تبلیغات
هنر هفتم - مطالب تلویزیون
شنبه 26 دی 1388  10:47 ق.ظ

در آستانه پخش فصل هشتم سریال 24



سلام آقای باور !







فصل هشتم از سریال     17 ژانویه سال 2010 میلادی از تلویزیون فاکس آمریکا پخش خواهد شد.

یکی از تحسین برانگیزترین و ابتکاری ترین مجموعه های درام تلویزیونی؛ یعنی 24 با فصل هشتم و قابل توجه خود در ژانویه 2010 بازمیگردد.

این سریال پرتعلیق که کاندید 68 جایزه "امی" شده است عنوان بهترین سریال درام در سال 2006 را از آن خود کرد
در طی هفت فصل از این سریال کیفر سادرلند هفت بار نامزد جایزه امی شد و یک بار هم به عنوان بهترین بازیگر مرد انتخاب گردید در همین حال  چری جونز هم  برای بازی در نقش رئیس جمهوز آلیسون تیلور مورد تقدیر قرار گرفت.

در فصل هشتم سریال 24 وعده داده است که یک نمایش بی همتا و و جذاب از عناصر و شخصیت های جدید همراه با عوامل و محیط جدید  به نمایش بگذارد.سی تی یو در این فصل به کلی دگرگون شده است اما جزئیات بیشتری در دسترس نیست.

هر اپیزود یک ساعت از وقوع حوادث واقعی را در بر می گیرد که در آن تماشاگر بار دیگر حوادثی که برای جک باور پیش می آید را دنبال خواهد کرد.داستان های این فصل هشتم در نیویورک به وقوع می پیوندد.

عمر حسن رهبری در خاورمیانه است که مصمم است که گفتگوهای صلح را با اعزام یک هیئت اعزامی به سازمان ملل آغاز کند.داستان های این اپیزود از اینجا آغاز می گردد
برد تونر کارگردانی  اپیزودهای اول از سریال 24 را بر عهده دارد.کیفرسادرلند مثل همیشه نقش جک باور را بر عهده دارد و ایفای نقش "عمر حسن" به آنیل کاپور هنرپیشه سرشناس هندی واگذار گردیده است.

خیلی ها دوست دارند بدانند چه بلایی بر سر جک پس از فصل هفتم امده است.وقتی او در بیمارستان بود و زنده ماندنش ...
صحنه ای از فصل هشتم این سریال را ببینید تا استرس دیدن آن برایتان کمتر شود....



بزودی منتظر پرونده سریال 24 در همین وبلاگ باشید...

توضیح: منتظر پرونده مفصل همشهری جوان در شماره 245 باشید
پس از پرونده همشهری جوان؛پرونده 24 از همین وبلاگ منتشر خواهد شد







  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 9 دی 1388
چهارشنبه 25 آذر 1388  12:41 ب.ظ

کمی بزرگتر فکر کنیم


عکس تزئینی است


در واکنش به یک گزارش و یک یادداشت در هفته نامه های محلی پاسارگاد و نگارستان

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

تلویزیون، تلویزیون و تلویزیون.

سوژه یک گزارش و یک یادداشت در 2 هفته نامه ی محلی. یکی از ضعف ها شکایت دارد دیگری آن را تهدید می نامد.اما به واقع چرا؟

تلویزیون در دوره ای که ما در آن زندگی می کنیم موثرترین رسانه جمعی است و توسعه و توجه روز افزون به آنها حرفی است که این روزها زیاد می شنویم و گوش مان از این حرف ها پر است.اما از یک نکته بزرگ شاید غافلیم. ما از خودمان غافلیم.از این اینکه چند کانال تلویزیونی خوش آب و رنگ توجه  مخاطبمان را به خود جلب می کنند،می ترسیم. نمی گویم ترس ما به جا نیست.اتفاقا هست اما چرا ما باید خودمان را دست کم بگیریم؟ چرا باید همیشه از پایین به قضایا نگاه کنیم؟ می ترسیم و اولین اقدام مان محدود سازی است.می خواهیم روی همه این شبکه پارازیت باشد تا فقط خودمان باشیم و خودمان ! عکس المعل مان منطقی نیست. این نگاه محدود به چند نفر هم نیست! خیلی از مسئولان مملکتی ما هم همین نگاه را دارند که صد البته جای تاسف دارد.

به یاد می آورم حرف ها و واکنش هایی که ما و مسئولان ما نسبت به امور فرهنگی داشتیم.مهندس ضرغامی رئیس رسانه میلی(ملی سابق!) سال گذشته در واکنش به ایجاد یک شبکه خبری فارسی زبان به خبرنگاران گفت که تغییری در رویه سازمان و... نخواهد داد.این نگاه آقای ضرغامی 2 وجه دارد.اینکه ما «ساختار» خودمان را حفظ می کنیم که حرف منطقی ای است و وجه دوم اینکه ما با ایدولوژی خاص خودمان جلو می رویم و تغییرات را جدی نمی گیریم که این یکی کمی خطرناک است.

حالا یک سال از حرف آقای مهندس گذشته است.نگاهی به اخبار ساعت 14 و 19 و 21 شبکه اول سیما می اندازیم و چشم هایمان از این تغییرات سطحی و این حجم عظیم از تقلید کورکورانه گرد می شود.از اخبار هواشناسی انتهای اخبار شگفت زده می شویم.از اینکه گویندگان خبری لحن پسر همسایه مان را گرفته اند! متعجبیم.(یه کم شبیه همان شبکه ای نیست که همیشه نفی اش می کنیم؟!!!)

حالا چه کسی بود گفت ما تغییر نمی کنیم؟ به نظر می رسد به جای آنکه واقعا تغییر را درک کنیم می آییم و رنگ عوض می کنیم.کاری که ما ایرانی ها خیلی خوب آن را بلدیم.تقلید کورکورانه کار همیشگی مان می شود و ایده ها و اندیشه های خوب خودمان را نادیده می گیریم.باید حتما یک شبکه آنورآبی راه بیفتد تا ما به فکر تغییر بیفتیم؟چرا خودمان شروع به تغییر نمی کنیم؟چرا خودمان الگو نمی شویم؟ کسی اصلا حرف هایمان را می شنود؟ کسی نامه های ما را می خواند؟ برای ما وبلاگ نویس ها که نامه نوشتن به این و آن برایمان یک کلیشه است! می دانیم که خبری نیست و هر کس که آن بالا نشسته است،گوشش بدهکار نقد و ارزیابی نیست!

ما مخاطب مان را دست کم می گیریم.معضل ما فارسی وان و ... نیست.مشکل خودمان هستیم که به این روز رسیدیم.اینکه دی وی دی سریال های خارجی بیشتر از سریال شبانه ما مخاطب و خریدار دارد؛ تقصیر خارجی نیست.این شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت فرهنگی است که هزار ماشالله هزاران مسئول دارد.چندین مدت یا بهتر بگویم سال است که از ریزش مخاطب رسانه خودمان نوشتیم و نوشتیم.

حالا جوابمان را آقای ضرغامی اینگونه می دهد کما بر اینکه قبل از این هم داده بود: «حجم موسیقی در صدا و سیما باید کم شود.»خوب این جمله را بخوانید. آقای ضرغامی اشاره به «حجم» دارد و نه کیفیت! آقای ضرغامی نمی گوید که باید کیفیت بالا برود.او کمیت را پایین می آورد تا ...(بقیه اش بماند حالا!)


آقای ضرغامی می گوید خانم ها نباید در صدا و سیما آرایش کنند.
من یک سوال دارم؛ مگر تا حالا آرایش می کرده اند که اکنون می خواهید رویه عوض کنید؟ چرا حرف های گذشته را دوباره می زنید؟مگر کسی خواستار آرایش خانم ها در صدا و سیمایتان بود؟کسی گفت برای جذب مخاطب خانم آرایش کرده به صدا و سیما بیاورید؟ این حرف های شما فرار به جلو محسوب نمی شود؟  ما خواستار جذب مخاطب به حرفه ای ترین شکل بودیم.ما و شما و همه می دانند که با کارهای مقطعی نمی توان مخاطب را جذب کرد.وقتی صدا و سیما واقعا بی طرف و کارآمد نیست.ال سی دی 1000 اینچی! چه دردی از مخاطب دوا کرده است؟


آقای علیزاده عزیز!

ما می دانیم که همه فرهنگ ها وجب به وجب فرق می کند اما اگر به این توصیه ها گوش بدهیم باید جلوی پخش تمام سریال های خارجی را بگیریم چون دارند فرهنگ خودشان را به ما عرضه می کنند و مخاطب می گیرند.باید امثال جومونگ و... را قلع و قمع کنیم تا کسی نگاهش به آنطرف نیفتد.آیا ما به مخاطبمان نگاه کرده ایم که انتظار نگاه شدن را داریم؟ صدا و سیمای ما واقعا جلوتر از مخاطب است؟

اگر اینطور باشد پس تمام سریال ها و فیلم های ما هم تهاجم فرهنگی ما می شود به آنوری ها !ما همیشه باید در حمله و ضد حمله به سر ببریم؟ تصاویری از یک کشور دیگر می آید ویترین فرهنگ  آن کشور است.از بُعد آشنایی با فرهنگ های دیگر وقتی نگاه کنیم آنوقت کمی مشکلاتمان کمتر می شود.

من نه با آقای ضرغامی مشکل دارم و نه کس دیگر اما چرا انتقاد به خود جدی گرفته نمی شود؟ گزارش نشریه پاسارگاد همین نقد خودمانی است.انگار کسی کنارمان نشسته و عیبمان را می گوید.چه ایرادی دارد؟مگر نگفتیم که دوست آیینه دوست است؟ اگر همین نقد درونی را نداشته باشیم می خواهیم چه کاری انجام دهیم؟ مشکل مسئولان ما هم همین است که نقد درونی را جدی نمی گیرند و مرتبا داد و هوار از تهاجم فرهنگی دارند.

من باب تهاجم فرهنگی هم قبلا در وبلاگم نوشته بودم که اگر رسانه جای جنگ است ما در سنگری به سر می بریم که فرمانده مان دارد برای ما از تهاجم دشمن خاطره می گوید در حالی که بمب و خمپاره است که روی سرمان می بارد و ما هم غرق شنیدن قصه هستیم! دشمن آن سوی سنگر است و ما به خود مشغولیم.هیچ اقدام عملی نمی کنیم.ضعف خودمان را قبول داشته باشیم اما ایمان هم داشته باشیم که به قله ها می رسیم.مگر رزمندگان ما در جنگ تحمیلی تا دندان مسلح بودند؟ آیا ایمانشان به سلاح شان نمی چربید؟ آیا به قله نرسیدیم؟

آقای علیزاده عزیز؛

این مشکل جز با کنار گذاشتن نگاه ایدولوژیک قابل حل نیست و بحث ها و یادداشت ها و گزارش ها هم دردی از ما دوا نمی کند.مشکل این است که منِ مخاطب باید اطلاعاتی که می توانم از همین رسانه خودمان به دست بیاورم را از رسانه های آنوری بگیرم.مشکل این است که باید «عمر خیام» را در یک برنامه مستند آن ور آبی بشناسم و نه صدا و سیمای خودم.

مشکل ما با فارسی وان آغاز نشده است که اگر چنین بود باید خیلی وقت پیش اشاره به شبکه عربی «ام بی سی پرژیا» می کردیم.مشکل ما از خودمان و از چندین سال پیش آغاز گردیده است.

به هر حال چند شبکه آن ور آبی داریم که حسابی دارند برای مخاطب ایرانی دست و پا می زنند. یاد بگیریم که هوشمندانه پای تلویزیون(هم اینوری و هم آنوری) بنشینیم و سریع خودمان را نبازیم. چاه سریال ماهواره ای هست اما وقتی ما راه را روشن کنیم قطعا کسی با میل خود به درون چاه نمی رود.

با این فکر برنامه ساختن که، هر کس ما را نگاه کند مخاطب است و هر کس ما را نگاه نکرد غرب زده است و دچار تهاجم فرهنگی گردیده است؛مشکلی حل نخواهد شد. یادمان نرود وقتی سریال شب های برره از همین صدا و سیمای خودمان پخش میشد همه ماهواره ها خاموش میشد و مخاطب پای محصول ما می نشست.
پس بیاییم صادق باشیم و با بغض و کینه نگاه نکنیم.نقد درونی را بپذیریم و خودمان را رشد بدهیم.کمی بزرگتر فکر کنیم. قطعا با این نگاه نه چاهی وجود دارد که از آن بترسیم و نه ترس از دست دادن فرهنگ را داریم. مخاطب ما وقتی هوشیار و هوشمند باشد با هیچ طنابی به هیچ چاهی نمی رود.

خواهشا همگی با هم روضه خوانی را تمام کنیم...



ببینید:

یادداشت محمدجواد علیزاده در هفته نامه نگارستان  (در چاه سریال های ماهواره ای نیفتیم)

گزارش علی حاج محمدی در نشریه پاسارگاد              (فارسی وان موی دماغ رسانه ملی)


پی نوشت(1):

هنر این است که در دنیای باز رسانه ها «رسانه ما» برنده میدان باشد.

پی نوشت(2):

از یک چیز می ترسم و آن هم این است که اگر گروهی کارکشته و حرفه ای از دوبله ایران به غربت مهاجرت کنند و به استخدام شبکه فارسی وان در بیایند آنوقت ....(می خواهید از الان برایشان حکم بِبُریم و بِبَریم شان زندان اوین تا از این فکرها نکنند؟!!!)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 2 دی 1388
چهارشنبه 13 آبان 1388  01:55 ق.ظ

همیشه در حال نوشتن نامه عاشقانه ام



.:: جابر تواضعی،جام جم ::.

 برای انجام این گفت و گو با محمد صالح علاء عصر یكی از همین روزهای آبان در خانه اش حوالی میدان سید خندان مهمانش می شوم و همان جور كه فكر می كنم خیلی طول نمی كشد تا با هم زلف گره بزنیم. با «دو قدم مانده به صبح» شروع می كنیم و بعد آن قدر جهان شخصی او بر حرفمان غلبه می كند كه به گمانم بر هر چیزی ارجحیت دارد. جهان شخصی ای كه گمانم آن قدر جذاب هست كه بی هیچ توضیحی با چند جمله به سبك اجرای خود او در این برنامه برویم سراغ اصل مطلب.

سلام عرض می كنم خدمت یكان یكان خوانندگان جان، خوانندگان پیشانی بلند، روی سپید و رستگار خودمون. خدا رو شكر می كنم كه باز هم با یه گفت و گوی دیگه در روزنامه محترم جام جم در خدمت شما هستم. مهمان مرغزار گفت و گوی این بار ما جناب آقای محمد صالح علاء هستند. نمایش نامه نویس، كارگردان، بازیگر، ترانه سرا، گوینده ... و مجری برنامه محترم «دو قدم مانده به صبح». دست به سینه روبه‌روی ایشان می نشینیم و حرف هایشان را می شنویم. باز كن دكان كه وقت عاشقی است.


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 13 آبان 1388
پنجشنبه 7 آبان 1388  10:40 ق.ظ

‏اخبار 21



تقلید یا جذب مخاطب؟



.:: امید محمودزاده ابراهیمی::.‏


این روزها اگر شب به منزل برسید و انگشت تان را روی کنترل تلویزیون ببرید و ساعت 21 شب سری به اخبار سابقا قدیمی خودمان بزنید با دکور و گرافیک جدیدی ‏مواجه خواهید شد.دیگر از وجود چند مجری خبری نیست و ساختار سنتی کاملا جای خود را به ظاهر مدرن داده است.متوجه شدید؟ ‏‎“‎ساختار‎”‎‏ جای خود را به ‏‎“‎ظاهر‎”‎‏ ‏داده است. بالاخره وجود چند شبکه فارسی زبان خارجی کار خود را کرد و صدا و سیما مجبور شد حداقل ظاهرش را تغییر دهد.هر چه هست رقیب؛ جوان,پرانرژی و با ‏انگیزه است و این یکی به مانند یک رقیب با سن و سال بالاست که می خواهد نظر معشوقش(شما بخوانید مخاطب) را همچنان به خود نگه دارد غافل از اینکه این نوع ‏رفتار و برخورد و صداقت برای معشوق مهم است نه ظاهر که آن هم تقلید از یک دوست عرب است!‏
صدا و سیما  باکس خبری ساعت 21 خود را متحول کرده اما خبری از تحول درونی نیست و این ظاهر است که تغییر کرده است.خیلی وقت پیش ها دوست داشتم بدانم ‏که گرافیست های صدا و سیما چه کسانی هستند که این تیزر ها و لوگوهای گرافیکی را طراحی می کنند.مخصوصا چندین سال پیش، زمانی که شبکه سوم از این تیزر ها ‏به وفور استفاده می کرد.از پخش تیزر قبل از پخش سریال ها بگیرید تا تبلیغ آرم شبکه سوم سیما. اما حالا چندان علاقه ای ندارم بدانم که آنها کیستند.از وقتی گرافیک ‏جدید باکس خبری 21 را دیدم علاقه ام از بین رفت چون حدس می زنم این طراحان آن طراحان قدیمی نیستند.نمی دانم شما تا به حال چند شبکه خبری عربی دیده ‏اید اما برای من که تقریبا تمام شبکه های خبری را از لحاظ ظاهر دیده ام؛ قابل قبول نیست که این طراحی جدید "ابداعی" است یا براساس یک فکر جدید است.درست ‏است که ما باید برای بهتر کار کردن مخصوصا در کارهای تصویری بیشتر و بیشتر ببینیم اما این دیدن ها نباید سبب "تقلید صرف" ما از ایده یک شبکه دیگر ‏باشد.طراحان جدید این باکس خبری حتی زحمت تغییر فونت آن را از عربی به فارسی نداده اند دیگر چه برسد به نحوه اجرا ...‏
شاید بهتر باشد طراحان گرافیکی بخش های خبری سیما فکری به حال ایده هایشان کنند.‏
نکته دیگر که در باکس خبری 21 به چشم می خورد تغییر لحن مجریان آن است.اینطور به نظر می رسد دبیر خبر ساعت 21 برای ارتباط بیشتر با مخاطب خود به جای ‏آنکه صداقت خبری را در لحن و نوع اخبار ها بگنجاند تصمیم گرفته است که با ادبیاتی به دور از یک مجری خبری به بهبود ارتباط خود با مخاطب اقدام بورزد.‏
اگر شبکه خبری فارسی زبان مقیم لندن ارتباط خوبی با مخاطب خود برقرار می کند بسته به عوامل متعددی دارد و نه صرفا لحن یک مجری.همچنین در چنین شبکه ‏های خبری، کارشناسان نظر خود را می گویند نه نظری که از قبل برای انها نوشته شده است.کاش اینقدر ظاهربین نباشیم و همه چیز را از سطح نگیریم.‏
خیلی ها می پرسند آنها چه دارند که ما نداریم...بهتر است بگوییم ما خود و خودمان را نداریم.دیدگاه ایدولوژیک در خبر می تواند ضربه محکمی به ارتباط مخاطب با ‏رسانه بزند.ما غافلیم و آن را می دانیم اما لباس شیر برای مخاطب می پوشیم و صدای دیگری از ما شنیده می شود.   ‏



اینجا را هم بخوانید:

ساخت سریال های وطنی بر اساس سریال های موفق خارجی



*          *          *



از هپت هپت هپتاد و هپت تا هشت هشت هشتاد و هشت

هشت نرین روز زندگی تان و تولد هشتمین امام معصوم بر شما مبارک


  • آخرین ویرایش:جمعه 8 آبان 1388
جمعه 3 مهر 1388  12:54 ق.ظ

درباره سریال 24



Just in Time ‎‏

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

سریال 24 یکی از دیدنی ترین سریال های در حال حاضر جهان است که پخش آن از سال 2001 از تلویزیون فاکس آمریکا آغاز ‏گردیده است.داستان های این سریال به صورت اپیزودیک و در 8 فصل(تا امسال 2010) به تصویر کشیده شده.جک باور مامور ‏فدرال در واحد ضد تروریستی(‏CTU‏) است که در هر قسمت درگیر مشکلاتی می شود.فصل های این سریال با یکدیگر ارتباطی ‏غیر مستقیم دارند.‏

روایت جذاب و غیر قابل پیش بینی سریال باعث می شود هر بیننده ای به این سریال و داستان های آن علاقه مند شود.کیفر ‏سادرلند،الیشیا کتبرت،سارا کلارک،کارلوس برنارد و ... از جمله بازیگران این سریال هستند.نقش مامور فدرال جک باور را بازیگر ‏انگلیسی یعنی کیفر سادرلند 43 ساله بازی کرده است.او از 35 سالگی تاکنون درگیر بازی در این سریال بوده است.فصل هشتم ‏این سریال(که البته مشخص نیست فصل آخر آن باشد یا خیر) در ژانویه 2010 از تلویزیون فاکس پخش خواهد شد.‏

از مقدمه کلیشه ای که بگذریم به متن این سریال می رسیم.‏

سریال 24 را به همه توصیه می کنم که ببینند.هر قسمت این سریال هم درس برای فیلمسازان ما است و هم روایت جذابی ‏برای دنبال کردن دارد.شما به عنوان مخاطب اگر از قسمت اول مخاطب این سریال باشید قطعا در پایان هر قسمت راغب به دیدن ‏قسمت بعدی هستید و این امر مشترکی در میان همه بینندگان این سریال بوده است.قطعا این مورد نشان می دهد که دست ‏اندرکاران این سریال توانسته اند بیینده را راغب به دیدن سریال کنند و با کش ندادن یک موضوع یا شخصیت بتوانند روایت گر یک ‏داستان جذاب باشند.بحث ها درباره این سریال بسیار است و شاید صدها مطلب بتوان درباره آن نوشت.اما شما را می خواهیم ‏بیشتر به حاشیه مخاطب این سریال ببریم.‏

تصویر رو بچسب !‏

اول بیاییم از نوع تصویربرداری و تدوین سریال صحبت کنیم. اگر سریال را دیده باشید خواهید دید که تمامی صحنه های این فیلم ‏با دوربین متحرک تصویربرداری شده است و نوع تدوین تصاویر این سریال کمک شایانی به روان بودن سریال و داستان کرده است.‏

البته فرق اساسی تصویربرداری این سریال که همگی با دوربین متحرک بوده با دیگر فیلم ها و سریال هایی که ما اینچنین دیده ‏ایم این است که در سکانس های بسیاری از سریال 24 این دوربین است که داستان را جلو می برد. اگر بخواهیم دقیق تر نگاه ‏کنیم می بینیم که دوربین در این سریال در خیل عظیمی از سکانس ها قصد دارد مخاطب خود را به قول معروف گول بزند و ‏قضاوت نهایی را از او بگیرد.شاید این برای اولین باری باشد که دوربین یکی از اجزای اصلی فیلمنامه یک سریال می شود.‏

‏ اصل مهم در چنین سریال هایی(پلیسی،اکشن،معمایی) این است که شما ندانید در سکانس بعدی چه اتفاقی خواهد افتاد و ‏نتوانید داستان را حدس بزنید.کاری که در فصل اول سریال بسیار تا بسیار حرفه ای و ارزشمند از کار درآمده است و شما با دیدن ‏ساعت آخر اپیزود آخر فصل اول قطعا غافلگیر خواهید شد.‏
جلوه تقسیم پرده(چند تصویر در یک صحنه+یک ثانیه شمار) هم رکن اصلی این سریال است چون در 24 نیاز است که چندین ‏داستان با یکدیگر وو هماهنگ جلو بروند.داستان هایی که اگرچه در انها کمی غلو وجود دارد اما ارتباط آنها کاملا منطقی و به جا ‏است."فوکوس" هم نقش بسزایی در جذابیت بصری این سریال داشته است.با توجه به نوع تصویربرداری این سریال که کاملا ‏متحرک است و به سبک چشم انسان تعبیه شده است این قابلیت(فوکوس)  خیلی حرفه ای کار شده است و باید به مدیر ‏تصویربرداری این سریال بابت این خلاقیت تبریک گفت.‏




شخصیت ها

جک باور:کسی که همیشه خدا دچار مشکل است و از همه بدتر یک مشکل اساسی به نام کیم باور دارد! این آدم نه از شکنجه ‏با شوک الکتریکی هراس دارد و نه از شیرجه رفتن با بمب اتم ! سوپرمن زمینی است !همسر و فرزندش را بسیار دوست دارد.‏

کیفر سادرلند هم به خوبی از پس صحنه های اکشن برآمده و هم احساسی(نگاه کنید به صحنه وداع با دخترش در فصل دوم ‏سریال).جک باور مطیع هیچ کس نیست جز رئیس جمهور یعنی دیوید پالمر.او جان رئیس جمهور را تا به حال چند بار نجات داده ‏است.از قانون شکنی هم هراسی ندارد و مهم نیست چه بلایی سر قانون و همکارانش می آید.او باید به هدفش برسد.از مرگ ‏بقیه خوشش نمی آید و دوست دارد دشمنانش را هم فقط بازداشت کند.به غیر از ویکتور دریزن و پسرش که بابت انتقام از ‏دخترش(که فکر کرده بود مرده است) آنها را به قتل رساند. شاید والاس در فصل دوم سریال راست می گوید.او یک قاتل بالفطره ‏است اما دوست ندارد این بالفطره بودن به بالفعل نشان داده شود. ‏

کیم باور:اعصاب آدم را با خنگ بازی هایش خرد می کند.در حالی که پدرش در یک ماموریت سری است زنگ می زند و از پدرش ‏می پرسد به یک قاتل تیر بزنم یا نه !! خب بزن بره دیگه !!!‏
کیم شخصیتی است که چندان خودش را نشان نمی دهد.البته با خنگ بازی هایش چرا ! تصمیم ها و حرف های احمقانه او ‏گاهی اوقات دیگر با غلتک از روی اعصابتان رد می شود.همیشه هم برای پدر مشکل درست می کند و جک باور باید گند های ‏این خانم را جمع کند. به طور کل شخصیت (...) است !‏

دیوید پالمر:باراک اوباما مدل 2001 تا 2003 می شود دیوید پالمر.انگار همگی شخصیت باراک اوباما چندین سال پیش در دیوید ‏پالمر دیده شده است.حرف هایش و صلح طلبی اش و دوری اش از جنگ و احترام متقابل چیزهایی است که ملت آمریکا در ‏سالهایی دیده است که جرج بوش داشت عراق و افغانستان را نابود می کرد.شاید سریال 24 خدمتی بس بزرگ به دموکرات های ‏آمریکایی و باراک حسین اوباما کرده باشد.او به خاطر دوری از جنگ هم چندین بار سوقصد می شود و هم از سمتش برکنار...‏
شخصیت پالمر دوست داشتنی و تصمیم هایش و اعتمادش به جک باور مخاطب را از خود خشنود می سازد.تمامی اطرافیانش به ‏او خیانت می کنند.از همسر سابقش(شری پالمر) تا رئیس دفترش یعنی مایک نوویک.‏

تونی آلمیدا: قوی،جذاب و قانون پرست.تمام چیزهایی که می توان درباره تونی گفت دز همین 3 کلمه خلاصه می شود.او از ‏جک باور خوشش نمی آید اما گاهی اوقان که حق مسلم با باور است به همکاری با او ادامه می دهد و قانون ها را هم می ‏شکند.در حالی که از جک کتک خورده و مچ پایش مو برداشته اما به خاطر باور قانون شکنی می کند.او نمی خواهد روابط ‏شخصی اش را وارد کارش کند اما میشل دسلر را خیلی دوست دارد و همین باعث می شود با او ازدواج کند.گاهی اوقات مزه ‏های خوبی هم می پراند در حالی که بسیار جدی ست.وجود او برای ‏CTU‏ یک آرامش کم نظیر است.بعد از رفتن موقتی جک باور ‏و نینا مایرز او افسر ارشد سی تی یو می شود و آنجا را به سبک خود مدیریت می کند.بعد از جک باور او دوست داشتنی ترین ‏شخصیت سریال است.او در همه فصل های سریال غیر از فصل ششم حضور دارد.‏

میشل دسلر: بعد از رفتن نینا مایرز او جای نینا را در سی تی یو می گیرد و همان اول رابطه اش با تونی آلمیدا لوو می ‏رود.میشل جسور و شجاع است و در کارش بسیار جدی ست اما طاقت ورود روابط خانوادگی اش را به حوزه کارش ندارد.تنها ‏کسی که می تواند به او کمک کند تونی است.چهره او یک رگ آسیایی دارد که این به با نمک بودن او کمک شایانی کرده ‏است.او به مانند تونی قانونی است اما بدش نمی آید برای کمک به جک باور قانون را دور بزند.‏

مایلو:مخ کامپیوتر با آن تیپ نه چندان عادی اش ! و با گوشواره هایش!! مایلو را فعلا فقط در فصل اول دیدیم اما گویا در فصل ‏های بالاتر او دوباره باز خواهد گشت.‏


پیشنهاد برای روزی که شاید این سریال دوبله شد:‏

جک باور/منوچهر والی زاده
دیوید پالمر/حسین عرفانی
سعید مظفری/تونی آلمیدا





اما روایت از دیگر ملل در 24‏

در این سریال نمایندگانی از دیگر ملل هم وجود دارند که گاهی اوقات تصاویر نشان داده شده از آنها باعث شود که آنان از بودن ‏چنین شخصیتی در سریال احساس تنفر کنند. روایت از مسلمانان،ایرانی ها،عرب ها و ملت هایی که به هر حال روزگارانی چند ‏همیشه متهم بوده اند و هستند.تصاویری که شاید نابخردانه باشند و همچنین تصویر درستی نباشند.‏

شاید کسانی بگویند که این از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نشات می گیرد اما به هر حال داستانی ست که دارد روایت ‏می شود. به رغم مخالفت هایی که با توع نشان دادن تصویر از دیگر ملل و مذاهب در برخی از صحنه های سریال است اعتقاد ‏دارم که باید پای این محصولات با هوشمندی تمام نشست و از پخش آنها هراسی نداشت.باید به دقت تمامی روایت ها را زیر ‏نظر داشت.در فصل دوم سریال از مسجد،نماز،الله اکبر و کارکترهای مسلمان تصویر ناخوشایندی عرضه میشود گرچه باید در کنار ‏آنها کارکتر امام جماعت مسجد را هم در نظر گرفت.(که البته می دانیم که نمایشی است)‏

شاید یکی از دلایلی که این سریال تا به حال از سوی صدا و سیما خریداری و پخش نشده است همین باشد.تصویری نه چندان ‏خوشایند از ایرانی ها یا مسلمان ها.گرچه این سریال پابند چنین نکاتی نیست.شما در جای جای این سریال حملات کوبنده ای را ‏به سیستم حکومتی و حتی اجتماعی آمریکا می بینید اما خب اینجا صدای کسی در نمی آید و شاید ما خوشمان هم بیاید.‏
بحثی در این مورد ندارم اما این حرفم را تکرار می کنم که باید و باید وقتی پای این سریال ها و فیلم ها می نشنیم ، هوشمندانه ‏همه چیز را زیر نظر داشته باشیم و فقط سطح را نبینیم.‏

این مطلب همه چیز درباره سریال 24 نبوده و نیست.اگر وقت بود بیشتر خواهم نوشت. ‏





پی نوشت(1):‏

اگر فیلمنامه 24 را به صورت فایل متنی داشته باشیم تعدد 3 واژه ‏Protect‏ و ‏‎ Safeو ‏Trust Me‏ رو قطعا خواهیم دید.امنیت، ‏محافظت و بهم اعتماد کن‏

پی نوشت(2):‏

فصل چهارم سریال را ندیده ام.با توجه به شروع دانشگاه ها و ترم سختی که در پیش دارم شاید نتوانم دیگر به تماشای سریال ‏بپردازم.کار سختی است اما ...‏
اما پیشنهاد میکنم سریال را حتما ببینید.حتی اگر جمعه شب ها ساعت 22 از کانال فارسی1 با آن دوبله های محشرش!! پخش ‏شود.‏
حوصله دیدن سریالی را به صورت تکی و انفرادی ندارم.نمی دانم روزی دوباره رغبت خواهم کرد که ‏DVD‏ سریال 24 را در دستگاه ‏پخش بگذارم یا نه ...‏

.
.
.

پی نوشت پس از دیدن قسمت دوبله شده:

افتضاح !

مشکل دوبله فارسی1 این است که نه صداها خاص دوبله هستند و از همه مهم تر این صداها "حس" ندارند.فک کنم دوبله فارسی 1 حداقل 50 سالی از ما عقب باشد.کاش 24 را دوبلورهای خودمان دوبله کنند.
‏ ‏


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 مهر 1388
  • برچسب ها:24 ،سریال 24 ،
پنجشنبه 26 شهریور 1388  02:37 ق.ظ



با توجه به پخش سریال های فوق العاده جذاب تلویزیونی!!
عجالتا؛
سریال ماه رمضان ما 24 بود

در پست های بعدی از 24 بیشتر خواهم نوشت


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 15 شهریور 1388  08:09 ق.ظ

سینمای قصه گو یا پیام دهنده؟


عکس از : وبلاگ سریال میوه ممنوعه


.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.


با دیدن برنامه  یک فیلم یک تجربه و بحث با یکی از دوستان بر سر سینمای قصه گو یا پیام دهنده به فکر نوشتن این  یادداشت افتادم.اگر برنامه قبلی یک فیلم یک تجربه  را دیده باشید حتما متوجه شدید که موضوع برنامه درباره سریال پرمخاطب میوه ممنوعه بود و با عوامل آن از جمله علی نصیریان,هانیه توسلی و امیر جعفری نیز گفتگو شد.
اما با صحبت یکی از دوستان مبنی بر اینکه چنین سریال هایی به چه درد می خوردند و چه پیامی داشتند بر آن شدم که این یادداشت را بنویسم.

سینمای بعد از انقلاب با تغییر رویکردهای فراوانی رو به رو شد که دامنه آن تمامی موضوعات را در بر گرفت و این امر در تلویزیون هم که رسانه ملی خوانده میشد به صورت جدی تر دنبال شد.رسانه ملی به علت آنکه تماما بودجه خود را از دولت و بیت المال دریافت می کند موظف است که برنامه هایی آموزنده و آموزشی برای خانواده های ایرانی پخش کند.اما  این رویکرد در چندین سال گذشته موجب آن شده است که دست سینماگران و سریال سازهای ایرانی برای تعریف قصه ها بسته شود.بر طبق چنین رویکردی فیلمنامه نویس و قصه موظف هستند پیامی را به مخاطب خود ارسال کنند حالا این پیام هرچقدر که می خواهد جذاب یا ناکارآ مد باشد،مهم نیست.
این پیام داشتن هر قصه یا فیلمنامه بدین شکل ضربه ای جدی به تولیدات سینمایی و تلویزیونی زده است.از جمله نمونه های ناموفق این دست تولیدات می توان به سریال ترانه مادری اشاره کرد که پیام های این سریال بسیار سردستی و ظاهری تعبیه شده بود و این باعث سرخوردگی و کلافگی مخاطب شد.موضوعاتی از قبیل نقش دفاع مقدس در زندگی نسل سومی های امروز که بسیار بد و غیر قابل باور به قصه اضافه شده بود.

اما فرق قصه گویی فارغ از داشتن پیام ظاهری با تولیداتی از قبیل ترانه مادری و ... چیست؟ بیاییم به سریالی مثل میوه ممنوعه دوباره نگاهی بیاندازیم.پیام این سریال چه بود؟ آیا می توان پیام مشخصی را برای میوه ممنوعه مشخص کرد؟ مثلا پیام آن این بود که دو زنه بودن چقدر بد است یا....مسائل دیگر؟

قطعا چنین نیست.سریال هایی مثل میوه ممنوعه چنین پیام های روشنی در دل خود ندارند و بیشتر از آنکه خود را مجبور کنند که پیامی را به مخاطب برسانند سعی می کنند قصه خود را به روشنی روایت کنند تا مخاطب خود به پیام های سریال پی ببرد نه آنکه  پیام های وارداتی را یکی یکی و بدون آنکه فکر شود که مخاطب در کدام لحظه از قصه این پیام را دریافت می کند،به مخاطب بخورانند و ریزش مخاطب را نصیب خود کنند.

ما هنوز یاد نگرفتیم که سینمای قصه گو سینمایی بهتر و منحصر به فردی است چون یکی از وظایف سریال ها و فیلم های ما سرگرم سازی است و پیام های پشت سر هم نه تنها مخاطب را سرگرم نمی کند بلکه باعث گریز مخاطب هم خواهد شد.سینما و تلویزیون سرگرم کننده می توانند در ذات خود پیام های آموزنده ای داشته باشند.قبول است که تمام قصه های ما نمی توانند پیام داشته باشند اما می توان به جرات گفت که 90 درصد قصه ها پیام دارند حتما لازم نیست پیام های دیگر به آن اضافه شوند.اما هنوز هستند کسانی که اعتقادی به این سینمای قصه گو ندارند و عقیده بر این دارند که همه سریال ها و فیلم ها باید پیامی همراه خود داشته باشند.دیدگاهی که بیشتر به مسئولان صدا و سیمای وطنی تعلق دارد تا کارگردان های فیلم ها و سریال ها.مثلا خیلی دیده شده است که پیامی از نوع بستن کمربند ایمنی برای رانندگان خودرو از طریق همین سریال ها و فیلم ها به مخاطب عرضه شده است و این پیام غیر مستقیم در مرور زمان تاثیر خود را گذاشته است.

اما پیامی از این دست نه دستی در فیلمنامه دارد و نه در پیام های قصه آن.صرفا یک پیام اجتماعی غیر مستقیم است که در گذر زمان می تواند خود را نشان دهد.اما پیام هایی منظور ما است که  در روند قصه تاثیر مستقیم می گذارد.مثلا شما به نحوه تبلیغ چادر در سریال های ایرانی نگاه کنید.طبق بخشنامه صدا و سیما در سریال های ایرانی شخصیت مثبت زن در سریال ها باید چادر بر سر داشته باشند . در وهله اول این امر باعث می شود تا کارگردان محدود شود.به طور مثال اگر کارگردانی نخواهد شخصیت های مثبت سریالش را روو کند اما با همین کار کوچک تمام زحمات او به باد می رود.از این دست تولیدات کم نداشته ایم.از نرگس و ریحانه بگیرید تا همین سریال رستگاران. وقتی قرار است پیام های اینچنین اخلاقی را مستقیم عرضه کنیم قطعا نتیجه آن عکس خواهد شد.آیا مسئولان صدا و سیما باخورد و یا تاثیر از کار خود دیده اند؟ آیا چنین راهکارهایی به استفاده بیشتر چادر در نزد خانم های ایرانی منجر شده است یا نه تاثیری معکوس داشته؟ آیا راهکار بهتری برای تبلیغ چادر وجود ندارد؟

پیام باید در ذات قصه نهفته باشد و هنر آن است که مخاطب با میل خود آن را کشف کند.میوه ممنوعه چنین قصه ای را روایت می کرد.روایت قصه عاشق شدن حاج یونس فتوحی و حوادث متفرقه ای که در طول این سریال 30 قسمتی روی داد.باید بیشتر روی موضوع ِ خوب تعریف کردن قصه تمرکز کنیم نه آنکه در فکر گنجاندن پیام در هر قصه ای باشیم.

متاسفانه باز هم هنوز یاد نگرفتیم که قصه گوی خوبی باشیم قصه گوی خوب می داند که پیام قصه اش را کجا به شنونده اش بدهد تا بیشترین تاثیر را داشته باشد اما اندرز دهنده مدام به دنبال زمانی می گردد تا پیامی را که از ابتدا قصد داشته به شنونده اش بدهد را، عرضه کند.اگر به قصه ای کودکانه مانند چوپان دروغگو نگاه کنیم در می یابیم که پیام قصه در جای مناسب خود عرضه شده است و قصه گو واقعا قصه گو است و اندرز دهنده صرف نیست.
امیدوارم این رویکرد دچار اصلاح شود چون بدین گونه نمی توان با مخاطبی که از ما جلوتر است برخورد کرد.اگر زمان دادن پیام را ندانیم مطمئنا خطایی بزرگ را مرتکب شده ایم.


توضیح: تیتر این مطلب منحصر به سینما نیست و تلویزیون و آثار تلویزیونی را هم شامل می شود


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 15 شهریور 1388
جمعه 13 شهریور 1388  07:00 ق.ظ

جومونگ،ضرغامی و یک نامه



.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

اینقدر از نبود یک قهرمان یا یک شخصیت ملی در رسانه ملی گفتیم که زبانمان مو درآورد.حالا جومونگ و دار و دسته اش برای رستم ما نقش و نشان می کشند.ما هم می نویسم ولی در کل هیچ اتفاقی نمی افتد!
همین است دیگر...همیشه همین طور بوده! ما از مشکلات می نویسیم و مسئولان هم با خنده ای ملیح می خوانند و به روی مبارک هم نمی آورند.همین 2 سال پیش من باب موفقیت سریال جواهری در قصر چقدر نوشتیم؟ چقدر شما خواندید؟ چقدر از یانگوم و بانی چوئی و افسر مین جانگو تعریف کردیم؟از موج کره ای(هالییو) نوشتیم. حالا مگر جومونگ چی است که ما را میخکوب کرده؟ رسانه میلی مان(ملی سابق) که در خواب زمستانی ست و هر چقدر هم که تکان تکانش می دهیم انگار که نه انگار!
اشتباه نشود این یک یادداشت برای سریال پرمخاطب این روزها نیست.این مقدمه ای بود بر نامه ام به رئیس سازمان صدا و سیما که در گذرسالها دچار تغییرات اجباری بسیاری شد.

سلام آقای ضرغامی؛
امیدوارم حالتان خوب باشد و حوادث این چندماه را با کمترین هزینه برای خودتان از سر گذرانده باشید.

آقای ضرغامی؛مدیر دوست داشتنی تلویزیون؛

شما در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی از کاهش مخاطبان صدا و سیما گفتید؛از اینکه مخاطبان صدا و سیما به کمتر از 40 درصد رسیده اند.این را گفتم تا به شما بگویم که جانا سخن از زبان ما می گویی.این روزها و شب ها که جومونگ تان جور قهرمانان به تصویر کشیده نشده تان را می کشد و خبرهایتان دیگر رنگ و بوی صداقت کامل را ندارد.این حرف شما بیشتر به چشم می آید.
بیشتر به چشم می آید وقتی در گوشه و کنار می بینیم که واقعا همین طور شده و شواهد(اگر قبول دارید) از کاهش و ریزش مخاطبان صدا و سیما می گویند.
 شاید هم همین فردا حرفتان را تکذیب کنید,می دانید که این روزها بساط تکذیب و تکذیب نامه حسابی به راه است و شاید هم شما بدتان نیاید حرفی را که زدید یا حتی اگر نزدید و در دلتان دارید؛ تکذیبش کنید تا امثال ما روی مان باز نشود.

اشکالی ندارد آقای ضرغامی اما این قلم شاهد و گواه است که چقدر نوشتیم و نوشتیم.
نوشتیم که صدا و سیمای وطنی حالا رقیبان سرسختی دارد از شبکه های خبری تا سرگرمی.همان چیزی که تا به حال در روضه هایمان از آن خواندیم یعنی تهاجم فرهنگی.شمشیر دیگر از پشت نمی زنند آقای ضرغامی.حالا رو به رویتان هستند و دارند با شما سر چرخاندن دید مخاطب ایرانی رقابت می کنند.شنیده ام این روزها تشکیلات روبرت مرداک یهودی هم به این کارزار وارد شده است.شنیده های دیگری هم داریم آقای ضرغامی.نمی دانیم اینها را به شما می گویند یا نه اما ما شنیده ایم که قرار است سی ان ان فارسی و تی آر تی فارسی هم به این جمع اضافه شوند.

 آقای ضرغامی  بارها این قلم بر صفحه های سفید فرود آمد و ما از ناگفته ها نوشتیم.نوشتیم که با این روال نمی توان امید داشت که مخاطب ایرانی را پای رسانه خودمان بنشانیم.اما شما چه گفتید؟ هیچ یادتان هست؟ یادتان هست پس از راه اندازی یک شبکه خبری برون مرزی خبرنگاران از شما چه پرسیدند و شما چه جواب دادید؟ یادتان هست گفتید که در رویکرد صدا و سیما تغییری حاصل نخواهد شد؟ شما رقیب پیدا کردید اما به روی خودتان نیاوردید.شما شتابزده قضاوت کردید.حتی اگر حق مطلق هم پشت سر ما باشد باید آن را پیش چشم مخاطب مان بگذاریم نه اینکه منفعلانه فقط نگاه کنیم.قرار نیست با راه اندازی هر شبکه فارسی زبانی ما هم تغییر رویکرد داشته باشیم.نه این طور ها هم نیست آقای ضرغامی.ما باید نیاز های مخاطب مان را بشناسیم و اگر نمی توانیم از مخاطب جلو باشیم حداقل از آن عقب نیفتیم که این خود هنری بس ستودنی ست.اما صورت مسئله را پاک کردن فایده ای ندارد آقای ضرغامی.

اما می دانید حاصل این صورت مسئله پاک کردن ها  چیست؟ جز رویگردانی همین مردمی که روزگاری از شب های برره شما غافل نبودند؟ سریال هایتان را با زمان دقیقش به یاد می سپردند؟ حالا چه شد؟ چرا از تغییر واهمه داشتید؟ مگر قرار بود چه بشود؟  از زمان آغاز ریاست شما بر این سازمان انتظارها بالا رفت چون شما رویکرد مناسبی در ابتدا داشتید اما حالا این علامت سوال پیش روی ماست که چرا مهندس ضرغامی در سال 1383 با مهندس ضرغامی 1388 اینقدر فرق دارد؟

رویکردتان را تغییر ندادید و همین طور جلوی صدای بقیه را گرفتید(یا گرفتاندند) صدایی که خودتان ایجاد کرده بودید.
از شما سرنوشت رادیو جوان تان را بپرسم که در  برهه ای از زمان داشت از تلویزیون تان جلو میزد؟ از سرنوشت مهران دوستی ها و فرشید منافی ها و فرزاد حسنی ها بپرسم؟ که چه شد؟ کجا رفتند؟ حالا مخاطبان تان کجایند؟ شما به جای ایجاد تحول و تعدیل و حمایت از پرسنل تان...صورت مسئله را پاک کردید و پای بر سلیقه مخاطبان گذاشتید و ملی را  میلی کردید.گردن بر فشارهای اعمال شده گذاشتید و عملا ریاست تان را به عده ای خاص واگذار کردید.

هیچ کس نمی داند اما می دانیم که ضرغامی 88 هیچ شباهتی ضرغامی 83 ندارد.ضرغامی 83 هوشمندانه و با دیدی باز به مسائل نگاه میکرد .او منطق را جایگرین تعصب کرد.اما نشد آنچه که باید میشد.
آقای ضرغامی بیایید برای همیشه تکلیف مان را با این تهاجم فرهنگی مشخص کنیم.اصلا تعریف شما از تهاجم فرهنگی چیست؟ می خواهید با هم به دوران دفاع مقدس سری بزنیم؟ آقای ضرغامی دشمن وقتی رو به روی شماست و شما در سنگر خودتان هستید آیا ترجیح می دهید از گرفتاری هایی که دشمن برایتان درست کرده است بگویید یا سلاح برداشته و به جنگش بروید؟

بگذارید مثالی دیگر برایتان بزنم.شما یک خانه می سازید و مصالح کم می آورید و دیوار را کوتاه می سازید.به درها قفل نمی زنید و شب ها درب را باز می گذارید.یک شب دزد از بالای دیوار می آید و تمام اثاث منزل تان را می برد.شما دزد را بیشتر مقصر می دانید یا خودتان را که دیوارها را بلند و درب ها را قفل دار نساختید؟
اگر نظر به قاطبه نظرهایی دارید که مدام روضه از تهاجم فرهنگی می خوانند باید برای شما هم متاسف باشیم.شما سنگر رسانه ملی را دارید اما مشخص نیست چرا این سنگر در برابر دشمن از خود دفاعی صادر نمی کند.اگر اینطور باشد باید جومونگ که حالا نقش قهرمانان افسانه ای ما را دارد ؛نمونه بارز تهاجم فرهنگی باشد و شما مروج تهاجمات فرهنگی دشمن. اما آیا واقعا این گونه است؟ آیا همیشه قصد داریم ظالمان را محکوم کنیم و مظلوم را مقصر ندانیم؟

آقای ضرغامی؛

شما 5 سال دیگر ریاست خودتان را برای این رسانه خواهید داشت.با اوضاع و احوال کنونی که بر رسانه تان می گذرد؛ یک امید به ما بدهید که دوباره مشتاقانه شبکه های داخلی را تماشاگر باشیم.
به ما بگویید چگونه می توان به این رسانه دل بست و چشم چرخاند.

آقای ضرغامی؛

همیشه این مخاطبان نیستند که متهمند که چرا چشم از رسانه های خودشان برداشته اند و نگاه به آن طرف دارند.گاهی اوقات لازم است ما برای جذب آنان قدمی برداریم.



موفق و موید باشید




همین مطلب در پافا


  • آخرین ویرایش:جمعه 20 شهریور 1388
  • برچسب ها:جومونگ ،
جمعه 30 مرداد 1388  08:31 ب.ظ


حمید گودرزی در نمایی از سریال "پنجمین خورشید" به کارگردانی علیرضا افخمی
عکس: (در سایت شبکه سوم اسم عکاس درج نشده است)

تلویزیون در رمضان ۸۸ به لحاظ استفاده از نیروی انسانی برای ساخت سریال‌ها و هم‌چنین تعداد سریال‌های شبکه‌ها، رویکردی متفاوت نسبت به سال گذشته را اتخاذ کرده‌است. سپردن مجموعه‌های مناسبتی به کارگردانانی چون داوود هاشمی، حسن شکوهی، ابوالقاسم طالبی و مسعود شاه محمدی، حاکی از این است که تلویزیون، امسال ساخت مجموعه‌های مناسبتی توسط افرادی که سابقه‌ی سریال‌سازی برای ماه رمضان را ندارند بیشتر تجربه خواهد کرد.هم چنین به نظر می‌رسد تلویزیون در رمضان ۸۸ اصراری برای ساخت سریال برای تمامی شبکه‌ها ندارد.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) سریال‌های ماه رمضان امسال مرحله‌ی تصویربرداری برای پخش از شبکه‌های مختلف سیما را طی می‌کنند؛ در کنار آن، سریال‌های دیگری در طول سال آماده شده‌اند که می‌توانند در باکس نمایشی رمضان قرار گیرند تا شاید برخی از درخواست مخاطبان و منتقدان که «نیازی نیست همه شبکه‌ها سریال پخش کنند» و « سریال‌هایی با فضای غیر رمضان هم مورد توجه قرار گیرد» نیز تحقق یابد.

****

شبکه اول سیما با ” نردبام اسمان

شبکه‌ی اول سیما با وجود این که عنوان شبکه سراسری و ملی را به همراه دارد برخلاف سال گذشته که دو سریال «گل‌های گرمسیری» و «روز حسرت» را برای پخش در ماه رمضان در نظر گرفته بود، مجموعه‌یی مختص این ماه را در صدر اخبارش ندارد و احتمال دارد این شبکه یک مجموعه تاریخی الف ویژه چون «نردبام آسمان» و یا مجموعه آمده «شب هزار و یکم» را در ماه رمضان پخش کند.

محسن علی اکبری- تهیه‌کننده«نردبام آسمان»- برای پخش آن در ماه مبارک رمضان آمادگی دارد.این مجموعه به کارگردانی محمد حسین لطیفی، زندگی«غیاث‌الدین کاشانی»-مفسر، منجم، ریاضیدان و دانشمند شهیر عهد تیموری و مبدع عدد “پی” را تصویر می‌کند.

سریال «شب هزار و یکم» را علی بهادر کارگردانی و علی لدنی آن را برای شبکه‌ی اول سیما تهیه‌ کرده است. تصویربرداری این سریال دی ماه سال گذشته آغاز شد و حدود پنج ماه به طول انجامید. «شب هزار و یکم» روایت زندگی یک روانپزشک است که با ورود بیماری به زندگی او، سرنوشتش دستخوش تغییر می‌شود.



شبکه‌ی دو سیما با «پاییز پدر سالار»

تصویربرداری سریال «پاییز پدرسالار» به نیمه رسیده است که تولید آن از اردیبهشت ماه آغاز شد. مهدی جودی نیز این مجموعه را همزمان تدوین می‌کند. مسعود شاه محمدی نویسنده و کارگردان آن است و رضا جودی این سریال را تهیه می‌کند. او پیش از این تهیه‌کننده ی سریال‌های ماه رمضانی «مرده‌ی متحرک»،«صاحبدلان» و «اغما» بوده است. «پاییز پدرسالار» درباره زندگی مرد ثروتمندی به نام فرخ است که با دختران و دامادهایش رابطه خوبی دارد اما احساس می کند که دوران بازنشستگی اش فرا رسیده است و باید اموال و مسؤولیت‌های خود را به دخترانش واگذار کند اما شروطی برای انجام این کار وجود دارد.



شبکه ی سه سیما با «پنجمین خورشید»

تصویربرداری سریال «پنجمین خورشید» نیز مانند «پاییز پدر سالار» به نیمه رسیده است این در حالیست که از اول خردادماه تولید این سریال آغاز شده است و تاکنون حدود ۷ قسمت از «پنجمین خورشید» تدوین اولیه شده است. متن «پنجمین خورشید» را علیرضا افخمی و سجاد ابوالحسنی می‌نویسند وعلیرضا افخمی این سریال را کارگردانی می‌کند. او که طی این سال‌ها در ساخت سریال‌هایی چون «او یک فرشته بود»،«اغماء»، «روز حسرت»مشارکت داشته‌است؛ ،سال گذشته در گفت‌و‌گویی با ایسنا درباره‌ی حضور خود در سریال سازی ماه رمضان سال۸۸ اظهار کرده بود:از آقای میرباقری، برازش و میرمیران خواهش کردم که مرا در رمضان آینده معاف کنند؛ چون چهارسال پیاپی است که در ماه رمضان یا کارگردانی می‌کنم یا می‌نویسم و این کمی مرا خسته کرده‌است. شاید در سال‌های بعد برگردم ولی رمضان آینده نیستم.»

سریال «پنجمین خورشید» را داوود هاشمی تهیه‌ می‌کنند و داستان آن درباره دو دوست به نام‌های مهدی و همایون است که در سال ۶۵ در وضعیت بد اقتصادی زندگی می‌کنند. آنان بر اثر حادثه‌ای، عتیقه‌ای خاص را پیدا می‌کنند و در سال ۸۸ در تهران امروز خود را می‌یابند.



شبکه‌ی تهران با «به کجا چنین شتابان»

«به کجا چنین شتابان» تنها سریال ماه رمضان سیماست که بیش از ۸۰ درصد آن تصویربرداری شده است.ساخت این مجموعه ۱۳ مهرماه سال گذشته آغاز شده است. اکنون حدود ۵۰درصد «به کجا چنین شتابان»تدوین نهایی شده است و صداگذاری و ساخت موسیقی آن نیز ادامه داد.گفتنی است که شادروان خسرو شکیبایی قرار بود در این سریال بازی کند.«به کجا چنین شتابان» را ابوالقاسم طالبی کارگردانی و حسن شکوهی تهیه می‌کند.طالبی به همراه لیلی کریمان نویسندگی متن این سریال را برعهده دارد. «به کجا چنین شتابان» به افرادی می‌پردازد که می‌خواهند یک شبه ره صد ساله را بروند و به بهایی که برای این کار می‌پردازند، توجه نمی‌کنند.



منبع: پافا


  • تعداد کل صفحات :17  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...