از دفتر خاطرات یك مجری... شوخی با اركیده هاشمی (امیدواریم ناراحت نشوند چون این فقط یه متن طنز است) در راستای دزدیده شدن دفتر خاطرات یك گوینده رادیو...این بار همكاران ما موفق شدند دفتر خاطرات یك مجری را هـم از لا به لای اسـبــاب كشی اش ...به طـرز ماهـرانه ای كش بروند و جلـوی دیدگان بی حیای شما بگذارند!!! با هم بخشی از خاطرات او را ورق می زنیم: شوخی با اركیده به علل مختلف(گروه های فشار و خودسر!!!) به شدت اصلاح شد.اصرار نكنید ما حوصله كله اسب در كنار رختخوابمان را نداریم(پدرخوانده را كه یادتون هه؟؟) 2 آبان 1385: آخی...خدایی این چند وقته خیلی خسته بودم....از اوون برنامه تابستون بگیر تا این برنامه ماه رمضونی كه احسان هی هر روز زنگ می زد هی ما رو سوال پیچ می كرد..صدای خوردن دستاش به جای جای خونه اش به گوش می اوومد!!! خوب شد امسال با علی كل ننداختم وگرنه یه كف گرگی استثنایی بهش می زدم تا منو سر یه میز كذایی نندازه بیرون!!! فعلا كه رفیقیم..قول داده 5 6تا برنامه توی دهه فجری برام كنار بذاره...بایدم بذاره مگه من چیم از اوون سرشیر پور كمتره...كشته خودشو با عبور شیشه ای...می خواستم تو برنامه ش حسابی ضایع اش كنم ولی دلم نیومد.رفته با همشهری جوان مصاحبه كرده فكر میكنه چه خبره؟ ببین دلكم!!! تو «دوآزده» ماه هم با همشهری جوان مصاحبه كنی 2 زار گیرت نمیاد. این «نمره» موبایلم هم حسابی داره لوو میره..هر روز یكی زنگ میزنه...باغ گلهای استراسبورگ از اسمهای اینا پر شده...اركیده،تركیده،پركیده چه میدونم ....قراره وبلاگ بزنه بعد هی دنبال من میگرده!!! آخه منو سنه نه... 
از دفتر خاطرات یك گوینده... چندی پیش در پی سرقتی تمیز و ماهرانه! دفتر خاطرات یكی از گویندگان رادیو جوان به سرقت رفت.با هم گوشه ای از خاطرات این گوینده خوش صدا (ف.م) را می خوانیم: ]امید(تماس تلفنی): سلام فرزانه: سلام...ببخشید شما؟ امید: امیدم از حلقه وب... امید: خانوم ناظری میشه این متن و برسونین به دست فرشید تو برنامه جوونی به وقت فردا بخونه؟ فرزانه: ..اه...نمی دونم...من كه فعلا درگیر امتحانام هستم..حالا ببینم چی میشه!! در ضمن مگه من مثل شما بیكارم؟! جرات داری خودت بیار دم ساختمان رادیو!! من 2تا وبلاگ دارم ...كار دارم نمیرسم! دفتر خاطرات مردم رو كش میری انتظار داری گوجه لهیده نخوری؟!
سهمیه بندی ، اخطاریه و..... زهره هاشمی بهرمانی رفسنجانی!!! در راستای سهمیه بندی بنزین(توسط دولت محترم) و سهمیه بندی شدن گویندگان رادیو جوان(توسط دكتر گیل آبادی) پیشنهاد می شود مجریان صدا و سیما(از نوع چشم و ابرو قشنگ! و خندان و ...) به این طرح ملی بپیوندند تا اقشار دهك! پایین جامعه از اجرای فوق العاده ایشان بی نصیب نمانند و یارانه الكی به چند تا از اقشار دهك! بالا بالای جامعه نرسد. در همین راستا میزان سهمیه این مجریان توسط معاون وزیر نفت!!!............ ببخشید!!!.... همون دكتر گیل آبادی مشخص گردیده است: فرشید منافی:70 میلیون كلمه در روز *خب ..بابا این كه اینقدر در روز حرف بزنه می میره كه...!!!* جواب: میتونه سهمیه شو بریزه توی بازار آزاد!! نیما رئیسی: اول پیداش كنین..بعدا واسش یه سهمیه میریم! *داره سریال بازی می كنه...* جواب: اه ه ه...نه بابا...خودت گفتی !؟ سعید پور محمودی:اگه پارازیت رو ول كنه یه سهمیه بهش میدیم چررررب....ملس! *ببخشید فكر نمی كنین كلمه ملس یه كمی(فقط یه كمی) زشت باشه؟ جواب: [….] می خوای؟!!(چرا چپ چپ نگاه می كنید؟ داخل اون پرانتز چیزی جز نوشابه نیست! ما طبق دستور وزیر محترم بهداشت از آوردن اسمش هم خودداری می كنیم!!) * نه ممنون صرف شده..مرسی...* نبود؟!!! دیگه گوینده مرد نبود؟!!! ما فعلا آق فرزاد رو رادیویی حساب نمی كنیم(حیف نیست با اون چشم ابرو بهش بگیم رادیویی؟!!!) درباره گویندگان نسوان ما اظهار نظری نمی كنیم تا روحیه حساس این اجناس لطبف مورد ضربه روحی قرار نگیرد.!!! 
آخرین پست ها