چهارشنبه 25 دی 1387  09:37 ب.ظ

 تلویزیون در ایام محرم 87 

--------------------------
امید محمودزاده ابراهیمی
--------------------------

  اوضاع تلویزیون امسال کمی بهتر بود.یعنی توانستیم بهتر از سالهای قبل کار کنیم.کمی به ایده های جدید و نوگرایانه هم پرداخت شد تا حداقل مثل همیشه و کلیشه ای کار نکرده باشیم.

مستند تاصر تقوایی از عزاداری و بوشهر و آیین های محلی(که البته نتوانستم کامل آن را ببینم) و "نجواهای عاشورایی" (که موعد پخش خاصی نداشت) از ایده های جدید و نو در برنامه سازی محرم در تلویزیون بودند.
تلویزیون هرگاه به ریسک در ساختن برنامه های متفاوت برای ایام خاص(مثل محرم و رمضان و...) پرداخته ؛ نتیجه خوبی عاید خود کرده است.نمونه آن هم ساخت سریال های و برنامه های رمضانی ست که البته امسال رونق خوبی نداشت.
 تلویزیون با این عمل خود جایگاه "مستند" در برنامه سازی را نشان داد. مستند بخشی از جریان برنامه سازی است که اهمیت فراوانی در تلویزیون دارد.روایت هایی که تقوایی و مجیدی از عاشورا داشتند فقط بخشی از نگاه می تواند باشد. چون مستند تقوایی را کامل ندیدم نمی توانم وصف یا نقدی بر آن داشته باشم ولی نجواهای عاشورایی با اینکه موعد پخش خاصی نداشت و باید هی کانال به کانال دنبال آن می گشتیم؛پرداختی خوب از نمونه های عزاداری بود که نیاز به ساخت چنین برنامه ای سالها بود که احساس می شد.
مجیدی با 11 دوربین و با ترکیب بندی خاص و زوایای خاص دوربین ها نجواهای عاشورایی را جلوی دوربین برد.حضور مداح تازه چهره یعنی "حاج نزار قطری" هم به پیشبرد آن کمک فراوانی کرد.گرچه مجیدی اگر هر برنامه یا 2 برنامه یکبار مداح را عوض می کرد بد نبود.مثلا هر شب با مداح های دیگری برنامه ضبط میشد و این برنامه ها پشت سر هم پخش می شدند. زوایای دوربین مجیدی کاملا سینمایی بود و جلوه خاصی به عزاداری داده بود.یک مسجد با همان حال و هوای عاشورایی و فانوس های احتمالا 72 گانه در پشت سر مداح.

نوآوری در نوحه هم به دست مجیدی دیده شد؛ وقتی حاج صادق آهنگران چهره مشهور مداحی قدیم با حاج نزار قطری چهره جدید مداحی ها با یکدیگر نوحه عربی-فارسی می خواندند که سبک جدیدی در نوحه بود و این دو خیلی خوب با یکدیگر مچ شده بودند. تنها ایراد وارده به کار هم متاسفانه به پخش بد آن بر میگردد و نبود ساعات پخش منظم و به روال.نمی دانم صدا و سیما چرا وقتی کار خوبی انجام می دهد و برنامه نوگرایانه ای می سازد ساعات پخش خوب برای آن در نظر نمی گیرد! این اتفاق برای کوله پشتی هم افتاد و به جز سال 86 در باقی سالها ، کوله پشتی با این حجم مخاطب ساعت پخش مناسبی نداشت.
به هر حال امیدواریم این اتفاقات خوب و خلاقانه باز هم در صدا و سیما تکرار شود.این ایده های خلاقانه به جذب مخاطب ایرانی قطعا کمک فراوانی خواهد کرد.


برنامه های مجری محور


 عکس:خبرآنلاین

------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

------------------------------

 

بی مقدمه:

 

برنامه های مجری محور یعنی سری برنامه هایی که براساس یک موضوع خاص پایه ریزی می شوند و با یک مجری اجرا می شوند و نقش مجری در این گونه برنامه ها یک نقش محوری ست و موضوع برنامه محور اصلی نیست.

چندین سال است که برنامه های زنده تلویزیونی از حالت موضوعی خارج شده و به گونه جدیدتری از نوع و قالب رسیده اند.طبق معمول هم کشورهای آمریکایی و اروپایی پیشرو این راه بوده اند.

تلویزیون ایران هم چند سالی می شود که از این نگاه تازه برنامه سازی غافل نمانده و با تولید و پخش چند سری از برنامه های زنده تلویزیونی قدم در این نهاده است.گرچه این موضوع محدود به قاب تلویزیون نیست و رسانه رادیو هم در کنار تلویزیون این نوع و نگاه جدید را سرلوحه خود قرار داده است.

حتما با شنیدن برنامه زنده تلویزیونی به چندین مورد مثال برمی خورید:مثلث شیشه ای،کوله پشتی،مردم ایران سلام و...

 

دیدگاه سنتی و دیدگاه جدید:

 

نوع نگاه برنامه سازی(مخصوصا تولید برنامه های زنده) هنوز در ایران تابع قوانین نانوشته است و ممکن است اصلا یک برنامه از میانه راه تمامی اهداف خود را کنار بگذارد و راه دیگری را برگزیند.این نوع نگاه در برنامه هایی که موضوع محور اصلی است می تواند مشکل زیادی به همراه نداشته باشد اما در برنامه های مجری محور این نگاه اصلا پذیرفتنی نیست.

اگر خاطرتان باشد سال گذشته برنامه کوله پشتی با ورود به چهارمین سال پخش خود قدم به راه جدیدی گذاشته بود.این برنامه میرفت تا یکی از تاثیرگذاری های اصلی خود را بر مخاطب تلویزیون ایران بگذارد اما باز هم قوانین نانوشته کار خود را کرد و با رفتن فرزاد حسنی از این برنامه عملا کوله پشتی پایان یافت.

اگر بخواهیم کمی بیشتر به جزئیات دقت کنیم به نکات مهمی می رسیم که درک آن حتی برای یک مخاطب عادی هم ساده است چه برسد به مدیران رسانه ملی.

کوله پشتی از ابتدا (سال 1383) یک برنامه مجری محور طراحی شده بود.فرزاد حسنی با تکیه بر اجراهای رادیویی خود،این بار در قاب تلویزیون ظاهر شد که اجرایش کمی متفاوت بود و برای مخاطب آن روز تلویزیون ایران کمی سخت بود تا سبک یک مجری در یک برنامه تلویزیونی را بپسندد.اما کوله پشتی و فرزاد حسنی سال 84 با جسارت و رشد بیشتری پا به عرصه قاب جادویی گذاشتند.سال 84 یک سال خوب برای کوله پشتی،حسنی و تلویزیون ایران بود تا بتوانند سبک جدیدی از برنامه سازی را به خود ببینند.این روند با فراز و فرود های گاه ناگاه، به سال 86 رسید و تا بدان جا پیش رفت که سال 87 دیگر نام و نشانی از کوله پشتی و مجری فعالش نباشد.

متاسفانه دیدگاه مدیران رسانه ما یک دیدگاه کاملا سنتی ست که به زحمت می توان به آنها قبولاند که واقعا می شود با همین امکانات برنامه جذاب و دیدنی ساخت.برنامه های مجری محور یک تحول در نوع و قالب برنامه سازی هستند اصلا با دیدگاه سنتی برنامه سازی سازگاری ندارند.

به طور مثال در دیدگاه سنتی همگان بر این اعتقادند که یک مجری را می توان امروز برکنار کرد و فردا کس دیگری را جای او نشاند.درست مثل تعویض مجری اخبار امروز و فردا !! اما در دیدگاه جدید این نگاه سنتی کنار زده شده است و به قول معروف دیدگاه اخباری جایگاهی ندارد !

قطعا بین ساختار یک برنامه زنده تلویزیونی با "اخبار" تفاوت های اساسی وجود دارد اما چون نگاه سنتی دست خود را بر مدیریت بر برنامه ها باز تر می بیند چندان با این نوع نگاه موافق نیست.مثلا این طور است که شمای مدیر رسانه چون انتقاد پذیر و نوآور نیستید، بیایید و سریع مجری دیگری را جانشین مجری آن برنامه کنید.این نگاه بدترین بازخورد را در بین بینندگان تلویزیون دارد.بینندگانی که شما باید آنها را جذب خود کنید نه اینکه آنها را پس بزنید.

عوض کردن مجری یک برنامه که از ابتدا مجری محور طراحی شده است یک اشتباه تاکتیکی بزرگ برای یک مدیر رسانه است.اشتباهی که مدیران رسانه ما علاقه بسیاری به تکرار آن دارند !!

 

 
 

عملکرد مدیران ما:

 

اگر از احوالات برنامه ها و تاک شوهای موفق دنیا باخبر باشید حتما می دانید که اپرا وینفری سالهاست که اجرای برنامه خود را بر عهده دارد و کسی هم قصد عوض کردن او با کس دیگر را ندارد.چون برنامه مال اوست وبهترین اجرا را او می تواند انجام دهد.پس چرا تغییر در یک برنامه آن هم وقتی "مجری محور" باشد تا "موضوع محور"؟

 

عوض شدن جای فرزاد حسنی و امیرحسین مدرس درست در میانه راه کوله پشتی یک تجربه در عرصه مدیریتی مدیران رسانه ملی بود.البته تجربه ای که قطعا نباید بعدا تکرار شود ولی چون نگاه سنتی خریدار بیشتری در میان مدیران ما دارد پس امیدی زیادی نیست که این تجربه برای ما درس بشود.کوله پشتی با رفتن حسنی تمام شد نه با پایان تابستان 86.

دیدگاه دیگری که در این زمینه وجود دارد همین دیدگاه همیشگی "ضد ستاره" ما است.کلا ما ایرانی ها زیاد ستاره بودن را دوست نداریم.مرگ خوب است اما برای همسایه.واقعا نمی دانم ما بابت این طرز تفکر وام دار چه کسانی هستیم اما واقعا همینیم.

یادم می آید که وقتی حسنی از کوله پشتی به اجبار جدا شد خیلی ها تریبون در دست گرفته بودند و حسنی را متهم می کردند که او اگر رسانه در اختیارش باشد دیگر نمی داند چه کار می کند و عملا کنترلی بر خود ندارد و به قول خودمانی تر "جوگیر" می شود.

 

به نظر من باید بیشتر به این جمله ها خندید.مجری هیچ گاه صاحب رسانه نیست.او فقط تریبونی در دست دارد.آیا مردان تریبون به دست همگی "جوگیر" می شوند؟ آیا آنها خود را گم می کنند؟ پس اگر این طور است پس مجریان اخبار باید 1 ساعت به 1 ساعت عوض شوند تا جوگیر نشوند !!

دیدگاهی که در مقابل اینگونه ساختار می ایستد شاید فقط یک دلیل داشته باشد آن هم اینست که کسی نباید از تریبون رسانه جمعی به نفع خود استفاده کند.این حرف...دلیل درستی است اما ما نباید خودنمایی را با سبک اجرا و ویژگی های یک مجری اشتباه بگیریم.

حسنی برای اخراج از کوله پشتی تاوان چه چیزی را داد؟ خودنمایی اش را؟ حرف زدنش را؟ دیدگاه سنتی مسئولان و انتقاد ناپذیری آنها ؟

شاید تعبیری که باعث شد همه این اتفاقات برای حسنی بیفتد همین تعبیر "برنامه من" بود.او از یک رسانه جمعی اعلام کرد که به برنامه "من" خوش آمدید.تعبیری که اصلا خوشایند خیلی ها نبود.خیلی ها این تعبیر را به پای غرور حسنی گذاشتند و سنگ بنای مخالفت خود را اعلام داشتند.

گرچه این تعبیر بعدها توسط "رشیدپور" هم در برنامه "شب شیشه ای" استفاده شد اما عمر زیادی نکرد.

آیا واقعا گفتن "برنامه من" از یک رسانه جمعی میتواند مشکل ایجاد کند؟ آیا رسانه جمعی چنین تعابیری را می پسندد؟

تعابیر را اگر کنار بگذاریم واقعا باید قبول کنیم که در یک برنامه مجری محور....برنامه؛ برنامه ی مجری است.چون اوست که باید مخاطب را به دیدن برنامه اش ترغیب کند.موضوعات مختلف در اثر پرداخت های زیاد دیگر کشش و ترغیب بیننده را در پی ندارند و مجری باید با اجرای خود یک قالب تازه ارائه کند.پس نباید ناراحت شویم که کسی در برنامه اش می گوید به برنامه "من" خوش آمدید.همه می دانند که کوله پشتی برنامه فرزاد حسنی است و بیننده کس دیگری را در ذهنش جایگزین او نمی کند.شب شیشه ای متعلق به رشیدپور است.دوقدم مانده به صبح مختص اجرای صالح اعلاست.ورزش و مردم که سالهاست با اجرای بهرام شفیع اجرا می شود دیگر خود یک برنامه کاملا مجری محور است.همه ورزش و مردم را با بهرام شفیع می شناسند نه با اجرای کس دیگری.

در بحث رادیو ، پس از سالها دیدیم که یک برنامه با اتکا با اجرای فوق العاده دو مجری اش توانست برنامه مجری محور را در عرصه رادیو هم جا بیندازد.این برنامه ؛ برنامه ای نبود جز "روی خط جوونی" با اجرای فوق العاده فرشید منافی و زهره هاشمی.ساعت 5 روی موج خط جوان.

 

حالا چند صباحی می شود که خبری از این نوع برنامه در رسانه ملی نیست.آخرین نوع از پخش اینگونه برنامه ها مثلث شیشه ای بود که در اوایل تابستان 87 به یکباره قطع شد.دیگر خبری هم از حضور مجریان این برنامه ها حتی در برنامه های دیگر هم نشد.در رادیو هم پس از کش و قوس های فراوان ؛ فرشید منافی ونیما رئیسی که 2 تن از مجریان سرشناس رادیو جوان بودند؛ از این رادیو جدا شدند و حدودا بیش از 1 سال نیم است که خبری از حضور این مجریان توانمند در عرصه رادیو نیست.

چیزی که در این میان مشخص است،این است که دیدگاه سنتی برنامه سازی در رسانه ملی خریدار بیشتری دارد و برای یک نوآوری باید در چارچوب همین دیدگاه سنتی حرکت کرد.

ریزش مخاطبان شبکه های صدا و سیما و گرایش روزافزون به دریافت کننده های ماهواره ای نشاندهنده شکست این نوع نگاه در رسانه ملی است.

نیاز به نوآوری در برنامه های مختلف رسانه ملی به شدت حس می شود و اگر این نیاز به موقع به مخاطب پاسخ داده نشود قطعا شاهد ریزش بیشتر مخاطبین شبکه های صدا و سیما خواهیم بود که این یک زنگ هشدار جدی برای مسئولان رسانه ملی ست که باید در نوع نگاه خود تغییر اساسی بدهند.

 


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic