فارسی از زبان دیگران . . .

یادداشتی در رابطه با راه اندازی BBC فارسی و...

----------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

----------------------------

 

قدم نو رسیده مبارک ! این تبریک را باید به چه کسانی بگوییم؟ به رئیس دفتر بی بی سی؟ به خبرنگاران بدون مرز؟ راه دور نروید...این تبریک را باید به مسئولان رسانه ملی خودمان بگوییم که دومین طفل نامشروع در نتیجه عملکرد بد و انتقاد برانگیزشان به دنیای رسانه آمد.حالا به جای رقابت شبکه های داخلی برای جذب مخاطب باید منتظر رقابت نفس گیر تلویزیون های فارسی زبان برون مرزی باشیم تا ببینیم کدامیک می توانند این مخاطب گریزپای ایرانی را مجذوب خود کنند.

پس از BBC عرب حالا با توجه به نیاز مخاطب ایرانی،بی بی سی فارسی هم راه اندازی شد تا پاسخی باشد بر نیاز رسانه ای آنهایی که نمی خواهند فقط یک صدا بشنوند.

BBC فارسی در همان ابتدای امر شعار و هدف اصلی خود را به صراحت بیان کرد:

 

"دنیا را پیش شما می آوریم و شما را به تماشای دنیا می بریم"

 

"بی بی سی فارسی یعنی فرهنگ،یعنی هنر، در یک کلام یعنی زندگی"

 

دور از انتظار نبود که مخاطب ایرانی هم خوراک خود را از رسانه بگیرد و "گوش به رسانه" زندگی کند.حرف هایی که چند سال پیش می زدیم حالا مثل یک نوار ضبط شده، دوباره در گوش تکرار می شود:

 

"اگر مسئولان رسانه ملی فکری به حال برنامه ها و سلایق مخاطبانشان نکنند؛دیر یا زود آنها را از دست خواهند داد و مخاطب ایرانی با فشار دادن یک کلید به دنیای مورد علاقه و محدود نشده اش می رود"

 

اما ما هنوز خوابیم...البته ما که نه! شاید بهتر بگوییم "مسئولین" در خواب غفلتی به سر می برند که شاید حالا حالاها نخواهند از آن بیدار شوند.

ما هیچ کاری برای جذب مخاطب نکردیم.باور نکردیم که رسانه رکن اول دموکراسی است.به جای اینکه نمودار مخاطبان روز به روز بیشتر شود؛کمتر شد و سیر نزولی بر خود گرفت.هنوز یاد نگرفته ایم که در این دنیای رسانه ها که بیشتر به دنیای مکاره شبیه است،برخورد قهر آمیز فایده ای ندارد.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با قاطعیت جلوی باز شدن دفتر بی بی سی فارسی را در تهران می گیرد.وزارت اطلاعات راه اندازی این شبکه را خطری علیه امنیت ملی تلقی می کند...بدون اینکه در نظر بگیریم که واقعا خودمان برای مخاطب چه کاری انجام دادیم،قضاوت می کنیم و حکم می دهیم.

رسانه ملی همیشه از مردم و شبکه های تلویزیونی برون مرزی(آنهایی که سرشان به تنشان می ارزد!) یک گام عقب تر بوده است.هیچ خلاقیتی از خود ندارد.انگار همه دست به دست هم داده اند تا رسانه ملی روز به روز محدود تر بشود.در قانون اساسی کشور ما آمده است که راه اندازی تلویزیون خصوصی به طور کلی ممنوع است.

نمی دانم قصد آن قانون گذاران از لحاظ کردن این بند در قانون اساسی این کشور چه بوده اما در نظر خیلی ها همین چند کلمه،بند و تبصره یعنی بستن زبان رسانه ای یک کشور.یعنی محدودیت.

وقتی رسانه ملی یکه تاز عرصه خویش است و رقیبی در داخل ندارد،وقتی رسانه برای ملی بودن، محدود می شود؛نمی توان انتظار داشت که هر صدایی و طرز فکری اجازه انتشار پیدا کند.رسانه ملی به ذات اینچنینی خود نمی تواند باز عمل کند.برای انتشار صدای مخالف یا حداقل متفاوت نیاز به یک بستر باز در رسانه احساس می شود اما ما به حکم قانون خود را محدود کرده ایم.

قانون اساسی یک کشور حکم الهی نیست و نمی تواند برای همیشه ثابت بماند.می توان آن را در شرایط زمان-مکان مورد بازبینی قرار داد و اصلاح کرد.ما از چندین سال پیش یعنی از شروع دهه 80 نیاز به بازنگری در قانون اساسی در پاره ای مسائل داشتیم اما به هر دلیل این اتفاق محقق نشد.

بازنگری قانون اساسی در این مورد که راه اندازی شبکه تلویزیونی و رادیویی خصوصی ممنوع است باید از چندین سال پیش در دستور کار قرار می گرقت اما هر بار این موضوع مطرح شد،به بایگانی سکوت پیوست و کسی دیگر از آن چیزی نگفت تا بدین روز که هنوز این اتفاق نیفتاده است.اما نگرانی اصلی از آن روزی ست که نوشدارو پس از مرگ سهراب برسد . . .

ریزش مخاطب رسانه ملی جدی است اما کسی این حرف را جدی نمی گیرد.انگار فقط آدم بدها ماهواره دارند و شبکه های برون مرزی را تماشا می کنند ! مرزبندی رومی-زنگی نتیجه تفکر کسانی ست که روزی نتیجه بد آن را خواهند دید.

بهتر است چشمانمان را بیشتر باز کنیم و دور و اطراف مان را بهتر ببینیم.

ببینیم که واقعا دارد چه اتفاقی می افتد؟ آیا رضایت مخاطب رسانه مهم نیست؟...به خودمان بیاییم و اتفاقات دور و برمان را ساده انگارانه نپنداریم.

به نظر من مسئولان رسانه ملی الان با 3 گزینه مواجه اند:

1-عملکرد رسانه ملی را به سرعت بهبود بخشند و مخاطب از دست رفته شان را بازگردانند

2-بازنگری کلی در قانون انجام دهند و اجازه دهند تلویزیون های خصوصی (که هنوز معلوم نیست جایگاهشان در اصل معروف 44!! در ایران پا بگیرند.

3-نظاره گر بمانند!! به هر حال یک اتفاقی می افتد دیگر !

 

پی نوشت(1):

شاید پیش خود اینطور گمان بردید که من با BBC فارسی و دیگر رسانه های برون مرزی مخالفم اما اینطور نیست.من ورود BBC فارسی را خوشآمد می گویم.هر چه باشد بی بی سی یک شبکه تلویزیونی حرفه ای ست و آنها کار خود را خوب بلدند.امیدوارم با راه اندازی این شبکه ،مسئولان ما تکانی به خود بدهند تا خواب خوش شان به خواب اصحاب کهف طعنه نزند !!

 

پی نوشت(2):

منتظر CNN فارسی و TRT فارسی باشید !  این بازی تازه دارد گرم می شود . . .


آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic