میگویند «روناک یونسی» کشف تازة «قاسم جعفری» که در فیلم «گرگ و میش» بدون دریافت وجهی جلوی دوربین رفته بود، برای بستن قراردادی بابت بازی در یک فیلم سینمایی بنا به پیشنهاد قاسم جعفری، طلب 5میلیون تومان میکند و به طور قابل پیشبینی معامله شكل نمیگیرد. میگویند «ساسان فرخنیا» 50 میلیون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فیلم «رؤیای جوانی» به كارگردانی «نادر مقدس» را بگیرد. جالب این كه فیلم در اكران عمومی شكست خورد و 20 میلیون بیشتر فروش نكرد. بعدها رایت فیلم به رسانههای تصویری فروخته شد با رقم 25 میلیون. كل فروش فیلم در تهران در نهایت به اندازة سرمایهگذاری فرخنیا نرسید. «رؤیا تیموریان» که برای یک هفته کار در پروژهای، چهار میلیون دریافت کرده بوده. برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی میرود. میگویند وقتی صحبت سر مسائل مالی آغاز میشود، تیموریان همان دستمزد 4 میلیونی بابت یک هفته کار را درخواست میکند که با احتساب زمان فیلمبرداری پروژة جدید، دستمزدش به حول و حوش 32 میلیون میرسد. تیموریان کمی کوتاه میآید و به 15 میلیون هم راضی میشود اما سازندگان فیلم با این رقم هم موافقت نمیکنند. معمولا دستمزد بازیگرها در چهار قسط پرداخت میشود. قبل از فیلم. در آغاز فیلم. میانة فیلم و پس از پایان فیلم. میگویند قسط آخر جزو دسته کی داده، کی گرفتههاست. برای همین سعید پورصمیمی وقتی فیلمبرداری «قاعده بازی» به کارگردانی «احمدرضا معتمدی» به روزهای آخرش نزدیک میشود، برای بازی در سکانسهای پایانی تا زمان گرفتن قسط آخر، جلوی دوربین حاضر نمیشود. میگویند سازندگان فیلم «بله برون» ابتدا از «مهدی فخیمزاده» برای بازی در فیلمشان دعوت میکنند. فخیمزاده که مایل به همکاری در این پروژه نبوده، پای مسائل مالی را وسط میکشد و درخواست 45میلیون تومان برای بازی در این فیلم میکند تا معامله جوش نخورد. که عاقبت هم جوش نمیخورد. قضیة دیگر در مورد بازیگرها، داستان تبلیغات و بیلبوردهاست. مثلا با این که در نشریات زرد صحبت از قرارداد 200 میلیونی بهرام رادان با الجی بود، منابع موثق میگویند یک قرارداد 75 میلیون تومانی بیشتر در کار نبوده برای یک سال. $و میگویند ایکات که با تصاویر تبلیغاتی «گلزار» در لب دریا به شهرت رسید با گلزار یک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 میلیون. حالا اما دیگر تصویر گلزار، کالای موردنظر را تبلیغ نمیکند. این بار تصویر «پژمان بازغی» زیر لوگوی ایکات به چشم میخورد. میگویند بازغی قراردادش را در ازای دریافت 20 میلیون امضا کرده. این یکی تبلیغ را شاید زیاد ندیده باشید. چون خیلی زود بیلبوردهایش جمع شد. حرف تبلیغات آب معدنی است با حضور «رضا داوودنژاد» و «علی صادقی» که برای عکس انداختن در کنار بطریهای آب معدنی، نفری 25 میلیون قرار بود دریافت کنند. قرار بود را برای این مینویسیم که میگویند کارخانة موردنظر به دلایلی پول توافق شده را پرداخت نمیکند و بیلبوردها هم به سرعت جمع میشوند. یکی از جاهایی که خوب پول رد و بدل میشود، مجموعههای نودقسمتی هستند. این قضیه «خسرو شکیبایی» را هم وسوسه میکند تا برای حضور در مجموعه «زندگی به شرط خنده» قرارداد ببندد. اما همکاری سر نمیگیرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اینطور کارها «حمید لولایی» میروند که در بخش خبری 20:30 خبر قرارداد 32 میلیونی اش بابت سه ماه هم تکذیب شد. اما منابع موثق باز خبر میدهند و میگویند که لولایی برای بازی در هر قسمت یک میلیون تومان دریافت کرده. حتما در جریان ساخته شدن فیلم پرخرج «اخراجی ها» به کارگردانی «مسعود دهنمکی» بودهاید. میگویند فقط رقم قراردادهای بازیگران این فیلم 180 میلیون تومان بوده. از دستمزد 20 میلیونی و 14 میلیونی امین حیایی و اکبر عبدی برای سه ماه کار بگیرید تا قراردادهای سه چهار میلیون تومانی ارژنگ امیرفضلی و سپند امیرسلیمانی بابت همان مدت کار.
گرانترین بازیگر زن::هدیه تهرانی هدیه تهرانی شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده. آنطور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده میشود. سوپراستاری که اکثر فیلمهایش گیشة خوبی داشتهاند و از معدود افرادی است که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده است. شاید اگر الان از این و آن سؤال کنی که گرانترین بازیگر سینما کیست؟ بیشک و تردید نام او را میبرند. در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأیید نمیکند. البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمیآید. وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد. میدانید که اینجور وقتها کسانی که میخواهند مشهور بشوند، فرصتهای اینطوری را روی هوا میقاپند. اما هدیه تهرانی بیتوجه به موقعیتهای پیشرویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد. برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما. نزدیک به دو سال بعد از اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد. همان وقت بود که یك مجله در مقالهای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد. آن چهرة سرد و بیتفاوت، آرامآرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی. آنقدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلمها و سریالها را رد کند و برود در فیلمی تجربی مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایهگذار هم پیدا کند. از دستمزدهای او در فیلمهای گذشته به «دختر ایرونی» میتوان اشاره كرد كه میگویند 12میلیون تومان گرفته است. اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادویی» (فیلم جدید ایرج كریمی) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گرانترین بازیگر زن سینمای ایران تبدیل میكند. حالا حضور امروزیاش را با فیلمهای دیروزیاش مقایسه کنید. وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دستهای آلوده» بازی میکرد و تمام این فیلمها جزو پرفروشهای اکران بودند. حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی میکند. فیلمهایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به استقبال مخاطبان و پرفروششدنشان. او کمکم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره میگیرد ولی دستمزدهای اخیرش نشان میدهد هنوز هم یكی از پرطرفدارترین بازیگران زن در بین سینماگران ایرانی است.
گرانترین بازیگر مرد::محمدرضا گلزار اولش اینطوری نبود كه محمدرضا گلزار، گرانترین بازیگر مرد سینمای ایران باشد. كسی بود مثل بقیه. كسی كه برای تفریح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قدیمی سینمای ایران، یعنی ایرج قادری هم، همان جا بود. گلزار در نظر قادری، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت. پس به گلزار پیشنهاد بازی در فیلم داد. فیلمی به نام سام و بلقیس كه بعدها تبدیل شد به سام و نرگس. اما قبل از این پیشنهاد، محمدرضا گلزار گیتاریست گروه پرطرفدار و تازه تأسیس آریان بود كه اولین كاستشان «گل آفتابگردون» تركاند. بعد از بازی در سام و نرگس، دو اتفاق مهم برای محمدرضا گلزار افتاد. اول اینكه به پیشنهاد هدیه تهرانی، شد مانی معترف فیلم شام آخر. جوانی كه عاشق مادر دوستش میشود. این فیلم میتوانست جایگاه بازیگری او را تغییر دهد كه نداد. دوم هم این كه تهرانی، او را به دفتر پویافیلم برد و گفت كه بازیگر مقابلش در فیلم شبهای تهران، باید گلزار باشد. تهیهكنندة فیلم (حاج حسین فرحبخش) قاتی كرد و گفت كه سابقه نداشته بازیگر برای او تعیین تكلیف كند. پس بازی تهرانی و گلزار در فیلم، منتفی شد. زمان گذشت و فیلمهای بیبو و خاصیت گلزار یعنی «بالای شهر، پایین شهر»، «زمانه» و «چشمان سیاه» اكران شدند. او در بین مردم محبوب بود، اما نقش تعیین كنندهای در مناسبات فروش سینمای ایران نداشت. تا این كه حسین فرحبخش با وجود مشكلاتی كه برای گلزار وجود داشت (مشكل ممنوعالتصویری) آمد سر وقت او. برای بازی در فیلمی كه پرفروشترین فیلم سال1383 شد؛ یعنی كما. اینگونه بود كه سال83 تبدیل شد به بهترین سال دوران حرفهای گلزار. او در پرفروشترین فیلم سال و یكی از بهترین فیلمهای سال (بوتیك) بازی داشت و بیشتر از گذشته محبوب قلبها شد. بوتیك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فیلم پرفروشی شد و خیلیها به دیدنش رفتند. در همان سالی كه گلزار، بوتیك و كما را بازی كرد، دو اتفاق مهم دیگر هم افتاد. یكی این كه به خاطر قراردادش با ایكات، حاضر نشد موهایش را بتراشد و بشود یكی از سربازهای جمعة مسعود كیمیایی. و دیگری این كه فیلم سیزده گربه روی شیروانی تبدیل شد به آخرین همكاری او با محمدرضا شریفینیا. چون كه زیر بار نرفت درصدی از دستمزدش را به شریفینیا بدهد. اگر ناكامی و شكست گل یخ (كیومرث پوراحمد) را فراموش كنیم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده است. در پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران (از نظر ریالی) یعنی آتش بس بازی كرد و به خاطر تهمینه میلانی فقط 8 میلیون تومان گرفت. بعد از آن هم با بازی در فیلم تله، یكی از بالاترین دستمزدهای بازیگری در سینمای ما را گرفت. میگویند سهم گلزار از بازی در تله (فیلمی كه این روزها روی پرده است) 20 میلیون تومان بود كه رقم بسیار بالایی است. اینطور كه شنیده میشود، فیلم بعدی گلزار، دومین فیلم علی مصفا به تهیهكنندگی صحرا فیلم خواهد بود.
تعارف ندارم!..حقم بود! گفـتگـویی كـوتاه با باران كوثری وقـتـی سـیـمـرغ،بـاران را در بـر گرفـت خون بازی از مهم ترین فیلم های جشنواره امسال بود. سبک خشن بنی اعتماد در روایت داستان دختری از طبقه مرفه که به همراه مادرش برای گریز از چنگال اعتیاد تلاش می کند، تماشاگر را به صندلی می چسباند. فیلمی قدرتمند که شاید تماشاگر در لحظات کمی دلش هوای نرمش فیلم های سابق بنی اعتماد را بکند. خون بازی اما جدا از سبک کارگردانی بنی اعتماد، نیرو محرکه خود را از بازی دو بازیگر از دو نسل متفاوت می گیرد; باران کوثری و بیتا فرهی. باران در نقش دختری که به شکل زجرآوری در دام اعتیاد گرفتار شده و بیتا فرهی در نقش مادر صبور او. هنرنمایی این دو نفر احتمالا قدرتمندترین بازی در کل سینمای فجر امسال بود. با بارن کوثری که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را به دست آورده به گفت وگو نشسته ایم. باران از سال 1370، در 6 سالگی با بازی در نرگس، حضور جلوی دوربین را تجربه کرد، اما تنها طی یکی دو سال گذشته بود که به عنوان یک بازیگر حرفه ای، توانایی های خود را به همه ثابت کرده است. او امسال برای بازی در خون بازی و روز سوم، کاندیدای سیمرغ شد و برای خون بازی این جایزه را به دست آورد. گفت وگو با او، دو روز بعد از پیروزی بزرگش در شب اختتامیه فجر بود. وقتی کهSMS های دوستانش مدام گفت وگوی ما را قطع می کرد. او این روزها دختر اول سینمای ایران است. بهاران بنی احمدی - پریچهر باقری
دستمزد اسرار آمیز ستارهها بالاخره چقدر است؟ این گزارش افشاگرانه سینما را به هم میریزد مثل یكجور شلیك به مغز است. روكردن این دستمزدها و این ارقام و اعداد، تا جایی كه من میدانم، برای اولین بار است كه اتفاق میافتد. امیدوارم انتشار نتایج این تحقیق به مشكلات و بحثهای ریز و درشت فراوانی منجر نشود. هر روزنامهنگاری دوست دارد كارش خوانده شود، اما رفتن دنبال بحث و جنجال، وقت میخواهد كه ما نداریم. واقعا نمیدانم كه چرا اغلب چیزها در این كشور باید پوشیده بمانند. قرار است حرفهای عمل كنیم و حرفهای پول بگیریم، اما همة سعیمان را به خرج میدهیم تا بخش اعظمی از ساز و كار حرفهای كه داریم انجاماش میدهیم، پشت پرده باقی بماند. اینجا بحث سر روابط ناجور مالی نیست. اهالی سینما كارشان را میكنند و بابتش پول میگیرند. پس چاپ چنین پروندهای حداقل نقطة شروعی برای روشن شدن خیلی چیزهاست. در حوزة سینمای ایران، نه دستمزد كسی معلوم است، نه مدیر برنامهها رو بازی میكنند و نه با فضای روشن و شفافی روبهرو هستیم. این پرونده ناقص است و بعضی اطلاعات ممكن است بالا و پایین داشته باشند. اما به هر حال، قدم اول است برای تاباندن نور به جاهای تاریك؛ به آن چه تا به حال صحبتش نبوده و بد نیست از این به بعد، روشنتر دربارهاش بحث كنیم. وقتی قیمتها مشخص نباشد، میشود به باقی آدمها حق داد كه شایعه درست كنند و زرنگترهایش از این آب گلآلود ماهی بگیرند. اما در فضای مناسب، همه چیز مشخصتر میشود. ساز و كار درست در چهارچوب هر حرفه شكل میگیرد ارزش حرفهای آدمها معلوم میشود. هنوز در دامنه كوه هم نیستیم و قله، خیلی دورتر از این حرفهاست. اما امیدوارم روزی برسد كه ارزش و نفوذ و استعداد آدمها، با پولی كه میگیرند نسبت مستقیم داشته باشد. آن وقت میشود آدم كاربلد را از آدم علاف بیاستعداد جدا كرد و یكی از راههای این تقسیمبندی، همین دانستن ارزش ریالی كارشان است. این كه هر كسی چقدر میارزد. البته استثناها وجود دارند. منطق دلالی هم میتواند خیلی چیزها را به هم بریزد. مافیا و گروهبندی و اینها هم جای خودش را دارد. اما روشن شدن ارقام، بعضی از این مشكلات را هم كاهش میدهد. بعد هم این كه خواهش میكنم بحث «پول بد است» و «همه چیز نمیشود» و اینها را وسط نكشید. حالا كه داریم در این فضا كار و زندگی میكنیم و پول هم بخشی از این فضاست. چرا میخواهیم از زیرش در برویم؟ در باقی نقاط دنیا، اوضاع روشنتر است. آدمها دستمزدشان را میگویند و صاحبنظرها هم مجازند در اینباره بحث كنند كه آدمها ارزش چنین پولی را دارند یا نه. از شكیرا تا مارتین اسكورسیزی، رقم قرارداد هر كسی معلوم است. و معلوم بودن چنین اطلاعاتی، پایه بحثهای اقتصادی و اجتماعی فراوانی را میریزد. غیر این اگر باشد، پایة بحثهای سینمایی روی دریای تیرهای شكل میگیرد كه هیچ اطلاعی از ابعادش و ماهیهای درنده یا بیآزاری كه تویش شنا میكنند، نداریم. تأكید روی این نكته هم شاید لزومی نداشته باشد كه باب تكذیب و تصحیح و اینجور چیزها هم باز است. اگر میبینید پرونده مستندتر نیست و گفتوگوی درست و حسابی در اینباره انجام نشده، به این برمیگردد كه كسی حاضر نمیشود دربارة این چیزها مستقیما در برابر ضبط یك خبرنگار حرف بزند. چاپ این پرونده امكان دارد آدمهایی را مشتاق كند تا رسما دربارة اینجور چیزها حرف بزنند. منتظریم. گفتم تهیة چنین پروندهای مثل یك جور شلیك به مغز است. شاید خیلیها ناراحت شوند. ولی به هر حال، این اتفاق برای یك بار هم كه شده، باید میافتاد. منبع: «همشهری جوان»
كوتاه از سینما،جشنواره،تلویزیون،موسیقی نگاهی به عوامل و بازیگران 3 سریال نوروزی تله فیلم های باغ مظفر در راه است پوریا و باران كاندید هستند كلیپ های بنیامین
گفتگو با پوریا پورسرخ اگر قرار است چوب بخوریم بگذار چوب معلم باشد! میشود حدس زد چرا پوریا پورسرخ ابتدای گفتوگو با تأكید پرسید كه از كجا تماس میگیرم؟! او با انرژی حرف زد، سعی كرد سؤالها را با دقت جواب دهد و حاشیه نرود. به قول خودش یاد گرفته كه «از حاشیه دوری كند» مدت زیادی از ورودش به حرفه بازیگری نمیگذرد اما با دلایلی كه در همین گفتوگو میگوید، كوشیده تا راه درست را انتخاب كند. دوست ندارد ناعادلانه قضاوت شود و برایش مهم است كه قرار است كجا بایستد. او در این گفتوگوی كوتاه از ورودش به سینما و تلویزیون میگوید؛ از ژوبین عاشقپیشه وفا تا شاهین لاتمنش صاحبدلان. این روزها هم بار دیگر جلوی دوربین محمدحسین لطیفی است كه درباره تداوم همكاریشان با شوق حرف میزند. * منتظر گالری عكس فیلم روز سوم باشید* آرزو فراهانی .jpg)
چند یادداشت كوتاه برای فیلم تقاطع فیلمی خوب و یكدست با كهكشانی از بازیگران ساخته ابوالحسن داوودی بالاخره ما هم امسال توانستیم یك فیلم خوب دیگر یعنی تقاطع را ببینیم چند یادداشت هم به واسطه این فیلم می نویسم گرچه خیلی دیر... شروع فیلم بسیار خوب و نماها عالی چیده شده بودند.
اکران فیلم ۳ ۲ ۱ ساخته همکارمان *سحرناز جواهری* در خانه هنرمندان عکس تزیینی است... دومین جشنوارهی زنان فیلمساز (یادوارهی پروین اعتصامی) در دومین روز برگزاری خود ، چهارده فیلم را در خانهی هنرمندان ایران نمایش میدهد. به گزارش سایت خبری خانهی هنرمندان ایران ، دوشنبه چهارم دیماه ، جشنوارهی زنان فیلمساز نمایش فیلمهای خود را از ساعت 10 صبح آغاز خواهد کرد. برنامهی نمایش فیلمها به شرح زیر است. این خبری بود كه چند روز پیش روی پیشخوان خبرگزاری های فرهنگی قرار گرفت. در این جشنواره فیلم كوتاه «سه،دو،یك» به كارگردانی همكارمان، خانم سحرناز جواهری هم به نمایش درآمد.این فیلم قرار است در جشنواره فیلم فجر (در بخش فیلم های كوتاه) هم به نمایش دربیاید. پیشاپیش این موفقیت را به خانم سحرناز جواهری تبریك می گوییم. البته قرار بود این پست در پست 200 وبلاگ قرار بگیرد(به عنوان خبر ویژه) كه متاسفانه از كوتاهی بنده در پست 201 قرار می گیرد. باپوزش فراوان
از ساعت 10 تا 30/11 در بخش مسابقه ویژهی پیامبر اعظم (ص):
روز پنجاه هزار سال / محمدرضا وطندوست/ مستند/ 27 دقیقه/ تهران
معراج/ نرگس آبیار/ داستانی/17 دقیقه/ تهران
شصت و سه/ شهناز سلیمانیسینبی / مستند/ 14 دقیقه/ تهران
عکس یار/ منصوره قدیری/ داستانی/ 9 دقیقه و 30 ثانیه / اصفهان
از ساعت 30/11 تا 13 در بخش مسابقهی نیلوفر سیمین:
مامان مرد/ کاوه قهرمان/ داستانی/ 10 دقیقه/ تهران
پل معلق/ دانش اقباشاوی/ مستند/ 30 دقیقه / تهران
سه کیلومتر جلوتر/ شهرام شاهحسینی/ تجربی/ 40 دقیقه/ تهران
قربانی/ پناه بر خدا رضایی/ داستانی/ 12 دقیقه/ تهران
از ساعت 14 تا 16 : نقد و بررسی
از ساعت 16 تا 18 در بخش مسابقهی نیلوفر زرین:
لحظهی رقصیدن فرفرهها/ بهاره للهی/ داستانی/ 8 دقیقه و 20 ثانیه/ تهران
حفرههای حیات/ معصومه نورمحمدی/ مستند/ 30 دقیقه/ تهران
آن بالا کنار جاده/ مرجان اشرفیزاده/ داستانی/ 15 دقیقه/ تهران
سه، دو، یک/ سحرناز محمدجواهری/ تجربی/ 4 دقیقه/ تهران
ماه عسل/ آیدا کیخایی/ داستانی/ 14دقیقه و 27 ثانیه/ تهران
سوم شخص حاضر/ نیکان غفاری/ پویانمایی /10 دقیقه/ تهران
از ساعت 18 تا 20 : نقد و بررسی
با مسعود ده نمكی كارگردان «اخراجی ها» منتقد سینمای جنگ از سینمای جنگ می گوید... مسعود ده نمكی جزو عجیب ترین چهر های سیاسی است كه چندی است از سیاست كناره گرفته و به دنیای سینما و فیلمسازی پای گذاشته است.اولین جرقه یك فیلم مستند بود. مستند «فقر و فحشا» او عكس العمل های مثبت و منفی زیادی را در پی داشت ولی او بدون توجه به این عكس العمل ها، مشغول ساخت فیلم مستند دومش یعنی «كدام استقلال كدام پیروزی» شد.فیلمی كه اعتراض برخی از اهالی فوتبال را هم در برداشت.اولین كسی كه به او اعتراض كرد و با او به گفتگو نشست كسی نبود جز یحیی گل محمدی مدافع سابق تیم ملی ایران. اسم فیلم دوم ده نمكی هم جنجال برانگیز بود ولی این بار فیلم دومش چندان به رویه فروش و تكثیر نرسید و مظلوم ماند. ولی این بار مسعود ده نمكی با دیدی سینمایی تر به سراغ پروژه ای حرفه ای-سینمایی رفت كه نامش شد «اخراجی ها».فیلمی با بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون كه ساختاری طنز را در دفاع مقدس روایت می كند.این تنها داستانی است كه از این فیلم لو رفته است. جشنواره فیلم فجر و تماشاگرانش منتظر اولین كار سینمایی این چهره سابق سیاسی و اكنون هنری هستند. مصاحبه كوتاه علی نعیمی از سایت سی نت را با مسعود ده نمكی در ادامه مطلب بخوانید... 
آخرین پست ها