چهارشنبه 22 مهر 1388  01:13 ب.ظ

گفتگو با ترانه مکرم
ترانه با ترانه



.:: مسعود رجبی،موسیقی360 ::.

یکی از عناصر اصلی زیبا شدن قطعات موسیقی ، اشعار و ترانه های ‏آن است. بنابراین ترانه سرا نقش اساسی  و مهمی در بهتر شدن کارهای موسیقیایی دارد. به همین ‏جهت سراغ یکی از محبوب ترین ترانه سراهای چند سال اخیر موسیقی ایران رفتیم و پای صحبت ‏های او نشسته ایم‎ :‎

‎ ‎


 اول از همه یک بیوگرافی کامل از خودتان بگویید ؟

من ترانه مکرم ، متولد14 مرداد 59 ، مترجم و ترانه سرا . از سال 79 وارد موسیقی شدم.فقط یک ‏خواهر دارم ودر حال حاضر مجرد هستم

نام شناسنامه ای تان « ترانه » است ؟

بله



فکر می کردید یه روزی ترانه سرا شوید ؟

بله . از سن 4-3 سالگی حدود 40-50 ترانه از حفظ بودم که برای همه میخوندم ! عاشق شعر و نوشتن ‏بودم اما فکر نمی کردم روزی وارد حرفه ی ترانه سرایی شوم‎.‎



گزارش تکاندهنده مجله ایران دخت از ممنوع الفعالیت  شدن 54 ترانه سرا

دیوار کوتاه ترانه




.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

با خواندن گزارش لیلا رضایی در شماره 23 مجله ایران دخت ابتدا تعجب کردم.اینکه 54 ترانه سرا در عرض مدت کوتاهی ممنوع الفعالیت شوند از آن دست اقداماتی ست که فقط از اداره ارشادی بر می آید که خیلی وقت است که صاحب درست و حسابی ندارد و به قول معروف اوضاعش قاراش میش است!

مریم حیدرزاده که نفر اول این لیست است احتمالا به خاطر حضور در TV Persia و برنامه Next Persian Star و همکاری اش با خوانندگان لس آنجلسی(ک و ه ، هـ ) ممنوع الفعالیت شده است.گرچه او در این برنامه رعایت شئون اسلامی را کرده بود و رفتاری خلاف شئون انجام نداده بود اما واقعا مشخص نیست که دلیل اصلی این ممنوع الکاری چیست.مریم حیدرزاده اکثر عاشقانه می سراید و نمی توان او را به جرم دادن ترانه های عاشقانه به آن ور آب ممنوع الفعالیت کرد(حسین اسرافیلی،عضو شواری شعر،مجله ایران دخت،همان صفحه).شاید بتوان گفت تنها ترانه ای که از مریم حیدرزاده در این سالها شنیده شده که رنگ و بویی عاشقی نداشت ترانه "آزادی" بود که توسط خواننده لس آنجلسی(م) در آلبوم چند سال پیش آن اجرا شد.با اینکه سالها از عرضه آن ترانه گذشته است و تقریبا تمام ترانه هایی که از مریم حیدرزاده از آن طرف آب شنیده شده،عاشقانه بوده است نمی توان دلیلی برای ممنوع الفعالیت کردن این هنرمند ترانه سرا پیدا کرد.

اما مورد عجیب دوم، نفر دوم این لیست است که از تابستان 1386 ممنوع الفعالیت شده است.او کسی نیست جز ترانه مکرم. خیلی وقت است که اسم او یا در کاور آلبوم ها نمی اید(مثل همین آلبوم ساعت9) یا به صورت ت.م در کاور درج می شود.واقعا دلیل اینگونه برخوردهای ارشاد را با ترانه سرایی مثل مکرم نمی فهمم.اگر ترانه های ترانه مکرم مشکل داشته باشد که توقیف می شود و اصلا اجازه اجرا هم نمی گیرد.شاید در بهترین حالت به صورت زیرزمینی بیرون بیاید و لاغیر.اگر هم مشکل شخص ترانه مکرم است که آن هم به حوزه کاری او مربوط نمی شود.تحقیقا می توان گفت که دلیل ممنوع الکاری کسانی چون ترانه مکرم حرفه ای و منطقی نیست.ترانه مکرم تا به حال حتی یک ترانه مشکل دار هم نگفته است پس دلیل ممنوع الکاری او چیست؟ ترانه های عاشقانه ای که برای چند مورد ناچیز که برای آن ور آبی ها فرستاده است؟چرا اداره ارشاد خود را از پاسخگو بودن به هنرمندان مبرا می داند؟مگر قرار نیست که ممنوع الکاری یک نفر توسط حراست اداره ارشاد به او ابلاغ رسمی شود؟چرا اداره ارشاد این کار را تلف کردن وقت خود می داند؟ یعنی خواننده ای که بخواهد با یکی از این ترانه سراها همکاری کند معطل مجوز آلبومش از سوی ارشاد نمی ماند و وقتش تلف نمی شود؟این اصلا ایرادی ندارد؟چرا اداره ارشاد یک طرفه به قاضی می رود؟

ترانه مکرم به هر حال با هر شرایطی ترانه اش را می گوید و می فروشد.حال چه بی اسم باشد یا چه با اسم مستعار.آنهایی که باید بفهمند،خواهند فهمید.در هر صورت در آلبومی مثل ساعت 9 ترانه های   "تکرار" ،  "ساعت9"،  "تومریضی" و  "امروز میخوام بهت بگم" که از آسمان نیامده اند.بالاخره یک نفر آنها سروده است یا نه؟
اما مورد سوم لیست که ممکن است چشمتان از دیدن اسم او در این لیست 4 الی 6 تا شود! اهورا ایمان است.ترانه سرایی که اصلا معلوم نیست چرا ممنوع الکار شده است؛ آن هم در همین روزها و در طی یک الی دو ماه گذشته.هرچه می گردیم برچسبی برای اهورا ایمان و ممنوع الکاری اش پیدا نمی کنیم.مسئولان ارشاد اما پاسخی بس شگرف می دهند:"دستور ممنوع الفعالیت یا از جانب ارشاد صدا و سیما صادر می شود یا از جانب مدیرکل واحد شعر و موسیقی کشور..." سوالی که در اینجا پیش می آید این است که مگر ما برای ممنوع الفعالیت کردن باید چند نهاد داشته باشیم؟ عنوان هایی که در بالا گفته شده اختیار اجرایی و قانونی لازم برای این کار را ندارند و آن طوری که ما می دانیم باید دفتر شعر و موسیقی وزارت ارشاد پیگیر قانونی این کارها باشد(غیر از آنکه این مرکز را با مرکز واحد شعر و موسیقی کشور یکی بدانیم).

باید باور کنیم که موازی کاری نهاد ها در کشورمان به یک واقعیت بی بدیل تبدیل شده است و متاسفانه روز به روز ابعاد بیشتر و وسیع تری هم بر خود می گیرد.با توجه به دخالت های ارگان های مختلف و همچنین فضای اجتماعی بعد از رویدادهای انتخابات،بعید نیست که ممنوع الکاری خیل عظیم این ترانه سراها به این رویدادها ربط پیدا نکند.
شاید تنها اسمی که از لیست مجله ایران دخت افتاده است همانا یغما گلرویی باشد که به نظر می رسد او هم این روزها و البته به مدت خیلی طولانی ممنوع الفعالیت باشد.ترانه سرایی که در ایام انتخابات زخمی شد،بستری شد ولی به همکاری خود با س.ق ادامه داد.

برخوردهای ارشاد قطعا منطقی و از روی اصول نیست بلکه از روی پایه گذاری نظام ایدولوژیکی است که روزگارانی نسبت به حاکم شدن این دیدگاه در هنر بیمناک بودیم.البته اشتباه نشود.این برخورد متعلق به 4 سال گذشته نیست بلکه این رویداد از زمان تولد موسیقی پاپ در کشور شکل گرفت و روز به روز رشد کرد.شاید بتوان گفت این برخوردها در مقاطعی نحوه ای ملایم تر هم بر خود گرفته است اما رشد آن انکارناپذیر است.نگاهی به شماره 41 ماهنامه نسیم هزار می اندازم و مصاحبه هومن سزاوار را ورق می زنم.هومن سزاوار عملا از برخورد ایدولوژیک مسئولان وزارت ارشاد(در زمان اخذ مجوزش) می گوید.اینکه هنوز موسیقی پاپ را  یک فرزند نامشروع  موسیقی می نامند و آن را قبول ندارند.در واقع موسیقی پاپ به مانند طفل نامشروع یک ازدواج است که هیچ کس حاضر نیست مسئولیت آن را قبول کند و این برای موسیقی امروز ما مایه تاسف است.
در حوادث این ماه ها و روزها شدت حملات ایدولوژیک به مقوله هنر شدت بیشتری بر خود گرفته است.وقتی مطلب محمدرضا سرشار(رضا رهگذر،قصه گوی ظهر جمعه) را می خوانیم،دیگر باید به چه کسی امید بست؟ وقتی هنرمندی خود با هنر برخوردی ایدولوژیک دارد؛ از غیر هنرمندان چه انتظاری ست؟



پی نوشت:

*به لیست بالا مونا برزوئی و نیلوفر لازی پور و هر کسی که اسمش در کاور آلبوم ها یا نمی آید یا ناقص می آید را اضافه کنید

*حرف های پویا نیک پور را در گزارش سفر ارمنستانش وقتی برای دیدن کنسرت Jetro Tull رفته است را می خوانم(نسیم هزار،شماره 41):
"سفر خوبی بود.خیلی چیزها یاد گرفتم و بعد از بازگشت کلی روحیه ام عوض شد.فهمیدم بحث امکانات نیست.باید کار کرد و کار کرد.در موسیقی مرزی وجود ندارد و مهم چیزی ست که در ذهن مان می گذرد نه در امکاناتمان.باید خارج از محدودیت ها فکر کنیم و بیشتر تلاش کنیم تا به نداشته هایمان برسیم"

*خوشحالم که پویا نیک پور قبل از خرداد ماه به این سفر رفته بود و همچنین سفر به ارمنستان او با سقوط مواجه نشد ...

*در حوزه شعر و موسیقی دیواری کوتاه تر از ترانه وجود ندارد!



همین مطلب در موسیقی 360


چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388  12:01 ق.ظ

بدعتی تازه در ترانه ها


 

 در 2 آلبوم هیت این روزها یعنی ساعت9 سیروان خسروی و 88 بنیامین بهادری شاهد یک بدعت در ترانه های این 2 آلبوم بوده ایم که البته این بدعت مشترک است.

منظور من اصلا سخت و نامفهوم نیست. برای اولین بار است که ما در ترانه های این 2 آلبوم شاهد استفاده ترانه سرایان از واژه های غیر فارسی هستیم.

 

در قطعه "ساعت9" از ترانه مکرم می شنویم:

 

یه کافی شاپ قهوه و تلخی حرفات            چشماتو بغض منو و سردی دستات

 

استفاده از واژه کافی شاپ جالب و بدیع بود

 

همچنین در در قطعه "بیا عاشقم کن" از فرید احمدی در آلبوم 88 می شنویم:

 

تو نگات یک دفعه جادووم میکنه                وقتی رووی قلب من زووم میکنه....

 

استفاده از کلمه زووم که به معنای دقیق شدن یا توجه کردن است جالب بود.به خوبی یا بدی این بدعت کاری ندارم و فقط خواستم یک موضوع مشترک را اشاره کنم.

البته این موضوع شاید برای خیلی تازگی نداشته باشد اما استفاده از کلمات خارجی در این سطح (به نظر من) بی سابقه بوده است.


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic