تیزر ساز به سبك ایرانی! حاتمیكیا هم تیزر تبلیغاتی ساخت تا اسمش اضافه شود به خیل دیگر چهرههای آشنایی كه دارند تیزر میسازند. ذهنهای خلاقی كه با هنرشان ذائقه ما را میسازند. باد، پردههای اتاق را تكان میدهد. صدای سم اسب روی تصویر شنیده میشود. ناگهان چهرة پیرمردی را میبینیم. پیرمرد چشمانش را باز میكند. راه میافتد و به حیاط میآید... چند ثانیه بعد او را سوار بر سمند در كوچه پس كوچههای شهر میبینیم كه با آدمهای مختلفی برخورد میكند. كمكم موسیقی اوج میگیرد، حالا پیرمرد، رهبر اركستری است كه دارد گروه موسیقی را هدایت میكند. تصاویر ساز زدن نوازندهها را به صورت موازی با تصاویر ساخته شدة سمند در كارخانه میبینیم. انگار ساخت سمند مثل سمفونی است كه با هماهنگی كامل شكل میگیرد و... این نماهایی از تیزر تبلیغاتی خودروی سمند، ساختة ابراهیم حاتمیكیا است. بله. كارگردان معروف سینمای جنگ، در كارنامهاش تجربة ساخت تیزر تبلیغاتی را هم دارد. 
من گران نیستم...! 180دقیقه با رضا رشید پور مجری عبور شیشه ای دو تا صندلی بزرگ حصیری، یك میز، یك تنگ بلوری كه تا نیمه پر از آب است و داخلش چند تا لیمو در یك فضای تاریك، تمام چیزهای ظاهری برنامة زنده «عبور شیشهای» را شكل میدهند كه هر شب، 60 دقیقه روی آنتن می رفت. برنامهای كه در بیشتر شبها جذاب بود و دلیل آن هم اجرای رضا رشیدپور است و چهرههای داغ مهمانان برنامة رشیدپور كه تا قبل از این، صبحها در صبح بهخیر ایران مجری بود. خیلیها میگویند این مجری 30 ساله كه لیسانس عمرانش را از دانشگاه تبریز گرفته، نمونة مؤدب و آرام فرزاد حسنی است، ادعایی كه زیاد هم غیر واقعی نیست. او با مهمانانش با احترام برخورد میكند و میگذارد حرفشان را بزنند. در این مصاحبه 3ساعته هم همینطور بود. حتی وقتی بعضی جاها خواستیم كار را بیخ بدهیم، او همچنان مؤدب و آرام بود. *اینكه الان رشید پور كجاست باید از تلویزیون جام جم(یك یا دو یا سه) بپرسید*. ولی بزودی او را خواهید دید.چون مطمئن نیستم بیشتر خبرهایش بماند برای بعد.
آقای گزارش های باشخصیت! با كامران نجف زاده خبرنگار گروه اجتماعی واحد مركزی خبر سؤال: اسم یك خبرنگار تلویزیون مربوط به ده سال پیش را سریع بگویید. پاسخ به این سؤال، اصلا راحت نیست. هر چقدر هم به مغزتان فشار بیاورید، بعید است اسم خبرنگاری را بتوانید از ته و توی آن بیرون بكشید. از بر و بچههای بخشهای خبری آن زمان، همان مجریهای خبر مثل افشار و بابان و حیاتی در ذهن باقی ماندهاند و تقریبا دیگر هیچ. ولی این روزها اگر اخباربین حرفهای هم نباشید و فقط گاهی اوقات پای یكی از بخشهای خبری بنشینید، باز هم با تعدادی از گزارشگرهای تلویزیون آشنا هستید و یا حداقل اسمهایی مثل نجفزاده یا مرآتی به گوشتان خورده است. در این دوران جدید، نام خبرنگار و گزارشگر، همپای نام مصاحبه شونده مهم شده است و مثلا زیرنویس میشود: «مرآتی و وزیر رفاه». ولی این اتفاق جدید در همین سطح و ظاهر باقی میماند، اگر اتفاق مهم دیگری نمیافتاد: شخصی شدن گزارشها. این جریان باعث شد تقریبا برای اولین بار در تلویزیون، گزارشهای هركسی «شخصیت» مخصوص به خودش را داشته باشد. اتفاق مهمی كه شاید بتوان كامران نجفزاده را آغازكنندة آن دانست. در گذشته به سر و شكل مشابه گزارشها و لحنهای یكسان گزارشگرها عادت كرده بودیم. فرقی نمیكرد كه مثلا دربارة سوژهای مثل راهپیمایی بیست و دوم بهمن، این یكی گزارش تهیه كند یا آن یكی. چون نتیجه فرق چندانی با هم نداشت. گزارشهای آن زمان تلویزیون، مثل قالبهای از پیش آماده شدهای بود كه فقط یك نفر باید مواد لازم را در آن میریخت، حالا چه كسی، چندان مهم نبود. ولی حالا واقعا فرق میكند دربارة فلان سوژه، چه كسی گزارش تهیه كند، چون نتیجه ممكن است از زمین تا آسمان فرق كند. یكی از دلایل متمایز شدن گزارشهای نجفزاده هم به خاطر دخالت دادن شخصیتاش در سر و شكل گزارشهایش است. نجفزاده آدمی احساساتی است، قبلا شعر میگفته، داستان نوشته است و روزنامهنگار هم بوده. ویژگیهای گزارشهای او را هم ردیف كنیم، تقریبا به همین ویژگیهای شخصیتی میرسیم. خیلی از گزارشهایش رمانتیك و احساساتی است. متن، نقش مهمی در گزارشهایش دارد. سوژههای متفاوت گزارشهایش هم احتمالا ریشه در سابقة روزنامهنگاریاش دارد. این ویژگیها در كنار لحن صمیمی و خودمانی و ساختار تصویری و پرداخت نسبتا فكر شده، هویت گزارشهای نجفزاده را تشكیل میدهد. برای چند تا از گزارشگرهای دیگر تلویزیون هم میتوان این ویژگیها را ردیف كرد. ویژگیهایی كه به گزارشهای آنها شخصیت و هویت جداگانهای داده است. البته این شخصی شدن، عوارض خودش را هم دارد. مثلا پرطرفدارشدن گزارشهای نجفزاده باعث شده خیلی از گزارشگرهای دیگر به تقلید از سبك نجفزاده، احساسات از خودشان خرج كنند و برای هر سوژهای، یك متن ادبی را روی تصاویر بیربط و باربط بخوانند. چون احتمالا این گزارشگرها فكر كردهاند هر گزارشی فقط با احساسات، شخصی میشود. در نتیجه در بعضی مناسبتها، آدم بخشهای خبری را با برنامة شعر و ادب اشتباه میگیرد! 
این بچه پر رو رو از تلویزیون بندازین بیرون! (این جمله بالایی رو فرزاد تو مصاحبه با تلاش سال 84 گفته بود+ رضا رشید پور در برنامه عبور شیشه ای) فرزاد حسنی، مجری مشهور رادیو و تلویزیون كسی است كه اگر كشته مردههایش را با مخالفان از بیخ و بنش جمع بزنید، احتمالا چیزی حدود همان هفتاد میلیون نفر خواهد شد. اما فهمیدن اینكه چرا همه دربارة او نظر دارند، چرا همه له یا علیهاش هستند، زیاد سخت نیست. او جمع اضداد است. چهرهای كه هر چیزی را كه بخواهید و شاید هر آنچه را كه نخواهید میتوانید در او پیدا كنید. 
این روزها تب اینكه حرفی یا نكته ای از زندگی بچه معروف ها لو بره خیلی مد شده. جدیدترین محصول این تب پیدا شدن ژینا كلانتری به عنوان نامزد شادمهر عقیلی است. ژینا كلانتری كه در فیلم جشن تولد شادمهر عقیلی و در مراسم بدرقه او دیده شده بود ابتدا یك بازیگر ساده تئاتر بود كه چندان جدی گرفته نشد گفته می شود شادمهر عقیلی ترانه "ژینا" را كه نیلوفر لاری پور و فرزاد حسنی آن را سروده اند را به نامزدش یعنی همین خانوم ژینا كلانتری تقدیم كرده است. ژینا كلانتری هم اكنون در سریال طبقه دوم به كارگردانی شاهین باباپور در حال ایفای نقش است.

خبرهای 2 خطی از... سـیـنـما،تـلـویـزیـون و مـوسیـقـی
روز رفتن ترانه سرا:فرزاد حسنی آهنگساز:محمد مهدی گورنگی خواننده: علیرضا افتخاری تو كی هستی كه برای رفتنت من باید از خودمم دل بكنم تو كی هستی و چی خوندی تو چشام كه حالا تمام آرزوت منم نمی خوام نگاه آخرت منو بسپره به بغض اولین گناه نمی خوام خدا حدا گفتن من گم بشه تو غربت یه اشتباه روی صورتم داره خاطره چكه می كنه یه ترانه می شكفه رو خواب آروم تنم شب و بردار و برو،ماه بریده نفسش به ستاره ها بگو رسیده روز رفتنم وقت فریاد شب و گریه نور خودمو صدا زدم،خدا شنید پر زدم از سر بام تا لب عشق هر كی چشاشو نبست خدا رو دید
فرزاد حسنی برای افتخاری ترانه گفت شاهكار جدید مجری محبوب تلویزیون در سریال روز رفتن شاید ترانه گفتن فرزاد حسنی چندان مورد توجه عموم نگرفته باشد ولی همكاری او با علیرضا افتخاری در تیتراژ سریال روتین روز رفتن باب جدیدی را برای ترانه سرایی این مجری موفق تلویزیون باز كرده است.از میان نامزدهای ترانه گفتن برای این سریال دكتر افشین یداللهی و فرزاد حسنی كاندیدهای اصلی بودند كه فرزاد خان شانس این را داشته است تا ترانه ای خوب و گیرا برای این سریال بگوید.این سریال 40 قسمتی از شنبه 13 آبان به صورت روتین روی آنتن رفته است. متن ترانه را در پست بعدی توسط سحرناز بخوانید.... 
كدام تیتراژ بهتر بود؟ تیتراژ شناسنامهای برای سریالهای تلویزیون ساخت تیتراژی هماهنگ و همخوانی ترانهای زیبا، به كارگیری موسیقی مناسب و تصاویری كه برای آن انتخاب میشود، در نهایت به فضاسازی منجر خواهد شد كه تم كلی سریال را مقابل چشم بیننده مجسم میكند و این مباحث در انتخاب تیتراژ در سریالهای مناسبتی و مجموعههای رمضان، به واسطهی هرشبی بودن و داشتن مضامین مذهبی، اهمیت بیشتری مییابد. گزارش از ایسنا...
حساسیتها و بازنویسیها باعث رشد کیفی فیلمنامه "صاحبدلان" شد گزارش کامل نشست نقد و بررسی مجموعه تلویزیونی "صاحبدلان" در خبرگزاری مهر
بقیه مطالب را در ادامه مطلب بخوانید...
آخرین پست ها