پنجشنبه 16 آبان 1387  09:33 ب.ظ

روایتی از یک مشت دروغ !



 

-------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

-------------------------------

 

بگذارید همین اول خیالتان را راحت کنم..."یک مشت دروغ" ادامه کلیشه کسالت آور فیلم های هالیوودی،ضد آمریکایی است که کثرت و آشکارا بودن "کد دادن" در فیلم حرف اول را می زند.گرچه "یک مشت دروغ" خوش ساختی "ریدلی اسکاتی" خودش را دارد و از جنس سینمای اکشن است اما دستمایه قرار گرفتن سوژه "گروه های تروریستی" آن هم با کد دادن های همیشگی این نوع فیلمها؛ تا حدود زیادی از ارزش فیلم کاسته است."یک مشت دروغ" در کارنامه ریدلی اسکات قطعا جایگاه پایینی خواهد داشت و فروش نه چندان خیره کننده اش گواه همین موضوع است.

داستان فیلم "یک مشت دروغ" درباره مامور CIA  به نام "فریس"(لئوناردو دکاپریو) است که قرار است به خاورمیانه بیاید و رهبر القاعده را در امان دستگیر کند."اد هافمن"(راسل کرو) هدایت کننده و تصمیم گیرنده اوست.او همچنین نقش رهبر عملیات را نیز دارد.گلشیفته فراهانی هم نقش یک پرستار ایرانی-اردنی را بازی می کند به نام "عایشه" که البته نقش او در فیلم محوری نیست.

تماشاگر در مواجهه با "یک مشت دروغ" کاملا با یک فیلم ضداسلامی روبه رو است.در جای جای سکانس های فیلم تلاش شده است که با دادن کد هایی مثل "حماس"، "جهاد"، "فلسطین"، "شهید" و همچنین آوردن آیاتی از قرآن و شنیدن صوت اذان .... اسلام را مساوی با تروریست،القاعده و تحجر نشان دهد.سکانس های بسیاری در فیلم وجود دارد که به وضوح و تا اندازه بسیار زیاد به شعار دادن می گذرند.اغراق در دیالوگ های فیلم به بدنه قصه لطمات جبران ناپذیری را وارد کرده است.

به طور مثال سکانسی که "هانی سلام"( که یک فرد بانفوذ در امان است)،با مصطفی کرمی(که عضو القاعده است) که در بیابان با یکدیگر به گفتگو می پردازند.مصطفی کرمی که ظاهرا توسط افراد هانی دستگیر شده است با یک تماس تلفنی با مادرش و همچنین تمکین مالی از طرف هانی باز هم ظاهرا دست از القاعده می کشد...هانی سلام وقتی او را از روی زمین بلند می کند و به او می گوید که "مسلمان خوبی باش" به راحتی و با تمکین مالی ! اما در پایان فیلم ما باز هم مصطفی کرمی را در کنار القاعده می بینیم.

یا به طور مثال سکانسی که "اد" در حال راهنمایی فریس است؛ همسرش وقتی از او بیداری تا 2 نیمه شبش را می پرسد او با اغراق بسیار می گوید: دارم بشریت را نجات می دهم !!!

فیلم تلاش زیادی کرده است که اتفاقات پیش آمده را به صورت منطقی با یکدیگر ربط دهد اما یا شاید درست روایت نمی شود یا واقعا این اتفاقات ربطی به یکدیگر ندارند و فقط دارند در کنار هم روایت می شوند.

"یک مشت دروغ" تکیه فراوانی بر سیاست های دولت آمریکا دارد و همان شعارهای همیشگی را تکرار می کند.برای درک این موضوع هم حتما لازم نیست شما یک کارشناس سینما و یا منتقد باشید.همین که مخاطب فعال سینمای هالیوود باشید،کافیست.

 اگر چنین فیلم هایی که سفارشی ساخته می شوند را یکی یکی در کنار هم قرار دهید،به نتایج یکسانی می رسید.در این فیلم ها سعی شده است که دولت آمریکا به عنوان رهبر دهکده جهانی معرفی شود.پای ثابت این فیلم ها هم همیشه یک قهرمان آمریکایی است که قصد دارد بشریت را از شر ظلم نجات دهد.او به مانند یک راهنما و جنگجوی مقتدر در صدد کنار زدن تیرگی ها از آدمیان است.

 

 وقتی "اد هافمن" فیلم تهدید "السلیم" را به فریس نشان می دهد شما شمایل یک مسلمان با محاسن را می بینید که در کنار آن صدای مناجات آیات قرآن هم دارد در پس زمینه فیلم پخش می شود.این تصویر، بارز ترین نوع تصویر فیلم از مسلمانان است که به بیننده اش این کد را می دهد که مسلمانان را با این تصویر بشناسد.یک تصویر سیاه،تاریک و خشن.

 

در پایان فیلم که فریس تصمیم می گیرد که در خاورمیانه بماند و اد به او می گوید : هیچ کس از خاورمیانه خوشش نمیاد !...اما فریس چه زمانی تصمیم می گیرد که در خاورمیانه بماند؟ زمانی که با عایشه آشنا می شود یا زمانی که السلیم دستگیر می شود؟ آن هم نه به دست ماموران سیا...بلکه به وسیله ماموران امنیتی هانی سلام!!... خب دمکراسی آمریکایی اینبار خودش دست به کار نمی شود،کس دیگری قرار است کار را انجام بدهد.کسی که از جنس تروریست هاست ولی با ماست!!(هر که با ماست که هیچ وگرنه با تروریست هاست....این جمله را از زبان چه کسی شنیده اید؟)

او در خاورمیانه می ماند تا دموکراسی مد نظرش را پیاده کند.او طبق یک "برنامه" باید بماند.

 

ماهواره جاسوسی همه را از بالا تحت نظر دارد و به "اد" این امکان را می دهد تا هم عملیات را به پیش ببرد و هم مراقب فریس باشد،تا مبادا او از نقشه دور شود. او در جایی که نتواند برای فریس و شاید بهتر بگوییم عملیات،کاری کند؛فقط اظهار تاسف می کند(متاسفم رفیق!).ماهواره جاسوسی در اینجا مفهوم خداگونه ای دارد(دقت شود به سکانس های متعددی که ماهواره جاسوسی از بالا بر اعمال فریس و...نظارت دارد).با آن می توان همگان و همه چیز را زیر نظر داشت البته به شرطی که گرد و خاک ایجاد نشود!!!

اما فیلمنامه برای پیشبرد قصه به یک نکته خیلی خاص هم تاکید می کند آن هم زمانی ست که فریس دارد با اد (که در آمریکاست) صحبت می کند.اگر کمی بیشتر دقت کنید شما اوضاع خاورمیانه و جایی که فریس در آنجا قرار دارد را ناآرام و نامن حس می کنید.تمامی صحنه ها که در خاورمیانه ضبط شده است،از یک تلاطم و اغتشاش حکایت دارند انگار که همین الان و در وسط بازار بمبی منفجر خواهد شد.(البته حرکات دوربین هم بی تاثیر نیست).اما در آن سوی آب ها شما هیچ اضطرابی را در فیلم حس نمی کنید. هنگامی که اد که با آرامش خاص و کنار همسر و فرزندش است و حتی فرزندش را برای بازی به پارک می برد.گویی او کاری جز رسیدن به خانواده اش ندارد !!!.اینجا یک تصویر آرام و بی دغدغه از خانواده آمریکایی ترسیم شده است اما در کنار آن تصویر مخدوش شده از خاورمیانه و مردمانش وجود دارد.این تصویر حتی به بطن آداب مردم مسلمان هم بسط داده می شود.اشاره به زمانی ست که عایشه در بیمارستان به فریس می گوید "خواهرم باید تو را ببینه" و فریس هم بلافاصله جواب می دهد که "یعنی باید خواهرت قبل از خودت منو تایید کنه؟".جمله ای که شاید بیشتر به یک سخنرانی من باب حقوق زنان از زبان یک فمینیست بیان شود تا دیالوگ یک مامور CIA.فرهنگ آمریکایی رسوم شرق را به رسمیت نمی شناسد و می خواهد هر طور که شده فرهنگش را بر دیگر فرهنگ ها تحمیل کند.

 

"یک مشت دروغ" فیلمی به سفارش بالا و در عین حال خوش ساختی ست.یک مشت دروغ می تواند طرفداران سینمای اکشن و ریدلی اسکات را به خوبی سرگرم کند ولی فیلمی نیست که بتواند نکات پیچیده در خود جای دهد یا امتیاز بالایی از منتقدین بگیرد. به مانند عنوان فیلم شاید بهتر بتوان گفت که یک مشت دروغ واقعا یک مشت دروغ است که یکی یکی به خورد مخاطب داده می شود.دروغ هایی که اگر خیلی بزرگ باشند می توانند حقیقت را کنار بزنند.

 

نکته آخر: بازی گلشیفته فراهانی چندان محوری و مسحور کننده نیست.او فرقی نکرده است.عجب در آنم که چگونه او الان در رده بندی ستارگان هالیوود در جایگاه اول قرار گرفته است.سرنوشت او در فیلم هم مشخص نشد!!!

 

 


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic