امیر قادری/سینمای ما
---------------------------------------------
پس نوشت(1): البته با توجه به اینكه عكسها رو به روی دوربین گرفته شده است...خیلی به پاپارتزی بودن عكسها ایمان آوردیم !!!
پس نوشت(2): مثل اینکه سلسله سوتی های سریال "کاراگاهان" تمامی ندارد..!! صحنه مربوط به 20 سال پیش با پاترول "پلاک ملی" گرفته می شود!!.یک تمشک طلایی نصیب مسئول خودروهای صحنه این سریال...!!
بقیه عكس های به ظاهر پاپارتزی را در اینجا ببینید...
یک کتابفروشی کوچک نزدیک خانه من است، هر از چندگاهی که گذرم به آنجا میافتد، در صورت خلوت بودن آن مدتی، کتابها را بالا و پائین می کنم، پشت جلد را می خوانم و با فروشندگان صحبت می کنم. در مواقع شلوغی اما ترجیح میدهم تا انتخاب کتابهای خوب را بهعهده فروشنده بگذارم. یکی از انتخابهای فروشنده رمان بادبادک باز بود بعید میدانستم که کتاب خوبی باشد، نه نویسنده اثر را میشناختم نه روی جلدش را دوست داشتم و از همهی اینها گذشته اساساً مصائب مردم درد و رنج کشیدهی افغانستان به دلایلی برایم جذاب نبود. بگذریم، بادبادک باز با من به خانهام آمد و در کتابخانه ام جا گرفت و قریب به سه ماه از جایش تکان نخورد. نیمه شبی که بیخوابی بی دلیلی به سرم زده بود، بازش کردم ... سه روز بعد، یکی از محبوبترین کتابهای عمرم بود. حس دافعهای که در مورد اقتباس از رمانهای پرفروش و محبوب پس از راز داوینچی کاملاً ناموفق ران هاوارد در من ایجاد شده بود باعث شد تا از همان ابتدا نسبت به خریداری امتیاز برگردان سینمایی بادبادک باز توسط پارامونت موضع بگیرم. آنهم توسط مارک فوستر جوان! و ناگهان همایون ارشادی، دوست عزیزی که خیلی بیشتر از دفعاتی که یکدیگر را دیدهایم, نزدیکیم. قرار است مهمترین نقش بادبادک باز را بازی کند،او اولین فرستادهی سینمای ایران (بعد از انقلاب) به کارخانه رویا پردازی غرب است.از آن جا که مطمئن هستم همایون آخرین آن هم نخواهد بود و از آنجا که بازی مقتدرانه وی در این فیلم زیبا (که برخلاف روند قبلی اثر بواقع زیبا بود) را ستایش میکنم، با او گپ زدم. همیشه وقتی یک کتاب قرار است به فیلم تبدیل شود این نگرانی وجود دارد که فیلم نتواند تمام زوایای کتاب را نشان دهد و یا به عبارتی واگوی کامل کتاب باشد این نگرانی به چه صورت در این فیلم برطرف شد؟ درست است من هم بارها با این قضیه روبه رو شد مثلاً در فیلم پاپیون که پیش از آن من کتابش را خوانده بودم ولی وقتی فیلمش را دیدم واقعاً بدم آمد. در مورد بادبادک باز دیوید بنیوف که مسئول نوشتن سناریوی بادبادک باز بود و بسیار توانا است و کار شبانه روزی می کرده و در تمام مدت با نویسنده رمان در ارتباط مستقیم بود و با هم همکاری تنگاتنگی داشتند. در واقع می توان گفت که فیلم به کتاب وفادار بوده است. سینمای ما
چه کسی فکرش را میکرد؟
محمدرضا گلزار فیلم کوتاه بازی کرد!
در حالی که چندی پیش زمزمه هایی مبنی بر ممنوع التصویر بودن سوپر استار سینمای ایران به گوش میرسید ٬ چندی پیش محمد رضا گلزار بازی در نخستین تجربه کوتاه خود را به پایان رساند . «مثل آن شب» عنوان جدیدترین ساخته شهرام میراب است که هم اکنون در مراحل پایانی تدوین به سر می برد . «مثل آن شب» در تاریخ ۲۷ اسفند ماه با حضور محمدرضا گلزار و خاطره حاتمی به عنوان بازیگران اصلی فیلم کلید خورد و فیلمبرداری آن تا ۲۹ اسفند ماه ادامه داشت . میراب علاوه بر کارگردانی ٬ نویسندگی و تدوین فیلم را نیز بر عهده دارد . وی در گفتگویی کوتاه با سینمای ما گفت : «این فیلم که به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است برای حضور در جشنواره های داخلی و خارجی آماده می شود.» میراب در رابطه با حضور محمدرضا گلزار به عنوان بازیگر در این فیلم گفت : «ایشان از قبل با کارهای من آشنا بودند و فیلم های من را پیگیری می کردند تا وقتی که من از ایشان از طریق یکی از دوستان برای همکاری دعوت کردم و ایشان نیز پذیرفتند و صرفا یک حرکت فرهنگی انجام دادند . ما سر صحنه با ایشان بسیار راحت کار کردیم و تا به این لحظه به گفته دوستان این کار جزو کارهای خوب من و آقای گلزار است . امیدوارم حضور محمدرضا گلزار باعث رونق بیشتر فیلم های کوتاه بشود.» «مثل آن شب» محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است.
امیر كاظمی؛سینمای ما
گفت و گوی امیر قادری با بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم برلین 
---
آقا خسته نباشید. ما دیگر برویم. خداحافظ شما.
-کجا آقای ناجی؟ ما این همه راه آمدیم که با شما گفت و گو کنیم...
جداً؟ ا... پس بفرمایید.
-کجا بنشینید برای گفت و گو راحت ترید؟
هر جا که شما راحت ترید. ما روی خاک هم می توانیم بنشینیم.
یک فکر جدید . . .
یک ایده جدید . . .
پست ویژه نوروزی
پرونده ای برای یک خواننده عامه پسند:
بنیامین بهادری
25 اسفند 86 در هنر هفتم و بنیامین85
سنتوری شاید یکی از تلخترین ساختههای داریوش مهرجویی محسوب شود. خشونت (کلامی و جسمی) در بخش بخش فیلم موج میزند و فضای فیلم را بسیار تیره و تار میکند. شوخیها و خلبازیهای علی و هانیه شاید برای لحظاتی خنده بر لبهای تماشاگر بیاورد، اما در مجموع نمیتوانند فضای سیاه و خشونتبار فیلم را تعدیل کنند. *در خاصیت تخدیری موسیقی بحث بسیار است و شاید در وقتی دیگر بدان پرداختم. اما لازم میدانم این نکته را ذکر کنم که تخدیر و "حال" موسیقی را به هیچ روی نمیتوان از جنس تخدیر حاصل از مواد مخدر محسوب کرد. چرا که نخست موسیقی زاده خلاقیت و نبوغ انسانی است، و نه یک ماده شیمیایی خارجی. دوم این که "حال" موسیقی در لحظه است و علیرغم آثار روانی مثبت آشکار آن در پس از گوش کردن، بر خلاف مواد مخدر هیچ گاه موجب "نشئگی" و اثرات جانیی مشابه آن نمیشود. سوم این که اعتیاد به موسیقی نداریم یا اگر هم بر وجود آن اصرار داریم، در نقطه مقابل مواد مخدر هیچ گونه اثر روانی-اقتصادی-اجتماعی به دنبال ندارد، و برعکس اثرات مثبت آن روی فرد و جامعه مورد اتفاق نظر است. پینوشت: در صورت مشاهدهی نسخهی غیر مجاز سنتوری فراموش نکنید که پول بلیت را به شماره حساب مشترك به نام «داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند» 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032) واریز کنید.
عکس:محمدرضا شریفی نیا
تصور میکنم این فیلم طبق استانداردهای سینمای آمریکا، به دلیل صحنههای آشکار مصرف مواد مخدر در رده PG-13 ردهبندی میشود. من تا به حال در سینمای ایران (حداقل در سینمای بعد از انقلاب)، این چنین صریح و آشکار مصرف الکل و مواد مخدر را ندیدهام. علاوه بر این از دیدگاه خط قرمزهای جمهوری اسلامی میتوان نمایش پارتیهای مختلط، رقص و همچنین اشارهی آشکار فیلم به ســـــــــــکــــــس (در صحنهای که علی درخیال خود به هانیه میگوید: آیا همان کارهایی که با من میکردی با او میکنی؟ و تصویر، تخت خواب دو نفره و وان حمام را نشان میدهد) هم این فیلم را از دید مسئولین اصولگرا(=اقتدارگرا)ی وزارت ارشاد "مورددار" کرده است.
اما هیچ یک از مواردی که در بالا گفتم دلیل اصلی مخالفت ارشاد و مسئولین بالاتر (نظیر وزارت اطلاعات و ...) با پخش این فیلم نیست. دلایل اصلی ریشهایتر است.
نخست. نتیجهگیری فیلم به نوعی با تفکر حاکم بر مسئولین جمهوری اسلامی در مورد موسیقی مغایرت دارد. سالها پیش یک روحانی وابسته به نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه پس از تعطیل کردن چندبارهی کنسرت گروه موسیقی ما در دانشگاه به صراحت به من گفت که سیاست نظام جمهوری اسلامی بر عدم ترویج موسیقی است. صد البته که وقتی آقای مهرجویی در فیلمش این گونه نتیجهگیری میکند که میتوان با موسیقی به درمان اعتیاد پرداخت و یک زندگی را از نو شروع کرد و البته هیچ اشارهای هم به ایمان و اعتقاد و دعا و تحول فکری قهرمان با رویکرد به خدا و ... نکند، معلوم است که آقایان عصبانی میشوند.
دوم. آیتالهآلعظمی مکارم شیرازی در پاسخ به علت حرمت موسیقی در اسلام گفته اند که موسیقی را باید در ردهی مواد مخدر شمرد. فیلم سنتوری را میتوان پاسخ هوشمندانهی داریوش مهرجویی به این تفکر فقه سنتی و امثال آقای مکارم دانست. فقهی که مواد مخدر را حرام نمیکند ولی موسیقی را که تأثیرات روان-درمانی آن سالهاست مورد اتفاق نظر محققین است و اثرات درمانی آن بر معتادان هم شناخته شده است، در ردهی محرمات میشمرد.* آنچه علی سنتوری را به اعتیاد میکشاند، نه موسیقی، که سیاستهای فرهنگی-اجتماعی نظام بر پایه فقه آقای مکارم است. سالهاست حاکمان دستگاه فرهنگ با همین تفکر موسیقیدانان جوان و پراستعداد را در زیرزمینها حبس میکنند و یا در بهترین حالت از مملکتشان به یک تبعید خودخواسته میفرستند. سالهاست که به نام دین با لگدمال کردن احساسات جوانها با چکمههای خشونت و محدودیت و خفه کردن شور و انرژی آنها در قفسهایی از تیرگی و افسردگی و آه و ناله کار را بدانجا کشاندهاند که امروز 6 میلیون نفر در سطح کشور به طور مستقیم با پدیدهی شوم اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند. بله. وزارت ارشاد باید هم از هوشمندی مهرجویی در به تصویر کشیدن عریان این حقایق و بلایا عصبانی شود. تا بدانجا که با زمینهسازی عامدانهی لو رفتن فیلم، کارگردان و تهیهکننده را به جایی برساند که از ساختن فیلم در این مملکت پشیمان شوند.
سوم. مهرجویی با تقابل موسیقی و اعتیاد نه تنها بر وجه زندگیبخش موسیقی تأکید میکند، بلکه به صراحت علت زوال ستارهی فیلم را فضای بستهی حاکم بر فعالیتهای هنری، غرضورزی مسئولین فرهنگی و تفکرات پوسیدهی جامعهی سنتی نشان میدهد. برای مثال با بیان حقیقت پشت کردن خانواده پدری سنتی علی به او و محرومالارث کردنش به دلیل اشتغال او به موسیقی، و نیز شکستن ساز علی سنتوری در میان یک دعوای ناموسی در عروسی، در حقیقت بخشی از جامعه و تفکرات سنتیاش را نیز در قبال سقوط هنرمند مقصر میداند. تفکرات عقبماندهی سنتی که شاید زمینه را برای اعمال سلیقههای مسئولین فراهم میکند و آنها را در اعمال قدرتشان استوار.
تصور میکنم هر کس دیگری اگر در جای مسئولین اصولگرای وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مینشست، سنتوری را توقیف میکرد و در ادامه هم کار را با پخش مشکوک زیرزمینی فیلم برای کارگردان وتهیهکننده تمام میکرد. چرا که نمایش سنتوری برای آنها مثل این بود که خودشان سیخ داغ تریاک را در پهلوی سیاستهای فرهنگی نظام فروکنند و هر آنچه (پوچ) ساختهاند و از آن دفاع میکنند را زیر سؤال ببرند.
حرف های جیرانی درباره دستمزد بازیگران
اعتراض بهروز افخمی به فضای فرهنگی كشور
تهیهكننده «سنتوری»: من «حجت ف» را نمیشناسم و نسبتی با او ندارم
گزارش اكران هفته آخر بهمن 86/ «توفیق اجباری» با اكران خداحافظی كرد
«هر اصلاحیهای برای كسب مجوز اكران مردود است؛ حتی یك پلان»
رضا رشیدپور جلوی دوربین «سوپراستار!» (تهمینه میلانی) رفت
هوشنگ مرادی كرمانی به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری شد
فیلم تبریزی در اکران نوروزی سینماهای تهران قرار دارد؟
ناصر طهماسب؛ صدای امام ( ره )
تلویزیون دو فیلم برگزیده جشنواره بیست و ششم را می خرد

فاجعه قاچاق «سنتوری» آخرین ساخته داریوش مهرجویی همچنان نقل محافل است و واكنش تند سینماگران را در پی دارد. روز گذشته ایدهای در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملی شكل گرفت مبنی بر اینكه هركس طی روزهای اخیر سیدی یا DVD «سنتوری» را به شكل غیرقانونی خریداری كرده، مبلغی به حساب تهیهكننده این فیلم واریز كند. یادمان هست كه كارگردان این فیلم و موكلش اعلام كرده بودند خریدن این سیدی شرعا حرام است. همچنین طی ماههای گذشته بسیاری از سینماگران، فعالان و مسوولان فرهنگی این كار را تقبیح كرده و آن را بهمثابه نوعی «سرقت» دانسته بودند. از این رو خریداران سیدی «سنتوری» كه به واسطه همین سیدی این فیلم را دیدهاند برای آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهیم نباشند میتوانند بهای بلیت آن را به شماره حساب مشترك تهیهكننده و كارگردان فیلم واریز كنند. این ایده روز گذشته ابتدا با داریوش مهرجویی (كارگردان «سنتوری») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهیهكننده آن) در میان گذاشته شد. مهرجویی و فرازمند، هم از این ایده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از این جهت بود كه معتقد بودند این حركت باعث وحدت سینماگران میشود، اما نگرانیشان از آن بابت بود كه میگفتند مبادا طرح این ایده به معنای «محتاج بودن» آنها تلقی شود. نهایتا هر دو ضمن موافقت با این ایده، اعلام كردند كه عواید احتمالی آن صرف امور خیریه خواهد شد. مهرجویی در این باره به اعتماد ملی گفت: «من شخصا با این ایده موافقم. ژست قشنگی است و یك نوع وحدت و همدلی را میرساند. ما میتوانیم شماره حسابمان را اعلام كنیم، ولی امیدوارم مردم عزیز در جریان باشند كه ما محتاج نیستیم و هرچه به حسابمان واریز شود، صرف امور خیریه میشود.» فرازمند هم كه قاچاق سیدی «سنتوری» را «ضربه به سینمای ایران» میدانست، گفت: «اینجا مساله پول در میان نیست. ما باید به ضربه روحی فكر كنیم كه به مهرجویی و بقیه عوامل فیلم وارد شده است. بحث من این است كه میگویم اگر قرار بود سنتوری اكران نشود، چرا پروانه ساخت دادید؟!» او همچنین درباره ایده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملی اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوری» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خیریه میكنم. حتی میتوان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سینما كرد كه نیازمند یاری هستند. به هر حال شخصا با این ایده موافقم و اعلام میكنم كه عواید احتمالی این طرح را صرف امور خیریه میكنیم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملی، حساب مشترك خود و مهرجویی را اعلام كرد. این حساب مشترك به نام «داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند» و از این قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همانطور كه كارگردان «سنتوری» گفته، این طرح میتواند قبل از هر چیز به همدلی و وفاق در سینما خصوصا سینمای فرهنگی و مستقل بینجامد؛ شاید مبلغ 1000 یا 1500 تومان بهای یك بلیت كه از سوی خریداران این سیدی یا بینندگان آن به حساب تهیهكننده و كارگردان آن واریز میشود، مبلغ چندانی نباشد و همگان، حتی آنهایی كه این سیدی را نخریدهاند، مایل به همراهی با این طرح باشند، اما باید بدانیم كه عواید این حركت بیش از هر چیز به ثبات سینمای مستقل كمك كرده و ضربهای كه به این سینما خورده را جبران میكند. تاكید میشود همانطور كه كارگردان و تهیهكننده «سنتوری» متذكر شدهاند این حركت برای كمك مالی به آنها نیست؛ بلكه هدف از آن، یادآوری پدیده زشت «قاچاق» است.
گفتگو با آل پاچینو . . . هیچوقت تا به حال شادی را درک نکردهام آیا فکر میکنید که فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی در سینما و تلویزیون ناعادلانه تصویر شده است؟ برایم توضیح بدهید که فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی چیست؟ 100 سال است که اینجا هستیم. فرهنگ ایتالیایی-آمریکایی همان فرهنگ آمریکایی نیست؟ به این خاطر است که ما خیلی متفاوت هستیم، به خاطر ازدواجهای قومی. اکثر افرادی که ایتالیایی هستند نیمه ایتالیایی هستند. بجز من. من کاملا ایتالیاییام. من بیشتر سیسیلی هستم و مقدار کمی از ناپل هم در من هست. من منها درجهاش هستم. در این گفتگو که توسط ربکا وینترز کیگان برای مجله تایم انجام شده است این اسطوره بازیگری به سوالهای خوانندگان این نشریه جواب داده است.
بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر با معرفی برندگان به کار خود پایان داد عکس:علی کاظمی مجرد سیمرغ بلورین بهترین فیلم::به همین سادگی/رضا میرکریمی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی::محید مجیدی/آواز گنجشک ها سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه::رضا میرکریمی،شادمهر راستین/به همین سادگی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد::امین حیایی/شب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن::هنگامه قاضیانی/به همین سادگی سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری::حسین جعفریان/دیوار سیمرغ بلورین بهترین تدوین::حسن حسندوست/آواز گنجشک ها سیمرغ بلورین بهترین موسیقی::حسین علیزاده/آواز گنجشک ها سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری::ایرج شهرزادی/آتش سبز سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس::ژیلا مهرجویی،شعله نواب/آتش سبز سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه::حسین طلابیگی/پرچم های قلعه کاوه سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی::سعید ملکان/آواز گنجشک ها سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد::محسن طنابنده/استشهادی برای خدا 
گزارش حواشی جشنواره(امیر کاظمی)
همه حقیقت نزد شما نیست! یادداشت اصغر فرهادی در انتقاد به وضعیت جشنواره فیلم فجر دستاندركاران محترم جشنواره فیلم فجر نامهام خطاب به همهتان است، پیش از اینها تصمیم به نوشتنش داشتم بنا به دلایلی همكاران و دوستان خواستند چیزی نگویم مبادا مانعی ایجاد شود برای فیلمی كه بر اساس فیلمنامهام ساخته شده؛ فیلم <دایره زنگی.> بهانهام برای نوشتن این منظور <دایره زنگی> است اما حرفم درباره این فیلم نیست، حرفی است كه پیش از این هم گفتهام، در جشن خانه سینما موقع تشویق و جایزه گرفتن نه فقط موقع توبیخ و اصلاحیه خوردن. این بار بلندتر اما. بالاخره دیر یا زود این فیلم هم دیده خواهد شد و اگر حرفی داشته باشد میماند، نداشته باشد میمیرد، مثل انبوه فیلمهای فراموش شده تاریخ سینما. امیدوارم اگر ماند كسانی كه این روزها آب به آسیاب اهل ممیزی ریختند تا عقدهگشایی كنند، یادشان نرفته باشد كه چه كردهاند، پس هر آنچه میگویم نظرات شخصیام است و آرزو میكنم اینقدر مردانگی باقی باشد كه تلافی آن بر سر سرمایه تهیهكننده فیلم خالی نشود. 
10 بازیگر مرد شاخص جشنواره بیست و ششم فجر
منبع:سینمای ما
چهره ها:
عزت الله انتظامی،حامد بهداد،امین حیایی،رامبد جوان،بهرام رادان،خسرو شکیبایی،محمدرضا فروتن،رضا کیانیان،مهران مدیری،جمشید هاشم پور
ببینید:
پرونده یک سریال "پرستاران"
بنیامین به رشیدپور "نه" گفت
بازار سیاه بلیت «کنعان» در سینماهای نمایش دهنده فیلم
برنامه روز هشتم (جمعه 19 بهمن) سینماهای نمایشدهنده فیلمهای جشنواره
چهره روز؛ ترانه علیدوستی
گفت و گو ی مفصل با مهناز افشار
حاشیه های جشنواره
آخرین پست ها