یادداشت بابک ریاحی پور درباره سیروان و بنیامین



سیروان بیش‌تر یک موزیسین است تا خواننده

 قبل از هر چیز بگویم که آلبوم جدید سیروان خسروی با وجود سبک کاملا متفاوت الکترونیک اش، به این خاطر که همزمان با آلبوم «88» بنیامین به بازار آمده، خواه ناخواه با آن مقایسه می شود.

سیروان خسروی نه به عنوان یک خواننده که به عنوان یک تنظیم کننده در عرصه موسیقی مان مشهور شده است، خب این قضیه اش خیلی فرق می کند، این باعث افتخار است که یک نفر به خاطر نوع تنظیم و میکس و مسترینگ (صدابرداری نهایی کارها) ای که انجام می دهد معروف بشود تا مثلا خوانندگی. سیروان اعتبارش را به عنوان یک موزیسین به دست آورده نه به عنوان یک خواننده. و این نکته سیروان را در یک درجه بالاتری نسبت به بقیه خواننده های فعلی قرار می دهد.
اما این که حالا آلبوم «ساعت 9» موفق بوده یا نه، باید بگویم که آلبوم جدید سیروان بسیار سلیقه ای است، یعنی فکر می کنم که جزو آن آلبوم هایی است که رویش دعوا زیاد بشود، یک عده ای خوش شان می آید و عده ای دیگر نه، البته این هم اصلا تعجبی ندارد، وقتی یک نفر خیلی تخصصی به قضیه نگاه می کند و توی کار می رود، این مورد برای اثرش بوجود می آید. به نظر من اسم سیروان به عنوان تنظیم کننده هنوز خیلی می چربد به سیروان خواننده و اگر می خواهد به کار خوانندگی ادامه بدهد باید تلاش کند که خودش را به لول و مرتبه تنظیم اش برساند.

 اشتباه نشود، نمی گویم که مثلا سیروان فالش و خارج می خواند، اما صدایی زیبا داشتن یک چیز ذاتی است که به نظرم سیروان این مؤلفه را در صدایش ندارد، ما این جا داریم درباره موسیقی «پاپ» و شاخصه هایش حرف می زنیم، نه هیچ سبک دیگری. برای سبک پاپ یک سری خصیصه ها را داشتن، مثل صدا و ظاهر زیبا، ذاتی است و نمی شود زیاد هم آن ها را تغییر داد.



این ها روی صحنه ستاره‌اند یا منتظر تاکسی ایستاده‌اند؟!

صرف نظر از این که آلبوم جدید بنیامین خوب است یا بد، در مورد چنین آلبوم هایی ما با یک مشکل بزرگ مواجه هستیم و آن هم موفقیت آلبوم اولی است، یعنی وقتی آلبومی از یک آرتیست منتشر می‌شود که آلبوم اولی او بسیار موفق بوده، طبیعتا این کار جدید او فورا با آلبوم قبلی‌اش مقایسه می‌شود، بنابراین واقعا در این شرایط هیچ کس به این کاری ندارد که آلبوم فعلی خوب است یا نه. در مورد آلبوم تازه بنیامین، مشکل اصلی ماجرا این جاست که بدون استثنا همه در جست و جوی قطعه‌ای مثل «دنیا دیگه مثه تو نداره» می‌گردند و البته آن را پیدا نمی‌کنند. آلبوم «88»، آن هیت فراگیر را ندارد، اما از همه این حرف‌ها گذشته نسبت به بضاعت موسیقی سبک پاپ ایرانی و خیلی از آلبوم‌های پاپ موجود در بازار این روزها، بهتر از آب درآمده است.
 مجموعه قطعه‌های آلبوم چیز خوبی است، یعنی وقتی یک نفر از سر تا ته آلبوم را گوش می‌کند، هیچ آهنگی را رد نمی‌کند و بگوید؛ «اه، این دیگر چی بود؟». نکته خوب دیگری که در مورد تیم بنیامین و محسن رجب‌پور صدق می‌کند این است که این‌ها برای هر مود و سلیقه‌ای، قطعه‌ای توی این آلبوم قرار داده‌اند، از آهنگی که به درد جشن‌ها و مهمانی‌ها می‌خورد توی این آلبوم هست تا آهنگی که به درد دپ زدن و عصرجمعه‌ها می‌خورد و این به نظر من از شاخصه‌های خوب یک آلبوم پاپ می‌تواند باشد، به این خاطر که آهنگ های پاپ باید به گونه‌ای تهیه و تنظیم بشود که آدم ها بتوانند خودشان را در قالب اشعار پیدا کنند و خلاصه آن فضا را یا درک کنند و یا آن را تجربه کرده باشند، شعرهای آلبوم «88» چیپ نیست و از سویی، دیگر از کلمه‌های قلمبه و سلمبه‌ای مثل «اقاقی» و «رازقی» خبری نیست، که باز درمورد این آلبوم نکته خوبی است، در واقع می‌توانیم درباره آلبوم جدید بنیامین بگوییم که شعر و موسیقی با هم‌همخوانی دارند، چون ما گاهی آهنگ‌های پاپی داریم با اشعاری بسیار سنگین و موسیقی‌ای خیلی سبک و یا برعکس که شعر و ریتم آهنگ اصلا با هم جور در نمی‌آیند. مثلا نمونه بارز آن قطعه «برو دیگه دوست ندارم»، متعلق به یک خواننده لس‌آنجلسی است که ریتم آهنگ بسیار شاد و تند است با شعر سیاه و غمگین. این مضحکه‌ای بود که ما یک مدت در موسیقی سبک پاپ‌مان داشتیم و الان خدا را شکر برطرف شده است.

فقط این نکته باقی می‌ماند که این آلبوم موفقیت آلبوم قبلی را بدست آورده است؟ چون این آلبوم یک کار تیمی است؛ کسی که شعرها را گفته و شخصی که آلبوم را تنظیم کرده و خود بنیامین و از همه مهم‌تر محسن رجب‌ پور که مدیر برنامه او است، به نظرم قدم بعدی‌ای که این تیم برمی‌دارند بسیار مهم است. چون اگر آلبوم قبلی به خاطر هیتی که داشت احتیاجی به کار دیگری نداشت اما آلبوم جدید، صد در صد به این محتاج است که روی صحنه برود و روی صحنه معرفی بشود. بنیامین به نظرم کارش به جایی رسیده که دیگر فقط با آلبوم به بازار‌دادن و عکس‌های خوشگل گرفتن کارش راه نمی‌افتد و لازم دارد که مثل همه خواننده های دیگر به روی صحنه برود و آن جا محک زده شود، چه بسا داریم خوانندگان تازه کاری که اصلا صحنه‌داری بلد نیستند، یعنی یک آهنگ هیت دارند که معروف شده اما بعد که بروی صحنه می‌روند جوری رفتار می‌کنند که انگار کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده اند.



امیر یگانه؛ پدیده ای که دیده نشد



منبع: موسیقی ما


پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388  08:30 ب.ظ

ساسی...مانکن !

در پاسخ به یادداشت بابک ریاحی پور

 

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

 

در پدیده بودن ساسان یافته(ساسی مانکن) شکی نیست.او توانسته است با موسیقی و کلام مختص به خودش گوش های بسیاری را تسخیر کند.ساسی مانکن اغلب به عنوان یک رپر شناخته می شود و کارهای پیشین او نشانی از موسیقی رپ داشت اما اصل موسیقی و کلام او به موسیقی "هیپ و هاپ" بر میگردد تا رپ.

یقین دارم که ساسی مانکن هیچ گاه رپر نبوده و نمی تواند رپر باشد.او حتی در روزهای نخستین کارش با ساختن آهنگ هایی(به خصوص آهنگش در نفی یا "دیس" سروش هیچ کس) سعی داشت خود را به این فضا تحمیل کند اما رپ زیرزمینی هنوز او را به داخل خود راه نداده است و بعید به نظر می رسد با توجه با استقبالی که از کارهای جدید ساسی مانکن شده است،او به موسیقی رپ بازگردد.

ساسی حالا برای خود سبک مشخصی دارد و چند آهنگ آخرین او نشان از این دارد که ساسی نمی خواهد دیگر خود را به موسیقی خاصی تحمیل کند.او کلام آثار خویش را پایه ریزی کرده، که اتفاقا مورد توجه بسیاری هم قرار گرفته است.ساسی مانکن و سبکش هیچ گاه نقطه روشن موسیقی نخواهند بود.موسیقی آنها چندان دوام ندارد و به دوام هم نمی اندیشد و روز به روز رنگ دیگری بر تن میگیرد.اگر بخواهیم از لحاظ کلی هم بررسی کنیم موسیقی و جان کلام آهنگ های او به فست فودی می نماید که می توان یک یا حداکثر چند شب را در آنجا به خوبی سر کرد و روزی دیگر و فست فوودی دیگر و رنگ دیگر .ساسی نمی تواند به پایداری خود در موسیقی فکر کند.اگر موسیقی پاپ را موسیقی مصرفی بنامیم؛موسیقی هیپ و هاپ که ساسی مانکن و اثارش جزو این دسته به شمار می روند به ساندویچی بیشتر شبیه نیستند.او با آثارش دیده می شود و کسی ترانه هایش را پس از چند ساعت از شنیدن آن زمزمه نخواهد کرد.تا زمانی که آهنگ های او هست و او کارهای جدیدی به بازار عرضه می کند،یعنی ساسی مانکن هست و می خواند و اگر نباشد یعنی مرگ او و سبکش در موسیقی.یک خوراک ناپایدار.کما بر اینکه در دوران بی خبری او در سال 87 صحبت از تصادف و مرگ او شده بود.

خیلی از کسانی که گاهی اوقات احساس مسئولیت به آنها دست می دهد، او را پایین آورنده سطح و فرهنگ گوش کردن موسیقی می نامند.کسانی که ادعای دفاع از موسیقی را دارند چطور از پدیده ای لحظه ای به نام "ساسی مانکن" وحشت دارند؟ به هر حال او هست و آثارش از رسانه های دیداری و شنیداری و اینترنت عرضه می کند.مقابله با چنین پدیده ای اصلا ضروری به نظر نمی رسد.برخورد قهرآمیز هم فایده ای ندارد چون مخاطب ان آهنگ ها مردم اند نه مسئولان.

راه درست تر اینست که چگونه بتوانیم موسیقی خوب را به گوش شنونده برسانیم.ایراد از نبود امکانات نیست.اتفاقا امکانات هست ولی نمی توانیم یا در خیلی از مواقع اجازه نداریم از آن استفاده کنیم.وزارت ارشادی که سالهاست دم از موسیقی فاخر می زند،آیا تا به حال از خود پرسیده است که دقیقا چه کاری برای موسیقی فاخرش انجام داده است؟

موسیقی و کلام ساسی مانکن نشانی از موسیقی خوب را ندارد.این را حتی کسانی که همین آثار را در mp3 player شان یا خودروی شان گوش می کنند؛می دانند اما علت اینکه این سبک الان مورد توجه قرار گرفته و شنیده می شود به "مصرفی بودن حاد" آثار موسیقی ای برمیگردد که ساسی مانکن پرچم دار آن است و نسل جوان هم همین مصرفی بودن آن را می خواهد.

یک پدیده هنگامی مورد توجه قرار می گیرد که نیاز به آن پدیده در جامعه وجود داشته باشد.حال چه آشکارا و چه پنهان.ساسی مانکن نیاز پنهان جامعه بود که به عمل رسید.اجازه بدهیم هر کس سلیقه خود را در موسیقی گوش کردن داشته باشد و هر سبکی را گوش کند.ما که نمی توانیم روی گوش های دیگران فیلترینگ بگذاریم...می توانیم؟ پس بهتر است به جای نظاره کردن اقدامی عملی برای شناساندن و جا انداختن موسیقی و کلام خوب انجام دهیم.

خیلی ها ایراد را به موسیقی امروز مان مربوط می دانند و این ادعا را مطرح می کنند که الان موسیقی خوب تولید نمی شود.قطعا این حرف و ادعا درست نیست.موسیقی خوب هست و تولید می شود اما متاسفانه شنیده نمی شود.ساسی مانکن به هر نحوی که شده موسیقی خود را به گوش شنونده می رساند،او برای شنیده شدن آهنگ هایش سایت های موسیقی را در اختیار دارد،اینترنت را در اختیار دارد.او حتی برای ساخت کلیپش نزدیک به 30 میلیون تومان خرج می کند تا "شنیده" شود.مجوز هم لازم ندارد،هیچ گاه واژه "ممنوع الفعالیت" برای او معنایی نخواهد داشت.

اما موسیقی خوب ما سرخورده از زد و بندها و اختلاف سلیقه ها مجالی برای شنیده شدن پیدا نمی کند.هیچ تبلیغ و رسانه ای هم برایش وجود ندارد.این بازی را کسی می برد که بتواند بهتر "شنیده" شود.

 


-آقای ریاحی پور،ما از شما انتظار نداریم از ساسی مانکن و موسیقی اش دفاع کنید


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic