سه شنبه 20 مرداد 1388  09:41 ق.ظ


همشهری جوان و پیش بینی ستاره ها



.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

مجله را که برداشتم تیتر و عکس این هفته همشهری جوان توجهم را به خودش جلب کرد "کی میشه ستاره گیشه" تیتر و عکس جلد جالبی ست اما فکر می کنم کار کردن روی چنین مطلبی و موضوعی کمی زود بود.درست است که محمدرضا گلزار ستاره دهه 80 است و می توان حدس زد(در کل) که چه کسی ستاره دهه 90 سینمای ایران می شود اما از بین کسانی که همشهری جوان آنها را انتخاب کرده بود،من کسی را در حد سوپراستار بودن ندیدم.کسانی مثل مصطفی زمانی و دانیال عبادی پتانسیل بالقوه سوپراستار شدن را دارند اما تا شروع دهه 90 دو سال مانده است و بازیگران جوان تری به این جمع اضافه نشده اند.
حامد بهداد و پوریا پورسرخ و حامد کمیلی را کلا فراموش کنید.البته حامد بهداد بازیگر خیلی خوبیست ولی پتانسیل سوپراستار شدن را ندارد.(نمی دانم چرا همشهری جوان مدتی ست گیر داده به حامد بهداد!!) پوریا پورسرخ هم به مدد بازی های فوق العاده و مدل موی عوض نشده اش در چندین فیلم و سریال نشان داد که خیلی سوپراستار است.حمل بر توهین یا حمله نباشد اما از پورسرخ انتظار بیشتری میرفت.بازی او در صاحب دلان خوب بود و امید آن میرفت که پورسرخ آن جریان را ادامه دهد اما گویا پورسرخ درجا زدن را پسندید و تغییری نکرد.
حامد کمیلی هم تقریبا دارد حالتی شبیه پورسرخ پیدا می کند.البته ناگفته نماند که او فعلا در قاب تلویزیون شناخته شده است و سینمایی نشده است.اما بعید است کمیلی ستاره آینده سینمای ایران باشد.
دانیال عبادی (که من هنوز فیلمی از او ندیدم) شبیه تر (از نظر چهره) به گلزار است.باید دید او هم راه گلزار را در پیش می گیرد یا اواسط کار او هم به سرنوشت پورسرخ دچار می شود یا خیر.  باید منتظر دیگر تجربه های سینمایی هم از مصطفی زمانی ماند و دیدآیا مدیوم سینما او را می پسندد یا اتفاقات دیگری می افتد.
از همه اینها که بگذریم باید منتظر چهره های دیگری هم در سالهای آینده باشیم.این چهره ها همگی دهه هشتادی هستند.شاید در اوایل دهه نود چهره دیگری پیدا شد.

پرونده همشهری جوان را از اینجا بخوانید


نقدی بر خویشتن


عکس: سی نت

نگاهی به فیلم "سوپراستار" ساخته تهمینه میلانی

.:: امید محمودزاده ابراهیمی ::.

سوپراستار هم بالاخره به سینما قدس سیرجان آمد تا دومین فیلم پرفروش بهار88 هم سهمی برای تماشاگران سیرجانی داشته باشد.ساخته نسبتا متفاوت تهمینه میلانی که به مانند "اخراجی های 2" توسط رسانه ها کوبیده شد اما با وجود رقیب سرسختی چون اخراجی ها به همان نسبت از تیغ منتقدان دور نگه داشته شد.

سوپر استار روایتی از زندگی یک سوپراستار سینما به نام کوروش زند است که اطرافش را سراسر غرور و فساد گرفته است و او در این میان با دختری به نام رها آشنا می شود که زندگی او را زیر و رو می کند...
شاید بتوان گفت این دومین فیلم و روایت از زندگی یک سوپراستار سینما است که البته اینبار برخلاف نمونه قبلی (توفیق اجباری با بازی محمد رضا گلزار) چاشنی طنز ندارد و به واقعیت ها می پردازد.
قصه فیلم در کشاکش روایت سینمایی مدام در بین قصه گویی و کلیشه پردازی در حرکت است.در چندین سکانس قصه به خوبی و با روایتی جذاب جلو می رود اما در سکانس بعد به کلیشه پردازی می رسد و تماشاگر به خوبی می تواند قصه را حدس بزند.

کوروش زند هم بین تیپ و شخصیت در حال حرکت است و نیازی به پرداخت بیشتری هم حس نمی شود.به هر حال برای یک سوپراستار نمی توان شخصیت دیگری نوشت خصوصا آنکه نتیجه گیری فیلم از کل فیلم مهمتر باشد.شهاب حسینی هم نسبتا توانسته است نقش را باورپذیر بازی کند.دلیل اینکه می گوییم نسبتا این است که اگر از اول فیلم تا آخر فیلم بازی او را دنبال کنید،بازی او رفته رفته پخته تر به نظر می رسد گویی سکانس ها یکی یکی و پشت سر هم و بدون جابه جایی ضبط شده اند.چهره شهاب حسینی شاید برای این نقش زیادی مثبت است.او زیاد نمی تواند منفی باشد چون مخاطب شهاب حسینی انتظار نقشی همچون سریال "پلیس جوان" و یا حداکثر "تب سرد" از او دارد.حسینی در تب سرد هم شخصیت خاکستری مایل به سیاه رنگی داشت که در ضمن فیلمنامه جلو میرفت تا که به انتها رسید.حال اینبار ما در سوپراستار تقریبا برعکس شخصیت تب سرد را می بینیم که قصد دارد از شخصیت خاکستری تیره به خاکستری سفید نقل مکان کند.گرچه قرار بود که این نقش را محمدرضا گلزار بازی کند که او این نقش را به واسطه اینکه شاید شائبه زندگی خاکستری گلزار را ایجاد کند، رد کرد و چه بهتر که رد کرد!! گرچه از شباهت های منزل محمدرضا گلزار در توفیق اجباری و کوروش زند سوپراستار نمی توان گذشت.از عکس های بزرگ روی دیوار که قصد دارد غرور یک سوپراستار را برساند تا موتورسیکلتی که در هر دو منزل نقش ثابتی دارد!!!

رها عظیمی با بازی فتانه ملک محمدی نقش کلیدی سوپراستار است که به خوبی بازی آن درآمده است.او قرار است خودش را دختر کوروش زند و همسر سابقش مهناز بداند و زندگی کوروش را تغییر بدهد،در حالی که کوروش مدام تکرار می کند آن موقع 16 ساله بوده و.....همینجا بیشترین کشاکش بین کلیشه و قصه وجود دارد.

رها بیشتر از اینکه یک شخصیت قصه و فیلمنامه باشد نماینده فیلمنامه نویس در فیلم است و دیالوگ های او هم چنین نکته ای را به مخاطب می رساند.دلایل رها برای ورود به زندگی کوروش ساده و سهل الممتنع است.زیاد نباید دنبال درست بود یا نبودن دلایل رفت.اینکه یک دختر که در انتها شخصیت واقعی او نمایانده می شود(بیشتر توضیح نمی دهیم،بروید فیلم را ببینید تا کار دستتان بیاید) از کجا از زندگی خصوصی کوروش زند اطلاع دارد ؛می خواهد او سیگار و معجون را کنار بگذارد و ویلن می زند و دلایلی که مخاطب باید آنها را ذهن خویش حل کند تا با قصه و فیلمنامه.
در قسمت های انتهایی فیلم قصه خوب جلو می رود و تقدیر قصه همان سکانس رستوران کوروش و رها می شود که در فال کوروش یک گمگشته وجود دارد.گمگشته ای نه از ابتدا بلکه از جایی که سوپراستار نمی خواهد زیر و رو شدن زندگی اش با رها را بپذیرد.

تهمینه میلانی بابت ساخت این فیلم متهم به سیاه نمایی علیه خوده سینما شد.اتهامی که قطعا با دیدن فیلم کمی مغرضانه به نظر می رسد.سوپراستار پرداخت و روایتی از یک شخصیت سینماست.گرچه به سینما مرتبط است اما سینما متهم نیست.
باید قبول کنیم که سینما سینماست و این آدمهای سینما هستند که سینما را می سازند.سوپراستار نقدی بر یکی از آدمهای سینماست که شخصیت کوروش زند نماینده آن است.
تهمینه میلانی در این فیلم نقاط اشتراک کمتری نسبت به فیلم های قبلی اش دارد و دفاع از او زن و شخصیت زن اینبار به نقد یک شخصیت مرد سوپراستار سینما می پردازد.پرداختی که در فیلم قبلی او یعنی آتش بس دوگانه بود با رویکرد حمایت از زنان.اما در  سوپراستار شخصیت دیگری در کنار کوروش زند وجود ندارد یا این دوگانه بودن حفظ شود.رها عظیمی شخصیتی است که در کنار سوپراستار نمی گنجد.گاهی از بالا و گاهی از پایین به سوپراستار قصه تشر می زند و از آن می گذرد.چون نتیجه فیلم به تماشاگر واگذار شده است و قضاوت نهایی را تماشاگر انجام می دهد.

بابت خز بودن مطلب عذرخواهی می کنیم اما ما بی تقصیریم.سینمای اینجا تازه یک هفته ست که این فیلم را اکران کرده است


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات