برنامه های مجری محور


 عکس:خبرآنلاین

------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

------------------------------

 

بی مقدمه:

 

برنامه های مجری محور یعنی سری برنامه هایی که براساس یک موضوع خاص پایه ریزی می شوند و با یک مجری اجرا می شوند و نقش مجری در این گونه برنامه ها یک نقش محوری ست و موضوع برنامه محور اصلی نیست.

چندین سال است که برنامه های زنده تلویزیونی از حالت موضوعی خارج شده و به گونه جدیدتری از نوع و قالب رسیده اند.طبق معمول هم کشورهای آمریکایی و اروپایی پیشرو این راه بوده اند.

تلویزیون ایران هم چند سالی می شود که از این نگاه تازه برنامه سازی غافل نمانده و با تولید و پخش چند سری از برنامه های زنده تلویزیونی قدم در این نهاده است.گرچه این موضوع محدود به قاب تلویزیون نیست و رسانه رادیو هم در کنار تلویزیون این نوع و نگاه جدید را سرلوحه خود قرار داده است.

حتما با شنیدن برنامه زنده تلویزیونی به چندین مورد مثال برمی خورید:مثلث شیشه ای،کوله پشتی،مردم ایران سلام و...

 

دیدگاه سنتی و دیدگاه جدید:

 

نوع نگاه برنامه سازی(مخصوصا تولید برنامه های زنده) هنوز در ایران تابع قوانین نانوشته است و ممکن است اصلا یک برنامه از میانه راه تمامی اهداف خود را کنار بگذارد و راه دیگری را برگزیند.این نوع نگاه در برنامه هایی که موضوع محور اصلی است می تواند مشکل زیادی به همراه نداشته باشد اما در برنامه های مجری محور این نگاه اصلا پذیرفتنی نیست.

اگر خاطرتان باشد سال گذشته برنامه کوله پشتی با ورود به چهارمین سال پخش خود قدم به راه جدیدی گذاشته بود.این برنامه میرفت تا یکی از تاثیرگذاری های اصلی خود را بر مخاطب تلویزیون ایران بگذارد اما باز هم قوانین نانوشته کار خود را کرد و با رفتن فرزاد حسنی از این برنامه عملا کوله پشتی پایان یافت.

اگر بخواهیم کمی بیشتر به جزئیات دقت کنیم به نکات مهمی می رسیم که درک آن حتی برای یک مخاطب عادی هم ساده است چه برسد به مدیران رسانه ملی.

کوله پشتی از ابتدا (سال 1383) یک برنامه مجری محور طراحی شده بود.فرزاد حسنی با تکیه بر اجراهای رادیویی خود،این بار در قاب تلویزیون ظاهر شد که اجرایش کمی متفاوت بود و برای مخاطب آن روز تلویزیون ایران کمی سخت بود تا سبک یک مجری در یک برنامه تلویزیونی را بپسندد.اما کوله پشتی و فرزاد حسنی سال 84 با جسارت و رشد بیشتری پا به عرصه قاب جادویی گذاشتند.سال 84 یک سال خوب برای کوله پشتی،حسنی و تلویزیون ایران بود تا بتوانند سبک جدیدی از برنامه سازی را به خود ببینند.این روند با فراز و فرود های گاه ناگاه، به سال 86 رسید و تا بدان جا پیش رفت که سال 87 دیگر نام و نشانی از کوله پشتی و مجری فعالش نباشد.

متاسفانه دیدگاه مدیران رسانه ما یک دیدگاه کاملا سنتی ست که به زحمت می توان به آنها قبولاند که واقعا می شود با همین امکانات برنامه جذاب و دیدنی ساخت.برنامه های مجری محور یک تحول در نوع و قالب برنامه سازی هستند اصلا با دیدگاه سنتی برنامه سازی سازگاری ندارند.

به طور مثال در دیدگاه سنتی همگان بر این اعتقادند که یک مجری را می توان امروز برکنار کرد و فردا کس دیگری را جای او نشاند.درست مثل تعویض مجری اخبار امروز و فردا !! اما در دیدگاه جدید این نگاه سنتی کنار زده شده است و به قول معروف دیدگاه اخباری جایگاهی ندارد !

قطعا بین ساختار یک برنامه زنده تلویزیونی با "اخبار" تفاوت های اساسی وجود دارد اما چون نگاه سنتی دست خود را بر مدیریت بر برنامه ها باز تر می بیند چندان با این نوع نگاه موافق نیست.مثلا این طور است که شمای مدیر رسانه چون انتقاد پذیر و نوآور نیستید، بیایید و سریع مجری دیگری را جانشین مجری آن برنامه کنید.این نگاه بدترین بازخورد را در بین بینندگان تلویزیون دارد.بینندگانی که شما باید آنها را جذب خود کنید نه اینکه آنها را پس بزنید.

عوض کردن مجری یک برنامه که از ابتدا مجری محور طراحی شده است یک اشتباه تاکتیکی بزرگ برای یک مدیر رسانه است.اشتباهی که مدیران رسانه ما علاقه بسیاری به تکرار آن دارند !!

 

 
 

عملکرد مدیران ما:

 

اگر از احوالات برنامه ها و تاک شوهای موفق دنیا باخبر باشید حتما می دانید که اپرا وینفری سالهاست که اجرای برنامه خود را بر عهده دارد و کسی هم قصد عوض کردن او با کس دیگر را ندارد.چون برنامه مال اوست وبهترین اجرا را او می تواند انجام دهد.پس چرا تغییر در یک برنامه آن هم وقتی "مجری محور" باشد تا "موضوع محور"؟

 

عوض شدن جای فرزاد حسنی و امیرحسین مدرس درست در میانه راه کوله پشتی یک تجربه در عرصه مدیریتی مدیران رسانه ملی بود.البته تجربه ای که قطعا نباید بعدا تکرار شود ولی چون نگاه سنتی خریدار بیشتری در میان مدیران ما دارد پس امیدی زیادی نیست که این تجربه برای ما درس بشود.کوله پشتی با رفتن حسنی تمام شد نه با پایان تابستان 86.

دیدگاه دیگری که در این زمینه وجود دارد همین دیدگاه همیشگی "ضد ستاره" ما است.کلا ما ایرانی ها زیاد ستاره بودن را دوست نداریم.مرگ خوب است اما برای همسایه.واقعا نمی دانم ما بابت این طرز تفکر وام دار چه کسانی هستیم اما واقعا همینیم.

یادم می آید که وقتی حسنی از کوله پشتی به اجبار جدا شد خیلی ها تریبون در دست گرفته بودند و حسنی را متهم می کردند که او اگر رسانه در اختیارش باشد دیگر نمی داند چه کار می کند و عملا کنترلی بر خود ندارد و به قول خودمانی تر "جوگیر" می شود.

 

به نظر من باید بیشتر به این جمله ها خندید.مجری هیچ گاه صاحب رسانه نیست.او فقط تریبونی در دست دارد.آیا مردان تریبون به دست همگی "جوگیر" می شوند؟ آیا آنها خود را گم می کنند؟ پس اگر این طور است پس مجریان اخبار باید 1 ساعت به 1 ساعت عوض شوند تا جوگیر نشوند !!

دیدگاهی که در مقابل اینگونه ساختار می ایستد شاید فقط یک دلیل داشته باشد آن هم اینست که کسی نباید از تریبون رسانه جمعی به نفع خود استفاده کند.این حرف...دلیل درستی است اما ما نباید خودنمایی را با سبک اجرا و ویژگی های یک مجری اشتباه بگیریم.

حسنی برای اخراج از کوله پشتی تاوان چه چیزی را داد؟ خودنمایی اش را؟ حرف زدنش را؟ دیدگاه سنتی مسئولان و انتقاد ناپذیری آنها ؟

شاید تعبیری که باعث شد همه این اتفاقات برای حسنی بیفتد همین تعبیر "برنامه من" بود.او از یک رسانه جمعی اعلام کرد که به برنامه "من" خوش آمدید.تعبیری که اصلا خوشایند خیلی ها نبود.خیلی ها این تعبیر را به پای غرور حسنی گذاشتند و سنگ بنای مخالفت خود را اعلام داشتند.

گرچه این تعبیر بعدها توسط "رشیدپور" هم در برنامه "شب شیشه ای" استفاده شد اما عمر زیادی نکرد.

آیا واقعا گفتن "برنامه من" از یک رسانه جمعی میتواند مشکل ایجاد کند؟ آیا رسانه جمعی چنین تعابیری را می پسندد؟

تعابیر را اگر کنار بگذاریم واقعا باید قبول کنیم که در یک برنامه مجری محور....برنامه؛ برنامه ی مجری است.چون اوست که باید مخاطب را به دیدن برنامه اش ترغیب کند.موضوعات مختلف در اثر پرداخت های زیاد دیگر کشش و ترغیب بیننده را در پی ندارند و مجری باید با اجرای خود یک قالب تازه ارائه کند.پس نباید ناراحت شویم که کسی در برنامه اش می گوید به برنامه "من" خوش آمدید.همه می دانند که کوله پشتی برنامه فرزاد حسنی است و بیننده کس دیگری را در ذهنش جایگزین او نمی کند.شب شیشه ای متعلق به رشیدپور است.دوقدم مانده به صبح مختص اجرای صالح اعلاست.ورزش و مردم که سالهاست با اجرای بهرام شفیع اجرا می شود دیگر خود یک برنامه کاملا مجری محور است.همه ورزش و مردم را با بهرام شفیع می شناسند نه با اجرای کس دیگری.

در بحث رادیو ، پس از سالها دیدیم که یک برنامه با اتکا با اجرای فوق العاده دو مجری اش توانست برنامه مجری محور را در عرصه رادیو هم جا بیندازد.این برنامه ؛ برنامه ای نبود جز "روی خط جوونی" با اجرای فوق العاده فرشید منافی و زهره هاشمی.ساعت 5 روی موج خط جوان.

 

حالا چند صباحی می شود که خبری از این نوع برنامه در رسانه ملی نیست.آخرین نوع از پخش اینگونه برنامه ها مثلث شیشه ای بود که در اوایل تابستان 87 به یکباره قطع شد.دیگر خبری هم از حضور مجریان این برنامه ها حتی در برنامه های دیگر هم نشد.در رادیو هم پس از کش و قوس های فراوان ؛ فرشید منافی ونیما رئیسی که 2 تن از مجریان سرشناس رادیو جوان بودند؛ از این رادیو جدا شدند و حدودا بیش از 1 سال نیم است که خبری از حضور این مجریان توانمند در عرصه رادیو نیست.

چیزی که در این میان مشخص است،این است که دیدگاه سنتی برنامه سازی در رسانه ملی خریدار بیشتری دارد و برای یک نوآوری باید در چارچوب همین دیدگاه سنتی حرکت کرد.

ریزش مخاطبان شبکه های صدا و سیما و گرایش روزافزون به دریافت کننده های ماهواره ای نشاندهنده شکست این نوع نگاه در رسانه ملی است.

نیاز به نوآوری در برنامه های مختلف رسانه ملی به شدت حس می شود و اگر این نیاز به موقع به مخاطب پاسخ داده نشود قطعا شاهد ریزش بیشتر مخاطبین شبکه های صدا و سیما خواهیم بود که این یک زنگ هشدار جدی برای مسئولان رسانه ملی ست که باید در نوع نگاه خود تغییر اساسی بدهند.

 


گفتگوی مفصل با پیمان ابدی (طراح صحنه های اکشن)



---------------------------
نرگس خرقانی-سی نت
---------------------------

چند سال پیش نمایش یک سریال آلمانی از تلویزیون آغاز شد، که صحنه های اکشن آن از قبیل؛ برخورد چند اتومبیل در بزرگراه و انفجار اتومبیل ها و صحنه هایی از این دست هیجان زیادی را برای بینندگان ایجاد می کرد . صحنه های اکشن در این سریال به قدری زیاد بود ، که به عقیده بسیاری از بینندگان هر قسمت این سریال به اندازه یک فیلم سینمایی حاوی صحنه اکشن بود.
برای بسیاری در ایران ساخت چنین فیلمی البته با صحنه های اکشن محدودتر ، در آن زمان بیشتر شبیه به خواب و رویا بود و بدون شک کمتر بیننده ای در آن زمان این تصور را داشت که کارگردان همه این صحنه های جذاب اکشن یک ایرانیست.
دو سال پیش بود که مصاحبه ای از پیمان ابدی در یکی از نشریات خواندم. مصاحبه ای که بیشتر یک معرفی نامه درباره این هنرمند ایرانی بود. دانستن این موضوع که یک ایرانی یکی از موفق ترین کارگردانان جلوه های ویژه و حرکات اکشن در آلمان و اروپاست برای هر ایرانی بسیار جذاب و شنیدنی بود و برای من نیز به شخصه این موضوع از جذابیتی زیادی برخوردار بود.
خصوصا اینکه پیمان ابدی در آن مصاحبه اعلام کرد که می خواهد کارش را در ایران ادامه دهد و به پیشرفت سینمای ایران کمک کند.
دو سال از حضور پیمان ابدی در سینمای ایران گذشته است و طی این مدت نام او را روی بسیاری از فیلمهای سینمایی و تلویزیونی به عنوان طراح صحنه های اکشن فیلم دیده ایم . از یک صحنه تصادف در فیلم قرنطینه و سریال میوه ممنوعه گرفته تا صحنه فرار گاو در ریسمان باز و بسیاری صحنه های دیگر فیلمها که باعث شده است، فیلمهای ایرانی از این حیث جذابیت های بصری زیادی داشته باشند و صحنه های اکشن که معمولا ساختش در سینمای ایران کار بسیار سخت و در بسیاری موارد غیر ممکن بود تبدیل به کاری آسان شده است.
با این حساب حضور پیمان ابدی تاثیرات مثبت خود را طی این مدت داشته است، اما اینکه برخورد سینمای ایران با او چگونه بوده است و آنها چه طور از او استقبال کرده اند خود سوالی است که تنها جوابش را پیمان ابدی می تواند ، بدهد و از آن مهمتر مقایسه ای میان شرایط فیلمسازی در ایران و اروپا به خصوص آلمان که این نیز در نوع خود می تواند جالب باشد . در کنار این مسائل بحث داغی در خصوص وی هم اکنون مطرح است برگزاری برنامه ای توسط پیمان ابدی و گروهش در شب چهارشنبه سوری است. همه این مسائل دست به دست هم داد تا گفتگوی با این هنرمند و ورزشکار موفق ایرانی داشته باشم و نظرات او را در این خصوص جویا شوم.



  • آخرین ویرایش:جمعه 6 دی 1387

هیچ چیز برایم رویایی نیست





هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود. مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوی رشته مدیریت است و برای ایفای این نقش آموزش‌های مختلفی را دیده و با حضور در كلاس‌های ورزشی و بدن‌سازی فیزیك خود را به این نقش نزدیك كرده است.
تا می گویی یوسف، همه چهره ای را مجسم می كنند كه با دیدنش اگرچاقو به دست داشته باشی حتماً دستت را خواهی برید. ازاین قصه كه بگذریم، با خودم فكرمی كردم پیدا كردن یوسف ازمیان خیل چشم رنگی هایی كه عرصه سینما را به دست گرفته اند خیلی هم نباید سخت باشد.
یوسفی كه ازمیان 3 هزارنفربرای مصاحبه می آید نیزیكی ازهمان چشم رنگی هاست كه با مو و ریش بلندش بیشترمرا به یاد مسیح می اندازد. او خیلی اتفاقی گذارش به شهرپر وسوسه و خیال انگیزسینما افتاده و هنوز روزهای دوست داشتنی و دشوارشهرت برای او از راه نرسیده است. به همین خاطرمی شود هر جایی نشست و با او از یوسفی حرف زد كه به قول خودش هیچ شباهتی به آن كه حالا می بینیم ندارد.گویا مو و چشم های رنگی اش را تیره كرده اند، می گوید: زیبایی را گرفته اند تا معصومیت ببخشند.
دلش نمی خواهد او را از گروه همان چشم رنگی هایی ببینیم كه راه دشوارسینما را به خاطرزیبایی چهره شان یك شبه پیموده اند. می گوید به ضابطه معتقد است و بیش از آن به سرنوشت.
 
ما هم نمی خواهیم مثل برخی منتقدان كه او را نا بازیگرشهرستانی معرفی كرده و[به قول خود زمانی] با سلیقه ای عمل كردن كینه خود را دردل او نشانده اند، بازیگری اش را به بوته ی نقد بكشانیم. می نشینیم به انتظار و نقدها را می گذاریم برای بعد. بازیگری بی شك مهارتی نیست كه بشود داشتن یا نداشتن را درچهره ی او جستجو كرد.
 
یوسفی كه حالا می بینیم جوان 23 ساله ای است اهل فریدون كنار. اوشبیه همه جوان های دور و برم لباس پوشیده و یك غرورپنهانی را درتكان دادن های دست و حتی نگاه كردنش به آدم های میزكناری می بینم. تعجب نمی كنم وقتی می گوید دو تا دوست بیشترندارد وهمكلاسی هایش می گویند: فلانی به زمین هم فخر می فروشد.با مصطفی زمانی دریك شب زمستانی گفتگومی كنم. تا به خانه برسم به یوسفی فكرمی كنم كه تصویری كردن حقیقت زیبایی اش بی شك كار دشواری است ( كه شاید ازعهده ی هیچكدام ازاین خیل چشم رنگی ها برنیاید).

منبع: یادداشت های مهسا

اس ام اس هایی که من برای قسمت هفته پیش و این هفته سریال حضرت یوسف(ع) ساختم.گفتم شما هم بخوانید بد نیست...!

هفته قبل:

انستیتو تعبیر خواب یوزارسیف و شرکاء

تعبیر انواع خواب:

-خواب مادرزن  -خواب مادرشوهر  -خواب جاری  -خواب شوهر و غیره

100٪ تضمینی !

با ما تماس بگیرید 81911

داخلی فرج الله سلحشور و بروبکس!!

---------------------------------------------------------------------------------------------

این هفته:

قوه قضائیه طی اطلاعیه ای آمادگی خود را برای اثبات جرم کاهنان معبد آمون اعلام کرد.

در این اطلاعیه ضمن رد شایعه افزایش طول زندان "یوزارسیف" از سوی این قوه، اعلام گردید: حکم از بالا بوده است !!

---------------------------------------------------------------------------------------------


 



بی سواد یا مغرض؟


--------------------------------------------

مهدی مهرآفر*-امید محمودزاده ابراهیمی**

--------------------------------------------

 

پنجشنبه 25 مهر برنامه شوک که به موضوع شیطان پرستی میپردازد از شبکه سوم برای دومین بار پخش شد. و در این برنامه قسمتی از کلیپ شب انتظار بهنام صفاریان از آلبوم شبح در تیتراژ این برنامه پخش شد!در این که بعضی از گروه های رپ {البته نه همه آنها}دنبال این گونه مسائل هستند حرفی نیست ولی آیا کلیپ آلبومی که به صورت مجاز و در سبک پاپ به هزار زحمت مجوز گرفته و وارد بازار شده باید در این ماجراها وارد کنیم؟!! *



صحنه ای از كلیپ "شب انتظار" به كارگردانی امیر مقیمی

 

 

مستند شوك كاری ست از گروه مستند سازی سیما به سفارش شبكه سوم سیما كه به معضل انحرافات اجتماعی می پردازد.تاكنون 2 برنامه از این سری مستند تهیه و پخش شده است و میزگردی هم به صورت زنده در پنجشنبه 25 مهرماه پخش گردید.برنامه شوك در بررسی های خود به موضع اعتیاد،گروه های شیطان پرستی و...هم می پردازد.

شخصا قسمت اول و دوم مستند را به صورت كامل دیدم و البته آرزو كردم كه دیگر چنین مزخرفاتی با عنوان مستند دیگر از رسانه ملی پخش نشود اما انگار دست اندركاران این برنامه همچنان بر كار و راه اشتباه خود ثابت قدم هستند.مستند شوك ابتدا می خواهد گروه های شیطان پرستی و انحرافات اجتماعی آنها را نشان دهد.پس سریعا سراغ نماد ها می رود.اما رویه اشتباه از همین جا آغاز می گردد.شوك با نشان دادن چند رپر معروف به عنوان مظاهر شیطان پرستی!!! بنا را كج نهاد.معضل اعتیاد هم به این رویه اضافه می شود و این روند همچنان ادامه دارد.

شاید تقصیر عوامل برنامه هم نباشد اما چرا وقتی در یك موضوع بررسی و پژوهش كامل نمی شود دست به ساخت چنین برنامه هایی زده می شود؟ اساس مستند بر پایه پژوهش و تحقیق است چیزی كه حداقل در مستند شوك وجود ندارد.حتی حرف های كارشناسان برنامه هم با تصاویر نشان داده شده به مخاطب ...انطباقی ندارد.چرا یك نفر نمی آید موسیقی رپ و متال را تعریف كند؟ اساس این دو چیست؟ تفاوت هایشان چیست؟ آیا گروه های شیطان پرستی از موسیقی رپ در پارتی های خود استفاده می كنند؟ آیا خواننده های رپ همگی شیطان پرستند؟ منكر انحراف موسیقی رپ در كشور نیستم اما نمی توانم قبول كنم كه مستندی بیاید و رپ را نشانه شیطان پرستی معرفی كند.مستند شوك بیشتر به مستند ضدرپ شبیه است تا مستندی درباره انحرافات اجتماعی.شما با یك جستجوی ساده در اینترنت می توانید اطلاعات بهتری نسبت گروه های شیطان پرستی پیدا كنید تا اطلاعاتی كه این برنامه خلاف واقع به شما نشان می دهد.

بدون شك موسیقی رپ  پدیده جدیدی بود كه ما نه قبولش كردیم و نه هدایتش كردیم.تا به آن مشروعیت ندهیم اما باز هم راه را اشتباه رفتیم.حالا داریم آن را میكوبانیم تا نسل آینده را حفظ كنیم.اما دیر شده است.

دست اندركاران مستند شوك یا خیلی بی سواد هستند یا خیلی مغرض اند.همان طور كه در یادداشت بالا خواندید،قسمت هایی از كلیپ "شب انتظار"(بهنام صفاریان) كه مضمونی ضد جنگ دارد در تیتراژ یك برنامه ضد شیطان پرستی پخش شد.آیا واقعا این توهین به موسیقی پاپ كشور نبود؟ كلیپی كه با زحمت فراوان تهیه و همچنین از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته است.

اینجا دیگر بحث اشتباه كردیم و "من نبودم دستم بود" نیست...به شما پیشنهاد می كنم حتما كلیپ شب انتظار را ببینید...با ترانه ای ضد جنگ ار یغما گلرویی و با موسیقی بهروز صفاریان و با صدای بهنام.

مشكل را حدس بزنید....نزدید؟ صدا و سیما شاید با بهروز صفاریان مشكلی دارد كه این كلیپ را در تیتراژ شوك قرار می دهد.واقعا باید برای صدا و سیما متاسف بود كه اینقدر خود را مشكل دار نشان می دهد.كلیپ "شب انتظار" قرار بود در اسفند سال گذشته از یكی از شبكه های صدا و سیما به مناسبت پنجمین سالگرد اشغال عراق توسط نیروهای آمریكایی پخش شود اما حضور بهروز صفاریان به عنوان آهنگساز و تنظیم كننده و همچنین بهنام باعث شد كه این كلیپ پخش نشود.

رسانه ملی تا به كجا می خواهد پیش برود؟ آیا این حركت یك حركت مغرضانه نبود؟

آیا كسانی كه می دانند با كسانی كه نمی دانند برابرند؟**




  • آخرین ویرایش:دوشنبه 29 مهر 1387

شورای نظارت،مظفر،مهندسی پیام، سریال های مناسبتی و...


 

حرف اول:

خوشبختانه شورای نظارت صدا و سیما با مرد همیشه در صحنه اش یعنی حسین مظفر باز هم به كارزار با تولیدات رسانه ملی پرداخت تا نشان بدهد كه مهندسی پیام در سریال های ما چقدر نهفته است و ما خیلی به فکر مشاهدات مردم از رسانه ملی که همان حکم دانشگاه را دارد؛هستیم.

 

متن:

چندی پیش شورای نظارت صدا و سیما با تمجید از سریال "ترانه مادری" گوشه هایی از موارد مهندسی پیام در این سریال را منتشر ساخت!!! از جمله موضوعاتی كه به آنها اشاره شده بود شامل مواردی همچون :

-نشان دادن تصویر مثبت از زنان چادری،

-همگرایی در خانواده ها،

-توجه به ارزش های دفاع مقدس،

-بد بودن دروغ!!!

-روابط دختر-پسر در دانشگاه،

 و....

عمده این 24 مورد مهندسی!! كه شورای نظارت اعلام كرده بود را به خاطر ندارم ولی واقعا چرا اینقدر سطحی بین شده ایم؟ یعنی حاضر شده ایم پیام های پنهان را در سریال بگنجانند تا وقتی مردم سریال را دیدند بگویند كه "اه...دیدی ...میخواست اینو بگه ها !!!" لقمه آماده بلع !

 خودتان قاضی! آخر نشان دادن چهار تصویر از آبادان و خرمشهر(آن هم با آن همه سوتی!!!) می تواند توجه به ارزش های دفاع مقدس باشد؟ یعنی دفاع مقدس ما اینقدر سطحی شده است که با چهار تصویر از آبادان و خرمشهر زنده می شود؟ خب کلیپ های موسیقی با همان موسیقی دری وری شان هم که دست کمی از این چهار تصویر ندارند!!

 


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 28 شهریور 1387  04:09 ق.ظ

گفتگو با نیكی نصیریان

 گویا او نسبتی با خانواده نصیریان ندارد/عكس ها: فارس و ایسنا

خسته نشدم...یك كم خسته شدم !!!

 

یکی از معضل های بازیگری در ایران این است که بازیگران خردسال به یک آن چون ستاره می درخشند، سپس پای ثابت هر فیلم شده و ناگهان در هیاهو گم می شوند،اما در هالیوود یک بازیگر بااستعداد خردسال کم کم با سنش پیش می رود و راهش را تا آنجا که توانش را دارد، ادامه می دهد. مثلاً «الیزابت تیلور» 10 ساله با سینمایی «جین ایر» مشهور می شود و تا 75 سالگی هم ادامه می دهد و در زمان حال، بازیگری چون «دروباریمور» که با «ئی تی» درخشید به یک بازیگر موفق جوان بدل شده یا نابغه یی چون «واکوتافانینگ» که در فیلم «من سام هستم» پا به پای «شون پن» و به همان توانمندی هنرنمایی کرده، اینک به یک بازیگر نوجوان و موفق تبدیل شده است. نیکی نصیریان هم از جمله استعدادهایی است که می تواند آینده خوبی در زمینه بازیگری داشته باشد، به شرط آنکه برنامه ریزی مناسبی برای او صورت بگیرد.

 

منبع:

سینمای ما

پی نوشت:

 جالب است مصاحبه كننده روزنامه اعتماد اصلا از داشتن نسبت او با خانواده نصیریان نپرسیده است پس در میابیم كه او نسبتی با نصیریان معروف ندارد.



  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 5 شهریور 1387  09:08 ق.ظ



مجموعه تلویزیونی "بزنگاه" به کارگردانی رضا عطاران از 12 شهریور ساعت 19:55 از شبکه سه روی آنتن می‌رود




این مجموعه به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی و مهران مهام بر مبنای فیلمنامه‌ای از سروش صحت مراحل تصویربرداری را سپری می‌کند و در آن عطاران در کنار حمید لولایی، غلامرضا نیکخواه، علی صادقی، مرجانه گلچین و ... بازی می‌کند.

محمود رضایی کارگردان تلویزیونی "بزنگاه" و در خلاصه داستان آن آمده است: با فوت اوستا احمد از نانوایان قدیمی، فرزندانش بر سر ارث اختلاف پیدا می‌کنند. برادر کوچکتر که به خاطر اعتیاد مدتی طرد شده بود، پس از مرگ پدر بازمی‌گردد. اما خانواده از حضور او ناراضی به نظر می‌رسند...

این مجموعه در 26 قسمت 35 دقیقه‌ای تهیه می‌شود و عوامل این پروژه عبارتند از برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: نغمه نظری، مدیر تولید: اصلان مرتضایی، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزیزی و طراح گریم: مهری شیرازی.




مجموعه تلویزیونی "مثل هیچکس" در ماه رمضان روزهای شنبه تا پنجشنبه ساعت 21:40 روی آنتن شبکه دو می‌رود




این مجموعه به کارگردانی حسین برزیده، تهیه‌کنندگی محمدعلی اسلامی بر مبنای فیلمنامه علی‌اکبر محلوجیان در 30 قسمت 30 دقیقه‌ای برای گروه فیلم و سریال شبکه دو ویژه ماه رمضان تولید شده و پروانه معصومی، مهران رجبی، اصغر همت، رامین راستاد، جواد عزتی، حمید ابراهیمی، نفیسه روشن، ابراهیم برزیده و ... در آن بازی می‌کنند.

"مثل هیچکس" درباره خانواده‌ای است که پدرشان فوت می‌کند و پسر بزرگتر که او را داداشی صدا می‌کنند، مسئولیت خانواده را به عهده می‌گیرد. در این پروژه سیدابوالقاسم حسینی مدیر تولید، حسن نجاریان دستیار کارگردان، مرجان گلزار طراح صحنه و لباس، ناصر محمودکلایه تصویربردار و محمد قومی طراح گریم هستند.

همزمان با تصویربرداری بابک رضاخانی مشغول تدوین این پروژه است. در ایام ماه رمضان مجموعه "مرگ تدریجی یک رویا" هم به کارگردانی فریدون جیرانی روزهای جمعه روی آنتن شبکه دو می‌رود.

اطلاعات تکمیلی از تمامی سریالها در ادامه مطلب...


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 30 تیر 1387  08:07 ق.ظ

دردسرها تمامی ندارد . . !

بعد از رفتن فرزاد حسنی چشممان به رفتن رشیدپور هم روشن شد/طرح: هنر هفتم

رشیدپور از "رویش" حذف شد

 

پس از قطع ناگهانی سری گفتگوهای توجه برانگیز «رضا رشیدپور» در برنامه تلویزیونی «مثلث شیشه ای»، نام این مجری جوان از شناسنامه نشریه «رویش» هم حذف شد.

 

رشیدپور که پیش از این تجربهء تلخ توقف برنامه «مثلث» - در همان ابتدای راه- را پشت سر گذاشته بود، اواخر بهار گذشته با مثلث شیشه ای به شبکه تهران بازگشت. گرچه در این برنامهء تازه به ندرت از ستاره های عامه پسندِ «شب شیشه ای» (برنامه فوق العاده مورد توجه قبلی رشیدپور) نشانی دیده شد؛ ولی به دلیل گفتگوهایی که سعی می شد چالش برانگیز و فراتر از خط قرمزهای سیما باشند، آن هم بعضاً با شخصیت های سیاسی معروف و مسئولان رده بالا، از سوی منتقدان مورد تایید قرار گرفت.

 

اما مطابق انتظار، خیلی زود حساسیت ها برانگیخته شده و کم طاقتی مسئولان باعث شد مثلث شیشه ای تنها 35 شب ادامه پیدا کند.

 

ولی مصائب رشیدپور و انتقام جویی زخم خوردگان از برنامه های او، به بیکار شدن این مجری جنجالی در تلویزیون منتهی نشد و حتی دلمشغولی او در عرصه مطبوعات هم با خطر توقیف مواجه شد. در یک ماه اخیر شایعهء توقیف دو هفته نامه رویش (که از زمستان گذشته با سردبیری رشیدپور روی دکه های مطبوعاتی قرار می گرفت) بارها به گوش رسیده و حتی سوژهء چند گفتگوی کوتاه و بلند با او شد. اهالی رسانه اعتقاد داشتند که رویش در مطالب خود پا را فراتر از خطوط قرمز گذاشته، ولی انتساب آن به یک شخصیت مورد توجه و خصوصاً روی آنتن بودن برنامهء روتین رشیدپور، مانع از برخورد جدی اداره نظارت بر مطبوعات با این نشریه می شود.

 

بابك بختیاری::خبرنگاران صلح

به همراه یادداشتی از مزدك علی نظری



  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 23 تیر 1387  01:07 ق.ظ

زنگ زدند گفتند از امشب نیایید

برنامه كولاك با اسم جنجالی اش هم نتوانست جای خالی كوله پشتی را پر كند

 گفت و گو با فرزاد حسنی

گفت و گو با فرزاد حسنی كار سختی نیست. به اندازه كافی اطلاعات دارد و بیش از آن عشق و علاقه‌ای كه هر گفت و كننده‌ای را به وجد می‌آورد. او كارش را جدی می‌گیرد و مثل هر حرفه‌ای دیگری می‌كوشد، توجه آدم‌های اطراف‌اش را به حرفه‌ای كه به آن عشق می‌ورزد، جلب كند. با او درباره قسمت‌های مختلف كوله‌پشتی و فوق‌العاده حرف زدیم، دو برنامه‌ای كه نقطه عطف اصلی كارنامه‌اش به حساب می‌آیند. 

 

البته معمولا پیگیری‌های مردم جواب می‌دهد. و جواب‌هایشان را، حتی سریعتر از رسانه‌ها، پیدا می‌کنند و این شاید یکی از مشکلات رسانه‌های ما باشد، چه مکتوب و چه غیر مکتوب که مردم جواب‌هایشان را سریع‌تر و از طریق دیگر پیدا می‌کنند. باید بگوییم که چند وقت است رسانه‌ها از مردم عقب افتاده‌اند.


  • آخرین ویرایش:-
  • دنبالک ها:

 

یادداشت امیر قادری به بهانه توقف پخش مجموعه «مثلث شیشه‌ای»


رضا رشیدپور در صحنه ای فیلم "سوپر استار" ساخته تهمینه میلانی-عكس: سینمای ما

فرصتی که باز از دست رفت

 

 

 

 مهم نیست چه قدر با برنامه‌های رضا رشیدپور مشکل داشتم. مهم نیست که همان چند برنامه‌ای که از «مثلث شیشه‌ای» تماشا کردم، چه قدر اعصاب‌ام را خرد کرد. چه اهمیتی دارد که از حرف‌های عجیب شهره لرستانی درباره پاکی و تنهایی و مهرورزی، چه قدر کفری شدم، که «مهندس - مهندس» کردن‌های رشیدپور در برابر علی دایی دشمن‌پندار، چه قدر روی اعصاب بود، و بعضی گیرهای سبکی که مجری این برنامه به بعضی مهمان‌ها، از جمله رامبد جوان می‌داد. و اطلاعاتی که گاهی وقت‌ها نداشت و خنده‌هایی که پیش می‌آمد از ته دل نباشد. نکته اصلی این است که مثلث شیشه‌ای، بعد از عبور شیشه‌ای و شب شیشه‌ای، یک فرصت دیگر برای کنار هم نشستن و حرف زدن بود. که در تلاش‌های تهیه کننده و مجری برنامه، بین همه آن تعارف‌های وحشتناک و اعصاب خرد کن، می‌شد اندک تلاش‌های «رسانه ملی» را برای گفت و گوی مستقیم و بی‌تعارف ردیابی کرد. و این که رشیدپور توانسته بود یک گفت و گوی زنده روی آنتن ببرد که همه چیزش تحت کنترل نبود، در شرایطی که می‌خواهیم همه چیز تحت کنترل باشد. حالا می‌شود به این نکته رسید که مجری چنین برنامه‌ای چرا باید این قدر از در و دیوار، از سوی نهادهای دولتی و ارتباطات خصوصی تحت فشار باشد، که این قدر بترسد و بلرزد و نگران آینده برنامه‌اش باشد. و حالا که پخش برنامه متوقف شده، بیش‌تر به‌اش حق می‌دهیم که دفعه بعد، از این هم بیش‌تر تعارف کند، از این هم بیش‌تر نگران باشد و از این هم بیش‌تر احتیاط کند.

بیش‌تر از چند تا از سری جدید گفت و گوهای رضا رشیدپور را ندیدم. تازه داشتم خودم را آماده می‌کردم تا به ساعت پخش‌اش عادت کنم و وقت جور کنم و پای تلویزیون بنشینم. پس افسوس می‌خورم که پخش‌اش قطع شد، به خصوص به این خاطر که بار دیگر و با توقف پخش این برنامه، درک ما از گفت و گو و تحمل ما نسبت به یکدیگر، محک خورد و باز به بن‌بست رسید. سال به سال باید پیشرفت کنیم و انگار خبری نیست. باز همان گیرها، همان مشکلات و همان عدم تحمل‌ها. راست‌اش را بخواهید، در این برنامه آخر رضا رشیدپور، وقتی همه این چند سال تلاش‌اش را کنار هم گذاشتم، به نظرم رسید طرف می‌تواند بنشیند و از میان انبوه تعارف‌ها، هماهنگی‌ها، حاشیه رفتن‌ها و البته گاهی جوگیر شدن‌ها و نابلدی‌ها، به حاصل کار و برنامه‌اش در این چند وقت افتخار کند. به هر حال اگر از خلال «مهندس، مهندس» گفتن‌هایش، به دشمن پنداری حاد علی دایی پی بردیم، اگر از گرد و خاک احساسات گرایانه شهره لرستانی دل خوشی نداریم و اگر به نظرمان رسید که فیروز کریمی موقع زدن حرف‌های بامزه، دیگر آن صداقت و دست اولی سابق را ندارد؛ این‌ها باز نه نقطه ضعف این برنامه که نتیجه‌اش است. کاش فرصت بود. کاش زمان فرصت می‌داد تا شب‌های شیشه‌ای دیگری هم برگزار شود و آدم‌های تازه‌ای پا به این برنامه بگذارند و تحت فشار قرار بگیرند تا واکنش صادقانه - گیرم ناخودآگاه - خودشان را بروز دهند. آن وقت می‌فهمیدید که از این رهگذر، کیسه فرهنگی جامعه محتاط جامعه ما چه قدر ثروتمندتر شده است.

آقای رضا رشیدپور، ان‌شاءا... برنامه بعدی.

 

امیر قادری

منبع خبر : سینمای ما  


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :18  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic