سه شنبه 18 دی 1386  11:01 ق.ظ

 
شاهكارهای خوب ، بد ، زشت رسانه ملی در این روزها . . . !

 



خوب:

لوریس چکناواریان در شبکه چهارم سیما

 

صدا و سیما گاهی اوقات کارهای خارق العاده ای انجام می دهد که کم و بیش آدمی را در شک فرو می برد که آیا این همان رسانه ملی خودمان است یا نه ؟ ! !

این بار كار خارق العاده را برنامه 2 قدم مانده به صبح انجام داد در 15 دی ماه شاهد حضور رهبر اركستر استاد لوریس چكناواریان در شبكه چهارم سیما بودیم. تا به حال ندیده بودم كه تلویزیون یك رهبر اركستر را به برنامه های خود دعوت كند و از او و كارهایش تمجید به عمل بیاورد. به نظر من برنامه خیلی خوب بود و اطلاعات محمد صالح اعلا هم  قابل قبول بود.خب ما تا به حال كارشناس موسیقی ندیده بودیم ! دركمان كنید !

به عنوان یك علاقه مند موسیقی از اینكه برای اولین بار استاد چكناواریان را در قاب تلویزیون می دیدم بسیار خوشحال شدم.

در اواسط برنامه قرار شد فیلمی از كارهای استاد چكناواریان كه كریسمس چند سال پیش در اتریش اجرا شده بود پخش گردد. نمی دانم آن صحنه های استثنایی را دیدید یا نه . . . ولی خوب شد كه ندیدید !

 



بد:

سانسور برای نشان ندادن آلات موسیقی !!!

 

تصاویر كنسرت همگی لانگ شات بودند وخب البته این زیاد جای تعجب ندارد ولی كاش صحنه های نزدیك را نشان نمی دادند ! ما تصویر نوازنده ای را می دیدیم كه در حال نواختن ساز بود ولی تصویر به خاطر دیده نشدن ساز كشیده شده بود !!!! باورتان می شود؟ سانسور به خاطر ساز موسیقی !!! تصویر دیگری كه از نوازنده ویولن گروه اركستر پخش شد استثنایی تر از قبلی بود !!! دور تصویر كاملا سیاه شده بود و ما فقط صورت نوازنده را میدیدیم !!! عجب افكت جذابی !!!

در همین حین بود كه تصویر استاد در استودیو به روی تصاویر كنسرت آمد. استاد لبخندهای تلخی می زد !!

من استاد چكناواریان را درك می كنم.واقعا خنده دار است كه برای نشان ندادن ساز و آلات موسیقی كه كارها و ترفند هایی به كار می بریم !!! چه رنج هایی كه نمی بریم !

واقعا رسانه ملی با این تعصبات بی جا به كجا می خواهد برسد؟

این چه تفكری است كه می گوید نشان دادن ساز و آلات موسیقی در تلویزیون موجب فساد می شود؟

چطور نشان دادن فجیع ترین صحنه ها از جنگ ها و رویدادهای مختلف،نشان دادن نحوه دزدی؛قتل و . . . موجب فساد نمی گردد !! اما نشان دادن ساز موسیقی فساد آور است؟ !!!

پس تمام نوازندگان موسیقی در دنیا مفسد فی الارض هستند؟

استاد چكناواریان در برنامه 2 قدم مانده به صبح حرف بسیار زیبایی به زبان آوردند كه فكر می كنم اگر برنامه زنده نبود ما هرگز چنین سخنانی از استاد نمی شنیدیدم:

«خداوند بهترین آهنگساز است . . . موسیقی یكی از نشانه های خداست»

یاد حرف استاد پرویز مشكاتیان در مصاحبه با نشریه «همشهری جوان» می افتم:

«جوان ما با موسیقی سنتی بیگانه نیست . . . شما ببینید رسانه ملی ما 28 سال است كه موسیقی سنتی را پنهان كرده است.نشان دادن ساز و آلات موسیقی را ممنوع كرده است . . . . »

 



زشت:

فرزاد فرزین ممنوع الفعالیت شد!

 

هنوز در تب و تاب ترانه جدید برنامه «صبح آمد» بودیم كه این تب با نسخه صدا و سیما و وزارت ارشاد فرو نشست!!

«فرزاد فرزین» برای اولین بار بود كه ترانه اش در رسانه ملی پخش می شد ولی گویا رسانه ای شدن به فرزین نیامده است! با حكم ارشاد و اطاعت صدا و سیما(كه واحد موسیقی اش خودش را از ارشاد جدا می داند!!!) ترانه فرزاد فرزین از ابتدای برنامه صبح آمد حذف شد تا بار دیگر شاهد شاهكار دیگری از صدا و سیما باشیم.

 

برای رسانه ملی،خودم و ملتم متاسفم .

در روزهایی كه جشنواره موسیقی فجردر حال اجراست صدا و سیما حتی یك گزارش خشك و خالی را از بینندگانش دریغ می كند.جشنواره ای كه امسال؛برای اولین بار شاهد حضور موسیقی پاپ هم بود.

رادیو جوان قول پخش مستقیم جشنواره موسیقی پاپ را داده بود. من فرصتی نكردم كه رادیو را گوش كنم ولی تا بدان جایی هم كه گوش كردم خبری از پخش مستقیم جشنواره نبود.فقط در 13 دی ماه شاهد(شاید هم سامع!) حضور محسن نامجو در برنامه هفت ترانه شبكه رادیویی جوان بودیم كه این اقدام ارزشمند رادیو جوان را ارج می نهیم و آرزو می كنیم این قبیل كارها همچنان ادامه یابد.(البته شك داریم !)


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 11 آذر 1386  11:12 ق.ظ

 

نشست نقد و بررسی سریال "اغما" در دانشگاه تهران


دانشکده ادبیات-آذرماه 86

 

نشست نقد و بررسی سریال «اغماء» با هدف آن چه بررسی بیشتر مفاهیم مورد نظر این مجموعه خوانده می‌شد، عصر دوشنبه ـ 5 آذر ماه در تالار فردوسی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. این برنامه كه پس از ماه‌ها از گذشت پخش این سریال مناسبتی به همت كانون نمای نو دانشگاه تهران برگزار شد، سیروس مقدم، امین تارخ، حامد كمیلی، ایرج نوذری، نفیسه روشن و غزاله جزایری (بازیگران) و مرتضی اسكندری (خواننده تیتراژ پایانی ) حضور داشتند

بلیت این مراسم به قیمت 500 تومان به فروش رسید كه به گفته‌ی دانشجویان همین بلیت در خوابگاه‌ها به قیمت هزار تومان فروخته شده بود

در بخشی از این مراسم پرسش و پاسخ، سیروس مقدم در پاسخ به این پرسش كه چرا «الیاس» از فریب «پری» عاجز ماند، در حالی كه «دكتر پژوهان» را به راحتی فریفت؟ گفت: سوال خوبی است كه تا كنون به آن فكر نكرده بودم

وی ادامه داد: ممكن است علامت سوال بسیاری در متن كار وجود داشته باشد. بنابراین پیش از این سوال باید به این پرسش پاسخ دهم كه اگر هر انسانی دارای شیطان خاصی است، طبیعتا بر اساس منطق قصه‌گویی، پری نباید قادر به دیدن الیاس می‌شد؛ چرا كه این شیطان با دكتر پژوهان سر و كار داشت! اما ما باید به نفع یك چیزهایی از برخی مسایل می‌گذشتیم و چاره‌ای نداشتیم.


منبع
: ایسنا

گردآوری: سیمای ایران

علی اینطور می گوید:

"خبرتون خیلی خوب بود اما می خواستم عرض کنم که فکر نمی کنید به این برنامه یه نقد بزرگ وارده و اون هم اینه که توی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد؟!!! من خودم دانشجوی همین دانشکده هستم. اما هر چقدر بررسی می کنم جای این برنامه این جا نبود چون نه مفاهیم تاریخی نه فلسفی و نه ادبی رو منتقل می کرد یعنی به هیچ کدوم از رشته های این دانشکده مربوط نمی شد. نمی دونید ما اون روز چه سردردی گرفتیم اصلا یه سری از بچه ها که گذاشتن از دانشکده رفتن تازه احساس حقارت اون جایی بیشتر به آدم دست می داد که می دیدیم.
دانشجوهای دانشگاه تهران یعنی بهترین دانشگاه ایران چه طوری دنبال بازیگرا می دوند و سعی دارن از اونها امضا بگیرند. اصلا قصد تحقیر و توهین ندارم اما جای همچین برنامه ای تو دانشکده ادبیات نبود حد اقل باید توی دانشکده هنر ها برگزار می شد. "


یادداشت من:

به نظر من حق با شماست ولی یک دانشکده ادبیات یک ایراد بزرگ دارد:

-یکی از دلایل دعوت از بازیگران اغما همین ×دانشجوی ادبیات بودن× کارکترهای پری و موسویان است.
سوال ها را بخوانید...اولین سوال از مقدم این است: شما قصد خاصی داشتید این دو را دانشجوی ادبیات نشان دهید!!!؟
چرا باید سیروس مقدم برای دانشجو بودن و ادبیاتی بودن دو کارکترش توضیح دهد؟ چرا فکر می کنیم ما میخواهیم با سریال هایمان مشاغل مختلف و علوم مختلف را  بی ارزش کنیم؟ حتما سیروس مقدم قصد بدی داشته؟
بیائیم اینقدر منفی فکر نکنیم.


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 9 آذر 1386  04:11 ق.ظ

 

گفتگو با پیر داغر بازیگر نقش سرگرد فتاحی



با شهاب حسینی خیلی نزدیک بودم

 


آقای داغر، بازی در سریال «مدار صفر درجه» چگونه اتفاق افتاد؟ آیا شما قبل از این همكاری، باحسن فتحی آشنا بودید؟


    من ۲ سال پیش از شروع كار در سریال «مدار صفر درجه» با آقای فتحی آشنا شده بودم. او پیش از این سریال برای ساخت یك فیلم ویدئویی ـ سینمایی به نام «رؤیاهایت را به خاطر بسپار» به بیروت آمده بود و من به همراه نادی ابراهیم [ بازیگر نقش تئودور در سریال مدار صفر درجه ] با  فتحی همكاری كرده بودیم. او همان زمان به من گفت در حال نوشتن یك سریال تاریخی است، بعد  كه به ایران برگشت با یكدیگر در تماس بودیم و وقتی كار شروع شد، برای بازی در نقش «سرگرد فتاحی» به ایران دعوت شدم.


   
 آیا شما قبل از ورود به ایران و بازی در این سریال یا حتی آن فیلم ویدئویی از سینما و تلویزیون ایران شناختی داشتید؟


     
       البته آشنایی داشتم اما این شناخت چندان شفاف و روشن نبود. من پیش از آن با برخی گروه های فیلمسازی كه به بیروت آمده بودند همكاری كرده بودم و یك شناخت كلی از سینمای ایران داشتم. وقتی كار فیلمبرداری و تولید آثار ایران را می دیدم، متوجه می شدم كه با آرامش و بدون  عجله كار می كنند و این برای من خیلی خوب بود. آنها خیلی دقت می كردند كه كارشان خوب پیش برود و محصول نهایی خوب ساخته شود. به نظر من ایرانی ها هم در سینمای جدی [ هنری]  و هم سینمای مخاطب عام [ تجاری] خیلی با آرامش كار می كنند. من در لبنان از پشت صحنه  چند فیلم ایرانی دیدن كردم و از نزدیك با سینماگران ایرانی آشنا شدم، حتی چند فیلم را كه برای جشنواره ها ساخته شده بود، دیدم و بسیار شگفت زده شدم.



پخش سری جدید سریال ایتالیایی
"جنایت های غیر حرفه ای"

شبکه سوم سیما در تابستان 1384 ااولین سری از این مجموعه
ایتالیایی را پخش کرده بود.سری جدید این سریال محصول سال
2005 میلادی ست و داستان آن حول محور جنایت هایی در یکی
از شهرهای ایتالیا(پالرمو) می گذرد.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 24 آبان 1386  01:11 ب.ظ

 

مهدی هاشمی هنوز هم استاد من است



گفتگوی صمیمانه با گلاب آدینه

 

 چند بار تماس... پیام روی پیغامگیر دستگاه... و بالاخره، پاسخ، که چون منطقی بود، مسیر گفت و گو را تغییر داد و به تغییر مکان گفت و گو انجامید. اصرار من برای مصاحبه با گلاب آدینه در منزلش به چند دلیل بود: اینکه خوانندگان با فضای خانه هنرمند محبوبشان آشنا شوند و مهم تر از آن، صمیمیتی بود که اصولا در انجام مصاحبه در منزل ایجاد خواهد شد اما خانم آدینه می گوید: ضبط برنامه، هر روز هفده ساعت از وقت مرا می گیرد و چون دخترم هم با من همکاری می کند، خانه را منتقل کردیم سر صحنه. پس اینجا منتظر شما هستم

 

    و این گونه شد که رو در روی گلاب آدینه، در پشت صحنه "خواستگاران" و یا خانه دوم هنرمند به گفت و گو با او پرداختیم.

 

منبع:دنیای زنان

 


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 20 آبان 1386  09:11 ق.ظ

 

یانگوم هایی که با ما دویدند . . .


به مناسبت پایان سریال جواهری درقصر

پرمخاطب ترین سریال خارجی سیما در یک سال گذشته

 

 

از اواسط دهه60 شمسی تا اواسط دهه70، تقریبا به‌طور مرتب تعداد زیادی سریال ژاپنی از تلویزیون ایران پخش می‌شد.

 آنهایی كه بیشتر از بقیه یاد همه مانده‌اند، احتمالا این چندتا هستند؛ «سال‌های دور از خانه»، «داستان زندگی»، «پدر مجرد» ، «معلم جزیره» و «از سرزمین‌های شمالی». اما مهم‌ترین و ماندگارترین سریال بین این 4تا، حتما «سال‌های دور از خانه» است.

سال‌های دور از خانه تبدیل به یك پدیده‌ رسانه‌ای شد و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی عجیب و غریبی داشت. به نظر نمی‌رسد یانگوم با یك لشكر ویژگی مثبت اخلاقی و جلب‌نظر مخاطب، به گرد پای محبوبیت «اوشین» رسیده باشد.

این سریال یكی از مهم‌ترین و تاریخی‌ترین محصولات تلویزیون ژاپن است. عنوان اصلی سریال، «اوشین» است كه طبق یك سنت مبهم  صدا و سیما مبنی بر تغییر نام فیلم‌ها و سریال‌ها در ایران، با عنوان سال‌های دور از خانه نمایش داده شد. پخش اوشین از تلویزیون ژاپن در آوریل 1983 شروع شد و تا مارس1984 (اردیبهشت62 تا فروردین63) ادامه داشت؛ تقریبا یك سال. پخش سریال در ژاپن هم پدیده بود و تبدیل به پرمخاطب‌ترین برنامه روتین تلویزیونی در ژاپن شد و البته هنوز هم این ركورد متعلق به اوشین است. این سی و یكمین «نمایش صبحگاهی» شبكهNHK بود كه تبدیل به «موفق‌ترین نمایش صبحگاهی همه دوران‌ها» شد.



احمد فرهنگ نیا


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 20 آبان 1386  09:11 ق.ظ

 

گفتگو با زهره شکوفـنده



مدیر دوبلاژ سریال جواهری در قصر

 

«من یــک پزشک اهل بوستون هستم ، در شهر خودم مرا به عنوان یک پزشک زن نپذیرفتند، این بود که به این دهــکــده آمدم تا ثـــابـــت کنم که در کـــارم تـــوانایی لازم را دارم. حالا صــاحــب یـک خـانواده هـــســتــم و ایــن بزرگترین شانس زندگی من است.»


اینها جمله هایی است که دوبلور جین سیمور در ابتدای تیتراژ سریال پزشک دهکده می گوید. زهره شکوفنده به عنوان گوینده و مدیر دوبلاژ این سریال ، نام آشنایی است که سالها در عرصه هنر دوبله حضور مستمری دارد. وی در سال 1334 شمسی و از دوران کودکی ، گویندگی در آثار مختلف را آغاز کرده و این حضور درخشان (با سپری شدن 5 دهه) تا زمان حال نیز ادامه دارد. مدعای این مهم ، پخش سریال های پزشک دهکده ، (MDA پزشکان) و جواهری در قصر از شبکه های سیماست که سرپرستی گفتار تمامی آثار ذکر شده به عهده این مدیر دوبلاژ باتجربه است.


گفتگو از
نیروان غنی پور

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید . . .


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 14 آبان 1386  10:11 ق.ظ

 

مژده               مژده              مژده

 

 

بدون كنكور وارد دانشگاه شوید !

 

در مسابقه ما شركت كنید تا از جوایز ارزنده بهره مند شوید!

 

به این وسیله از مراجعین محترم و محترمه كه مایلند در امتحان آنلاین خبر شركت كنند دعوت می شود فرصت را از دست ندهند. پاسخ هایتان را در همین وبلاگ قرار دهید و جایزه بگیرید‌!!!

                  



۱- چرا خبر را آقایان شروع میكنند ؟

الف- چون سنشان بالاتر است

ب- چون اگر اینطور نشود میگویند تلویزیون ز-ذ است !

ج- چون اگر خانمها سلام كنند بعدش چاق سلامتی میكنند بعدش احوال در وهمسایه را میپرسند بعدش خواهرشوهر و زری و پری و آزی و نازی و.... و نوبت به خبر نمی رسد !

د- خدائیش گزینه جیم و حال کردی ؟!!!


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 7 آبان 1386  06:10 ق.ظ

 

مداری به نام حسن فتحی!




یادداشتی کوتاه بر "مدار صفر درجه" ساخته حسن فتحی

 

 

باور کنید نوشتن از یک سریال همه چیز تمام خیلی سخت است.سریال "مدار صفر درجه" سریالی ست که به گفته حسن فتحی یک درام عاشقانه در یک بستر سیاسی است. قصه عشق یک پسر مسلمان ایرانی به نام "حبیب پارسا" به یک دختر یهودی به نام "سارا آستروک".در واقع گره اصلی این سریال و وقایع و اتفاقات آن بر اساس این 2 شخصیت طراحی شده است.حبیب پارسا شخصیتی ست که نماد یک ایرانی منطق گرا و صلح دوست است و سارا آستروک هم نماد یک غربی(فرانسه نمادی از غرب) که با فرهنگ و آداب ایرانیان چندان آشنا نیست و می خواهد ایران را از منظر حبیب ببیند.پس نقش حبیب پارسا در وانفسای مشکلات و اتفاقات سریال یک نقش کاملا محوری ست و او در بطن تمام اتفاقات سریال حضور دارد . . .


  • آخرین ویرایش:-

حالا ما با همیم تنهای تنها



افشین یداللهی در شب شیشه ای

 

«می‌شه خدا رو حس کرد تو لحظه‌های ساده

تو اضطراب عشق و گناه بی‌اراده

بی‌عشق، عمر آدم بی‌اعتقاد می‌ره

هفتاد سال عبادت یکشب به باد می‌ره

وقتی که عشق، آخر، تصمیمشو بگیره

کاری نداره زوده یا حتی خیلی دیره

ترسیده بودم از عشق، عاشق‌تر از همیشه

هر چی محال می‌شد، با عشق داره می‌شه

عاشق نباشه آدم، حتی خدا غریبه‌س

از لحظه‌های حوا، هوا می‌مونه و بس

نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه

شاید خدا قصه‌تو از نو نوشته باشه»

 

یک ماه ونیم پیش از آغاز ماه رمضان، حوالی تیرماه سال 86 و وقتی که سریال «میوه ممنوعه» در مرحله پیش تولید قرار داشت، «حسن فتحی» (کارگردان) به «افشین یداللهی» زنگ زد و ترانه‌ای را سفارش داد که در سطرهای بالا خواندید. افشین یداللهی این ترانه را با توجه به سه نکته نوشت؛ سیناپسی از فیلمنامه، صحبت‌های کلی حسن فتحی و حرف‌های «اسماعیل عفیفه». اما در تلفنی که به یداللهی زده شد، تعداد ترانه‌ها از این بیشتر بود؛ خودش می گوید: «4 ترانه به من سفارش داده شد. 2 تا از این ترانه‌ها برای تیتراژ پایانی سریال است و 2 تای دیگر برای بخش‌هایی دیگر که شاید بیشتر از یکی- دو بار پخش نشوند.»

البته یداللهی با این قطعیت از ترانه‌ها صحبت نمی‌کند و کامل در جریان شکل پخش ترانه‌هایش نیست و همه چیز را به احتمالات وابسته می‌داند. خوشحال است برای سومین همکاری مشترک با حسن فتحی - او ترانه‌سرای «شب دهم» و «مدار صفر درجه» هم بوده- و راضی است از ریتم داستان و بازی‌های روان سریال و احتمال می‌دهد که بیش ‌تر از بقیه سریال‌های ماه رمضان با بیننده ارتباط برقرار کرده. برای معرفی بیشتر یداللهی، آوردن یک بند از ترانه سریال «مدار صفر درجه» کفایت می‌کند: «من عاشق چشمت شدم، نه عقل ماند و نه دلی/ چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی.»

این ترانه را با صدای علیرضا قربانی و آهنگسازی فردین خلعتبری شنیده‌اید و این یکی ترانه‌ها را با آهنگسازی احسان خواجه امیری. البته سخت‌گیری‌های خواجه امیری باعث شده یکی از ترانه‌های یداللهی از دور خارج شود؛ به این معنی که: «آقای خواجه امیری آهنگی ساخته بودند که با متن ترانه همخوانی نداشت و قرار شد من ترانه دیگری بگویم و از ترانه اولی در قسمت‌های میانی استفاده کنند.»

به این ترتیب 4 ترانه متفاوت متولد می‌شود که 2 ترانه از نظر مضمون به هم شباهت دارند و 2 ترانه دیگر برای سکانس‌های خاص و کلیپی که در میانه سریال پخش ب‌شود، سروده شده‌اند. ملاک، همان صحبت‌های تهیه‌کننده و کارگردان و فیلمنامه است اما: «در این مواقع همه چیز به تکنیک بستگی ندارد و تکنیک به تنهایی کار را پیش نمی‌برد. ترانه یک کار حرفه‌ای است و ترانه‌سرای حرفه‌ای در یک مسیر دوطرفه حس و تکنیک قرار دارد و اینطور نیست که یکسری کلمات را پشت سر هم ردیف کرد و اسمش را ترانه تیتراژ گذاشت. تجربه‌های قبلی، احساسات و اعتقادات آدم در این مواقع به کمکش می‌آید.»

افشین یداللهی این صحبت‌ها را به زبان می‌آورد و بعد از آن، بدون آنکه بگوید دومین ترانه‌ای که می‌خواند در کدام قسمت از «میوه ممنوعه» استفاده می‌شود، می‌خواند:



«بذار هیچکی کنار ما نباشه

ما که از آدما چیزی نمی‌خوایم

همین قد که به همدیگه رسیدیم

دیگه هیچی از این دنیا نمی‌خوایم

کسی با هم نمی‌خواد مارو اما

حالا ما با همیم تنهای تنها

چقدر دلگیره شادی توی غربت

ولی آسون تره از دوری ما...»


  • تعداد کل صفحات :18  
  • ...  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • ...  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic