهمیدیم این بهجه مال كجاست!!!!!)

...من از 2 سكانس این فیلم خوشم آمده بود یكی: بازی افشین هاشمی و مسعود رایگان وقتی با هم در ماشین نشسته بودند و دوم:جایی كه مسعود رایگان به الهام حمیدی می گوید:.... چرا این خدایی كه میگین به پسر من كمك نمی كند من این همه جون آدمها رو نجات دادم..... و بعدش الهام حمیدی به او می گوید:این پسر شما نیست كه به كمك نیاز داره...این شمایین كه به كمك نیاز دارین و....

این 2 فیلم(بید مجنون و خیلی دور خیلی نزدیك) واقعا تاثیر گذار بودن و بسیار معنا گرا.امیدوارم خیلی دور خیلی نزدیك جایزه اسكار را بگیرد.

عروس فراری هم می گن دوباره سازی فیلم همسفر(با بازی گوگوش و بهروز وثوقی كه البته من اونو ندیدم) است.ولی خب به هر حال وقتی امین حیایی،حسام نواب صفوی و الناز شاكردوست بازی می كنند و فیلم هم شوخی های بسیار فراوانی در فیلمنامه خود دارد نمیشه این فیلم را ندید(حتی برای زنگ تفریح سینمایی!!!)

البته من بازی حیایی و نواب صفوی را دوست دارم و به خاطر گل رویشان!!! هم كه شده این فیلم را دیدم.حیایی و نواب صفوی می توانند نقش های بهتری بازی كنند به شرطی كه در انتخاب نقش ها دقت كنند به هر حال اینان ذخیره های سینما و تلویزیون ما هستند.(بازی حیایی در تمام فیلمهایش قابل توجه است و همچنین انرژی كه نواب صفوی در شمعی در باد و همچنین فیلمهای دیگرش در نقش درونی خود به كار برد بسیار قابل توجه است.البته نواب صفوی با عروس فراری نشان داد كه می تواند خود را از كلیشه شدن نجات دهد).

*چرا به عروس فراری گیر می دهند؟

من تقریبا از هر منتقدی،نقدی درباره عروس فراری خواندم همه می گفتند این فیلم فلان است....فیلمفارسی است و..... ولی به نظر من این جور فیلم ها كه فیلمنامه درستی ندارند مثل یه مسكن برای سینما می موننن كه هر از گاهی سینمای ما به آن نیاز دارد آن هم برای گیشه..خب این تا اینجا....یه نكته دیگه كه همه فراموش می كنن اینه كه باباجان شما كه عمری به فیلمهایی گیر می دادین كه حجاب خانم ها در آن درست نبود...حالا دیگر بهانه دیگری ندارید به محتواش گیر میدین؟؟ درسته كه هیچ كدوم از این فیلمها(كما،شارلاتان،عروس فراری و...) محتوا ندارند(منظور همان سر و ته می باشد) ولی تمام چارچوب وزارت ارشاد رو كه رعایت می كنن در ضمن دیدن این فیلمها برای زنگ تفریح سینمایی هم كه شده بد نیست و به نظر من هیچ خللی در سینمای ما به وجود نمی آورد شما به هالیوود نگاه كنید.سالیانه هزاران فیلم مثل عروس فراری خودمون دارند(تازه بدتر) ولی از آن طرف فیلمهایی مثل مخمصه،پدرخوانده،انجمن شاعران مرده و... دارند.ما هالیوود را برای خودمان زیادی گنده كردیم.در ضمن همش نمیشه كه معناگرا یا سینمای طنز با محتوا ساخت كه....هر چیزی به یك زنگ تفریح احتیاج دارد و زنگ تفریح ما (و سینما) این گونه فیلمهاست.

از این 2 بازیگر *حیایی و نواب صفوی* فیلم های دیگری نیز آماده نمایش است:

امین حیایی:

سرود تولد( با حسام نواب صفوی)،شام عروسی(با نیكی كریمی)

حسام نواب صفوی:

ابراهیم خلیل الله(با محمد صادقی) سرود تولد (با امین حیایی) ازدواج به سبك ایرانی ( با محمد رضا شریفی نیا) و رویای آمریكایی

البته برای من این نكته جالب است كه این 2 بازیگر پارسال 2 فیلم در اكران داشتند:

*حیایی(كما و مهمان مامان)

*نواب صفوی(شمعی در باد و 13 گربه روی شیروانی)

امسال امین حیایی ركورد شكسته و با 5 فیلم!!! امسال را گذراند(زن زیادی،شارلاتان،شكلات،عروس فراری،آكواریوم)

آرزوی موفقیت می كنم برای این 2 بازیگر با انرژی.

پوستر امین حیایی و حسام نواب صفوی در فیلم عروس فراری


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 10 آذر 1384  05:12 ق.ظ

بعد از پگاه‌ آهنگرانی‌ بازیگر نقش‌ «تداعی‌» در فیلم‌ «دختری‌ با كفش‌های‌ كتانی‌» و ترانه‌ علیدوستی‌ بازیگر نقش‌ «ترانه‌» در فیلم‌ «من‌ ترانه‌ پانزده‌ سال‌ دارم‌» این‌ بار یك‌ نسل‌ سومی‌ دیگر به‌ نام‌ «سوفی‌ كیانی‌» نقش‌ قهرمان‌ نوجوان‌ فیلم‌ صدرعاملی‌ را بازی‌ كرده‌ است‌. «سوفی‌» هم‌ مثل‌ «پگاه‌» و «ترانه‌» بهترین‌ گزینه‌ برای‌ ایفای‌ نقش‌ «آیدا» است‌. هر چند كه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ او و آیدا به‌ لحاظ‌ رفتاری‌ و خصوصیات‌ اخلاقی‌ خیلی‌ با هم‌ فرق‌ دارند اما قیافه‌ «سوفی‌ كیانی‌» انگ‌ نقش‌ «آیدا» است‌

این‌ بازیگر تازه‌ وارد و با استعداد در هنرستان‌ سوره‌، سینما خوانده‌ و دوست‌ دارد كارگردان‌ شود. او در فیلم‌ «رویای‌ خیس‌» ساخته‌ پوران‌ درخشنده‌ هم‌ به‌ عنوان‌ دستیار كارگردان‌ و هم‌ بازیگر، دومین‌ تجربه‌ سینمایی‌ خود را پشت‌ سر گذاشته‌ است‌. به‌ بهانه‌ بازی‌ خوب‌ «سوفی‌ كیانی‌» در فیلم‌ «دیشب‌ باباتو دیدم‌ آیدا» گفت‌وگویی‌ انجام‌ داده‌ایم‌:

*آیا قبل‌ از اینكه‌ به‌ عنوان‌ بازیگر نقش‌ «آیدا» انتخاب‌ شوید دو فیلم‌ قبلی‌ آقای‌ صدر عاملی‌ «دختری‌ با كفش‌های‌ كتانی‌» و «من‌ ترانه‌ پانزده‌ سال‌ دارم‌» را دیده‌ بودید?

بله‌. اتفاقا آن‌ موقع‌ خیلی‌ دلم‌ می‌خواست‌ جای‌ «تداعی‌» و «ترانه‌» باشم‌ و اصلا فكر نمی‌كردم‌ قرار است‌ سومین‌ فیلم‌ هم‌ در این‌ زمینه‌ ساخته‌ شود و من‌ نقش‌ قهرمان‌ نوجوان‌ آن‌ را بازی‌ كنم‌.

*چرا دوست‌ داشتید به‌ جای‌ «تداعی‌» و «ترانه‌» باشید?
خب‌، به‌ هر حال‌ من‌ هم‌ در یك‌ سنی‌ بودم‌ كه‌ این‌ شخصیت‌ها قرار داشتند و شاید بخاطر همین‌ خودم‌ را به‌ آنها نزدیك‌ احساس‌ می‌كردم‌.

*حالا اگر به‌ جای‌ آقای‌ صدر عاملی‌ كارگردان‌ دیگری‌ شما را انتخاب‌ می‌كرد باز هم‌ دوست‌ داشتید بازیگر شوید?
نه‌، اصلا. من‌ چون‌ فیلم‌های‌ «دختری‌ با كفش‌های‌ كتانی‌» و «من‌ ترانه‌ پانزده‌ سال‌ دارم‌» را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌ بازیگر شدم‌، در حالی‌ كه‌ خودم‌ به‌ كارگردانی‌ بیشتر علاقه‌ داشتم‌ و دارم‌.

*آیا بین‌ شخصیت‌ واقعی‌ خودتان‌ و آیدا شباهتی‌ وجود دارد?
نه‌، من‌ زیاد شبیه‌ آیدا نیستم‌. یعنی‌ در واقع‌ اصلا من‌ آیدای‌ خجالتی‌ و درونگرا نیستم‌ و اتفاقا خیلی‌ هم‌ سرزنده‌ و پرجنب‌وجوش‌ هستم‌ و بیشتر شبیه‌ «آیدا»ی‌ آخر فیلم‌ هستم‌.

*پس‌ چطور خودتان‌ را به‌ شخصیت‌ «آیدا» نزدیك‌ كردید?
من‌ سعی‌ كردم‌ «آیدا» را آن‌ طور كه‌ هست‌ باور كنم‌ و واكنش‌های‌ رفتاری‌ و خصوصیات‌ اخلاقی‌اش‌ را بر طبق‌ آن‌ چیزی‌ كه‌ قرار بود باشد، درك‌ كنم‌.

*حتما برایتان‌ خیلی‌ سخت‌ بود كه‌ از قالب‌ یك‌ دختر شاد و پرشور به‌ قالب‌ یك‌ دختر آرام‌ و زودرنج‌ فرو بروید?
بله‌، خیلی‌ سخت‌ بود. چون‌ من‌ نه‌ سابقه‌ بازیگری‌ داشتم‌ و نه‌ كلاس‌ بازیگری‌ رفته‌ بودم‌، ضمنا در فیلم‌ بازیگردان‌ هم‌ نداشتیم‌ و كارم‌ خیلی‌ سخت‌تر شده‌ بود. در واقع‌ همه‌ فیلم‌ روی‌ شخصیت‌ «آیدا» متمركز شده‌ بود و از یك‌ داستان‌ یك‌ خطی‌ تشكیل‌ شده‌ بود كه‌ از اول‌ تا آخر فقط‌ همان‌ جمله‌ «ساناز» به‌ «آیدا» را می‌فهمیم‌ كه‌ بعد از این‌ باید تماشاچی‌ را تا آخر فیلم‌ همراه‌ می‌كردیم‌، طوری‌ كه‌ هیچ‌كس‌ از ادامه‌ فیلم‌ خسته‌ نشود. همچنین‌ چون‌ شخصیت‌ «آیدا» خیلی‌ درونی‌ بود من‌ هم‌ باید یك‌ بازی‌ درونی‌ و كاملا حسی‌ می‌كردم‌ تا آیدا دیده‌ شود و تماشاگر او را باور كند. و از این‌ لحاظ‌ باید بگویم‌ خیلی‌ نقش‌ سختی‌ بود. خصوصا اینكه‌ با خودم‌ خیلی‌ فرق‌ داشت‌.

*فكر می‌كنید چه‌ عاملی‌ باعث‌ شد تا شما از پس‌ ایفای‌ این‌ نقش‌ مشكل‌ بر بیایید. آیا علاقه‌ به‌ كارهای‌ قبلی‌ آقای‌ صدر عاملی‌ هم‌ در این‌ موفقیت‌ دخیل‌ بود?

خیلی‌ زیاد. من‌ خود آقای‌ صدر عاملی‌ را خیلی‌ دوست‌ دارم‌ و فكر می‌كنم‌ رابطه‌ ایشان‌ با نسل‌ ما خیلی‌ خوب‌ است‌ و بخوبی‌ ما را درك‌ می‌كند. شاید به‌ همین‌ خاطر این‌ سه‌ فیلم‌ اینقدر خوب‌ و تاؤیرگذار از كار در آمده‌اند.

*شما داستان‌ «بابای‌ نورا» را هم‌ خوانده‌اید?

بله‌، همان‌ موقع‌ كه‌ فهمیدم‌ یك‌ فیلمی‌ قرار است‌ بر اساس‌ این‌ داستان‌ و توسط‌ آقای‌ صدر عاملی‌ ساخته‌ شود آن‌ را خواندم‌.

*آیا از قصه‌ هم‌ خوشتان‌ آمد، یعنی‌ شخصیت‌ «نورا» هم‌ به‌ اندازه‌ «آیدا» برایتان‌ جذاب‌ بود?

من‌ «آیدا» را خیلی‌ بیشتر دوست‌ دارم‌، چون‌ فكر می‌ كنم‌ شخصیت‌ «نورا» یه‌ كمی‌ سانازتر است‌ یعنی‌ بیشتر شبیه‌ شخصیت‌ «ساناز» در فیلم‌ است‌. ولی‌ «آیدا» خیلی‌ آرامتر و ساده‌تر است‌ و آن‌ شلوغی‌های‌ «نورا» را ندارد.

*كاركردن‌ در كنار بازیگران‌ حرفه‌یی‌ فیلم‌ چطور بود?

خیلی‌ تجربه‌ خوبی‌ بود و كلا در صحنه‌های‌ كه‌ با آنها بازی‌ داشتم‌ خیلی‌ راحت‌تر بودم‌ تا صحنه‌یی‌ كه‌ قرار بود تنها بازی‌ كنم‌.

*صحنه‌های‌ بازی‌ با خاطره‌ اسدی‌ )ساناز( را دوست‌ داشتی‌ یا صحنه‌های‌ مربوط‌ به‌ داخل‌ آپارتمان‌ آیدا را?

اولین‌ صحنه‌هایی‌ كه‌ فیلمبرداری‌ شد مربوط‌ به‌ تنهایی‌های‌ «آیدا» در اتاقش‌ بود كه‌ آن‌ صحنه‌ها را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌، صحنه‌های‌ مربوط‌ به‌ آیدا و پدرش‌ را كه‌ آقای‌ فروتنیان‌ بازی‌ می‌كردند را هم‌ خیلی‌ دوست‌ داشتم‌. از صحنه‌های‌ بازی‌ با خاطره‌ اسدی‌ هم‌ خیلی‌ لذت‌ بردم‌، كلا همه‌ صحنه‌های‌ فیلم‌ را دوست‌ داشتم‌. ضمنا من‌ و خاطره‌ جدای‌ از فیلم‌ در پشت‌ صحنه‌ با هم‌ دوست‌ صمیمی‌ شده‌ بودیم‌ و همین‌ مساله‌ كمك‌ می‌كرد تا در مقابل‌ دوربین‌ هم‌ با هم‌ راحت‌ باشیم‌.

*اولین‌ باری‌ كه‌ تصویر خودت‌ را روی‌ پرده‌ سینما دیدی‌ چه‌ حسی‌ پیدا كردی‌?

حس‌ خیلی‌ عجیبی‌ داشتم‌، اصلا خودم‌ را نمی‌شناختم‌ با این‌ حال‌ همه‌اش‌ به‌ تصویر خودم‌ نگاه‌ می‌كردم‌ و می‌گفتم‌ چرا این‌ شكلی‌ شدم‌ یا چرا اینطوری‌ بازی‌ می‌كنم‌.
ولی‌ وقتی‌ كمی‌ از فیلم‌ گذشت‌ حس‌ بهتری‌ پیدا كردم‌ و تازه‌ آن‌ وقت‌ متوجه‌ فیلم‌ شدم‌ و تازه‌ «آیدا» را دیدم‌ و راحت‌تر به‌ تماشای‌ فیلم‌ پرداختم‌.

*آیا به‌ عنوان‌ بازیگر نقش‌ «آیدا» خانواده‌ «آیدا» را دوست‌ داشتی‌?

بله‌، به‌ هرحال‌ «آیدا» هم‌ یك‌ دختر نوجوان‌ است‌ كه‌ در آن‌ شرایط‌ زندگی‌ می‌كند و خانواده‌ خوبی‌ هم‌ دارد كه‌ در یك‌ مقطع‌ شرایط‌ خاصی‌ پیدا كرده‌ است‌.
برخورد اطرافیان‌، خانواده‌ و دوستانتان‌ با این‌ فیلم‌ و بازیگر شدن‌ شما چطور بود?
در مورد فیلم‌ كه‌ همه‌ می‌گویند خوب‌ است‌. البته‌ اگر هم‌ بدشان‌ آمده‌ باشد به‌ خودم‌ نمی‌گویند.)می‌خندد(
خانواده‌ام‌ هم‌ فیلم‌ را دوست‌ داشتند و می‌گفتند كه‌ اصلا فكر نمی‌كردیم‌ بتوانی‌ یك‌ روزی‌ در فیلم‌ بازی‌ كنی‌ و نقش‌ یك‌ دختر آرام‌ و تا حدی‌ خجالتی‌ را بازی‌ كنی‌. به‌ هرحال‌ برخورد آنها خیلی‌ خوب‌ بود.

*آیا برخورد دوستانتان‌ با شما فرق‌ كرده‌?

از طرف‌ من‌ هیچ‌ فرقی‌ نكرده‌ است‌، چون‌ من‌ هنوز هم‌ همان‌ رابطه‌ قبلی‌ام‌ را با آنها دارم‌ و رفتارم‌ هیچ‌ فرقی‌ نكرده‌ ولی‌ به‌ هرحال‌ نگاه‌ آنها به‌ من‌ فرق‌ كرده‌ است‌ و مثل‌ سابق‌ نیست‌.

*شما با بازی‌ در این‌ فیلم‌ به‌ جمع‌ خانواده‌ سینما پیوسته‌اید آیا ازحضور در این‌ جمع‌ راضی‌ هستید?

به‌ هرحال‌ سینما عالم‌ جذابی‌ است‌ و خیلی‌ها دوست‌ دارند وارد این‌ عرصه‌ بشوند. ولی‌ برای‌ من‌ سینما از دور جذاب‌ بود و حالا كه‌ ارتباط‌ نزدیكتری‌ با آن‌ پیدا كردم‌ می‌بینم‌ كه‌ خیلی‌ هم‌ دنیای‌ زیبایی‌ نیست‌. در واقع‌ هرچه‌ از آن‌ دورتر باشیم‌ با ارزش‌تر و قابل‌ احترام‌تر است‌.

*چطور شد كه‌ برای‌ فیلم‌ «رویای‌ خیس‌» خانم‌ درخشنده‌ انتخاب‌ شدید?

خانم‌ درخشنده‌ برای‌ یكی‌ از نقش‌های‌ فیلمش‌ نیاز به‌ یك‌ بازیگر نوجوان‌ داشت‌ كه‌ بتواند نقش‌ یك‌ دختر 1615 ساله‌ را بازی‌ كند و چون‌ فیلم‌ آیدا را هم‌ دیده‌ بودند به‌ من‌ زنگ‌ زدند و گفتند كه‌ به‌ دفترشان‌ بروم‌. وقتی‌ رفتم‌ دید كه‌ چقدر بزرگ‌ شده‌ام‌ و من‌ چون‌ به‌ كارگردانی‌ علاقه‌ داشتم‌ به‌ عنوان‌ دستیار ایشان‌ همكاری‌ كردم‌ و یك‌ نقش‌ دیگر هم‌ بازی‌ كردم‌.

*چه‌ نقشی‌ را بازی‌ كرده‌اید?

نقش‌ یك‌ دختری‌ را بازی‌ كرده‌ام‌ كه‌ عاشق‌ پسری‌ است‌ و با او فرار می‌كند و به‌ شمال‌ می‌رود و آنجا با هم‌ ازدواج‌ می‌كنند ولی‌ بعدا مشكلاتی‌ برایشان‌ پیش‌ می‌آید. البته‌ قصه‌ در 30 سال‌ پیش‌ می‌گذرد و ما این‌ شخصیت‌ را در فلاش‌بك‌ می‌بینیم‌. در كل‌ «رویای‌ خیس‌» فیلمنامه‌ خوبی‌ دارد.

*دوست‌ دارید در آینده‌ بیشتر در چه‌ نقش‌هایی‌ بازی‌ كنید، در واقع‌ چه‌ ویژگی‌هایی‌ را برای‌ انتخاب‌ یك‌ نقش‌ در نظر می‌گیرید?

برای‌ من‌ در وهله‌ اول‌ كارگردان‌ فیلم‌ خیلی‌ مهم‌ است‌. چون‌ یك‌ كارگردان‌ خوب‌ می‌تواند از یك‌ فیلمنامه‌ متوسط‌ هم‌ كار خوبی‌ ارایه‌ دهد. در مرحله‌ بعدی‌ نقشم‌ است‌ كه‌ دوست‌ دارم‌ نقش‌هایی‌ را بازی‌ كنم‌ كه‌ جای‌ كار داشته‌ باشد و یك‌ نقش‌ معمولی‌ نباشد. به‌ هرحال‌ چون‌ اولین‌ تجربه‌ بازیگری‌ام‌ در فیلم‌ آقای‌ صدرعاملی‌ بوده‌ كمی‌ سخت‌گیرتر خواهم‌ شد. چون‌ دلم‌ نمی‌خواهد كارهای‌ بعدی‌ام‌ ضعیف‌تر از نقش‌ آیدا باشد.

*سخت‌ترین‌ صحنه‌یی‌ كه‌ در فیلم‌ «آیدا» بازی‌ كردید كدام‌ بود?

اولین‌ پلانی‌ كه‌ بازی‌ كردم‌ خیلی‌ سخت‌ بود. در واقع‌ صحنه‌ سختی‌ نبود ولی‌ چون‌ من‌ اولین‌ روز حضورم‌ مقابل‌ دوربین‌ بود خیلی‌ برایم‌ سخت‌ بود.

*قشنگ‌ترین‌ صحنه‌یی‌ كه‌ بازی‌ كردید?

سكانس‌ خیاطی‌ را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌.
*صحنه‌یی‌ هم‌ هست‌ كه‌ آن‌ را دوست‌ نداشته‌ باشید?

صحنه‌ دعوا با مادرم‌ و بازی‌ خودم‌ در آن‌ صحنه‌ را دوست‌ ندارم

 

 


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 27 شهریور 1384  12:09 ق.ظ

زوج های

 هنری سینما و تلویزیون (شماره 2)

رزیتا غفاری-عباس صالحی

رضا هوشمند-فرخ لقا هوشمند

خسرو تسلیمی-مینو تسلیمی

بهرام بیضایی-مژده شمسایی

ایرج سنجری-ژاله صادقی

غلامرضا آزادی-فریال بهزاد

محسن مخملباف-مرضیه مشکینی

رضا گنجی-فاطمه گودرزی

احمد حامد-فاطمه معتمد آریا

بهمن زرین پور-مینا جعفرزاده

محسن قاضی مرادی-مهوش وقاری

شهرام اسدی-لادن مستوفی

نوذر آزادی-پروین دولتشاهی

راستی اسم ابوالفضل پور عرب و آناهیتا نعمتی را از این لیست خارج كنید چون 2 سال است كه طلاق گرفتن. 


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :14  
  • ...  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
آخرین پست ها