تبلیغات
هنر هفتم - مطالب سینما،تئاتر

یادداشت یک دستیار کارگردان مطرح و موفق، درباره کار با بازیگران مشهور سینمای ایران




همه دوستانی كه در سینمای حرفه‌ای مشغول فعالیت هستند به خوبی می‌دانند كه مانند سایر مشاغل و حرفه‌ها در سینما هم نوع كنش و اخلاقیات عوامل براساس شرایط موجود در هر فیلم متغیر است. یعنی در سینما نیز، هم اخلاق خوب و حرفه‌ای وجود دارد و هم تقریبا اخلاق بد و غیرحرفه‌ای. تاكنون برای من كمتر پیش آمده كه به اصطلاح با آدم بدهای سینما كار كرده باشم و بدون اغراق خوشبختانه با اكثر افرادی كه همكاری داشته‌ام به نوعی خوب و محترم بوده‌اند.



افشین رضایی،سینمای ما


چهره ها:

ابوالفضل پور عرب،اكبر عبدی،علیرضا خمسه،محمدرضا گلزار،امین حیایی،پولاد كیمیایی،اندیشه فولادوند،دانیال حكیمی


  • آخرین ویرایش:-

گفت وگو با بهرام بیضایی؛ خودمان با خودمان نقشه می کشیم


عکس:سامان اقوامی/ایسنا

بهرام بیضایی گریست. برای بی گناهی افرا و برای بی پناهی برادر کوچکش که در انتظار پسرعموی خیالی خود بود؛ برای نویسنده یی که شیفته شخصیتی شد که خود خلق کرده بود، برای آن شاخه گلی که افرا در راه بازگشت از حبس از دست دختربچه یی گرفت و شاید برای رسوایی همه کسانی که افرای بی گناه را هو کردند. و شاید برای آنچه ما نمی دانیم و برای دیگرانی که نمی شناسیم. اما همه اینها گمانه زنی های ماست که چند سال پیش شاهد روخوانی بیضایی از این نمایشنامه در خانه هنرمندان بودیم. و آن لحظه غریب که بغض کرد و خواندنش قطع شد. او دو نمایشنامه همراه داشت، گفت که یکی بلند و دیگری کوتاه است؛ حالا کدام را بخوانم؟ خواندن نمایشنامه بلند درخواست حضار بود؛ پس «افرا یا روز می گذرد» خوانده شد. او پس از این نمایشنامه های دیگری هم نوشت و «مجلس شبیه در ذکر مصائب....» را به صحنه برد اما همه کسانی که آن نمایشنامه را خوانده بودند و آن روز در خانه هنرمندان حضور داشتند در انتظار اجرای این اثر بودند تا امروز که در تالار وحدت بدون یک جای خالی اجرا می شود. تالاری که شکل و شمایل آن با تاثیری که بر شیوه اجرایی نمایشنامه دارد، شاید چندان انتظار مخاطبانی را که آن روز نمایشنامه را با صدای بیضایی در خانه هنرمندان شنیدند، برآورده نکند. و شاید هم تصویر روشن تری از این نمایشنامه که به لحاظ ساختار نظیری در ادبیات نمایشی ایران معاصر ایران ندارد، ترسیم کند. آنچه در حکم اشاره خواندید بحث محوری این گفت وگو است با گریز و اشاراتی کوتاه به حواشی.



منبع: سینمای ما

درباره تئاتر "افرا"


  • آخرین ویرایش:-

  

گفتگوی محمد صالح اعلا با "گلشیفته فراهانی"



  

سینمای ما - چند وقتی است كه شما مخاطبان سایت، درخواست یك گفت و گو با گل‌شیفته فراهانی، بازیگر محبوب و موفق سینمای كشور را دارید. این گفت و گو چند ماه پیش در ماهنامه هنری «نشانی» منتشر شده است. «نشانی» را محمد صالح علاء منتشر می كند و مثل بقیه كارهای این هنرمند، متفاوت، جذاب و منحصر به فرد است. خوشبختانه قرار است مجله نشانی بعد از یك وقفه چند ماهه دور جدید انتشارش را همین روزها شروع كند با این گفت و گوی جالب و خواندنی به استقبال دور جدید نشانی می رویم....


منبع: سینمای ما
 
وب گردی:

اندر فواید اسفند !(کامران نجف زاده)

انتقاد حسن فتحی به حذف تیتراژ«شب دهم»

صحنه‌های غیر اخلاقی ساعت شنی باید حذف شود

اعلام برندگان جوایز گلدن گلوب 2008

لوگو برای ایام عاشورا

جمشید مشایخی همچنان در بخش آی سی یو
 
نگاهی به دو مجموعه  «پریدخت» و «خونمردگی»

 

 


  • آخرین ویرایش:-



نام طرح: نقابی برای گلزار

وارد حریم شخصی من نشو !


  • آخرین ویرایش:-

گفتگو با محمد رضا گلزار

قسمت دوم



عکس:هفته نامه تلاش،آیا گلزار ناجی است؟


  • آخرین ویرایش:-

 

گفتگویی طولانی و خواندنی با محمدرضا گلزار


 

بگذارید تکلیف را همین اول مشخص کنیم. شاید محمدرضا گلزار به نظر گروهی تنها بازیگری خوش چهره و خوش پوش برای سینمای عامه پسند باشد که تنها با اتکا بر ویژگی های ظاهری اش توانسته در قامت یک ستاره ظاهر شود اما اگر کمی انصاف داشته باشیم با یک جمع و تفریق ساده روی 14 فیلمی که محمدرضا گلزار در کارنامه خود دارد، درمی یابیم که او تاکنون حدود 5 میلیارد تومان طی پنج سال گذشته برای سینمای ایران درآمد کسب کرده است.

(توجه کنید که این رقم تنها مربوط به فروش فیلم ها در تهران است و فروش شهرستان ها محاسبه نشده.) در مورد کیفیت بازی گلزار هم اگر فیلم اولش «سام و نرگس» را کنار آخرین فیلم او یعنی «توفیق اجباری» بگذاریم، تغییراتی را در کار او حس می کنیم.

لحن و طرز بیان گلزار و حتی اکشن ها و ری اکشن های این بازیگر نسبت به اولین فیلم هایش در وضعیت بهتری قرار دارد، اگرچه شاید پیشرفت او روی نمودار چندان محسوس به نظر نرسد و در نگاه اول به چشم نیاید که این را هم می توان به حساب انتخاب های آقای ستاره گذاشت و اینکه جنس فیلم هایش به گونه یی بوده که اساساً بازیگر جای کار بیشتری نداشته است.

 گلزار در این سال ها بیشتر سعی کرده خودش را در قامت یک ستاره تثبیت کند تا اینکه به دنبال تجربه های متفاوت برود. البته شاید در این راه بخت هم با او یار نبوده و اگر چند همکاری با کارگردانانی مثل مهرجویی در «مهمان مامان»، کیمیایی در «سربازهای جمعه» یا بیضایی در «لبه پرتگاه» شکل می گرفت، اوضاع آقای ستاره به لحاظ جایگاه بازیگری در سینما تا اندازه زیادی فرق کرده بود. آن طور که گلزار می گوید این روزها علاوه بر ادامه راه در سینمای تجاری، به دنبال تجربه هایی متفاوت هم هست تا خودی نشان بدهد. شاید پاسخش به «دعوت» حاتمی کیا دری تازه را پیش روی ستاره سینمای ایران باز کند.

 


مهدی طاهباز


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 14 آذر 1386  01:12 ق.ظ

 

زیر پوست ستاره

یادداشتی برای "توفیق اجباری"


عکس ها: سینمای ما


در جایی از فیلم آخر محمدحسین لطیفی - توفیق اجباری - سكانس اغراق‌شده‌ای وجود دارد كه حال و هوای كلی فیلم را توضیح می‌دهد.

پیك موتوری‌ای كه در به در به دنبال امضاگرفتن از گلزار است،‌ یكدفعه بنزین تمام می‌كند، عصبانی می‌شود، پایش را به جدول می‌كوبد و می‌گوید: «آخر با یك لیتر بنزین مگر چندتا امضا می‌شود جمع كرد؟». بله، «توفیق اجباری» فیلمی است با همین ارجاعات به‌روز و اشارات پررنگ به روزگار ما. غیر از اشاره به «كارت سوخت»، كلی ارجاع به روز دیگر هم در فیلم وجود دارد؛ اشاره‌هایی به «جواهری در قصر» و یانگوم، تعدادی از فیلم‌های روز سینمای ایران و در رأس همه فیلم «آتش‌بس»، ترانه‌ای از «محسن نامجو» و حتی خود «توفیق اجباری». شاید باورتان نشود اما در جایی از فیلم، گلزار با ماشین از كنار بیل‌بورد تبلیغاتی توفیق اجباری رد می‌شود.

این همه  ارجاع و اشاره به اوضاع روز، احتمالا كسی كه هنوز فیلم را ندیده را امیدوار می‌كند تا با فیلمی كاملا مرتبط با زمانه‌اش روبه‌رو شود. فیلم‌های اكران‌شده  در چند سال اخیر، آن‌قدر بی‌بو و خاصیت و بی‌ربط به اوضاع‌ ما بوده‌اند كه حضور این همه نكته ملموس فرهنگی در این فیلم، غافلگیرمان می‌كند؛ یعنی فقط همین؛ غافلگیرمان می‌كند و متاسفانه قدم دوم و حركت بعدی در كار نیست و فیلم در همین مرحله متوقف می‌ماند. توفیق اجباری از این لحاظ به یادداشت‌های نامنسجم و پراكنده یك خبرنگار اجتماعی از گوشه و كنارش شباهت دارد.

محمدحسین لطیفی در این فیلم بیشتر در مقام «ژورنالیستی» ظاهر شده كه فكر و ذكرش ثبت لحظات  معاصر است و همین‌طور فیلمش را - بدون اینكه درمورد بامزه‌بودن و بجابودن ارجاعات‌اش به اندازه كافی فكر كرده باشد- از این لحظات اشباع می‌كند؛ طوری كه توفیق اجباری انگار  به قصد به‌رخ‌كشیدن و نشان‌دادن آگاهی فیلمساز از اوضاع و احوال جامعه ساخته شده باشد . در برابر این فیلم، مثلا «چهارشنبه‌سوری» را داریم كه از نگاه ژورنالیستی «توفیق اجباری» مبراست و ارجاعات‌اش به جامعه معاصر كاملا در تار و پود فیلم تنیده شده‌اند و به راحتی از متن خود فیلم قابل تجزیه نیستند.



علی به پژوه

 

 

 
 

به همراه یادداشت هایی از:

پاشا ابراهیمی،شیوا منتظری


  • آخرین ویرایش:-

 

درباره "گنگستر آمریکایی" ساخته ریدلی اسکات


                                                                         

 

یك فیلم گنگستری در سال2007، یعنی اینكه هنوز هم می‌شود به مخفیگاه‌های تنگ و تاریك تبهكارها سرك كشید و نشست به تماشای جنایت‌های ریز و درشت و تعقیب و گریزهای نفس‌گیر و كاراكترهای درب و داغان و چندبعدی.

این روزها یك فیلم گنگستری دیگر دارد قصه‌ عجیب و غریب دنیای زیرزمینی یك شرور خاكستری و تقابل او با یك قهرمان شكننده را روی پرده‌ سینماهای جهان تعریف می‌كند؛ فیلمی از یك كارگردان مسلط مثل ریدلی اسكات با  بازی 2 ستاره بزرگ سینمای آمریكا.
فیلم‌های گنگستری جزء اولین ژانرهای شكل‌گرفته‌ سال‌های ابتدایی تاریخ سینما هستند كه هنوز هم جزء انواع  زنده‌ سینمایی به‌حساب می‌آیند و گاهی یك‌كارگردان بزرگ را وسوسه می‌كنند تا بایستد پشت دوربین و یك فیلم گنگستری بسازد. یكی از پرطرفدارترین گونه‌های سینمایی (یعنی فیلم نوآر) روی شانه‌های سینمای گنگستری ایستاد و رشد كرد و خیلی از جذابیت‌هایش را هم از این نوع سینما وام می‌گیرد. یك فیلم گنگستری دنیایی را پیش روی تماشاگر می‌گذارد كه تجربه‌ مستقیم آن تقریبا محال است؛ تماشای نیمه‌ پنهان دنیای شخصی یا حرفه‌ای قهرمان‌ها و ضدقهرمان‌ها. گاهی بستر تعریف داستان‌هایی از این دست، اتفاقاتی واقعی و تجربه‌شده هستند؛ مثل همین فیلم جدید ریدلی اسكات (گنگستر آمریكایی) كه داستان‌ زندگی یك تبهكار حرفه‌ای و یك پلیس تك‌افتاده است. داستان در اوایل دهه70 روایت می‌شود كه مصرف مواد وسط خیابان داشت تبدیل به یك كار خیلی معمولی می‌شد. این ایام درست همان روزهایی بود كه به نظر می‌رسید كابوس جنگ  ویتنام قرار نیست دست از سر مردم آمریكا بردارد.



احمد فرهنگ نیا


  • آخرین ویرایش:-

 

چرا جشنواره فیلم کوتاه بی روح بود؟

                                                                  
                                                                   

جشنواره فیلم کوتاه تهران تمام شد و  در حسرت دیدن فیلمی که بتواند مثل پتک بر سرمان فرود بیاید. ماندیم؛ برای دیدن صحنه‌ای که تکانمان دهد لحظه‌شماری كردیم؛انتظار لحظات طلایی جشنواره چند سال پیش را داشتیم ولی ظاهرا دوره این رمانتیک‌بازی‌ها و رؤیاهای قشنگ به سر رسیده، باید به چیزی که هست تن داد و چیزی نگفت و پشت سر هم خدا را شکر کرد و به تب راضی بود!

سالن یک سینما فلسطین در اکثر اوقات، شباهت زیادی به کافه‌های قبل از انقلاب و میتینگ‌های سیاسی داشت؛ سوت‌های بلبلی، «هو» كردن‌های گهگاهی و تیکه‌پرانی‌های پشت سر هم معمولا توی همه سانس‌ها برقرار بود. به‌ندرت پیش می‌آمد که تماشاچی‌ها از روی رضایت فیلمی را تشویق کنند. در باقی حالات تشویق‌ها یا نشانه اعتراض به نمایش فیلم بود، یا خسته‌کننده بودن فیلم، یا بی‌سر و ته بودنش یا نحوه بد نمایش. جای تاسف دارد که سوت‌های دوانگشتی و کف زدن‌های تمسخرآمیز معمولا نصیب تولیدات تلویزیونی و مراکز دولتی می‌شد.

وضعیت جشنواره امسال در روز  مسابقه پرسپولیس و سایپاحسابی مشخص بود. تلویزیون ال‌سی‌دی سالن اصلی سینما روشن بود و داشت مسابقه را به صورت زنده پخش می‌کرد.  همه آنهایی که جلوی تلویزیون تنگاتنگ هم ایستاده‌بودند و با اشتیاق و بی‌اشتیاق منتظر گل دقیقه 95 پرسپولیس بودند، جزو عوامل تولیدی سینمای کوتاه و مستند بودند. اکثر آنها همان کسانی بودند که لذت دیدن یک فیلم خوب را شاید با دیدن هیچ مسابقه فوتبالی عوض نمی‌کردند. جادوی پرده نقره‌ای دیگر اثری ندارد؛ انگار که بخار از دست رفته جشنواره را باید در این تلویزیون چند سانتی جست‌وجو کرد. برای جویا شدن از علت بی‌حالی جشنواره امسال سراغ سه تن از فیلم كوتاه‌سازان معروف رفتیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است.


کاوه مظاهری،سعید جعفریان


به همراه گفتگو هایی از:

  • شهرام مکری،محمد شیروانی،رضا بهرامی نژاد


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 22 مرداد 1386  12:08 ب.ظ

كوتاه از تلویزیون،موسیقی،سینما،رادیو و حلقه وب

دلایل پخش نشدن سنـتوری از زبـان وزیـر ارشـاد!

كره ای ها كم كم به تلویـزیون ایـران مـی آینـد

دكتر الـهام مجری كوله پـشتـی میشود؟

مهران مدیری همبازی هدیه تهرانی

 

ü شنیده شده است كه فرزاد حسنی از برنامه تلویزیونی كوله پشتی اخراج شده است.این اخراج را به فال نیك میگیریم چون ایشان هنوز در شبكه جام جم و سحر برنامه دارند و این مخاطب داخل ایران است كه نباید مفسده شود!!! رادیو هم كی دیده؟ عضو شورای نظارت سازمان صدا و سیما گفته است: برای كوله پشتی مجری كارآمدتری را خواهیم آورد.شنیده شده است دكتر محمود احمدی نژاد طی حكمی دكتر غلامحسین الهام را به مجری گری این برنامه منصوب كرده اند.این یكی را هم به فال نیك می گیریم!!!

 

 

ü نیما رئیسی همچنان به بازی در سریال «میوه ممنوعه» مشغول است.شبكه دوم سیما پس از 3 سال ساخت سریال های ماورایی برای ماه رمضان اینبار سریالی اجتماعی را برای ماه مبارك رمضان تدارك دیده است.این سریال را حسن فتحی(مدار صفر درجه) كارگردانی می كند.احتمال برگشتن نیما رئیسی به رادیو هم بستگی به پروژه های تصویری او دارد.فعلا خبری نیست.

 

ü شركت ترانه شرقی گویا هنوز قصد ندارد آلبوم آریان 4 را منتشر كند.بازار موسیقی پاپ بعد از آلبوم های «هیشكی مثل تو نمیشه» و «فقط نگاه میكنم» هنوز هیچ آلبوم محكم و جدیدی را به خود ندیده است.هنوز قرار است ترانه شرقی آلبوم آریان 4 و بنیامین 2 را نیمه اول سال 86 منتشر كند ولی یك ماه به این نیمه نمانده است.شركت های موسیقی به دلایل مختلف هنوز قصد ندارند موسیقی جدید معرفی كنند و این علیرصا افتخاری است كه 8 آلبوم خود را دارد یكی یكی منتشر می كند.خدا شانس بدهد!

بهروز صفاریان هم هنوز برای بهنام كاری نكرده تا آلبوم او منتشر شود.قریب به 6 ماه است كه آلبوم شبح آماده شده ولی با تغییر سبك همراه بوده است.سبك ترسناك یا اسلشر این آلبوم به رومانتیك و حسی تغییر یافته است.

 

ü مهران مدیری گنج مظفر را به اتمام رساند و وارد پروژه «دایره زنگی» شد.دایره زنگی هنوز در مرحله پیش تولید است و بازیگران بزرگی همچون مهران مدیری،هدیه تهرانی،محمد رضا شریفی نیا،گوهر خیراندیش و نیما شاهرخ شاهی در آن ایفای نقش خواهند كرد.سالها پیش قرار بود مهران مدیری در پروژه ای سینمایی با هدیه تهرانی همبازی شود كه این امر با ممنوع الفعالیت شدن او همراه بود و پروژه به ثمر نرسید.دایره زنگی می تواند آهنگ جدید سینمای ایران باشد؟ منتظر می مانیم.

 

ü سریال های كره ای یكی یكی از راه می رسند.پس از حضور بسیار موفق سریال جواهری در قصر(البته بدون صحنه های رومانـتـیـك و عـاطـفی اش) در شبكه دوم سیما و رضایت 88 درصدی بینندگان تلویزیونی شبكه سوم سیما هم اقدام به پخش یك سریال كره ای كرده است.
«امـپـراتـور دریا»
گرچه از جنس جواهری در قصر نیست اما وزنه حضور كره ای ها را در تلویزیون را بالا برده است.مانند دوره سریال های ژاپنی همچون سالهای دور از خانه و جنگجویان كوهستان.

 

ü وزیر ارشاد طی اظهارنظر محكمی فرمود:سنتوری قابل پخش نیست! سنتوری فیلمی بود! كه كارگردانش داریوش مهرجویی بود! احتمالاتی كه جناب آقای وزیر برای پخش نشدنش داده اند احتمالا ! این است:

نشان دادن آلات موسیقی حرام است ممكن است بچه هایمان اغفال شوند!

اعتیاد؟ ما تازه داریم با طرح امنیت اجتماعی جلوشو میگیریم اونوقت بهرام میاد جلو دوربین تزریق میكنه!

داریوش هنوز قبل از انقلابی است! با ما باش داریوش جان!

شعری برای داریوش عزیز: تو كه نیستی تا ببینی ... از دست جواد من چی میكشم

 

 

ü شایعه بركناری دكتر گیل آبادی از رادیو جوان تكذیب شد+ هنوز از سرنوشت گروه جوونی به وقت فردا خبری در دست نیست+فرزاد ممنوع الكار نیست+اساسنامه حلقه وب تصویب شد(البته لوگو اش هم طراحی شده ولی هنوز تایید نشده!)+همچنان اعتراض ها به بركناری فرزاد حسنی ادامه دارد+فرزانه ناظری هم نویسنده رادیو جوان شد+شایعه كاندید شدن انوشه میر مجلسی به واسطه نام خانوادگی اش برای مجلس هشتم رد شد!+مهدی صالح پور دو دل است! 15 هزار رتبه او در كنكور است(برو از من نصیحت)+وبلاگ پیامك همچنان آرام آرام پیش می رود(مخلصیم سید جان!!!)+به دلیل ترس از زندان اوین وبلاگ هنر هفتم دیگر ویژه نامه حلقه وب منتشر نمی كند


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :13  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...