كوتـاه از سـینما،مـوسیقی،تـلـویـزیون نوروز 86 و مسابقه بهترین ترانه فراخوان بنیامین بهـادری توفیق اجباری گلزار گروه آریان شبح! ü می گویند در نوروز 86 بین خواننده های این ور آبی و اون ور آبی مسابقه مجازی(این مجازی را از این جهت می گویم چون اصالتا چنین مسابقه ای وجود نداشته ولی پیش آمده است) بهترین ترانه نوروزی برگزار شده است و خواننده هایی همچون كامران و هومن(با آهنگ دوستت دارم خیلی زیاد! و ترانه محشرش!!!!)،بنیامین بهادری(با آهنگ سر قرارمون)،حمید عسكری(با آهنگ دوستت دارم«نه خیلی زیاد!!!) و فرهاد جواهر كلام(با آهنگ هیشكی مثل تو نمیشه) در آن شركت داشته اند.نتیجه اش كه معلوم نشد.ولی ترانه ها تنظیم های خوبی داشتند البته به غیر از بنیامین كه آهنگش بدون تنظیم بیرون آمده بود ولی هم خوب بود و هم مورد استقبال قرار گرفت. ü بنیامین در فراخوانی عجیب اعلام كرده است كه مردم درباره آلبوم دوم او نظر بدهند تا او آهنگ هایش را طبق سلیقه مردم بخواند.او گفته:بزودی كار مقدماتی تولید آلبوم شروع خواهد شد.این حرف ها آنجا عجیب به نظر می رسد كه او در مصاحبه سال گذشته(شهریور85) از تولید آلبوم خود خبر داده بود و شركت ترانه شرقی عرضه آلبوم او را نیمه اول سال 86 اعلام كرده بود.اگر كار تولید آلبوم الان شروع شود! باید منتظر آلبوم او در نیمه اول سال 87 باشیم.البته بنیامین در غافلگیری مردم ید طولانی دارد.از لو رفتن آهنگ هایش قبل از عرضه آلبوم 85 تا همین ترانه سر قرارمون كه در اوایل عید منتشر شد. ü محمد حسین لطیفی خستگی ناپذیر است.او سال گذشته با ساخت 2 سریال پیاپی(وفا،صاحبدلان) و فیلم روز سوم و رساندن دوان دوان به جشنواره؛ این امر را ثابت كرد.او هم اكنون مشغول انتخاب بازیگر و پیش تولید فیلم جدیدش یعنی توفیق اجباری است.از میان بازیگرانی كه تاكنون با این پروژه قرارداد بسته اند می توان به محمد رضا گلزار،رضا عطاران،نیوشا ضیغمی و باران كوثری اشاره كرد.انتخاب محمد رضا گلزار از سوی محمد حسین لطیفی امری عجیب تلقی می شود ولی می توان امیدوار بود كه لطیفی بتواند از گلزار بازی خوبی بگیرد.شایعاتی مبنی بر حضور پوریا پورسرخ هم شنیده می شد كه با حضور گلزار این شایعات پایان یافت. ü مهران مدیری كه پس از بازی در فیلم «همیشه پای یك زن در میان است» به كارگردانی كمال تبریزی (با آن گریم عجیب!) به سراغ ساخت سریالی برای شبكه نمایش خانگی رفته بود؛ با بد شانسی مواجه شد.سریال گنج مظفر كه قرار بود تصویربرداری آن از 2 هفته پیش آغاز شود با اختلاف اسپانسر هایش(ایرانسل و تالیا) فعلا متوقف شد.این سریال قرار بود با داستانی جدید با سراغ شخصیت های باغ مظفر برود.هنگام نوشتن این مطلب این ضرب المثل به ذهنم می آید: آشپز كه دو تا شد(مخصوصا 2 تا رقیب خصوصی!) سریال یا بی مزه میشه یا متوقف میشه!!! ü گروه آریان كه قرار بود با تمركز شركت ترانه شرقی،اردیبهشت امسال آلبوم چهارم خود را وارد بازار كند؛همچنان بد قولی می كند و قصد دارد حساسیت بیشتری روی تنظیم های خود به خرج دهد. گروه آریان در مصاحبه قبل از نوروز خود با همشهری جوان اعلام كرد كه آلبومی متفاوت در اردیبهشت 86 روانه بازار خواهد كرد.قرار است شركت ترانه شرقی(محسن رجب پور) تمركز خود را بیشتر به آریان معطوف كند و شركت آوای نكیسا(غلامعلی علمشاهی) توجه خود را معطوف به آلبوم جدید بنیامین كند. ü بهنام صفاریان همچنان به حرف برادر خود گوش داده است و بازار را در انتظار آلبوم جدید خود یعنی شبح نگه داشته است.بهروز صفاریان همچنان مشغول تغییر تنظیم های آلبوم شبح می باشد تا ترانه ها و تنظیم هایش را به روز كند.این آلبوم قرار بود در تابستان 82!!! منتشر شود كه با مساعدت مسئولین ارشاد قرار است(اگر اتفاق خاصی نیفتد!) امسال و پس از 6 سال از آلبوم اول!!! منتشر شود.2 ترانه این آلبوم یعنی «شبح و قبیله آدم خوار ها» مجوز نگرفته بودند ولی گویا سال گذشته مشكل این 2 ترانه هم حل شده است.این آلبوم هم مثل آلبوم آریان قرار بود در اردیبهشت امسال منتشر شود ولی گویا این امر فعلا به تعویق افتاده است.ما هنوز منتظر آلبومی متفاوت از او هستیم.او 6 سال است كه مصاحبه نكرده است!!!(بهنام را می گویم!) ü خب،به سلامتی و با توجه به اعتراض های فراوان به وزارت ارشاد و همیاری همه دوستداران محسن چاووشی،قرار است فیلم سنتوری با صدای او اكران شود و این امر نشان می دهد كه او به كلوپ مجاز ها پیوسته است.در برنامه شب شیشه ای بهرام رادان،آنقدر بحث داغ و تند شده بود كه اسمی از این خواننده كه صدایش در فیلم سنتوری بر روی چهره رادان به خوبی نشسته است؛نیامد.
چرا از چاووشی و سنتوری میترسیم و از اکران خونبازی، نه؟ جشنواره فیلم فجر که به خیر گذشت، و حالا این یک بزنگاه دیگر است برای ما که میخواهیم سنتوری ببینیم، و برای مملکت ما که باید مرحلهای ( اتفاقا نه بیاهمیت ) از حیات اجتماعیاش را تجربه کند. این که سنتوری روی اکران برود یا نرود، این که محسن چاووشی در این فیلم جای بهرام رادان بخواند یا نخواند. ××× خب، ما آدم عادی داریم و آدم غیر عادی. فیلم عادی داریم و فیلم غیر عادی. برای عادیها که جا باز کردن کاری ندارد. امسال دو فیلم درباره اعتیاد ساخته شد. یکی سنتوری و یکی خونبازی. اکران و نمایش خون بازی، یک اتفاق معمولی و قابل پیشبینی است. همان طور که نگاه سازندهاش به پدیده اعتیاد معمولی است. خون بازی یک فیلم اخلاقی معمولی درباره مضرات اعتیاد است. امـیر قـادری
درباره این که وقتی کسی میکشد و دود میکند و اسنیف میکند، سرنوشت بدی در انتظارش است. مجوز دادن و نمایش چنین فیلمی کار سادهای است. همه بلدیم، چون همه باهاش موافقیم. چون جهانمان را آشفته نمیکند. خون بازی فیلمی نه درباره « پذیرش » که درباره « رد کردن » است، و رد کردن همیشه کار سادهتری بوده. این کار را که همیشه بلد بودهایم. خون بازی درباره آدمهای عادی و اخلاقیات عادی و زندگی عادی و جهان ارزشهای عادی است: نکشی، خوب است؛ بکشی، هیچ خوب نیست. اما این که میگویم ماجرا درباره استاد داریوش مهرجویی و سنتوری و محسن چاووشی فرق میکند، به خاطر غیر عادی بودن، یا فراتر از معمول بودن خودشان و فیلمشان و دنیایشان است.
این که یاد بگیریم چطور جهانهای بزرگتر از دنیای عادی خودمان را بپذیریم و ازش استفاده کنیم، کار خیلی سختی است. چیزی که همیشه از رویش پریدهایم. همین است که گفتم، قبول یا رد این آدم و این فیلم و این صدا، مرحله مهمی از حیات اجتماعی ماست. چون در سنتوری دیگر با اخلاقیات عادی و جهان ارزشی مورد پذیرش همه خانوادهها و پدر و مادرها رو به رو نیستیم. سنتوری فیلمی است درباره آدمی که خودش و سازش را مقدم بر همه آدمهای دنیا میداند. فیلمی درباره آدمی که شیوه زندگی خودش را به جهان اطرافاش تحمیل میکند، یا حداقل میخواهد تحمیل کند. ما برای ادامه زندگی، به اخلاق و ارزشهای مورد تایید در خون بازی نیاز داریم، همان طور که به تایید آن چه در مجموعه تلویزیونی آینه عبرت میدیدیم احتیاج داشتیم. اما هر اجتماعی برای پیشرفت، برای حرکت به سمت جلو ( که این آرزوی این روزهای همه ما برای خودمان و ایران است )، احتیاج به جذب و درک دنیای فراتر از واقع هم دارد، هر چند ادامه زندگی در این دنیا، به شیوه و روش سنتوری امکان پذیر نباشد. این مهم است که چطور دستورهای اخلاقی بیخطر رایج را هدف قرار دهیم و با آن زندگی کنیم، و در عین حال چیزی از دنیای ارزشهای فرعی گیرم خطرناک سنتوری را جذب کنیم. هر اجتماعی برای پیشرفت احتیاج به این آدمها و آثار فراتر از واقع دارد. آنها هستند که به ما میگویند ارزش و عرض زندگی، بیش از آنی است که ما انتخاب کردهایم و در یک فیلم معمولی مثل خون بازی تصویر میشود. عافیت طلبی ما چه اجازه بدهد، چه نه. ××× حالا در آستانه اکران سنتوری قرار گرفتهایم. اخبار ضد و نقیض از در و دیوار میبارد. میگویند به خاطر صدای چاووشی به فیلم مجوز اکران نمیدهند.
امیدوارم اجتماع ما و حاکماناش این قدر قوی شده باشند که بتوانند از مواهب نمایش فیلمی مثل سنتوری استفاده کنند. اگر از نمایش این دنیا و شنیدن ترانه سنگ صبور، حتی از بلندگوهای سینما بترسیم، زنگ خطر به صدا درآمده است. قرار نیست همیشه در دنیای تابناک و آکنده از بیمسئولیتی هنر زندگی کنیم و همه قواعد خاص خودمان را داشته باشیم. همه ما که علی سنتوری نیستیم. اما اجازه بدهیم که کارگردانی مثل داریوش مهرجویی، چیزی از آن دنیا را به زندگی ما اضافه کند. این قدر قوی باشیم که اجازه ورود شعلهای از دنیای هنر را به زندگی عادیمان بدهیم. این طوری اخلاقیات و درک ما از زندگی، محدود به دنیای امروز و فیلم خون بازی باقی نمیماند. این طوری پیشرفت میکنیم. این طوری جهان فردی تک تک آدمهای این سرزمین را گسترش میدهیم. حالا دیگر فکر میکنم به مرحلهای رسیده باشیم که اجازه بدهیم محسن چاووشی، ترانه سنگ صبورش را در سالنهای سینما بخواند. این درست که حسی از درد دل و حزن واقعی در صدایش وجود دارد، اما ما و قانونگذارانمان باید یاد بگیریم که چیزهای بزرگتر از فردیتهای شکوهمندتر را بگیریم و در خودمان حل کنیم. پیشرفت کنیم بی این که مثل علی سنتوری از هم بپاشیم. آرزو کنیم علی سنتوری باشیم، اما به محض این که پایمان رسید به پیادهروی دم در سینما، حواسمان بیاید سر جایش. این چیزها را یاد میگیریم. قول میدهیم.
هر روزتان نوروز نـورزتـان پـیـروز اول از همه فرا رسیدن سال1386رو به همه شما تبریك عرض می كنم... بی مقدمه بریم سر پست نوروزی وبلاگ:: پوستر ویژه حامد كمیلی به درخواست فراوان شما:: روی عكس كلیك كنید تا سایز اصلی آن باز شود طراحی:امید محمودزاده وبلاگ هنر هفتم 17 فروردین 86 آغاز 3 سالگی وبلاگ هنر هفتم مبارك!:: امسال بنیامین بهادری آلبوم نورزی ندارد ولی می توانید در عوض آن آلبوم "كما" از حمید عسكری را دانلود كنید:: به نام حمید عسكری به كام شادمهر عقیلی! آلبوم هیشكی مثل تو نمیشه از فرهاد جواهر كلام:: آلبوم غروب تا طلوع از سیاوش قمیشی:: كلیپ هایی از "جایزه بزرگ" شب های برره" و "باغ مظفر" برای موبایل:: ترانه "ساعت،دیوار،چشمات،قلبم"فرید احمدی در آلبوم 85 ترجمه شده به زبان انگلیسی:: البته فكر كنم مشكلاتی در ترجمه وجود دارد... اول با حوصله بخونید بعد ایراداتش رو به من هم بگید. Hour,Wall,Your Eyes,My Heart......Not Come,Not Come,Not Come Album,Cry,Letter,Lover..................Not Want,Not Come,Not Come me;Pain...You;Cold....Come Back,Come Back Hour,Wall,Your Eyes,My Heart......Not Come,Not Come,Not Come Album,Cry,Letter,Lover..................Not Want,Not Come,My Baby Glass,Vase,Comb,House..............My baby....My baby....My baby I`m in Pain...You are Cold....Come Back,Come Back I`m in Pain...You are Cold....Come Back,Come Back Hour,Wall,Your Eyes,My Heart Album,Cry,Letter,Lover..................My Baby,Not Want,Not Come Bench,Guitar,Fall,Moon.................to be,Not Come,Me;Die I`m in Pain...You are Cold....Come Back,Come Back I`m in Pain...You are Cold....Come Back,Come Back Hour,Wall,Your Eyes,My Heart Album,Cry,Letter,Lover Glass,Vase,Comb,House Bench,Guitar,Fall,Moon..................Not Want,Not Come,My Baby Hour,Wall,Your Eyes,My Heart......Not Come,Not Come,Not Come Hour,Wall,Your Eyes,My Heart......Not Come,Not Come,Not Come Your Hands but Your Hands,Never...Not Want,My Baby,Not Come Hour,Wall,Your Eyes,My Heart Your Hands but Your Hands,Never Your Mania,Fire,Calm,My Ghost,Not Become,Not Come,My Baby Hour,Wall,Your Eyes,My Heart Your Hands but Your Hands,Never Your Mania,Fire,Calm,My Ghost Bench,Guitar,Fall,Moon.................to be,Me;Die,Not Come عكس های جالب:: آموزش زندگی ساز! پوشاك پاره پوره در خدمت شماست! تقدیم به شهرام جزایری(منبع:وبلاگ آدمك):: توی دهِ هَشَلهفت/ شهرام گذاشت و در رفت / شهرام نگو، بلا بگو/ جیبهاش پر از طلا بگو/ موی کوتاه ، روی سیاه / وضع روبه راه / واه و واه و واه! / نه نیروی فضائیه / نه قوه قضائیه / هیچکس باهاش رفیق نبود / تنها رو گنج قارون / نشسته بود تو بارون /فلانی میگفت: شهرام خوب گل پری/ حیف توئه زندون بری این هم دعای آخر سال نویسندگان این وبلاگ:: امید:: امیدوارم سال 86 را با خوبی و سرافرازی آغاز كنید و تك تك لحظات این سال برای شما شادی و نشاط را به ارمغان بیاورد. سحرناز:: امیدوارم در 365 روز سال 365 اتفاق خوب برای شما بیفتد. امیر:: امیدوارم در سال جدید همواره موفق و پیروز باشید. پی نوشت امید:: نمی دونم بعد از عید هم می تونم دوباره در این وبلاگ بنویسم یا نه چون برای كنكور باید بخونم شاید در بهار 86 فرصتی برای نوشتن من نباشد اما این وبلاگ هست امیدوارم خوانندگان همیشگی آن این وبلاگ را از نظرات،پیشنهادات و انتقادات خود دریغ نكنند. دوسـتـتـان دارم...


میگویند «روناک یونسی» کشف تازة «قاسم جعفری» که در فیلم «گرگ و میش» بدون دریافت وجهی جلوی دوربین رفته بود، برای بستن قراردادی بابت بازی در یک فیلم سینمایی بنا به پیشنهاد قاسم جعفری، طلب 5میلیون تومان میکند و به طور قابل پیشبینی معامله شكل نمیگیرد. میگویند «ساسان فرخنیا» 50 میلیون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فیلم «رؤیای جوانی» به كارگردانی «نادر مقدس» را بگیرد. جالب این كه فیلم در اكران عمومی شكست خورد و 20 میلیون بیشتر فروش نكرد. بعدها رایت فیلم به رسانههای تصویری فروخته شد با رقم 25 میلیون. كل فروش فیلم در تهران در نهایت به اندازة سرمایهگذاری فرخنیا نرسید. «رؤیا تیموریان» که برای یک هفته کار در پروژهای، چهار میلیون دریافت کرده بوده. برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی میرود. میگویند وقتی صحبت سر مسائل مالی آغاز میشود، تیموریان همان دستمزد 4 میلیونی بابت یک هفته کار را درخواست میکند که با احتساب زمان فیلمبرداری پروژة جدید، دستمزدش به حول و حوش 32 میلیون میرسد. تیموریان کمی کوتاه میآید و به 15 میلیون هم راضی میشود اما سازندگان فیلم با این رقم هم موافقت نمیکنند. معمولا دستمزد بازیگرها در چهار قسط پرداخت میشود. قبل از فیلم. در آغاز فیلم. میانة فیلم و پس از پایان فیلم. میگویند قسط آخر جزو دسته کی داده، کی گرفتههاست. برای همین سعید پورصمیمی وقتی فیلمبرداری «قاعده بازی» به کارگردانی «احمدرضا معتمدی» به روزهای آخرش نزدیک میشود، برای بازی در سکانسهای پایانی تا زمان گرفتن قسط آخر، جلوی دوربین حاضر نمیشود. میگویند سازندگان فیلم «بله برون» ابتدا از «مهدی فخیمزاده» برای بازی در فیلمشان دعوت میکنند. فخیمزاده که مایل به همکاری در این پروژه نبوده، پای مسائل مالی را وسط میکشد و درخواست 45میلیون تومان برای بازی در این فیلم میکند تا معامله جوش نخورد. که عاقبت هم جوش نمیخورد. قضیة دیگر در مورد بازیگرها، داستان تبلیغات و بیلبوردهاست. مثلا با این که در نشریات زرد صحبت از قرارداد 200 میلیونی بهرام رادان با الجی بود، منابع موثق میگویند یک قرارداد 75 میلیون تومانی بیشتر در کار نبوده برای یک سال. $و میگویند ایکات که با تصاویر تبلیغاتی «گلزار» در لب دریا به شهرت رسید با گلزار یک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 میلیون. حالا اما دیگر تصویر گلزار، کالای موردنظر را تبلیغ نمیکند. این بار تصویر «پژمان بازغی» زیر لوگوی ایکات به چشم میخورد. میگویند بازغی قراردادش را در ازای دریافت 20 میلیون امضا کرده. این یکی تبلیغ را شاید زیاد ندیده باشید. چون خیلی زود بیلبوردهایش جمع شد. حرف تبلیغات آب معدنی است با حضور «رضا داوودنژاد» و «علی صادقی» که برای عکس انداختن در کنار بطریهای آب معدنی، نفری 25 میلیون قرار بود دریافت کنند. قرار بود را برای این مینویسیم که میگویند کارخانة موردنظر به دلایلی پول توافق شده را پرداخت نمیکند و بیلبوردها هم به سرعت جمع میشوند. یکی از جاهایی که خوب پول رد و بدل میشود، مجموعههای نودقسمتی هستند. این قضیه «خسرو شکیبایی» را هم وسوسه میکند تا برای حضور در مجموعه «زندگی به شرط خنده» قرارداد ببندد. اما همکاری سر نمیگیرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اینطور کارها «حمید لولایی» میروند که در بخش خبری 20:30 خبر قرارداد 32 میلیونی اش بابت سه ماه هم تکذیب شد. اما منابع موثق باز خبر میدهند و میگویند که لولایی برای بازی در هر قسمت یک میلیون تومان دریافت کرده. حتما در جریان ساخته شدن فیلم پرخرج «اخراجی ها» به کارگردانی «مسعود دهنمکی» بودهاید. میگویند فقط رقم قراردادهای بازیگران این فیلم 180 میلیون تومان بوده. از دستمزد 20 میلیونی و 14 میلیونی امین حیایی و اکبر عبدی برای سه ماه کار بگیرید تا قراردادهای سه چهار میلیون تومانی ارژنگ امیرفضلی و سپند امیرسلیمانی بابت همان مدت کار.
گرانترین بازیگر زن::هدیه تهرانی هدیه تهرانی شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده. آنطور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده میشود. سوپراستاری که اکثر فیلمهایش گیشة خوبی داشتهاند و از معدود افرادی است که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده است. شاید اگر الان از این و آن سؤال کنی که گرانترین بازیگر سینما کیست؟ بیشک و تردید نام او را میبرند. در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأیید نمیکند. البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمیآید. وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد. میدانید که اینجور وقتها کسانی که میخواهند مشهور بشوند، فرصتهای اینطوری را روی هوا میقاپند. اما هدیه تهرانی بیتوجه به موقعیتهای پیشرویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد. برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما. نزدیک به دو سال بعد از اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد. همان وقت بود که یك مجله در مقالهای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد. آن چهرة سرد و بیتفاوت، آرامآرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی. آنقدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلمها و سریالها را رد کند و برود در فیلمی تجربی مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایهگذار هم پیدا کند. از دستمزدهای او در فیلمهای گذشته به «دختر ایرونی» میتوان اشاره كرد كه میگویند 12میلیون تومان گرفته است. اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادویی» (فیلم جدید ایرج كریمی) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گرانترین بازیگر زن سینمای ایران تبدیل میكند. حالا حضور امروزیاش را با فیلمهای دیروزیاش مقایسه کنید. وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دستهای آلوده» بازی میکرد و تمام این فیلمها جزو پرفروشهای اکران بودند. حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی میکند. فیلمهایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به استقبال مخاطبان و پرفروششدنشان. او کمکم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره میگیرد ولی دستمزدهای اخیرش نشان میدهد هنوز هم یكی از پرطرفدارترین بازیگران زن در بین سینماگران ایرانی است.
گرانترین بازیگر مرد::محمدرضا گلزار اولش اینطوری نبود كه محمدرضا گلزار، گرانترین بازیگر مرد سینمای ایران باشد. كسی بود مثل بقیه. كسی كه برای تفریح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قدیمی سینمای ایران، یعنی ایرج قادری هم، همان جا بود. گلزار در نظر قادری، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت. پس به گلزار پیشنهاد بازی در فیلم داد. فیلمی به نام سام و بلقیس كه بعدها تبدیل شد به سام و نرگس. اما قبل از این پیشنهاد، محمدرضا گلزار گیتاریست گروه پرطرفدار و تازه تأسیس آریان بود كه اولین كاستشان «گل آفتابگردون» تركاند. بعد از بازی در سام و نرگس، دو اتفاق مهم برای محمدرضا گلزار افتاد. اول اینكه به پیشنهاد هدیه تهرانی، شد مانی معترف فیلم شام آخر. جوانی كه عاشق مادر دوستش میشود. این فیلم میتوانست جایگاه بازیگری او را تغییر دهد كه نداد. دوم هم این كه تهرانی، او را به دفتر پویافیلم برد و گفت كه بازیگر مقابلش در فیلم شبهای تهران، باید گلزار باشد. تهیهكنندة فیلم (حاج حسین فرحبخش) قاتی كرد و گفت كه سابقه نداشته بازیگر برای او تعیین تكلیف كند. پس بازی تهرانی و گلزار در فیلم، منتفی شد. زمان گذشت و فیلمهای بیبو و خاصیت گلزار یعنی «بالای شهر، پایین شهر»، «زمانه» و «چشمان سیاه» اكران شدند. او در بین مردم محبوب بود، اما نقش تعیین كنندهای در مناسبات فروش سینمای ایران نداشت. تا این كه حسین فرحبخش با وجود مشكلاتی كه برای گلزار وجود داشت (مشكل ممنوعالتصویری) آمد سر وقت او. برای بازی در فیلمی كه پرفروشترین فیلم سال1383 شد؛ یعنی كما. اینگونه بود كه سال83 تبدیل شد به بهترین سال دوران حرفهای گلزار. او در پرفروشترین فیلم سال و یكی از بهترین فیلمهای سال (بوتیك) بازی داشت و بیشتر از گذشته محبوب قلبها شد. بوتیك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فیلم پرفروشی شد و خیلیها به دیدنش رفتند. در همان سالی كه گلزار، بوتیك و كما را بازی كرد، دو اتفاق مهم دیگر هم افتاد. یكی این كه به خاطر قراردادش با ایكات، حاضر نشد موهایش را بتراشد و بشود یكی از سربازهای جمعة مسعود كیمیایی. و دیگری این كه فیلم سیزده گربه روی شیروانی تبدیل شد به آخرین همكاری او با محمدرضا شریفینیا. چون كه زیر بار نرفت درصدی از دستمزدش را به شریفینیا بدهد. اگر ناكامی و شكست گل یخ (كیومرث پوراحمد) را فراموش كنیم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده است. در پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران (از نظر ریالی) یعنی آتش بس بازی كرد و به خاطر تهمینه میلانی فقط 8 میلیون تومان گرفت. بعد از آن هم با بازی در فیلم تله، یكی از بالاترین دستمزدهای بازیگری در سینمای ما را گرفت. میگویند سهم گلزار از بازی در تله (فیلمی كه این روزها روی پرده است) 20 میلیون تومان بود كه رقم بسیار بالایی است. اینطور كه شنیده میشود، فیلم بعدی گلزار، دومین فیلم علی مصفا به تهیهكنندگی صحرا فیلم خواهد بود.
تعارف ندارم!..حقم بود! گفـتگـویی كـوتاه با باران كوثری وقـتـی سـیـمـرغ،بـاران را در بـر گرفـت خون بازی از مهم ترین فیلم های جشنواره امسال بود. سبک خشن بنی اعتماد در روایت داستان دختری از طبقه مرفه که به همراه مادرش برای گریز از چنگال اعتیاد تلاش می کند، تماشاگر را به صندلی می چسباند. فیلمی قدرتمند که شاید تماشاگر در لحظات کمی دلش هوای نرمش فیلم های سابق بنی اعتماد را بکند. خون بازی اما جدا از سبک کارگردانی بنی اعتماد، نیرو محرکه خود را از بازی دو بازیگر از دو نسل متفاوت می گیرد; باران کوثری و بیتا فرهی. باران در نقش دختری که به شکل زجرآوری در دام اعتیاد گرفتار شده و بیتا فرهی در نقش مادر صبور او. هنرنمایی این دو نفر احتمالا قدرتمندترین بازی در کل سینمای فجر امسال بود. با بارن کوثری که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را به دست آورده به گفت وگو نشسته ایم. باران از سال 1370، در 6 سالگی با بازی در نرگس، حضور جلوی دوربین را تجربه کرد، اما تنها طی یکی دو سال گذشته بود که به عنوان یک بازیگر حرفه ای، توانایی های خود را به همه ثابت کرده است. او امسال برای بازی در خون بازی و روز سوم، کاندیدای سیمرغ شد و برای خون بازی این جایزه را به دست آورد. گفت وگو با او، دو روز بعد از پیروزی بزرگش در شب اختتامیه فجر بود. وقتی کهSMS های دوستانش مدام گفت وگوی ما را قطع می کرد. او این روزها دختر اول سینمای ایران است. بهاران بنی احمدی - پریچهر باقری
دستمزد اسرار آمیز ستارهها بالاخره چقدر است؟ این گزارش افشاگرانه سینما را به هم میریزد مثل یكجور شلیك به مغز است. روكردن این دستمزدها و این ارقام و اعداد، تا جایی كه من میدانم، برای اولین بار است كه اتفاق میافتد. امیدوارم انتشار نتایج این تحقیق به مشكلات و بحثهای ریز و درشت فراوانی منجر نشود. هر روزنامهنگاری دوست دارد كارش خوانده شود، اما رفتن دنبال بحث و جنجال، وقت میخواهد كه ما نداریم. واقعا نمیدانم كه چرا اغلب چیزها در این كشور باید پوشیده بمانند. قرار است حرفهای عمل كنیم و حرفهای پول بگیریم، اما همة سعیمان را به خرج میدهیم تا بخش اعظمی از ساز و كار حرفهای كه داریم انجاماش میدهیم، پشت پرده باقی بماند. اینجا بحث سر روابط ناجور مالی نیست. اهالی سینما كارشان را میكنند و بابتش پول میگیرند. پس چاپ چنین پروندهای حداقل نقطة شروعی برای روشن شدن خیلی چیزهاست. در حوزة سینمای ایران، نه دستمزد كسی معلوم است، نه مدیر برنامهها رو بازی میكنند و نه با فضای روشن و شفافی روبهرو هستیم. این پرونده ناقص است و بعضی اطلاعات ممكن است بالا و پایین داشته باشند. اما به هر حال، قدم اول است برای تاباندن نور به جاهای تاریك؛ به آن چه تا به حال صحبتش نبوده و بد نیست از این به بعد، روشنتر دربارهاش بحث كنیم. وقتی قیمتها مشخص نباشد، میشود به باقی آدمها حق داد كه شایعه درست كنند و زرنگترهایش از این آب گلآلود ماهی بگیرند. اما در فضای مناسب، همه چیز مشخصتر میشود. ساز و كار درست در چهارچوب هر حرفه شكل میگیرد ارزش حرفهای آدمها معلوم میشود. هنوز در دامنه كوه هم نیستیم و قله، خیلی دورتر از این حرفهاست. اما امیدوارم روزی برسد كه ارزش و نفوذ و استعداد آدمها، با پولی كه میگیرند نسبت مستقیم داشته باشد. آن وقت میشود آدم كاربلد را از آدم علاف بیاستعداد جدا كرد و یكی از راههای این تقسیمبندی، همین دانستن ارزش ریالی كارشان است. این كه هر كسی چقدر میارزد. البته استثناها وجود دارند. منطق دلالی هم میتواند خیلی چیزها را به هم بریزد. مافیا و گروهبندی و اینها هم جای خودش را دارد. اما روشن شدن ارقام، بعضی از این مشكلات را هم كاهش میدهد. بعد هم این كه خواهش میكنم بحث «پول بد است» و «همه چیز نمیشود» و اینها را وسط نكشید. حالا كه داریم در این فضا كار و زندگی میكنیم و پول هم بخشی از این فضاست. چرا میخواهیم از زیرش در برویم؟ در باقی نقاط دنیا، اوضاع روشنتر است. آدمها دستمزدشان را میگویند و صاحبنظرها هم مجازند در اینباره بحث كنند كه آدمها ارزش چنین پولی را دارند یا نه. از شكیرا تا مارتین اسكورسیزی، رقم قرارداد هر كسی معلوم است. و معلوم بودن چنین اطلاعاتی، پایه بحثهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی را میریزد. غیر این اگر باشد، پایة بحثهای سینمایی روی دریای تیرهای شكل میگیرد كه هیچ اطلاعی از ابعادش و ماهیهای درنده یا بیآزاری كه تویش شنا میكنند، نداریم. تأكید روی این نكته هم شاید لزومی نداشته باشد كه باب تكذیب و تصحیح و اینجور چیزها هم باز است. اگر میبینید پرونده مستندتر نیست و گفتوگوی درست و حسابی در اینباره انجام نشده، به این برمیگردد كه كسی حاضر نمیشود دربارة این چیزها مستقیما در برابر ضبط یك خبرنگار حرف بزند. چاپ این پرونده امكان دارد آدمهایی را مشتاق كند تا رسما دربارة اینجور چیزها حرف بزنند. منتظریم. گفتم تهیة چنین پروندهای مثل یك جور شلیك به مغز است. شاید خیلیها ناراحت شوند. ولی به هر حال، این اتفاق برای یك بار هم كه شده، باید میافتاد. منبع: «همشهری جوان»
كوتاه از سینما،جشنواره،تلویزیون،موسیقی نگاهی به عوامل و بازیگران 3 سریال نوروزی تله فیلم های باغ مظفر در راه است پوریا و باران كاندید هستند كلیپ های بنیامین
گفتگو با پوریا پورسرخ اگر قرار است چوب بخوریم بگذار چوب معلم باشد! میشود حدس زد چرا پوریا پورسرخ ابتدای گفتوگو با تأكید پرسید كه از كجا تماس میگیرم؟! او با انرژی حرف زد، سعی كرد سؤالها را با دقت جواب دهد و حاشیه نرود. به قول خودش یاد گرفته كه «از حاشیه دوری كند» مدت زیادی از ورودش به حرفه بازیگری نمیگذرد اما با دلایلی كه در همین گفتوگو میگوید، كوشیده تا راه درست را انتخاب كند. دوست ندارد ناعادلانه قضاوت شود و برایش مهم است كه قرار است كجا بایستد. او در این گفتوگوی كوتاه از ورودش به سینما و تلویزیون میگوید؛ از ژوبین عاشقپیشه وفا تا شاهین لاتمنش صاحبدلان. این روزها هم بار دیگر جلوی دوربین محمدحسین لطیفی است كه درباره تداوم همكاریشان با شوق حرف میزند. * منتظر گالری عكس فیلم روز سوم باشید* آرزو فراهانی .jpg)
آخرین پست ها