تبلیغات
هنر هفتم - مطالب ابر مهران مدیری

یادداشتی کوتاه بر حال و هوای این روزهای «قهوه تلخ»
قهوه ای که شیرین می زند!


امید محمودزاده ابراهیمی: داستان سریال ویدئویی قهوه تلخ باز هم به دوران گذشته بازگشت.نزدیک به دو ماه پس از آغاز مجدد پخش سری های جدید سریال قهوه تلخ که با تغییر زمان روایت داستان از دوران گذشته به دوران امروز بود، تیم نویسندگان سریال با چرخشی مجدد داستان را به دوران گذشته بازگرداندند. علت این چرخش ناگهانی روایت داستان از زمان حال به زمان گذشته هنوز مشخص نیست اما گویی دو موضوع سبب این چرخش شده است.
دلیل اول را می توان به بن بست رسیدن داستان در محیط و روایت جدید آن دانست. قهوه تلخ در محیط جدید هیچ راهی برای برون رفت و پیشبرد داستانی نداشت. عده ای آدم های قدیمی با آدم های جدید آشنا می شوند،بر روی زندگی آنها تاثیر می گذارند،از المان های جدید به سبک خودشان استفاده می کنند(استفاده از لباس،خودرو،کامپیوتر،تلویزیون به سبک خود) و کنتراست شخصیت و محیط قدیم و جدید آنها محملی برای نویسندگان می شود که برای مدتی مخاطب را درگیر این کنتراست ها کنند(حضور در کلانتری را به یاد بیاورید). همه این عوامل در نهایت نشان می دهد که قهوه تلخ خط داستانی خود را بیش از پیش از دست داده است و برای نجات آن باید فکری کرد. در نهایت گویا تیم نویسندگان تصمیم گرفتند با بازگشت به لوکیشن قبلی و داستان قدیمی، تصمیمی بهتر برای داستان سریال بگیرند.
دلیل دوم هم شرایط ضبط و فیلمبرداری در شرایط شهری است. مهران مدیری در آثار قبلی خود نیز چندان به تغییر محیط فیلمبرداری و تن دادن به شرایط آن، علاقه ای نداشته است.

ما را چه شد ای جان برادر؟!
اما داستان قهوه تلخ هم اکنون در کجا قرار دارد؟ آدم های قدیمی دوباره سر جای خودشان برگشته اند و تنها فرق داستان اضافه شدن چند بازیگر از دنیای جدید به دنیای قدیم است. آدم هایی که احتمالا با شخصیت اصلی داستان(مستشار،نیما زندکریمی/سیامک انصاری) به سبک کاریکاتورگونه ای مشکل خواهند داشت، آدم های سواستفاده چی و موقعیت شناسی خواهند بود،آدم های زیرآب زن و کلاش حتی! این همه اتفاقی است که بر سر قهوه تلخ آمده است.این خط داستانی که مشخص نیست چند قسمت قرار است مخاطب را دنبال خود بکشاند؛  داستانی کاملا کلیشه ای و تکراری است که در شب های برره و باغ مظفر نیز عیناً تکرار شده بود. آدم های این سه سریال(شب های برره،باغ مظفر و قهوه تلخ) همگی از روی هم کپی شده اند و گویا قرار نیست شخصیت تازه با خصوصیت های تازه مخاطب را بخنداند.
شخصیت بلوتوس هم که با ترفند نویسندگان قهوه تلخ، مرموز و حیله گر از کار درآمده مشخص نیست قرار است دقیقا چه نقشی در پیشبرد داستان داشته باشد. تاکنون تنها موضوعی که مشخص شده این است که بلوتوس عامل عقب و جلو رفتن های شخصیت های سریال بوده است!
گمان نمی رود این عقب و جلو رفتن های بی منطق؛ در پیشبرد داستان سریال قهوه تلخ کوچکترین تاثیری داشته باشند. داستان قهوه تلخ کم کم دارد شیرین می زند و مشخص نیست به کدامین سو خواهد رفت.


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391  09:25 ق.ظ



امید محمودزاده ابراهیمی: آیا قهوه تلخ می تواند محبوبیت گذشته اش را تکرار کند؟
این اصلی ترین سوالی است که این روزها مخاطبان سریال قهوه تلخ؛ با پخش سری جدید آن در شبکه نمایش خانگی از خود می پرسند.
اما چرا قهوه تلخ به یکباره تولیدش متوقف شد و به ناگاه پس از 7 ماه دوباره اعلام موجودیت کرد؟ مجله همشهری جوان در یکی از شماره های سال گذشته خود به این موضوع پرداخته بود. در آن مطلب نتیجه بر این شده بود که این سریال هم به مانند دو سریال نود شبی قبلی مهران مدیری یعنی شب های برره و باغ مظفر ناتمام خواهد ماند. پیش بینی که حالا با عرضه سری 26ام این سریال دیگر درست به نظر نمی رسد(حداقل تا به اینجا).
اما شاید برای قضاوت کردن کمی زود است. سری 26 این سریال پس از توقف تولید این سریال تولید نشده است و تولید آن به 7 الی 8 ماه پیش بر می گردد.

مورد عجیب آقای مدیری!
برای خیلی از مخاطبان کارهای مهران مدیری شاید عجیب باشد که وی به پایان سریال های به اصطلاح نودشبی اش اهمیتی نمی دهد و مهم نیست که پایان آنها چه باشد.این اهمیت ندادن در شب های برره و باغ مظفر به خوبی خود را نشان داد و این 2 سریال بدون پایان مشخصی، به اتمام رسیدند. مهران مدیری هم هیچ گاه علت این پایان های نامشخص را توضیح نداد. او با رسانه ها چندان رابطه خوبی ندارد و همین عامل هم باعث شده است که این هاله های ابهام همچنان باقی بمانند.

کاریزمای کمدی
قهوه تلخ هرچقدر هم که ضعیف باشد باز هم از یک نقطه قوت خوب بهره می برد. البته نه در داستان بلکه در ژانری که دارد ساخته می شود یعنی کمدی. نمی گوییم طنز چون قهوه تلخ نشانه ای از طنز بروز نداده و بیشتر در خدمت ژانر کمدی بوده است. البته شاید اینطور باید گفت که قهوه تلخ نمونه تکامل یافته ی باغ مظفر است با کمی تغییر در تیم بازیگری! اما نیازی که امروزه به کمدی و خنده در جامعه حس می شود همچنان باعث شده که قهوه تلخ به رغم اینکه داستان چند پاره و متزلزلی دارد و بیشتر بار کمدی آن در سری های آخر پخش شده اش به دوش 2پیرمرد قصه و تکیه کلام هایشان بود؛ همچنان فروش خوبی داشته باشد. البته نه به خوبی سری های اولش اما باز هم همین فروش هم پس از وقفه ی 7 ماهه، چشمگیر محسوب می شود.

در هر حال باید منتظر بود و دید که آدمای قهوه تلخ که اینبار از گذشته به زمان حال آمده اند چقدر می توانند مخاطب را با خود همراه کنند. البته فراموش هم نمی کنیم که این ایده؛ یعنی آوردن آدم های زمان گذشته به دنیای روز تا به حال چندین بار در فیلم ها و سریال های متعدد(ایرانی و خارجی) استفاده شده است. باید ببینیم روایت مهران مدیری و تیم نویسنده اش از این گذر زمان چگونه خواهد بود.





چند وقت پیش به خارج از کشور رفته بودم . مسافرتم کمی طول کشید . خیلی از عصرها کاملا بیکار بودم ! گوش کردن به موسیقی های ذخیره شده در لب تاپ و گشت و گذار در اینترنت تنها سرگرمی من بود .

همه ی کافی شاپ های آنجا اینترنت پرسرعت و بدون فیلتر دارند . درست مثل ایران خودمان ! به یکی از این مراکز تجاری مشهور رفتم و در یک کافی شاپ شناخته شده فرانسوی نشستم . طبق عادت لب تاپم را روشن کردم و با صدای ملایم مشغول گوش دادن آهنگ مهران مدیری شدم ...

آره بارون میومد ... خوب یادمه

همه ی گارسن های آنجا خانم بودند . یکی از ایشان کنار میز من آمد و منوی قهوه ها را به من داد . چند ثانیه ای مکث کرد و سپس یک سوال جالب پرسید .... این لب تاپ خودتونه ؟

خیال کردم که کسی از مشتری ها به صدای موسیقی اعتراض کرده . هرچند که بسیار ملایم بود . بلافاصله دلیل این سوال را از او پرسیدم . لبخند زد و گفت که کسی اعتراض نکرده و فقط می خواهد بداند که خواننده ی این آهنگ کیست ؟

می گفت که موسیقی ایران را خیلی دوست دارد و آثاری از استاد شجریان را بارها گوش کرده ولی صدای این خواننده را نمی شناسد . به او توضیح دادم که مهران مدیری یک بازیگر معروف در کشور من است که بعضی وقت ها می خواند و صدای زیبایی هم دارد ...

چند دقیقه بعد به من گفت که نمی خواهد تنهایی من را به هم بزند و به کانتر کافی شاپ برگشت و من هم مشغول وب گردی شدم .

یک ساعتی گذشت و من با صدای نیمه بلند خواهش کردم که صورت حسابم را بیاورند . اما در پوشه ی مخصوص به جز صورت حساب یک چیز دیگر هم به چشم می خورد ... یک فلش مموری

با احترام فراوان از من خواست که اگر امکان دارد آن موسیقی را برایش کپی کنم . بابت این درخواست بسیار خجالت می کشید . بنده ی خدا فکر می کرد که ما کپی رایت و از این حرفها (!) داریم ... چیزی نگفتم و با لبخندی ترانه ی مهران را برایش کپی کردم ...

صاحب کافی شاپ به خاطر آنکه موسیقی به آنها داده ام از من پول نگرفت و من اطمینان پیدا کردم که خیلی آدم حسابی هستند ...

جدای شوخی بسیار خوشحال شدم که هنر ایرانی حتی در آن سوی دنیا مخاطب دارد . حتی مخاطب غیر ایرانی .

خداوکیلی چند ساعت سخنرانی لازم بود تا به اندازه ی یک آهنگ از مهران مدیری تبادل فرهنگی ایجاد کنیم ؟!


کارکترهای ستاره



18 فروردین تولد کسی ست که نافش را با طنز بریده اند!!

تولدتان مبارک آقای مدیری!


.::امید محمودزاده ابراهیمی::.

 

 اصلا لازم نیست زیاد فکر کنیم.همه ما با دیدن آخرین قسمت مرد 2 هزار چهره؛ این فکر به ذهن مان متبادر شد که تلفیق مسعود شصت چی و دهکده برره چقدر می تواند سوژه خوبی برای کار بعدی مهران مدیری باشد.خیلی ها هم آرزو کردند همین امسال این اتفاق بیفتد و قسمت آخر مرد 2 هزار چهره ، مهران مدیری را به صرافت ساختن "شب های برره2" بیاندازد.اما از مهران مدیری 48  ساله دیگر بعید به نظر می رسد که ساخت پروژه ای مثل شب های برره را به عهده بگیرد.او پس از باغ مظفر در مصاحبه های مختلف از عدم علاقه خود به ساختن نود شبی دیگر گفت و گفت که می خواهد پس از سالها(چیزی حدود 10 سال) به قول خود مبنی بر ساخت یک فیلم سینمایی کمدی با فیلمنامه ای از پیمان قاسم خانی جامه عمل بپوشاند.در واقع می توان گفت نویسندگان مرد 2 هزار چهره و مهران مدیری از قسمت آخر به عنوان یک فلش بک به پرمخاطب ترین کاری تیمی شان  استفاده کردند و اصلا قرار نیست "شیرفرهاد برره ای" در کنار "مسعود شصت چی" قرار بگیرد. خصوصا آنکه ایفای نقش هر دو این شخصیت ها به عهده مهران مدیری است و قطعا او نمی تواند دو نقش سنگین را یکجا بازی کند.

 

از این نوع فلش بک ها قبلا هم در کارهای مدیری دیده بودیم. در قسمت آخر نقطه چین هم شخصیت ها به نود شبی "پاورچین" فلش بک زده شدند تا هم خاطره پاورچین همچنان زنده بماند و نقطه چین هم به نقطه چین ختم نشود.

قرار گرفتن 2 کارکتر ستاره در اغلب اوقات جواب داده است.همین چند سال پیش بود که خبر در کنار هم قرار گرفتن بتمن و اسپایدرمن در سری های متوالی فیلم "مرد عنکبوتی" شنیده شد.قطعا قرار گرفتن کارکتر ستاره ای مثل بتمن که نسخه شوالیه تاریکی آن سال گذشته لقب دومین فیلم سینمایی پرفروش دنیا را کسب کرد،در کنار اسپایدرمن می تواند مخاطبان بیشتری را جذب کند. از بحث کلیشه ای درباره ستاره بودن این شخصیت و اینکه هر کدام از آنها می توانند طرفداران خود را به صف سینما و تلویزیون بکشانند می گذریم چون از حوصله مطلب خارج است.

امسال غیر از شیرفرهاد برره ای که به عنوان یک کارکتر پرکشش و جذاب به قسمت آخر سریال مرد 2 هزار چهره اضافه شد؛شخصیت ستاره دیگری هم بود و آن کسی نبود جز "زی زی گولو" که در مجموعه "کلاه قرمزی88" در کنار شخصیت ستاره دیگری یعنی کلاه قرمزی ظاهر شد.

 

در کنار هم قرار گرفتن 2 شخصیت مجزای عروسکی به خودی خود بسیار جذاب و تاثیرگذار است.هر کدام از این 2 شخصیت دنیایی از عوامل پیدا و ناپیدا در بطن خود دارند و جمع این 2 می تواند مخاطب حداکثری را پدید بیاورد.

استفاده و نگاه درست به جمع 2 یا چند شخصیت ستاره می تواند برای سینما و تلویزیون ما بسیار تاثیرگذار باشد.در کنار هم قرار گرفتن "شخصیت های ستاره" خیلی بهتر از بازیگران ستاره می تواند جواب بدهد.ادامه تریلوژی پرمخاطب هم بخشی از روند ادامه سازی و استفاده از شخصیت های جذاب در سینما و تلویزیون است.

 

امسال شاهد یک نوع نگاه جدید در ساخت فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی بودیم.اکران دومین قسمت از تریلوژی پرفروش "اخراجی ها"(که با فروش 3 میلیاردی خود چشم ها را خیره کرد) و استفاده از شخصیت های ستاره در سریال های تلویزیونی نشان از نوعی نگاه جدید در منظر کارگردانان ایرانی بود.البته این شائبه ممکن است پیش بیاید که این نگاه تقلیدی از نوع نگاه هالیوودی به آثار هنری است.نمی توان به طور قطع این نگاه را هالیوودی خواند چون هر کشوری با توجه به پتانسیل های موجود در جامعه و مخاطبان در گذر زمان تصمیم های متفاوتی ممکن است اتخاذ کند و این نگاه حتما نگاه هالیوودی نیست.

 

ما چنین حرکت هایی را به فال نیک می گیریم...شما چطور؟


*دیروز هنر هفتم وارد 5 سالگی شد . . .مبارکه؟ 

 

 


آخرین پست ها